نقد و بررسی
نقد کد ۸ قسمت ۲ (Code 8 Part II) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به لینکلنسیتی «Code 8 Part II» به جهانی بازمیگردد که در آن تواناییهای فراانسانی، بهجای آنکه سرچشمهٔ شگفتی یا افتخار باشند، بهانهای برای طرد، کنترل و بهرهکشی شدهاند. چند سال پس از رویدادهای فیلم نخست، کانر میکوشد زندگی آرامتری بسازد؛ اما برخورد با پاوانی، دختری نوجوان که در پی افشای خشونت پلیس است، او را دوباره به مسیری خطرناک میکشاند.
برای محافظت از او، کانر ناچار میشود از گرت کمک بگیرد؛ مردی که همپیمانی با او آسان نیست و گذشتهاش نیز سایهای سنگین بر رابطهشان انداخته است. جذابیت اولیهٔ این موقعیت در برخورد دو خط داستانی نهفته است: فرار و تعقیبی پرتنش از یک سو، و پیوندی ناپایدار میان دو مرد با اخلاق و هدفهای متفاوت از سوی دیگر.
فیلم از همان آغاز میکوشد تعلیق را با پرسشی اخلاقی گره بزند: در شهری که ابزارهای نظارت و سرکوب به نام امنیت گسترش یافتهاند، چه کسی حق دارد دربارهٔ عدالت تصمیم بگیرد؟ این پرسش ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد، هرچند فیلم همیشه از آن برای ساختن موقعیتهایی پیچیدهتر بهره نمیبرد. جهانی نابرابر، آشنایی آشنا لینکلنسیتی همچنان یکی از عناصر مهم مجموعه است.
در این جهان، افراد صاحب قدرت در حاشیه قرار گرفتهاند و فناوری پلیسی، از رباتها تا سامانههای مراقبتی، حضور همهجانبهٔ حکومت را ملموس میکند. دنباله، بهویژه با افزودن سگهای رباتی، بُعد دیداری این نظارت را پررنگتر میسازد. آنها هم ابزار تعقیباند و هم تصویری تهدیدآمیز از خشونتی که با ظاهری بیطرف و مکانیکی عرضه میشود.
« این پرسش ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد، هرچند فیلم همیشه از آن برای ساختن موقعیتهایی پیچیدهتر بهره نمیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جهانسازی فیلم بیشتر بر نشانهها تکیه دارد تا بر کاوش عمیق. تبعیض ساختاری و محدودیتهای اجتماعی برای افراد توانمند، زمینهای فراهم میکنند تا داستان دربارهٔ قدرت و کنترل حرف بزند؛ اما این زمینه اغلب به پسزمینهای برای تعقیبوگریز بدل میشود. فیلم به ایدههایی مهم اشاره میکند، ولی کمتر مکث میکند تا پیامدهای اجتماعی آنها را از زاویههای گوناگون بکاود.
در نتیجه، شهر زنده و قابلتصور است، اما پیچیدگی سیاسیاش به اندازهٔ ظرفیت ایدهٔ مرکزی گسترش نمییابد. شخصیتها و کشمکش میان کانر و گرت مرکز عاطفی فیلم رابطهٔ کانر و گرت است؛ رابطهای که از بدهی، بیاعتمادی و ضرورت شکل میگیرد. کانر میخواهد از گذشته فاصله بگیرد، در حالی که گرت در جهان تبهکاری نفوذ و جایگاه دارد.
همین تفاوت، امکان ایجاد کشمکش درونی را فراهم میکند: کانر به دنبال راهی برای نجات دیگری است، اما ناچار میشود به کسی تکیه کند که حضورش یادآور سازشهای اخلاقی گذشته است. بااینهمه، دنباله در تقسیم توجه میان شخصیتها همیشه موفق نیست. گاهی خط پاوانی و خطرهایی که متوجه اوست، زیر سایهٔ بازی قدرت میان دو مرد قرار میگیرد؛ گاهی نیز فیلم آنقدر سرگرم پیشبردن رخدادهاست که فرصت کافی برای تغییر تدریجی رابطهٔ آنها نمیسازد.
در نتیجه، پیوندشان بیش از آنکه حاصل تحول آرام و لایهمند باشد، گاه به اقتضای نیازهای پیرنگ شکل میگیرد. این مسئله از اثرگذاری عاطفی برخی لحظات میکاهد، هرچند حضور بازیگران اصلی همچنان به صحنهها انرژی میدهد. پاوانی و محور اخلاقی داستان پاوانی صرفاً شخصیتی نیست که قهرمانان باید از او محافظت کنند؛ وضعیت او آینهای از جامعهای است که برای افراد آسیبپذیر، صدای مستقل و حق انتخاب اندکی باقی گذاشته است.
« بااینحال، جهانسازی فیلم بیشتر بر نشانهها تکیه دارد تا بر کاوش عمیق. »
شخصیتها و اجرا
تلاش او برای رسیدن به عدالت، انگیزهٔ اصلی روایت را به حرکت درمیآورد و به فیلم امکان میدهد فراتر از نزاع شخصی کانر و گرت برود. توانایی ویژهٔ او نیز در جهان داستان معنایی نمادین پیدا میکند: تفاوتی که میتواند هم مایهٔ قدرت باشد و هم او را به هدفی برای سوءاستفاده بدل کند. اما فیلم در پرداخت این محور، گاه به پاسخهای آشنا پناه میبرد.
پاوانی در بخشهایی از داستان بیشتر به کانون خطر و انگیزهٔ کنش دیگران بدل میشود تا شخصیتی با مسیر مستقل و چندوجهی. اگر فیلم زمان بیشتری به دیدگاه، ترسها و تصمیمهای او اختصاص میداد، هم پیوند تماشاگر با او عمیقتر میشد و هم مضمون عدالت از سطح شعار فراتر میرفت. اکشن، فناوری و طراحی تعلیق در مقایسه با بخشهایی از قسمت نخست، صحنههای اکشن این دنباله پرتحرکتر و تماشاییترند.
تعقیبها، رویاروییها و استفاده از تواناییهای فراانسانی، ریتم بصری فیلم را زنده نگه میدارند. سگهای رباتی نیز از بهترین افزودههای قسمت دوماند: طراحی آنها تهدیدی ملموس میسازد و حضورشان به صحنههای تعقیب، اضطراب مشخصی میبخشد. این ماشینها صرفاً تزئینی علمیتخیلی نیستند؛ در منطق فیلم، یادآور ایناند که خشونت نهادی میتواند در قالب فناوری پنهان شود و مسئولیت را از عامل انسانی دور جلوه دهد.
فیلم همچنین چند غافلگیری روایی دارد که در لحظه کارآمدند و به تعلیق کمک میکنند. بااینحال، بعضی از این لحظات بیشتر بر ضربهٔ فوری تکیه دارند تا بر زمینهچینی ظریف. اکشنها اغلب جذاباند، اما درازشدن برخی صحنهها از نیروی آنها میکاهد. هنگامی که فیلم موقعیتی را بیش از اندازه ادامه میدهد، تنش جای خود را به تکرار میدهد و حرکت داستان کند میشود.
« اما فیلم در پرداخت این محور، گاه به پاسخهای آشنا پناه میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضدقهرمان و مسئلهٔ فساد حضور مأمور فاسد، یکی از مؤثرترین بخشهای فیلم است. بازی Alex Mallari Jr. به شخصیت او آرامش و اقتداری میبخشد که با خشونت نهفته در رفتارش تضاد دارد. او بهجای آنکه صرفاً شروری پرهیاهو باشد، از جایگاه رسمی و تصویری موجه برای پیشبرد منافع خود بهره میگیرد؛ همین فاصله میان ظاهر قانونی و کردار فاسد، او را تهدیدآمیزتر میکند.
در عین حال، فیلم در تصویرکردن نهاد پلیس به کلیشهای آشنا نزدیک میشود: مأموران فاسد، قدرتی که پاسخگو نیست و شهروندانی که ناچارند خودشان عدالت را پی بگیرند. این رویکرد با فضای تیره و ضداقتدارگرای اثر سازگار است، اما کمبود شخصیتهای متنوع در سوی دیگر ماجرا، نگاه فیلم را یکدست میکند.
حاصل، نقدی روشن اما کمظرافت است؛ اثری که موضعش را آشکار میسازد، ولی کمتر برای پیچیدهکردن آن تلاش میکند. روایت و ریتم پیرنگ «Code 8 Part II» از الگویی شناختهشده پیروی میکند: شاهدی در خطر، قهرمانی با گذشتهای مسئلهدار، همپیمانی ناخواسته و دشمنی که در ساختار قدرت پناه دارد. این الگو برای یک فیلم اکشن علمیتخیلی کارآمد است، اما پیشبینیپذیریاش اجازه نمیدهد روایت غافلگیریهای عمیق یا تحولهای چشمگیر بسازد.
برخی پیچشها جذاباند، ولی مسیر کلی آنقدر آشناست که تماشاگر اغلب میتواند حدس بزند فیلم به کدام سمت میرود. ریتم نیز نوسان دارد. فیلم در بخشهای اکشن شتاب میگیرد و با تعقیب و گریزها تماشاگر را درگیر میکند؛ اما میان این لحظات، بعضی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند یا به توضیح و تکرار روی میآورند.
« ضدقهرمان و مسئلهٔ فساد حضور مأمور فاسد، یکی از مؤثرترین بخشهای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
این ناهماهنگی از پیوستگی تعلیق میکاهد. دنباله به فرمول قسمت نخست وفادار میماند، ولی وفاداری بهتنهایی کافی نیست: برای آنکه ادامهای ضروری و پربار باشد، باید آن جهان یا شخصیتها را به قلمروی تازهتری ببرد. جمعبندی «Code 8 Part II» دنبالهای دیدنی و پرتحرک است که از اکشنهای بهتر، سگهای رباتی مؤثر و حضور گیراي Alex Mallari Jr.
بهره میبرد. ایدهٔ نظارت فناورانه و فساد نهادی همچنان ظرفیت دارد و تقابل کانر و گرت، دستکم در سطح طرح، زمینهای مناسب برای درامی دربارهٔ اعتماد و مسئولیت فراهم میکند. اما داستان کلیشهای و قابلپیشبینی، پرداخت ناکافی برخی شخصیتها و صحنههایی که بیش از حد کش میآیند، مانع از آن میشوند که فیلم از حد یک دنبالهٔ سرگرمکننده فراتر برود.
اثر برای تماشاگرانی که از جهان قسمت نخست و ترکیب علمیتخیلی و اکشن آن لذت بردهاند، لحظات جذابی دارد؛ بااینحال، بیشتر بر همان مسیر پیشین تکیه میکند تا آنکه چشمانداز تازهای بسازد. نتیجه، فیلمی است که ایدههایش از اجرای رواییاش نیرومندترند: سرگرمکننده در لحظههای پرتنش، اما کمجانتر از آنکه پس از پایان، اثری ماندگار از خود بهجا بگذارد.



ثبت دیدگاه