نقد و بررسی
نقد Circles | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از یک لحظه آغاز میشود «حلقهها» ساختهٔ Srdan Golubović، در ظاهر داستانی دربارهٔ یک کنش قهرمانانه در میانهٔ جنگ بوسنی است؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در خودِ واقعه، بلکه در امتدادهای انسانی آن نهفته است. سربازی صرب در سال ۱۹۹۳ برای دفاع از شهروندی مسلمان در برابر خشونت چند سرباز دیگر مداخله میکند و بهای سنگینی میپردازد.
فیلم، بیآنکه این رخداد را به نقطهای برای قهرمانپروری ساده بدل کند، دوازده سال به جلو میرود و نشان میدهد که یک تصمیم اخلاقی چگونه در زندگی کسانی که شاهدش بودهاند، از آن بهره بردهاند یا بهنوعی با پیامدهایش روبهرو شدهاند، ادامه پیدا میکند. روایت میان چند شخصیت و چند مکان حرکت میکند و بهتدریج پیوندهای پنهان میان آنها را آشکار میسازد.
همین ساختار، عنوان فیلم را به استعارهای روشن و درعینحال چندوجهی تبدیل میکند: یک عمل، در محدودهٔ زمان و مکان خود باقی نمیماند؛ موجهایش به زندگی دیگران میرسد، بازمیگردد و شکل تازهای میگیرد. فیلم از همان ابتدا تماشاگر را دعوت میکند تا به جای انتظار برای یک قهرمان یا حادثهٔ بعدی، رابطهٔ میان گذشته و اکنون را دنبال کند.
حافظهٔ جمعی و مسئولیت فردی یکی از انتخابهای معنادار فیلم، فاصله گرفتن از بازسازی گستردهٔ میدان جنگ است. جنگ در «حلقهها» حضوری تعیینکننده دارد، اما فیلم بیش از آنکه درگیر شرح نظامی یا سیاسی آن شود، به اثرش بر وجدان و روابط انسانی میپردازد. پرسش محوری، تنها این نیست که خشونت چگونه رخ میدهد؛ بلکه این است که پس از آن، آدمها با آنچه دیدهاند و کردهاند چه میکنند.
« روایت میان چند شخصیت و چند مکان حرکت میکند و بهتدریج پیوندهای پنهان میان آنها را آشکار میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سکوت، ترس، شرم و احساس بدهکاری اخلاقی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و یادآور میشوند که پایان درگیری مسلحانه الزاماً به معنای پایان پیامدهایش نیست. فیلم در این رویکرد، از پاسخهای آسان پرهیز میکند. نه قهرمانی را بینقص مینمایاند و نه رنجدیدگان را به نمادهایی بیچهره تقلیل میدهد.
شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که گذشته را نمیتوانند بهسادگی کنار بگذارند، اما بازگشت به آن نیز بیهزینه نیست. همین تعارض، بُعد اخلاقی اثر را از شعار جدا میکند: «حلقهها» دربارهٔ اهمیت شجاعت سخن میگوید، اما همزمان نشان میدهد که شجاعت دیگران چه بار دشواری بر دوش بازماندگان میگذارد.
معماری چندلایه و کشف تدریجی پیوندها فیلم روایتش را در چند مسیر موازی پیش میبرد؛ مسیرهایی که در آغاز ممکن است از هم گسسته یا حتی اندکی گیجکننده به نظر برسند. تماشاگر باید نسبت میان آدمها و گذشتهٔ مشترکشان را کمکم دریابد. این تأخیر در روشنشدن تصویر، صرفاً ترفندی برای ایجاد تعلیق نیست؛ با مضمون فیلم تناسب دارد.
اثر، همانطور که شخصیتها ناچارند معنای واقعهای قدیمی را از زاویههای مختلف دوباره تجربه کنند، مخاطب را نیز وادار میکند اجزای پراکنده را به هم پیوند بزند. بااینحال، این شیوه همیشه به یک اندازه روان نیست. جابهجایی میان شخصیتها و مکانها در بخشهای آغازین میتواند تمرکز را دشوار کند، بهویژه اگر تماشاگر انتظار روایتی خطی و سریع داشته باشد.
« فیلم در این رویکرد، از پاسخهای آسان پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم به جای آنکه نسبتها را فوراً توضیح دهد، به صبر مخاطب تکیه میکند. هنگامی که پیوندها روشنتر میشوند، ساختار چندگانه معنای عاطفی پیدا میکند؛ اما رسیدن به آن نقطه برای برخی بینندگان ممکن است بیش از اندازه کند و محتاطانه باشد. شخصیتها؛ زخمهایی با صورتهای متفاوت «حلقهها» شخصیتهایش را بر پایهٔ واکنشهای متفاوت به یک گذشتهٔ مشترک میسازد.
یکی با احساس گناه و ناتوانی از فراموشکردن دستوپنجه نرم میکند؛ دیگری میکوشد دِینی اخلاقی را ادا کند؛ و دیگری در موقعیتی قرار میگیرد که گذشتهٔ خانوادگی و مسئولیت اکنون در برابر هم قرار میگیرند. این تفاوتها به فیلم امکان میدهد مفهوم پیامد را از چند زاویه بسنجد، بیآنکه هر شخصیت صرفاً نمایندهٔ یک ایده باشد.
بازیها در انتقال این تجربههای درونی نقش مهمی دارند. احساسات غالباً با مکث، نگاه یا واکنشی کوتاه بیان میشوند، نه با توضیحهای طولانی. چنین رویکردی با فضای سنگین فیلم سازگار است و به زخمهای شخصیتها اعتباری ملموس میبخشد. بازیگران بهخوبی حس میدهند که آدمها گاهی نه از سر بیاحساسی، بلکه بهسبب انباشت رنج، از بیان روشن آن عاجزند.
البته همین فروخوردگی، در بعضی صحنهها فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند؛ فیلم اجازه میدهد آنها را درک کنیم، اما کمتر میکوشد با شدت عاطفی مستقیم، ما را به درونشان بکشاند. کارگردانی و زبان بصری کارگردانی Golubović بر پرهیز از اغراق استوار است. «حلقهها» برای تأکید بر اهمیت موضوع خود به موسیقی پرهیجان یا صحنههای نمایشی متوسل نمیشود؛ در عوض، با فضایی کنترلشده، ریتمی آرام و میزانسنهایی که به سکوت مجال میدهند، سنگینی تجربه را منتقل میکند.
« فیلم به جای آنکه نسبتها را فوراً توضیح دهد، به صبر مخاطب تکیه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خویشتنداری به فیلم وقار میبخشد و با تمرکز آن بر زندگی روزمرهٔ پس از خشونت تناسب دارد. در چنین جهانی، درد همیشه در فریاد ظاهر نمیشود؛ گاهی در تصمیمی کوچک، مکثی طولانی یا ناتوانی از روبهروشدن با دیگری آشکار میشود. اما همین انتخاب، محدودیت اثر نیز هست. آرامش فیلم در بخشهایی به سکون نزدیک میشود و بعضی گذارها به اندازهای محتاطانهاند که فشار دراماتیک کاهش مییابد.
گویی فیلم آنقدر مراقب است که از تحمیل احساسات یا داوری شتابزده بپرهیزد که گاهی از خطرپذیری نیز فاصله میگیرد. این محافظهکاری لزوماً نقصی بنیادی نیست؛ با جهان اخلاقی اثر هماهنگی دارد، اما ممکن است بینندهای را که انتظار ضرباهنگ تندتر یا مواجههای بیپردهتر با موضوع دارد، خسته کند.
فضایی سنگین، بیآنکه به نومیدی محض فروغلتد فضای فیلم از آغاز با اندوهی ماندگار شکل میگیرد. «حلقهها» تماشاگر را با خشونت مواجه میکند، اما علاقهٔ اصلیاش ثبت لحظهٔ خشونت نیست؛ آنچه اهمیت دارد، زندگی پس از آن است. همین تمرکز باعث میشود اندوه فیلم از جنس هیجان زودگذر نباشد. احساسات در لایههای روایت تهنشین میشوند و هر بار که رابطهای تازه روشن میشود، معنای واقعهٔ نخست نیز گستردهتر به نظر میرسد.
در عین حال، فیلم به تاریکی مطلق پناه نمیبرد. امکان همدلی و مسئولیتپذیری در جهان آن وجود دارد، اما نه بهعنوان راهحلی آسان که رنج را پاک کند. کنش نیک در اینجا نه گذشته را بیاثر میکند و نه همهچیز را به وضعی عادلانه بازمیگرداند؛ بااینحال، میتواند انتخابهای تازهای پیش روی دیگران بگذارد.
« این خویشتنداری به فیلم وقار میبخشد و با تمرکز آن بر زندگی روزمرهٔ پس از خشونت تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
نیروی عاطفی فیلم از همین دوگانگی میآید: امید ممکن است، اما سبک و بیهزینه نیست. جمعبندی «حلقهها» درامی آرام و چندلایه دربارهٔ میراث یک تصمیم اخلاقی است؛ فیلمی که به جای آنکه جنگ را صرفاً پسزمینهای برای قهرمانی فردی کند، به زندگی کسانی میپردازد که سالها بعد همچنان در مدار پیامدهای آن رخداد میچرخند.
ساختار تدریجی، بازیهای باورپذیر و پرهیز از شعار، به اثر عمق و ماندگاری میبخشند. در برابر، ریتم کند، دشواری موقت در تشخیص پیوندها و احتیاط روایی میتوانند تجربه را برای بخشی از مخاطبان فرساینده کنند. بااینهمه، فیلم در آنچه میخواهد انجام دهد موفق است: نشان میدهد که کنشی انسانی در میانهٔ بیرحمی، ممکن است از لحظهٔ وقوع خود فراتر رود و در زندگی کسانی که حتی مستقیماً در آن حضور نداشتهاند اثر بگذارد.
«حلقهها» فیلمی آسان یا سبک نیست؛ سنگینیاش از جنس تأمل است و تأثیرش نه در غافلگیری، بلکه در تصویری نهفته است که پس از پایان روایت همچنان در ذهن باقی میماند.
« نیروی عاطفی فیلم از همین دوگانگی میآید: امید ممکن است، اما سبک و بیهزینه نیست. »



ثبت دیدگاه