نقد و بررسی
نقد Clergy | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مواجهه با نهادی نیرومند «Clergy» یا «Kler» ساختهٔ وویچخ اسمارژوفسکی، در ظاهر دربارهٔ سه کشیش و سرنوشتهای متفاوت آنان است؛ اما دامنهٔ نگاه فیلم از زندگی خصوصی این مردان فراتر میرود و مناسبات قدرت، ایمان، سیاست و نهادهای اجتماعی را به میدان میآورد. فیلم در لهستانی میگذرد که کلیسای کاتولیک در آن فقط جایگاهی مذهبی ندارد و با نفوذی گسترده در عرصهٔ عمومی و سیاسی حضور پیدا میکند.
از این رو، نقد فیلم متوجه چند شخصیت منفرد نیست؛ پرسش اصلی آن این است که قدرت نهادی چگونه میتواند خطاهای فردی را پنهان یا عادی کند و چگونه چهرهٔ عمومیِ تقدس با زندگی خصوصیِ صاحبان آن در تعارض میافتد. سه مسیر، یک گره روایت با سه کشیش پیش میرود که سالها پیش تجربهای هولناک سرنوشتشان را به هم پیوند داده است.
از آن زمان، هر سال برای یادآوری بختِ زندهماندن گرد هم میآیند؛ اما در زندگی روزمره، هر یک درگیر کشمکش جداگانهای است. لیسوفسکی در ساختار کلیسا پیش میرود و به رؤیای رسیدن به واتیکان دل بسته است، در حالی که اسقف اعظم موردوویچ قدرت سیاسی و جایگاه مذهبی را در خدمت طرحی عظیم قرار میدهد.
تریبوش، کشیش روستایی، میان وظیفه و ضعفهای شخصی گرفتار است و کوکولا، با وجود ایمان جدیاش، اعتماد جامعهٔ پیرامون خود را از دست میدهد. فیلم بیآنکه از آغاز همهٔ پیوندها را آشکار کند، این خطها را بهتدریج به هم نزدیک میکند. این ساختار چندخطی به فیلم امکان میدهد فساد را نه حادثهای منفرد، بلکه حاصل برخورد شخصیتها، روابط و سازوکارها نشان دهد.
« سه مسیر، یک گره روایت با سه کشیش پیش میرود که سالها پیش تجربهای هولناک سرنوشتشان را به هم پیوند داده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر داستان زاویهای دیگر به مسئله میافزاید: جاهطلبی، سازش، انزوا، وفاداری و آسیبپذیری. بااینحال، همین گوناگونی گاه به پراکندگی میانجامد. برخی گذرها میان روایتها چنان فشردهاند که تماشاگر برای دنبالکردن مسیر عاطفی هر شخصیت ناچار است پیوسته خود را با تغییر کانون داستان هماهنگ کند.
شخصیتهایی در سایهٔ جامهٔ روحانیت یکی از امتیازهای فیلم، پرهیز نسبی از تبدیل شخصیتها به نمادهای یکبعدی است. این سه مرد نمایندهٔ سه شیوهٔ متفاوت زیستن درون یک نهادند؛ در آنان هم میل به قدرت دیده میشود، هم نیاز به تعلق و هم ناتوانی در چیرهشدن بر گذشته یا ضعفهای شخصی. جامهٔ روحانیت، در این جهان، هم نشانهٔ منزلت است و هم باری که شخصیتها را از مواجههٔ صادقانه با خود بازمیدارد.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد رفتارهای زیانبار را توجیه کند، اما نشان میدهد که فهم منشأ آنها گاه به دیدن زخمها و گذشتهٔ پیچیدهٔ آدمها نیاز دارد. بازیها این لایهٔ انسانی را ملموس میکنند. بازیگران اصلی، از جمله روبرت وینکیویچ، یاتسک براتسیاک و آرکادیوش یاکوبیک، به کشیشان خود کیفیتهای متمایزی میبخشند؛ تفاوتها فقط در گفتار و رفتار نیست، بلکه در شیوهٔ مکثکردن، پنهانکاری و واکنش به فشار نیز دیده میشود.
نتیجه آن است که تنش میان نقش اجتماعی و هویت شخصی بهجای آنکه صرفاً در گفتوگوها شرح داده شود، در حضور فیزیکی شخصیتها نیز احساس میشود. لحن تلخ، طنز گزنده «Clergy» از طنز برای سبککردن موضوع استفاده نمیکند؛ طنزش بیشتر نیشی است که تناقضهای جهان فیلم را برجسته میسازد. فاصلهٔ میان زبان اخلاقی و رفتار واقعی، میان تشریفات پرزرقوبرق و رنج آدمهای عادی، ظرفیت زیادی برای هجو دارد.
« هر داستان زاویهای دیگر به مسئله میافزاید: جاهطلبی، سازش، انزوا، وفاداری و آسیبپذیری. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد، اما نمیگذارد خنده به تسکینی ساده بدل شود. در بسیاری از لحظات، طنز بلافاصله با تلخی یا شرم همراه میشود و تماشاگر را در موقعیتی ناراحتکننده قرار میدهد: خندهای که بیشتر از آنکه رهاییبخش باشد، نشان میدهد چه اندازه به تناقضها خو گرفتهایم. این انتخاب با فضای سنگین اثر سازگار است، هرچند گاه مرز میان هجو و تأکید بیش از حد باریک میشود.
هرچه فیلم بیشتر بر رسواییها و تباهیها انباشته میکند، امکان دارد تصویر کلیاش از جامعه و نهاد مورد نقد، بیش از اندازه یکدست و تاریک به نظر برسد. این شدت بخشی از نیروی اعتراضی فیلم است، اما از پیچیدگی خاکستریای که در بهترین لحظههای شخصیتپردازی پدید میآید، گاهی میکاهد. روایت و ضرباهنگ فیلم در گردآوردن خطوط داستانی و افزایش تدریجی تنش، توانایی چشمگیری دارد.
اطلاعات بهتدریج وارد روایت میشود و پیوند میان شخصیتها با هر بخش معنای تازهای پیدا میکند. بهاینترتیب، ماجرا صرفاً مجموعهای از پروندههای جداگانه نیست؛ تصمیمها و سکوتها در یک شبکهٔ گستردهتر از مسئولیت و پیامد قرار میگیرند. همین پیوندهاست که کنجکاوی را حفظ میکند و مخاطب را به دنبالکردن مسیر هر سه شخصیت وامیدارد.
بااینهمه، فشردگی روایت همیشه به انسجام نمیانجامد. بعضی گذارها ناگهانیاند و حجم رخدادها گاه مجال کافی برای رسوبکردن تجربهٔ عاطفی نمیدهد. ریتم نیز یکدست نیست: بخشهایی با کشش و شتاب پیش میروند، اما در قسمتهایی مکثها و جابهجاییهای روایی میتوانند خستهکننده شوند. این ناهماهنگی بهویژه زمانی محسوس است که فیلم همزمان میکوشد زندگی شخصی سه مرد، ساختار قدرت و پیامدهای اجتماعی آن را دنبال کند.
« فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد، اما نمیگذارد خنده به تسکینی ساده بدل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این حال، تدوین در مجموع به حفظ حس انباشت و فشار کمک میکند؛ گویی هر خط داستانی چیزی بر بار اخلاقی روایت میافزاید. تصویر، فضا و جهان اجتماعی فضاسازی فیلم بر تضاد استوار است: شکوه مناسک و ساختمانهای مذهبی در برابر فقر و گرفتاریهای روزمره؛ اقتدار رسمی در برابر آسیبپذیری کسانی که از آن تأثیر میپذیرند.
این تقابل، نقد نهادی را از سطح شعار فراتر میبرد و به تجربهای بصری بدل میکند. جهان فیلم سرد و سنگین است، اما این تیرگی صرفاً برای ایجاد حالوهوایی بدبینانه به کار نمیرود؛ با جهانی سازگار است که در آن اعتبار اجتماعی میتواند به سپری برای قدرتمندان تبدیل شود. در عین حال، فیلم گاهی بهجای آنکه به تصویر اجازه دهد معنایی را آرامآرام منتقل کند، مضمون خود را درشت و آشکار بیان میکند.
برخی موقعیتها چنان برای رساندن پیام طراحی شدهاند که چندمعنایی اثر محدود میشود. تماشاگر کمتر فرصت مییابد از نشانهها به برداشت شخصی برسد و بیشتر با نتیجهای روبهرو میشود که فیلم از پیش صورتبندی کرده است. نقد قدرت و خطر موعظه قوت سیاسی «Clergy» در آن است که مسئولیت را تنها به خطای فردی فرو نمیکاهد.
فیلم به پیوند میان نفوذ مذهبی، ثروت، سیاست و حفاظت از اعتبار نهادی توجه دارد و نشان میدهد چگونه ساختارها میتوانند زمینهٔ تکرار تخلف یا خاموشماندن حقیقت را فراهم کنند. در کنار این نقد، اثر رنج آسیبدیدگان را نیز وارد جهان خود میکند؛ انتخابی که بار اخلاقی روایت را سنگینتر میسازد و مانع میشود بحث صرفاً به سرنوشت صاحبان قدرت محدود بماند.
« این تقابل، نقد نهادی را از سطح شعار فراتر میبرد و به تجربهای بصری بدل میکند. »
قوتها و کاستیها
اما صراحت انتقادی فیلم هم امتیاز آن است و هم محدودیتش. گاه پیام چنان بیپرده عرضه میشود که بهجای آنکه از دل موقعیتها و انتخابهای شخصیتها زاده شود، صورت خطابه پیدا میکند. وقتی تصویر، موقعیت و گفتار همگی بر یک داوری واحد تأکید میکنند، مخاطب ممکن است احساس کند فیلم بهجای دعوت به اندیشیدن، در پی تثبیت حکم خود است.
این گرایش بهخصوص در روایتی که ظرفیت زیادی برای پیچیدگی اخلاقی دارد، فرصتِ پرسشهای دشوارتر را کاهش میدهد. جمعبندی «Clergy» فیلمی پرتنش و تلخ دربارهٔ برخورد ایمان، ضعف انسانی و قدرت نهادی است؛ اثری که شخصیتهایش را در برابر ساختاری قرار میدهد که هم به آنان منزلت میدهد و هم میتواند امکان پاسخگویی را از میان ببرد.
بازیهای نیرومند، روایت درهمتنیده و طنز گزنده، فیلم را از یک بیانیهٔ صرف فراتر میبرند. در مقابل، پراکندگی بعضی بخشها، نوسان ریتم و تأکید مستقیم بر پیام، از ظرافت آن میکاهد. با وجود این کاستیها، فیلم نیروی خود را از جدیگرفتن پرسشی دشوار میگیرد: وقتی نهادی اخلاق را به زبان میآورد، چه سازوکاری تضمین میکند که خود نیز به همان معیار پاسخگو باشد؟
«Clergy» پاسخی آرامشبخش عرضه نمیکند؛ تماشاگر را با پرسشی سنگین تنها میگذارد.
« اما صراحت انتقادی فیلم هم امتیاز آن است و هم محدودیتش. »
ثبت دیدگاه