نقد و بررسی
نقد Colette | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی که از حاشیه به متن میآید «کولت» ساختهٔ واش وستمورلند، زندگی سیدونی-گابریل کولت را در دورهای دنبال میکند که تجربههای شخصی و توانایی ادبی او در سایهٔ نام همسرش، ویلی، قرار میگیرند. فیلم از ازدواج و مهاجرت کولت به پاریس آغاز میکند و بهتدریج نشان میدهد چگونه دختری برخاسته از محیطی روستایی، در فضایی پرجنبوجوش و مردسالار، به نویسندهای بدل میشود که صدایش را نمیتوان برای همیشه از آنِ دیگری دانست.
هستهٔ دراماتیک اثر صرفاً داستان موفقیت یک نویسنده نیست؛ مسئله، مالکیت است: چه کسی صاحب اثری است که نوشته، چه کسی از شهرتش بهره میبرد و چه کسی حق دارد نام خود را بر آن بگذارد؟ فیلم این پرسش را در قالب رابطهای زناشویی طرح میکند؛ رابطهای که در آن محبت، وابستگی، قدرت و بهرهکشی درهم تنیدهاند.
همین پیوند میان زندگی خصوصی و آفرینش هنری، به روایت نیرویی فراتر از یک زندگینامهٔ متعارف میبخشد. نویسندگی بهمثابه کشمکش بر سر هویت نخستین جذابیت فیلم در آن است که نوشتن را نه فعالیتی آرام و دور از جهان، بلکه میدان نبردی میبیند. کولت داستانی خلق میکند که از حافظه و تخیل خودش نیرو میگیرد؛ اما موفقیت اثر به نام مردی ثبت میشود که نویسندهٔ واقعی آن نیست.
« همین پیوند میان زندگی خصوصی و آفرینش هنری، به روایت نیرویی فراتر از یک زندگینامهٔ متعارف میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تناقض تلخ ماجرا در این است که صدای کولت از راه همان اثری به گوش عموم میرسد که دیگران میکوشند آن را از او جدا کنند. فیلم بهخوبی نشان میدهد چگونه «کلودین»، شخصیت داستانی کولت، به امتدادی از خود او تبدیل میشود؛ چهرهای سرزنده و جسور که امکانهایی را به نمایش میگذارد که در زندگی روزمره محدود شدهاند.
با این حال، اثر گاهی بیش از آنکه به فرایند خلاقیت و پیچیدگیهای آن نزدیک شود، بر کشمکش بیرونیِ حقطلبی تکیه میکند. در نتیجه، لحظههای شکلگیری صدای ادبی کولت تأثیرگذارند، اما تماشاگر همیشه فرصت نمییابد در جهان ذهنی او بهاندازهٔ کافی مکث کند. کیرا نایتلی و شکلگیری یک حضور کیرا نایتلی در نقش کولت، شور و سرزندگی شخصیت را بهخوبی به صحنه میآورد.
بازی او بر تضاد میان هوش و شوخطبعی از یک سو، و موقعیت محدود و نابرابر شخصیت از سوی دیگر استوار است. کولت در این اجرا نه قربانیای خاموش است و نه قهرمانی بینقص؛ او گاه جسور و سرسخت است و گاه در برابر مناسبات عاطفی و اجتماعیای که در آن گرفتار شده، آسیبپذیر میماند. این ترکیب، تحول او را باورپذیرتر میکند.
« کیرا نایتلی و شکلگیری یک حضور کیرا نایتلی در نقش کولت، شور و سرزندگی شخصیت را بهخوبی به صحنه میآورد. »
شخصیتها و اجرا
نایتلی در لحظههایی که کولت مینویسد یا در جمع دیگران ظاهر میشود، شخصیتی میسازد که حضورش بهآسانی از قاب بیرون نمیرود. بازی او بهویژه در تغییر تدریجی نگاه کولت به توانایی و جایگاه خودش اثرگذار است: استقلال در اینجا تصمیمی ناگهانی نیست، بلکه شناختی است که آرامآرام به مطالبه بدل میشود.
در برابر او، دومینیک وست ویلی را با نوعی جذابیت خودخواهانه تصویر میکند؛ مردی که میتواند گرم و متقاعدکننده به نظر برسد، اما تواناییهای همسرش را نیز در خدمت منافع خویش میگیرد. این دوگانگی، رابطهٔ مرکزی فیلم را از ستیزی ساده میان «خوب» و «بد» پیچیدهتر میسازد. پاریس؛ صحنهای برای نمایش و نظارت فضای پاریس در فیلم صرفاً پسزمینهای باشکوه نیست؛ شهری است که امکان دیدهشدن را فراهم میکند و همزمان قواعد سختگیرانهٔ دیدهشدن را تحمیل میسازد.
سالنهای ادبی، محفلهای اجتماعی و صحنههای عمومی، جایی هستند که شهرت ساخته میشود؛ اما شهرت نیز میتواند به کالایی بدل شود که دیگران آن را مدیریت میکنند. کولت در این محیط نهفقط با همسرش، بلکه با انتظارات اجتماعی دربارهٔ زنانگی، ازدواج و رفتار پذیرفتنی روبهروست. فیلم همچنین به تجربههای عاطفی و جنسی کولت و به محدودیتهای هنجارهای جنسیتی اشاره میکند.
« این دوگانگی، رابطهٔ مرکزی فیلم را از ستیزی ساده میان «خوب» و «بد» پیچیدهتر میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این بخشها به اثر بُعدی فراتر از مسئلهٔ اعتبار ادبی میدهند: آزادیِ بیانِ خویشتن تنها به نوشتن محدود نیست، بلکه بدن، میل و شیوهٔ حضور در جامعه را نیز دربرمیگیرد. بااینحال، پرداخت این موضوعات همیشه همسنگ اهمیتشان نیست. برخی ایدهها مطرح میشوند، اما بهسرعت در مسیر اصلی روایت حل میشوند و فیلم مجال کافی برای کاوش عمیقتر در پیامدهایشان نمییابد.
لباس، نور و بافت تاریخی یکی از دلنشینترین وجوه «کولت» طراحی صحنه و لباس آن است. پوشش شخصیتها تنها نشانهای از دورهٔ تاریخی نیست؛ به تعریف تفاوتهای فردی و جایگاه اجتماعی آنان نیز کمک میکند. لباسهای کولت، بهویژه، در برابر قواعد رایج نوعی بیان شخصیتاند: او در ظاهر نیز بهتدریج راه خود را از انتظارات دیگران جدا میکند.
دکورها و بافت بصری فیلم فضایی میسازند که هم آراسته است و هم گاه خفقانآور؛ زیبایی محیط، نابرابریهای پنهان در آن را از میان نمیبرد. نورپردازی و قاببندی نیز به لحظههای نوشتن حالوهوایی صمیمی میبخشند. صفحه، قلم و حرکت دست گاه همچون ابزارهای کوچک اما تعیینکنندهٔ استقلال جلوه میکنند.
« بااینحال، پرداخت این موضوعات همیشه همسنگ اهمیتشان نیست. »
قوتها و کاستیها
این توجه بصری سبب میشود فیلم حتی در بخشهایی که روایتش کمتحرک میشود، از نظر تصویر جذاب باقی بماند. موسیقی و فضای دورهای نیز به جهان اثر انسجام میدهند، هرچند زیبایی ظاهری گاهی بیش از آنکه به پیچیدگی درونی شخصیتها راه ببرد، نقش آرایهای چشمنواز پیدا میکند. ریتم و محدودیتهای روایت زندگینامهای بزرگترین کاستی فیلم در ریتم آن آشکار میشود.
بعضی صحنهها بیش از اندازه در یک وضعیت میمانند و بخشهایی از روایت، بهجای آنکه تنش را افزایش دهند، آن را تکرار میکنند. تماشاگر زود درمییابد که کولت در رابطهای نابرابر قرار دارد و توانایی ادبیاش به رسمیت شناخته نمیشود؛ اما فیلم گاه برای بازگویی این وضعیت، از مسیرهای مشابه عبور میکند.
این تکرارها باعث میشوند داستان در بخشهایی کشدار و کمشتاب به نظر برسد. رویکرد زندگینامهای نیز محدودیت دیگری پدید میآورد. فیلم میخواهد چندین سال تحول شخصی، رابطهای و هنری را در زمانی فشرده جای دهد و در نتیجه، برخی شخصیتهای فرعی و خردهروایتها نیمهتمام میمانند. طرح مسئلههای مهمی چون اقتدار مردانه، هویت جنسیتی و آزادی هنری، بدون آنکه همیشه فرصت پرداخت کافی بیابند، پراکندگی ایجاد میکند.
« این توجه بصری سبب میشود فیلم حتی در بخشهایی که روایتش کمتحرک میشود، از نظر تصویر جذاب باقی بماند. »
جمعبندی
اثر در بهترین لحظاتش دقیق و پرانرژی است، اما در مجموع گاهی به خطی هموار از رویدادها نزدیک میشود و از آشفتگیها و تناقضهایی که زندگی واقعی را شکل میدهند فاصله میگیرد. جمعبندی «کولت» در روایت زنی که میکوشد مالک صدای خویش شود، اثری دیدنی و الهامبخش است. بازی پرشور کیرا نایتلی، طراحی لباس و فضاسازی دورهای، و توجه فیلم به پیوند میان آفرینش هنری و قدرت اجتماعی، آن را از یک زندگینامهٔ صرفاً تزئینی فراتر میبرند.
در عین حال، ریتم نابرابر و پرداخت گاه سطحیِ موضوعات و شخصیتهای فرعی مانع میشود اثر به تمام ظرفیت خود برسد. با وجود این کاستیها، فیلم در پرسش محوریاش روشن و مؤثر است: وقتی اثری از تجربه و تخیل یک نفر زاده میشود، نام چه کسی باید پای آن قرار گیرد؟ «کولت» پاسخ را نه فقط در شهرت، بلکه در حقِ تعریفکردن خویشتن میجوید.
از این رو، جذابیت ماندگارش در نمایش لحظهای است که نویسنده از موضوعِ روایت دیگران بودن، به صاحبِ روایت خود تبدیل میشود.
« جمعبندی «کولت» در روایت زنی که میکوشد مالک صدای خویش شود، اثری دیدنی و الهامبخش است. »



ثبت دیدگاه