نقد و بررسی
نقد سرقت سکه (Coin Heist) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف برای یک سرقت نوجوانانه «Coin Heist» ساختهٔ Emily Hagins، فیلمی جنایی و نوجوانانه است که از ترکیب دو قلمرو آشنا نیرو میگیرد: بحران مدرسه و نقشهای جسورانه برای دستبرد به ضرابخانهٔ ایالات متحده. چهار دانشآموز با پیشینهها و تواناییهای متفاوت، پس از آنکه اختلاس میلیونها دلار مدرسهشان را در معرض تعطیلی قرار میدهد، تصمیم میگیرند با ساخت سکههای کمیاب پول لازم را فراهم کنند.
ایده بهخودیخود کنجکاویبرانگیز است: سرقت نه از بانک یا جواهرفروشی، بلکه از نهادی که خود پول را تولید میکند. همین وارونگی خلاقانه، از همان آغاز برای فیلم امتیازی مهم به شمار میآید. بااینحال، جذابیت طرح همیشه به معنای استحکام آن نیست. داستان برای آنکه نقشه را پیش ببرد، از مخاطب میخواهد بپذیرد که گروهی از نوجوانان حاضرند آینده و آزادی خود را به خطر اندازند تا مدرسهشان را نجات دهند.
این انگیزه میتواند از نظر عاطفی اثرگذار باشد، اما فیلم گاه بیش از آنکه آن را با جزئیات و کشمکش درونی بسازد، بهسرعت از آن بهعنوان سکوی پرتاب ماجرا استفاده میکند. نتیجه، طرحی است که در سطح ایده پرکششتر از برخی اجزای اجرایی خود باقی میماند. چهار نوجوان و نیروی بازیگری یکی از ستونهای اصلی فیلم، کنار هم نشاندن چهار نوجوانی است که در حالت عادی احتمالاً مسیرهای مشترکی نداشتند.
آلیسِ هکر، جیسونِ گرفتار در سایهٔ پدر، داکوتای منظم و قاطع و بنیِ برخوردار از تواناییهای فنی، هرکدام نقش متفاوتی در گروه دارند. این تفاوتها بهسرعت ترکیبی بالقوه سرگرمکننده میسازند: هر شخصیت چیزی میداند که دیگران از آن بیبهرهاند و همکاریشان باید بر پایهٔ همین نیاز متقابل شکل بگیرد.
« ایده بهخودیخود کنجکاویبرانگیز است: سرقت نه از بانک یا جواهرفروشی، بلکه از نهادی که خود پول را تولید میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازیگران جوان به این ترکیب انرژی میدهند و مانع میشوند شخصیتها صرفاً مهرههایی برای اجرای نقشه باشند. Alexis G. Zall در نقش آلیس، اعتمادبهنفس و هوش شخصیت را با حضوری زنده همراه میکند؛ Sasha Pieterse نیز به داکوتا قاطعیتی میبخشد که او را از کلیشهٔ «دانشآموز کامل» تا اندازهای دور میکند.
Alex Saxon و Jay Walker هم در ایجاد تعادل گروه نقش دارند. بااینهمه، توان بازیگران همیشه از محدودیت متن فراتر نمیرود. شخصیتها گاهی بیش از آنکه از مسیر انتخابها و دگرگونیهایشان شناخته شوند، با برچسبهای اولیه معرفی میشوند؛ بنابراین پیوند عاطفی مخاطب با آنان عمیق و یکدست نمیشود.
سرقتی که بیشتر در وعده میدرخشد بخشهای مرتبط با ضرابخانه، از جذابترین لحظههای فیلماند. محیطی تخصصی و دور از دسترس، به نقشه حالوهوایی تازه میدهد و مفهوم ساخت سکههای ارزشمند، نسبت به سرقتهای متعارف سینمایی رنگی متفاوت دارد. فیلم میکوشد از مهارتهای هر عضو گروه برای پیشبرد عملیات استفاده کند و همین تقسیم وظایف، حس مشارکت و همکاری را تقویت میکند.
در صحنههای نفوذ، تعلیق گاه بهخوبی شکل میگیرد و مخاطب را با این پرسش همراه میکند که آیا نقشه از مرحلهٔ خیال فراتر خواهد رفت یا نه. اما فیلم در ساختن یک تجربهٔ سرقتی پیوسته و پیچیده، همیشه موفق نیست. برخی مراحل عملیات بیش از آنکه حاصل برنامهریزی دقیق و موانع فزاینده باشند، با سهولت و شتاب پیش میروند.
« بازیگران جوان به این ترکیب انرژی میدهند و مانع میشوند شخصیتها صرفاً مهرههایی برای اجرای نقشه باشند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، فاصلهای میان بزرگی خطر و دشواری اجرای آن احساس میشود. هرچه نقشه ناممکنتر به نظر برسد، فیلم باید بیشتر نشان دهد که شخصیتها چگونه با محدودیتها، خطاها و پیامدهای احتمالی روبهرو میشوند؛ «Coin Heist» گاهی این فرصت را از دست میدهد و بهجای پرورش تعلیق، از کنار بعضی گرهها عبور میکند.
ریتم و تعادل میان ژانرها فیلم خود را میان چند لحن تقسیم میکند: سرقت، درام دبیرستانی، رابطههای عاطفی و داستان بلوغ. این ترکیب در اصل میتواند غنا و تنوع ایجاد کند، اما نتیجه به میزان هماهنگی اجزا وابسته است. در اینجا، خطهای عاشقانه گاه بیش از اندازه در مرکز توجه قرار میگیرند و تمرکز را از نقشهٔ اصلی میربایند.
رابطهها قرار است شخصیتها را انسانیتر کنند، ولی وقتی در لحظات حساس عملیات مجال زیادی میگیرند، ضربآهنگ ماجراجویی کند میشود. ریتم فیلم از همین ناهماهنگی آسیب میبیند. صحنههای نفوذ انرژی دارند، اما میان آنها بخشهایی طولانیتر و کمتحرکتر قرار میگیرد که نه بهاندازهٔ کافی بر تعلیق میافزایند و نه روابط را به مرحلهای تازه میرسانند.
فیلم در بهترین لحظهها از تضاد میان زندگی روزمرهٔ نوجوانان و جسارت نقشهاش نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظهها، این دو مسیر بهجای آنکه یکدیگر را غنی کنند، برای جلب توجه مخاطب رقابت میکنند. دیالوگها و محدودیت فیلمنامه ضعف آشکارتر «Coin Heist» در دیالوگها و پرداخت فیلمنامه است.
« در نتیجه، فاصلهای میان بزرگی خطر و دشواری اجرای آن احساس میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گفتوگوها گاهی تصنعیاند و بعضی شوخیها یا توضیحها چنان مستقیم بیان میشوند که بهجای طبیعیکردن موقعیت، ساختگیبودن آن را برجسته میکنند. در فیلمی که بخش مهمی از کشش آن باید از هوش، هماهنگی و اعتماد میان اعضای گروه برخیزد، دیالوگهای نامتقاعدکننده لطمهٔ مضاعفی میزنند: نهفقط باورپذیری روابط، بلکه اعتبار خود نقشه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
ساختار شخصیتپردازی هم گاهی به الگوهای آشنای درام نوجوانانه تکیه میکند. اعضای گروه با تفاوتهای روشن وارد داستان میشوند، اما فرصت کافی برای پیچیدهشدن و آشکارکردن تناقضهایشان ندارند. موضوع وفاداری و اعتماد، که میتوانست هستهٔ عاطفی فیلم باشد، در برخی لحظات بیشتر به کارکرد روایی محدود میماند تا تجربهای واقعاً دشوار و ملموس.
در مقابل، بازیگران با حضور خود به بخشهایی از متن جان میدهند و باعث میشوند حتی صحنههایی که روی کاغذ کمرمقاند، کاملاً بیاثر از کار درنیایند. مضمون مدرسه، قانون و وفاداری در پس ماجرای سکهها، پرسشی ساده اما جذاب قرار دارد: وقتی نهادی که باید از دانشآموزان حمایت کند، در بحران میافتد، آیا آنان وظیفهای اخلاقی برای نجاتش دارند؟
فیلم با قرار دادن نوجوانان در برابر فساد مالی بزرگسالان، مرز میان درست و نادرست را عمداً پیچیده میکند. انگیزهٔ گروه خیرخواهانه است، اما راهی که برمیگزینند قانونشکنی و خطرآفرین است. همین تضاد میتوانست زمینهای غنی برای بررسی عدالت، مسئولیت و پیامدهای تصمیمهای نسنجیده باشد. بااینحال، فیلم بیشتر به ماجراجویی و روابط میان جوانان علاقهمند است تا واکاوی کامل این پرسشها.
« ساختار شخصیتپردازی هم گاهی به الگوهای آشنای درام نوجوانانه تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
مسئلهٔ فساد و مسئولیت بزرگسالان گاه پسزمینهای برای آغاز نقشه باقی میماند، در حالی که میتوانست در برابر انتخابهای نوجوانان حضوری پررنگتر داشته باشد. بخش انسانی داستان، بیش از آنکه در استدلالهای اخلاقی شکل بگیرد، در آزمون اعتماد میان اعضای گروه نمود پیدا میکند؛ آزمونی که به شخصیتها فرصت میدهد بفهمند همکاری صرفاً کنار هم قرارگرفتن مهارتها نیست و نیازمند پذیرش خطر و مسئولیت مشترک نیز هست.
جمعبندی «Coin Heist» فیلمی است که ایدهٔ مرکزیاش از اجرای آن بهیادماندنیتر میماند. نقشهٔ ساخت سکههای کمیاب در ضرابخانه، گروهی متنوع از نوجوانان و چند صحنهٔ پرتنش، پایههایی برای یک سرگرمی خوشریتم فراهم میکنند. بازیگران جوان نیز به فیلم گرما و تحرک میبخشند و باعث میشوند تماشای مسیر گروه تا حدی لذتبخش باشد.
در سوی دیگر، دیالوگهای ناپخته، شخصیتپردازی محدود، کشآمدن بعضی بخشها و پررنگشدن رابطههای عاشقانه، مانع میشوند فیلم از ظرفیت طرحش بهطور کامل بهره ببرد. «Coin Heist» نه سرقتی پیچیده و بینقص میسازد و نه درام نوجوانانهای عمیق؛ اما میان این دو قلمرو لحظههایی دارد که کنجکاوی را زنده نگه میدارند.
حاصل، اثری نابرابر اما تماشایی است: فیلمی با طرحی متفاوت و انرژی بازیگران، که اگر در فیلمنامه و حفظ تمرکز خود محکمتر عمل میکرد، میتوانست بسیار اثرگذارتر باشد.
« جمعبندی «Coin Heist» فیلمی است که ایدهٔ مرکزیاش از اجرای آن بهیادماندنیتر میماند. »
ثبت دیدگاه