نقد و بررسی
نقد کلینیکال (Clinical) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روانِ زخمی در خانهای ناآرام «Clinical» به کارگردانی Alistair Legrand، تریلری روانشناختی است که از موقعیتی آشنا آغاز میشود: روانپزشکی پس از مواجهه با خشونتی تکاندهنده میکوشد به کار و زندگی روزمره بازگردد. جین ماتیس، با بازی Vinessa Shaw، همزمان با پیامدهای روانی آن حادثه دستوپنجه نرم میکند و در برابر وسوسهٔ کنارهگیری از حرفهاش مقاومت نشان میدهد.
ورود بیماری تازه به زندگی او، فرصتی برای ترمیم و بازگشت به کار به نظر میرسد؛ اما فیلم بهتدریج این امکان را به سرچشمهٔ اضطراب و بیاعتمادی بدل میکند. نقطهٔ عزیمت فیلم بیش از آنکه بر معمایی بیرونی متکی باشد، بر شکنندگی ادراک تکیه دارد: جین تا چه اندازه میتواند به داوری خود اعتماد کند؟
ترسهای او فقط خاطرههایی آزاردهنده نیستند؛ در تصمیمهای حرفهای و روابط شخصیاش نیز نفوذ میکنند. همین پیوند میان آسیب روانی و تعلیق، به فیلم ظرفیت دراماتیکی میدهد که در بهترین لحظاتش از ترساندن صرف فراتر میرود. بازگشت به حرفه، بازگشت به زخم جین برای کمک به بیمار تازهاش باید بار دیگر به موقعیتهایی نزدیک شود که از آنها آسیب دیده است.
« ترسهای او فقط خاطرههایی آزاردهنده نیستند؛ در تصمیمهای حرفهای و روابط شخصیاش نیز نفوذ میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تناقض مرکزی داستان همینجاست: او در جایگاه درمانگر قرار دارد، اما خود هنوز از تجربهٔ خشونت رها نشده است. فیلم از این وضعیت برای ساختن کشمکشی مؤثر بهره میگیرد؛ کسی که قرار است نشانههای پریشانی را در دیگری تشخیص دهد، ممکن است در تشخیص مرز میان خطر واقعی و هراس شخصی دچار تردید شود.
این کشمکش در جلسات درمانی شکل ملموستری مییابد. گفتوگوها بهتدریج اطلاعاتی دربارهٔ بیمار و گذشتهٔ جین آشکار میکنند و در عین حال، رابطهای پیچیده میان همدلی، مسئولیت و ترس میسازند. صحنههای درمانی از بخشهای زندهتر فیلماند، زیرا بهجای آنکه صرفاً پلی برای رسیدن به حادثهٔ بعدی باشند، امکان شناخت دو شخصیت را فراهم میآورند.
با این همه، فیلم گاهی از ظرفیت همین موقعیت کمنظیر فاصله میگیرد و به ترفندهای آشنای ژانر پناه میبرد. بازی وینسا شا؛ محور عاطفی اثر بازی Vinessa Shaw مهمترین پشتوانهٔ عاطفی فیلم است. او جین را نه بهصورت قربانیای منفعل، بلکه زنی نشان میدهد که میکوشد کنترل زندگی خود را پس بگیرد، هرچند ترس و فرسودگی مدام در این تلاش رخنه میکنند.
« تناقض مرکزی داستان همینجاست: او در جایگاه درمانگر قرار دارد، اما خود هنوز از تجربهٔ خشونت رها نشده است. »
شخصیتها و اجرا
تغییرات ظریف در نگاه و رفتار او، فاصلهٔ میان ظاهر حرفهای و آشفتگی درونی شخصیت را آشکار میسازد. به همین دلیل، حتی هنگامی که روایت در توضیح انگیزهها یا پیوند رخدادها سستی میکند، حضور شا مانع از آن میشود که فیلم کاملاً از مرکز انسانی خود جدا بیفتد. بازی Kevin Rahm در نقش بیمار تازه نیز به فضای مبهم فیلم کمک میکند.
ظاهر و گذشتهٔ این شخصیت، پرسشهایی دربارهٔ آسیبپذیری، اعتماد و آنچه از دیگری پنهان میماند برمیانگیزد. رابطهٔ او با جین نه بهسادگی رابطهٔ درمانگر و بیمار است و نه صرفاً تقابلی میان قهرمان و تهدید؛ همین ابهام در بخشهایی از فیلم جذابیت میآفریند. بااینحال، شخصیتهای پیرامونی گاه بیشتر کارکردی داستانی دارند تا حضوری مستقل و پرورده.
فضاسازی و تعلیق روانشناختی «Clinical» در ساختن حالوهوایی ناآرام موفقتر از آن است که در ساماندادن همهٔ اجزای روایت عمل میکند. خانه، اتاقهای درمان و فضاهای روزمره بهتدریج کیفیتی تهدیدآمیز پیدا میکنند؛ گویی امنیت معمولی همواره در آستانهٔ فروپاشی است. فیلم از خاطره، کابوس و لحظههای ادراکیِ نامطمئن برای فرسودهکردن حس اعتماد تماشاگر استفاده میکند.
« تغییرات ظریف در نگاه و رفتار او، فاصلهٔ میان ظاهر حرفهای و آشفتگی درونی شخصیت را آشکار میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، تعلیقی است که دستکم در نیمهٔ نخست اثر، بیش از آنکه بر حادثهای پیدرپی متکی باشد، از انتظار و بدگمانی تغذیه میکند. این فضاسازی زمانی بیشترین اثر را دارد که با تجربهٔ درونی جین پیوند بخورد. دلهره در چنین لحظاتی فقط از احتمال حضور خطری بیرونی نمیآید؛ از این پرسش نیز سرچشمه میگیرد که آیا شخصیت میتواند آنچه را میبیند و به یاد میآورد درست تفسیر کند یا نه.
اما فیلم از تکرار برخی تمهیدها نیز پرهیز نمیکند. صحنههای وهمآلود و لحظههای غافلگیرکننده در بعضی بخشها آنقدر بازمیگردند که تازگی اولیهشان کاهش مییابد. ریتمی نابرابر و روایتی پرفرازونشیب ریتم فیلم یکنواخت نیست. مکثهای میان جلسات و بخشهایی از زندگی جین فرصت میدهند اضطراب او بهآرامی شکل بگیرد، اما بعضی از این مکثها طولانیتر از نیاز دراماتیک اثر به نظر میرسند.
کندی بهخودیخود ایراد نیست؛ تریلر روانشناختی میتواند با صبر و سکوت تعلیق بسازد. مشکل زمانی پدید میآید که صحنهای نه شخصیت را عمیقتر کند و نه اطلاعات معناداری به روایت بیفزاید. در این لحظات، انتظار به جای تنش، حالت کشدار پیدا میکند. از سوی دیگر، هرچه داستان جلوتر میرود، روایت به توضیحها و چرخشهای بیشتری متکی میشود.
« این فضاسازی زمانی بیشترین اثر را دارد که با تجربهٔ درونی جین پیوند بخورد. »
قوتها و کاستیها
برخی از این تغییر جهتها از نشانههایی بهره میبرند که تماشاگر ژانر ممکن است زودتر از فیلم کنار هم بگذارد؛ بنابراین غافلگیری آنها محدود میماند. در بخشهایی نیز پیوند میان رخدادها چندان شفاف نیست و فیلم بهجای آنکه ابهام را به عنصری حسابشده بدل کند، خطر سردرگمی را میپذیرد. این کاستیها بهویژه وقتی محسوس میشوند که روایت باید میان فضای روانشناختی و هیجان رویدادمحور تعادل برقرار کند.
تنش میان واقعگرایی و ترفند ژانری ایدهٔ محوری فیلم امکان پرداختی دقیقتر به مرزهای اخلاقی و حرفهای درمان را فراهم میکرد: درمانگر تا کجا میتواند به بیمار کمک کند، وقتی خود هنوز با پیامدهای یک حادثه کنار نیامده است؟ فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما همیشه فرصت نمیدهد در دل شخصیتها و گفتوگوها بهطور کامل بسط یابد.
گاهی منطق تعلیق بر منطق رابطهٔ درمانی غلبه میکند و شخصیتها بیشتر در خدمت پیشبرد معما قرار میگیرند. این جابهجایی در تغییر لحن فیلم نیز نمود دارد. اثر از فضایی مبتنی بر تردید و فشار روانی به سوی هیجان صریحتر حرکت میکند. چنین تغییری میتواند در تریلری پرتنش کارآمد باشد، اما در اینجا گذار آن بهاندازهٔ کافی نرم و تدریجی نیست.
« فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما همیشه فرصت نمیدهد در دل شخصیتها و گفتوگوها بهطور کامل بسط یابد. »
جمعبندی
در نتیجه، بعضی لحظهها بهجای آنکه حاصل طبیعی انباشت اضطراب باشند، ناگهانی و تحمیلی به نظر میرسند. پایانبندی نیز با شتابی همراه است که از فرصت فیلم برای جمعکردن تماتیک و عاطفی داستان میکاهد؛ بیآنکه لازم باشد برای ارزیابی این ضعف، جزئیات رویدادهای پایانی را فاش کرد. جمعبندی «Clinical» فیلمی با هستهای جذاب و اجرایی نابرابر است.
تقابل میان روانپزشکی آسیبدیده و بیماری با گذشتهای رازآلود، زمینهای مناسب برای کاوش در ترس، اعتماد و مسئولیت فراهم میکند. فضاسازی وهمآلود، گفتوگوهای درمانی و بازی چندلایهٔ Vinessa Shaw از امتیازهای اصلی آناند؛ اما ریتم کشدار، تکرار برخی تمهیدهای تعلیقی، پیچشهایی که همیشه غافلگیرکننده نیستند و پایانبندی شتابزده، از انسجام و اثرگذاری نهایی میکاهند.
حاصل، تریلری است که در لحظههای بهترش تماشاگر را در فضای ذهنی ناآرام قهرمان جای میدهد، اما در ادامه گاه بیش از اندازه به سازوکارهای آشنای ژانر تکیه میکند. برای مخاطبی که از تعلیق روانشناختی و شخصیتهای گرفتار در وضعیتهای مبهم لذت میبرد، فیلم لحظاتی درگیرکننده دارد؛ بااینحال، ظرفیت ایدهٔ مرکزیاش از آنچه در نهایت به نمایش میگذارد فراتر میرود.
« در نتیجه، بعضی لحظهها بهجای آنکه حاصل طبیعی انباشت اضطراب باشند، ناگهانی و تحمیلی به نظر میرسند. »



ثبت دیدگاه