نقد و بررسی
نقد کد ۸ (Code 8) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که قدرت در آن امتیاز نیست «کد ۸» از فرضی آشنا آغاز میکند: گروهی از انسانها تواناییهایی فراتر از توان معمول دارند. اما فیلم بهجای آنکه این ویژگی را راهی برای قهرمانسازی یا نمایش قدرتهای پرزرقوبرق بداند، آن را در دل مسئلهای اجتماعی قرار میدهد. در شهر لینکلن، بسیاری از افراد دارای تواناییهای ویژه با فقر، بیکاری و بدگمانی عمومی روبهرو هستند؛ نیروی پلیس نیز برای کنترل آنان به ابزارهای نظارتی و نظامی متکی است.
این انتخاب، مسیر فیلم را از ماجرایی ابرقهرمانی به سوی درامی جنایی و علمیتخیلی میبرد؛ جایی که پرسش اصلی نه این است که «چه کسی نیرومندتر است؟»، بلکه این است که چه کسی حق دارد از قدرت خود استفاده کند و چه کسی برای زندهماندن ناچار به خطر کردن میشود. علمیتخیلی نزدیک به واقعیت جهان فیلم با وجود تواناییهای خارقالعاده، چندان دور از تجربهٔ اجتماعی آشنای ما به نظر نمیرسد.
قدرتها در اینجا موهبتی بیدردسر نیستند؛ آنها میتوانند فرد را از فرصتهای معمول زندگی محروم کنند و او را در معرض نظارت، سوءظن و تبعیض قرار دهند. همین پیوند میان امر ناممکن و مناسبات ملموس، یکی از موفقترین جنبههای «کد ۸» است. فیلم قوانین جهان خود را در خدمت قصه نگه میدارد، نه آنکه با توضیحهای طولانی و پیچیده، تماشاگر را از مسیر شخصیتها جدا کند.
« همین پیوند میان امر ناممکن و مناسبات ملموس، یکی از موفقترین جنبههای «کد ۸» است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، این جهانسازی بیش از آنکه کامل و همهجانبه باشد، طرحی فشرده از یک جامعهٔ نابرابر است. فیلم بهخوبی نشان میدهد که چگونه انگزنی و فقر میتوانند یکدیگر را تقویت کنند؛ اما گاهی از واکاوی پیامدهای این وضعیت عبور میکند تا زودتر به مسیر جنایی قصه برسد. از همین رو، بعضی از ایدههای اجتماعی فیلم ظرفیت گستردهتری از آنچه در روایت مجال بروز پیدا میکنند دارند.
کانر؛ میان مسئولیت و انتخاب محور عاطفی داستان، کانر است؛ کارگری که توانایی ویژه دارد، اما زندگی روزمرهاش بیش از آنکه به یک قهرمان شباهت داشته باشد، به مبارزهای خاموش برای گذران زندگی میماند. بیماری مادرش، نیاز مالی و نبود چشماندازی روشن، انتخابهای او را محدود میکند. فیلم تصمیم او برای همکاری با گروهی تبهکار را نه بهعنوان حرکتی ساده و بیهزینه، بلکه بهصورت لغزشی تدریجی به سوی خطری بزرگتر ترسیم میکند.
این تمرکز بر انگیزهٔ شخصی، به قصه گرمایی انسانی میبخشد و مانع میشود که کانر صرفاً ابزاری برای نمایش تواناییها باشد. رابطهٔ او با مادرش نیز بیش از آنکه به زینتی احساسی در حاشیهٔ ماجرای جنایی بدل شود، نیرویی برای فهم تصمیمهایش فراهم میآورد. با اینهمه، فیلم گاهی بیش از اندازه به نیت خیر شخصیت تکیه میکند و کمتر به پیچیدگی اخلاقی موقعیتی میپردازد که در آن، کمککردن به نزدیکان میتواند دیگران را هم در معرض آسیب قرار دهد.
« در عین حال، این جهانسازی بیش از آنکه کامل و همهجانبه باشد، طرحی فشرده از یک جامعهٔ نابرابر است. »
شخصیتها و اجرا
رابطهها و بار عاطفی داستان روابط میان شخصیتها از نقاط قوتی است که به فضای سرد و تیرهٔ فیلم تعادل میدهد. پیوند خانوادگی کانر، در کنار مناسباتش با افرادی که در جهان زیرزمینی شهر فعالیت میکنند، نشان میدهد که وفاداری و نیاز همیشه مرزهای روشن ندارند. در این فضا، اعتماد نه امری بدیهی، بلکه خطری حسابشده است.
همین تردید، به تعاملها کشش میدهد و به مخاطب یادآوری میکند که هر شخصیت از زاویهای متفاوت در پی رهایی از بنبست خود است. با این حال، برخی شخصیتهای فرعی بیشتر به کارکردهای روایی متکی میمانند تا به انسانهایی با جهان درونی مستقل. آنان گاهی برای پیشبرد ماجرا یا روشنکردن سویهای از جهان فیلم وارد صحنه میشوند، بیآنکه فرصت کافی برای پرورش فردیتشان داشته باشند.
این نابرابری در پرداخت، باعث میشود عاطفهٔ فیلم عمدتاً بر دوش چند شخصیت اصلی بماند. کارگردانی، فضا و ریتم جف چان فضای «کد ۸» را با تکیه بر خیابانها، محیطهای کاری و فضاهای کمزرقوبرق میسازد؛ محیطهایی که با حالوهوای فرسوده و نابرابر شهر سازگارند. فیلم نمیکوشد هر لحظه با جلوههای بصری پرشکوه تماشاگر را خیره کند.
« رابطهها و بار عاطفی داستان روابط میان شخصیتها از نقاط قوتی است که به فضای سرد و تیرهٔ فیلم تعادل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خویشتنداری، به باورپذیری جهان کمک میکند و قدرتهای ویژه را بخشی از زندگی روزمره نشان میدهد، نه تزئینی برای نمایشهای نمایشی. لحن تیره و پرتنش فیلم نیز با مضمون نظارت و بیاعتمادی هماهنگ است. با این همه، نیمهٔ نخست روایت برای استقرار شخصیتها و قواعد جهان زمان قابلتوجهی صرف میکند و در نتیجه، قصه دیرتر از انتظار جان میگیرد.
این کندی تا اندازهای به فضاسازی کمک میکند، اما همهٔ صحنههای مقدماتی از کشش یکسانی برخوردار نیستند. پس از شکلگرفتن مسیر جنایی، ریتم پرتحرکتر میشود؛ بااینحال، شتاب تازه همیشه به معنای غافلگیری روایی نیست. اکشن در سایهٔ ایدهها یکی از تضادهای اصلی فیلم آن است که جهان و پرسشهایش گاه از صحنههای اکشن جذابترند.
تواناییهای شخصیتها امکان طراحی موقعیتهایی متفاوت را فراهم میکند، اما اجرای برخی رویاروییها از ظرفیت همین ایدهها فراتر نمیرود. در بخشهایی، تعقیبوگریزها و درگیریها شکل آشنای فیلمهای جنایی را به خود میگیرند و کمتر از قواعد ویژهٔ دنیای داستان بهره میبرند. این ضعف به معنای بیاثر بودن تعلیق نیست.
« لحن تیره و پرتنش فیلم نیز با مضمون نظارت و بیاعتمادی هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
خطرِ کشفشدن، پیامد تصمیمهای کانر و حضور نیرویی که شهروندان را زیر نظر دارد، در سراسر فیلم تنشی مداوم میسازد. اما هیجان اثر بیشتر از موقعیت اخلاقی و اجتماعی شخصیتها سرچشمه میگیرد تا از طراحی خلاقانهٔ صحنههای مبارزه. در نتیجه، اگر انتظار تماشاگر یک فیلم ابرقهرمانی پرشتاب و متکی به نمایشهای عظیم باشد، «کد ۸» احتمالاً کمتر از انتظار او عمل میکند.
بازیها و محدودیتهای روایت بازی رابرت اَمل در نقش کانر با خویشتنداری همراه است و با شخصیت مرددی که میان نیاز و خطر گرفتار شده، تناسب دارد. او قهرمانی مطمئن و مسلط نمیسازد؛ بیشتر انسانی را به تصویر میکشد که در برابر انتخابهایی قرار گرفته که هیچکدام آسان نیستند. استیون اَمل نیز در مقام گرت حضوری اثرگذار دارد و به فضای جرممحور فیلم انرژی میبخشد.
با این حال، تفاوت میان شخصیتهای اصلی از نظر پیچیدگی گاه آشکار است: برخی از چهرههای پیرامونی جذابتر به نظر میرسند، زیرا انگیزهها و رفتارشان کمتر در مسیر قابلپیشبینی داستان محصور میشود. روایت، هرچند در بستر علمیتخیلی خود ظرفیت طرح پرسشهایی دربارهٔ تبعیض، قدرت پلیس و فقر ساختاری دارد، همیشه مجال کافی برای بسط آنها پیدا نمیکند.
« اما هیجان اثر بیشتر از موقعیت اخلاقی و اجتماعی شخصیتها سرچشمه میگیرد تا از طراحی خلاقانهٔ صحنههای مبارزه. »
جمعبندی
ایدهها گاه بهسرعت معرفی میشوند و پیش از آنکه پیامدهایشان بهطور کامل در زندگی شخصیتها دیده شود، داستان به بحران بعدی میرسد. فیلم از این نظر بیشتر شبیه بنیانی برای جهانی گستردهتر است تا روایتی که همهٔ امکانهای خود را در همان فرصت محدود به پایان میرساند. جمعبندی «کد ۸» فیلمی علمیتخیلی و جنایی است که بهترین ویژگیاش را در پیوند دادن قدرتهای ویژه با مسئلههای عینیتری چون فقر، طرد اجتماعی و نظارت مییابد.
رابطهٔ کانر با مادرش به قصه نیروی عاطفی میدهد و فضای تیرهٔ شهر، تعلیقی آرام اما پیوسته میسازد. در مقابل، شروع کند، پرداخت نابرابر برخی شخصیتها و اکشنی که گاه از ایدههای داستان عقب میماند، مانع از آن میشود که فیلم به همهٔ ظرفیت خود برسد. حاصل، اثری خوشساخت و درگیرکننده است که جهانش از قصهٔ مرکزیاش گستردهتر به نظر میرسد؛ فیلمی که بیش از نمایش پرزرقوبرق قدرت، به بهایی میاندیشد که جامعه برای تفاوتداشتن از افراد مطالبه میکند.
« رابطهٔ کانر با مادرش به قصه نیروی عاطفی میدهد و فضای تیرهٔ شهر، تعلیقی آرام اما پیوسته میسازد. »
ثبت دیدگاه