نقد و بررسی
نقد Circus of Books | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فروشگاهی کوچک، تاریخی بزرگ «سیرک کتابها» مستندی دربارهٔ مغازهای است که نامش وعدهٔ شوخی میدهد، اما پشت آن تاریخی جدی و چندلایه پنهان شده است. فیلم به سراغ زوجی میرود که برای دههها فروشگاهی ویژهٔ محصولات پورنوگرافیک همجنسگرایانه را اداره کردند؛ مکانی که بهتدریج فراتر از کارکرد تجاریاش رفت و برای بخشی از جامعهٔ همجنسگرایان لسآنجلس به نقطهای برای آشنایی، تعلق و دیدهشدن بدل شد.
از همین تضاد است که جذابیت اولیهٔ اثر شکل میگیرد: صاحبان فروشگاه، پدر و مادری یهودی و ظاهراً معمولیاند، اما کسبوکارشان آنان را به درون فرهنگی میبرد که شاید در آغاز چندان نمیشناختند. فیلم، به کارگردانی دختر خانواده، ریچل میسن، فقط سرگذشت یک مغازه را بازگو نمیکند. این روایت همزمان دربارهٔ خانواده، کار، ایمان، میل، هویت و تغییرات اجتماعی است.
عنوان فیلم نیز بهخوبی با این چندگانگی جور درمیآید: نامی سبک و بازیگوش برای فضایی که خاطرهها و تجربههای بسیار جدی در آن انباشته شدهاند. زاویهٔ دید خانوادگی؛ امتیاز و محدودیت دوربین از جایگاهی نزدیک و شخصی به موضوع نگاه میکند. ریچل میسن، در مقام دختر خانواده، به آرشیو خانگی، عکسها و خاطراتی دسترسی دارد که یک مستندساز بیرونی بهسادگی در اختیار نخواهد داشت.
این نزدیکی، فیلم را صمیمی میکند و به گفتوگوهای خانوادگی حالتی کمتر رسمی میبخشد. در عین حال، خودِ فیلمساز نیز بخشی از ماجراست: او گذشتهٔ والدینش را بازخوانی میکند و در جریان این بازخوانی، با فاصلهها و ناگفتههای خانواده روبهرو میشود. این انتخاب، به اثر صداقتی دلنشین میبخشد، اما بیهزینه نیست.
« فیلم، به کارگردانی دختر خانواده، ریچل میسن، فقط سرگذشت یک مغازه را بازگو نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مستند گاهی میان تاریخ فروشگاه، زندگی خصوصی خانواده و پرسشهای مربوط به هویت در رفتوآمد است، بیآنکه همیشه پلی محکم میان این مسیرها بسازد. در نتیجه، انسجام موضوعی آن در بخشهایی سست میشود. فیلم از هر موضوع به موضوعی دیگر میرسد، اما همهٔ این گذارها به یک اندازه بسط نمییابند و بعضی پرسشها در حد اشاره باقی میمانند.
کارن و بری؛ دو چهرهٔ متفاوت از یک زندگی یکی از جذابیتهای اصلی مستند، تفاوت میان کارن و بری میسن است. بری در روایت، شخصیتی آسودهخاطر و گرم دارد؛ کسی که بهنظر میرسد با آدمهای گوناگون بیتکلف ارتباط برقرار میکند. کارن بیشتر با نظم، حسابوکتاب و مدیریت روزمرهٔ کسبوکار پیوند دارد.
این تفاوت فقط به تقسیم وظایف محدود نمیشود؛ هر کدام نسبت متفاوتی با جهان فروشگاه و معنای آن دارند. فیلم در ثبت این تفاوتها صبور است و از آنها تصویری ساده و یکدست نمیسازد. کارن ممکن است همزمان از برخی جنبههای کارش معذب باشد و بااینحال نقشی کلیدی در سرپا ماندن آن داشته باشد. همین تناقض، شخصیت او را انسانیتر میکند.
اما تمرکز طولانی بر او گاهی ریتم روایت را کند میسازد. علاقهٔ مستند به واکنشها و کشمکشهای درونی کارن قابلفهم است، ولی در بعضی لحظات این مکثها بیش از آنکه لایهٔ تازهای بیفزایند، مضمونهای پیشین را تکرار میکنند. فروشگاه بهمثابه فضای اجتماعی «سیرک کتابها» وقتی از خودِ مغازه حرف میزند، بیش از هر زمان دیگری جان میگیرد.
« در نتیجه، انسجام موضوعی آن در بخشهایی سست میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم نشان میدهد که فروشگاه تنها محلی برای خریدوفروش نبود؛ برای بسیاری، فضایی بود که در آن میشد نشانههایی از یک جهان مشترک یافت. در دورهای که امکان دیدهشدن و ارتباطگرفتن محدودتر بود، چنین مکانهایی اهمیت اجتماعی ویژهای پیدا میکردند. مجلهها، فیلمها و کالاهای فروشگاه فقط محصولات نبودند؛ گاه دریچهای به هویت، خیال و تجربههایی بودند که بیرون از آن فضا کمتر مجال ظهور مییافتند.
این وجه از فیلم بهخصوص در برخورد با مواد آرشیوی و خاطرههای کارکنان و مشتریان مؤثر است. مغازه با جزئیات ملموسش از دل گذشته بیرون میآید و حس مکانی واقعی پیدا میکند، نه صرفاً نمادی برای بحثی اجتماعی. از همین روست که موضوعی ظاهراً حاشیهای میتواند بار عاطفی پیدا کند: تعطیلی یک کسبوکار کوچک، در این روایت، پایان بخشی از حافظهٔ جمعی نیز هست.
تاریخ بزرگ در حاشیهٔ قاب مستند به بحران ایدز و دگرگونیهای صنعت پورنوگرافی همجنسگرایانه اشاره میکند، اما این اشارهها برای بینندهای که انتظار یک روایت تاریخی گستردهتر دارد، کافی نیست. بحران ایدز در فیلم حضوری عاطفی و انسانی دارد؛ از فقدان و سوگواری سخن گفته میشود و پیامدهای آن بر کارکنان و جامعه آشکار میشود.
بااینحال، زمینهٔ تاریخی و اجتماعی این بحران بهطور کامل باز نمیشود. فیلم بیشتر بر اثر آن در زندگی آدمهای نزدیک به فروشگاه تکیه میکند تا بر شرح نظاممند رویدادها و پیامدهای گستردهترش. همین محدودیت دربارهٔ تاریخ پورنوگرافی همجنسگرایانه دیده میشود. مستند از اهمیت فروشگاه و تغییر شرایط این صنعت نشانههایی به دست میدهد، اما کمتر به مسیر تاریخی و فرهنگی آن میپردازد.
« در دورهای که امکان دیدهشدن و ارتباطگرفتن محدودتر بود، چنین مکانهایی اهمیت اجتماعی ویژهای پیدا میکردند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب احتمالاً با اولویت فیلمساز سازگار است: او میخواهد خانواده و فضای مغازه را در مرکز نگه دارد، نه آنکه پژوهشی جامع دربارهٔ تاریخ رسانه و صنعت ارائه کند. بااینهمه، همین اولویت باعث میشود برخی از مهمترین زمینههای اجتماعی اثر بیشتر نقش پسزمینه داشته باشند تا موضوعی مستقل و عمیق.
ریتمی پراکنده و عاطفهای انباشته ساختار فیلم بر مجموعهای از خاطرهها، مصاحبهها و تصاویر خانوادگی استوار است. این شیوه، حس کشف و بازگشت به گذشته را تقویت میکند، اما همیشه به روایتی خطی و فشرده نمیانجامد. گاهی فیلم از مغازه به خانه، از خاطرات کاری به تجربههای خانوادگی و از فضای اجتماعی به مسیرهای شخصی میپرد؛ پیوند این بخشها اغلب قابلدرک است، اما گذارها همیشه بهاندازهٔ کافی پرداخت نشدهاند.
به همین دلیل، مستند در برخی لحظات بیشتر شبیه مجموعهای از موضوعات نزدیک به هم است تا روایتی که هر بخشش ضرورت بخش بعدی را روشن کند. بااینحال، عاطفهٔ فیلم بهتدریج انباشته میشود. نه با تأکیدهای نمایشی، بلکه از راه مشاهدهٔ تغییر آدمها و مکانها. وقتی فروشگاه به پایان کارش نزدیک میشود، معنای جزئیات پیشین دگرگون میشود: قفسهها، اشیا و خاطرات دیگر صرفاً بخشی از یک کسبوکار نیستند، بلکه نشانههای جهانیاند که در حال محو شدن است.
از این منظر، لحظههای مربوط به بستهشدن مغازه از مؤثرترین بخشهای اثرند؛ زیرا فقدان را نه بهصورت مفهومی انتزاعی، بلکه در قالب مکانی واقعی و خاطرهانگیز نشان میدهند. شکل و لحن فیلم از تصاویر آرشیوی خانوادگی و گفتوگوهای امروزی بهره میگیرد تا فاصلهٔ میان دو زمان را آشکار کند. تصاویر گذشته، فقط سندی برای بازسازی وقایع نیستند؛ کیفیت خانگی و بیتکلفشان به اثر حسی از نزدیکی میدهد.
« ریتمی پراکنده و عاطفهای انباشته ساختار فیلم بر مجموعهای از خاطرهها، مصاحبهها و تصاویر خانوادگی استوار است. »
قوتها و کاستیها
در برابر آنها، مصاحبههای امروز فرصتی فراهم میکنند تا آدمها آنچه را زمانی بدیهی یا ناگفته میدانستند، دوباره ارزیابی کنند. این رویارویی میان تصویر و گفتار، بهویژه در روایت خانوادگی، کارکردی مؤثر دارد. لحن کلی نیز از افتادن در دو دام میگریزد: نه موضوع فروشگاه را به رسوایی و شوک فرو میکاهد و نه آن را بیچونوچرا اسطورهسازی میکند.
شوخطبعی و گرمی در کنار اندوه و شرم حضور دارند. همین ترکیب، فیلم را از بیانیهای صرفاً ستایشگرانه دور میکند. بااینحال، پراکندگی روایت و کشآمدن بعضی بخشها مانع میشود که همهٔ ظرفیتهای فرمی اثر به یک اندازه شکوفا شوند. جمعبندی «سیرک کتابها» مستندی صمیمی دربارهٔ خانوادهای نامتعارف و مکانی است که اهمیتش از ظاهر تجاری آن فراتر میرود.
فیلم در ساختن فضای مغازه و نشاندادن پیوند آن با جامعهٔ پیرامونش موفق است؛ همچنین با نگاه خانوادگی خود، چهرههایی چندوجهی و باورپذیر ترسیم میکند. بستهشدن فروشگاه نیز به پایانی عاطفی برای دورهای از زندگی بدل میشود، بیآنکه مستند لازم بداند احساسات تماشاگر را بهزور برانگیزد. در مقابل، روایت گاه میان موضوعات متعدد پراکنده میشود و تاریخ ایدز و پورنوگرافی همجنسگرایانه را آنقدر که ظرفیتشان اقتضا میکند، نمیکاود.
تمرکز طولانی بر برخی جنبههای زندگی کارن نیز ممکن است برای بخشی از مخاطبان از ریتم فیلم بکاهد. با وجود این کاستیها، اثر تصویری زنده از پیوند میان کسبوکار، خانواده و اجتماع بهجا میگذارد؛ تصویری که پس از پایان فیلم، بیش از هر چیز با خاطرهٔ مکانی کوچک و معنایی بزرگ در ذهن میماند.
« این رویارویی میان تصویر و گفتار، بهویژه در روایت خانوادگی، کارکردی مؤثر دارد. »



ثبت دیدگاه