نقد و بررسی
نقد Come and Get It | 1936
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبی؛ نیروی محرک و سرچشمه زخم «Come and Get It» در ظاهر ملودرامی عاشقانه درباره مردی است که میان عشق و جاهطلبی یکی را برمیگزیند؛ اما نیروی اصلی فیلم در پیامدهای دیررس همین انتخاب نهفته است. بارنی گلاسگو در جوانی میخواهد از کارگری ساده به جایگاهی بلند در صنعت چوب برسد. برای رسیدن به این هدف، رابطهاش با لوتا، آوازخوان میخانه، را کنار میگذارد و با دختر رئیسش ازدواج میکند؛ تصمیمی که به او امکان پیشرفت میدهد، اما چیزی را نیز در زندگیاش برای همیشه ناتمام میگذارد.
فیلم این انتخاب را صرفاً به شکل خطایی عاشقانه عرضه نمیکند. بارنی بهراستی بلندپرواز است و خواستهاش برای قدرت و موفقیت، بخشی جداییناپذیر از شخصیت اوست. کشش دراماتیک از آنجا پدید میآید که تماشاگر میتواند منطق تصمیمش را بفهمد، بیآنکه ضرورتاً آن را بپذیرد. دستاورد بارنی به بهای کنار زدن عاطفه به دست میآید؛ و سالها بعد، هنگامی که گذشته دوباره به زندگیاش راه مییابد، روشن میشود که موفقیت اقتصادی نتوانسته است انتخاب او را بیاثر کند.
بارنی گلاسگو؛ مردی میان اقتدار و پشیمانی بارنی از شخصیتهای ساده و یکسویه نیست. او نه قهرمانی آرمانی است و نه شروری که بتوان بهآسانی محکومش کرد. در آغاز، ارادهاش برای ترقی با نیرویی خشن و بیملاحظه همراه است؛ مردی که به آینده میاندیشد و حاضر است برای رسیدن به آن از آنچه دوست دارد فاصله بگیرد.
با گذر سالها، همین اراده به ثروت و نفوذ تبدیل میشود، اما از شخصیتش چیزی کم نمیکند: او همچنان مردی است که میخواهد جهان را به خواست خود شکل دهد. جذابیت نقش در تضاد میان توانایی او برای فرمانروایی بر محیط و ناتوانیاش در بازگرداندن گذشته است. بارنی میتواند کسبوکارش را گسترش دهد و بر اطرافیان اثر بگذارد، اما نمیتواند زمان را به عقب ببرد یا معنای تصمیم جوانیاش را عوض کند.
« بارنی گلاسگو در جوانی میخواهد از کارگری ساده به جایگاهی بلند در صنعت چوب برسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشت دختر لوتا این تناقض را آشکارتر میکند. علاقه تازه بارنی فقط دلبستگی به زنی جوان نیست؛ در آن، خاطره رابطهای ازدسترفته و وسوسه مواجهه دوباره با زندگی دیگری که میتوانست داشته باشد نیز حضور دارد. گذشتهای که در چهرهای تازه بازمیگردد شباهت دختر لوتا به مادرش یکی از سازوکارهای محوری و در عین حال ظریف فیلم است.
گذشته در اینجا تنها از راه یادآوری و گفتوگو بازنمیگردد؛ صورت و حضور زنی جوان، خاطره را به اکنون میآورد. این شباهت، رابطه بارنی با دختر را از یک دلدادگی معمول فراتر میبرد و آن را به مواجههای با انتخاب قدیمیاش بدل میکند. تماشاگر میبیند که احساس کنونی بارنی با خاطره لوتا درهم تنیده است و همین آمیختگی، پرسشی اخلاقی و روانشناختی میسازد: او تا چه اندازه با خودِ این دختر روبهروست و تا چه اندازه در جستوجوی بازسازی گذشته؟
در برابر این کشش، حضور پسر بارنی نیز تنش را پیچیدهتر میکند. رقابت پدر و پسر برای جلب محبت زنی واحد، داستان را به سطحی خانوادگی و نسلی میکشاند. گذشته بارنی دیگر مسئلهای خصوصی نیست؛ تصمیمهای او در روابط نسل بعد نیز بازتاب مییابد. فیلم به این ترتیب، عشق را نه در خلأ، بلکه در شبکهای از خاطره، قدرت، خویشاوندی و پیامدهای انتخاب نشان میدهد.
جنگل و صنعت چوب؛ منظرهای خشن برای درامی انسانی یکی از امتیازهای متمایز فیلم، قرار دادن ملودرام در فضای چوببری است. جهان کارگران، ابزارهای سنگین و طبیعتی که پیوسته به منبع سود تبدیل میشود، به داستان بافتی ملموس میبخشد. این فضا صرفاً پسزمینهای دیدنی نیست؛ منطق آن با شخصیت بارنی پیوند دارد.
« بازگشت دختر لوتا این تناقض را آشکارتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
همانگونه که او برای پیشرفت، منابع و روابط را در چارچوب هدف خود میسنجد، صنعت چوب نیز جنگل را به ماده خامی برای تولید و ثروت بدل میکند. در دل این محیط، تضاد میان نیروی انسانی و طبیعت معنای بیشتری پیدا میکند. کار چوببری مستلزم جسارت و خطرپذیری است و فیلم از همین خشونت جسمانی برای ساختن تصویری از مردانگی و قدرت بهره میگیرد.
بااینحال، فضای خشن تنها به هیجان صحنههای کار محدود نمیماند؛ در کنار روابط عاطفی، احساسی از فرسایش نیز میآفریند. چیزهایی که با شتاب بریده و مصرف میشوند، یادآور فرصتهایی هستند که شخصیتها نیز در زندگی خود از دست میدهند. ساختار روایی و گذر زمان روایت با پیوند زدن دورههای مختلف زندگی بارنی، مسیر تبدیل او از کارگری بلندپرواز به مردی ثروتمند را در برابر تماشاگر میگذارد.
این جهش زمانی امکان میدهد رابطه میان تصمیم اولیه و بحران متأخر بهروشنی دیده شود: آنچه در جوانی انتخابی حسابگرانه به نظر میرسید، با گذر زمان به پرسشی عاطفی و اخلاقی بدل میشود. گذشته و حال بهجای آنکه دو بخش جداگانه باشند، در یکدیگر نفوذ میکنند و معنای رویدادهای پیشین را تغییر میدهند.
فشردهسازی چندین دهه در قالب یک فیلم بلند، البته هزینههایی دارد. برخی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای رشد مستقل پیدا نمیکنند و تغییرات بزرگ زندگی گاه سریعتر از آنچه برای پرداخت کامل لازم است رخ میدهند. با وجود این، تمرکز بر بارنی به روایت انسجام میدهد: داستان بیش از آنکه گزارشی فراگیر از یک دوره تاریخی باشد، پرتره مردی است که دستاوردهایش را نمیتواند از بهای انسانی آنها جدا کند.
« در دل این محیط، تضاد میان نیروی انسانی و طبیعت معنای بیشتری پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگری و لحن ملودراماتیک بازی Edward Arnold در نقش بارنی بر سنگینی حضور و اعتمادبهنفس مردی استوار است که به قدرت خود خو گرفته. او شخصیت را صرفاً با فوران احساسات نمیسازد؛ اقتدار بارنی در طرز نگاه و شیوه مواجههاش با دیگران نیز دیده میشود. همین خویشتنداری، لحظههایی را که پشیمانی یا تردید از زیر سطح رفتار او سر برمیآورد، مؤثرتر میکند.
Frances Farmer در نقش لوتا و دخترش، به پیوند دو نسل و سایهافکندن گذشته بر اکنون یاری میرساند. Walter Brennan نیز در نقش سوان، حضوری گرم و انسانی به فضای آکنده از رقابت میبخشد؛ بازی او از آن جهت اهمیت دارد که فیلم را از محصور شدن کامل در کشمکش بارنی بیرون میآورد. در مجموع، بازیها به درام وزن میدهند، هرچند لحن فیلم گاه به سوی احساسات پررنگ و موقعیتهای اغراقآمیز میل میکند.
این گرایش، نقطهضعف اصلی اثر نیز هست. بعضی کشمکشهای عاطفی بیش از اندازه صریح و ملودراماتیکاند و گاه پیچیدگی رابطهها جای خود را به تأکیدهای آشکار نمایشی میدهد. بااینهمه، چون هسته داستان بر حسرت و پیامدهای انتخاب استوار است، این اغراق همیشه از جهان فیلم بیرون نمیزند؛ بیشتر نشان میدهد که اثر گاهی بهجای اعتماد کامل به سکوت و ظرافت، احساساتش را با صدای بلند بیان میکند.
میراث، مسئولیت و معنای موفقیت یکی از لایههای مهم فیلم، اختلاف میان بارنی و پسرش درباره شیوه اداره صنعت و برخورد با جنگلهاست. این تعارض، دنبالهای معنایی برای کشمکش خانوادگی به شمار میرود. بارنی نماینده نسلی است که موفقیت را در گسترش کسبوکار و تسلط بر منابع میبیند؛ پسرش در برابر پیامدهای این شیوه میایستد.
« همین خویشتنداری، لحظههایی را که پشیمانی یا تردید از زیر سطح رفتار او سر برمیآورد، مؤثرتر میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، مسئله فقط رقابت بر سر عشق نیست، بلکه اختلافی درباره مسئولیت، آینده و آن چیزی است که هر نسل از نسل پیشین به ارث میبرد. فیلم این بحث را به خطابهای مستقیم تبدیل نمیکند، اما آن را در بافت داستان نگه میدارد. ثروت بارنی نشانه کامیابی است و همزمان ردّ انتخابهایی که بر دیگران و محیط پیرامونش اثر گذاشتهاند.
از این منظر، عنوان فیلم نیز طنینی دوگانه دارد: دعوت به تصاحب و بهدستآوردن، اما بیآنکه بپرسد آنچه به دست میآید چه بهایی دارد و چه چیزی در مسیر تصاحب از میان میرود. جمعبندی «Come and Get It» ملودرامی است که جذابیتش از برخورد عشق، جاهطلبی و حافظه سرچشمه میگیرد. بارنی گلاسگو مردی موفق است، اما موفقیت او گذشته را خاموش نکرده؛ برعکس، سالها بعد همان گذشته در قالب بحرانی تازه به زندگیاش بازمیگردد.
فضای چوببری به روایت هویتی متمایز میدهد و بازیها، بهویژه حضور پرقدرت بارنی و گرمای سوان، از وزن انسانی داستان پشتیبانی میکنند. اثر در بعضی لحظهها به اغراق ملودراماتیک نزدیک میشود و شتاب روایت مجال پرداخت برابر به همه شخصیتها را محدود میکند؛ بااینحال، مرکز عاطفی آن همچنان استوار میماند.
ارزش فیلم در این است که انتخابهای حسابگرانه را نه با حکم اخلاقی ساده، بلکه از راه پیامدهای دیرپای آنها بررسی میکند. حاصل، داستانی درباره مردی است که به آنچه میخواست دست یافت، اما هرگز نتوانست از پرسشِ آنچه برای رسیدن به آن رها کرد، بگریزد.
« فیلم این بحث را به خطابهای مستقیم تبدیل نمیکند، اما آن را در بافت داستان نگه میدارد. »



ثبت دیدگاه