نقد و بررسی
نقد Circle of Love | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حلقهای که از میل ساخته میشود «Circle of Love» ساختهٔ راجر وادیم، با عنوان اصلی «La ronde»، از آن دسته فیلمهایی است که پیرنگ خود را نه بر محور یک قهرمان، بلکه بر پایهٔ گردش رابطهها بنا میکند. داستان در پاریسِ سال ۱۹۱۳ میگذرد و از برخوردهای عاشقانه و جنسی میان آدمهایی از طبقات و موقعیتهای متفاوت شکل میگیرد: سرباز، خدمتکار، جوانی از خانوادهای مرفه، زن و شوهر، بازیگر و اشرافزاده.
هر دیدار، بیآنکه به روایتی مستقل و کاملاً بسته بدل شود، راه را برای دیدار بعدی باز میکند و زندگی شخصیتها را به زنجیری ظریف و گاه طعنهآمیز پیوند میزند. این ساختار از نمایشنامهٔ «Reigen» اثر آرتور شنیتسلر سرچشمه میگیرد و ژان آنوی اقتباس فیلمنامه را بر عهده داشته است. بااینحال، فیلم بیش از آنکه بازسازی صرفِ اثری ادبی باشد، خوانشی از آن در جهان سینمایی وادیم است: جهانی که در آن میل، جذابیت ظاهری و بازیهای قدرت در روابط عاطفی جایگاهی محوری دارند.
بنابراین، تماشاگر با قصهای که پیوسته بر یک رابطهٔ واحد متمرکز بماند روبهرو نیست؛ جذابیت اصلی در تماشای حرکت حلقه و تغییر زاویهٔ نگاه از شخصی به شخص دیگر است. روایت زنجیرهای؛ امتیاز و محدودیت مهمترین دستاورد فیلم، همان عاملی است که ممکن است برای برخی تماشاگران به نقطهضعفش تبدیل شود: روایت اپیزودیک.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر بخش، رابطهای تازه را پیش میکشد و شخصیتهایی را که تا آن لحظه در حاشیه بودهاند به مرکز میآورد. این جابهجایی، در آغاز تازگی و جنبوجوشی خوشایند دارد؛ هیچ شخصیت یا پیوندی برای مدتی طولانی بر کل اثر سایه نمیاندازد و تماشاگر مدام ناچار است مناسبات تازه را از نو بخواند. اما همین روش، فرصت چندانی برای کندوکاو درونی فراهم نمیکند.
افراد بیشتر در مقام حلقهای از زنجیرهٔ دلدادگی و خیانت ظاهر میشوند تا شخصیتهایی با گذشته، تناقضها و تحول روانی گسترده. از همین رو، ممکن است احساس شود فیلم در ترسیم الگوها کامیابتر از شناختن انسانهای منفرد است. این کمعمقی همیشه نقصی ناخواسته نیست؛ گاهی خودِ فیلم میخواهد آدمها را همچون نقشهایی در یک گردش اجتماعی نشان دهد.
بااینحال، تماشاگرانی که انتظار دارند هر رابطه به کشمکشی عمیق و ماندگار برسد، احتمالاً از تکرار الگوی نزدیکشدن، فریب و فاصلهگرفتن خسته خواهند شد. میل، وفاداری و مناسبات قدرت «Circle of Love» عشق را نه همچون آرمانی پاک و پایدار، بلکه بهصورت نیرویی ناپایدار و گاه خودخواهانه تصویر میکند.
« هر بخش، رابطهای تازه را پیش میکشد و شخصیتهایی را که تا آن لحظه در حاشیه بودهاند به مرکز میآورد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها اغلب بیش از آنکه در جستوجوی پیوندی عمیق باشند، به کشش لحظهای، تأییدشدن یا تجربهای تازه پاسخ میدهند. در نتیجه، مفهوم وفاداری در فیلم ثبات چندانی ندارد و رابطهها در معرض جابهجاییاند. این نگاه، داستان را از ملودرامی متعارف دربارهٔ عشقی یگانه دور میکند و آن را به تصویری از گردش میل در جامعهای پرزرقوبرق نزدیک میسازد.
بااینهمه، فیلم در پرداخت این مضمون کاملاً بیطرف نیست. جایگاه اجتماعی و جنسیت بر آزادی شخصیتها اثر میگذارد: آنچه برای یک فرد ماجراجویی یا تفریح به شمار میآید، ممکن است برای دیگری به وابستگی، تحقیر یا بیپناهی بینجامد. این نابرابری به اثر امکان میدهد فراتر از نمایش رسواییهای عاشقانه برود، اما همیشه با دقت کافی دنبال نمیشود.
گاهی نگاه فیلم به جذابیت ظاهری زنان و مردان چنان پررنگ است که پیچیدگی عاطفی آنان در پسِ تصویرسازیِ دلفریب قرار میگیرد. از این حیث، اثر هم میکوشد سازوکار روابط را به تماشا بگذارد و هم ناخواسته در همان جذابیت سطحیای سهیم میشود که موضوع نمایش آن است. گروه بازیگران و تفاوت لحنها فیلم از گروهی پرشمار بهره میبرد که در میان چهرههای شناختهشدهاش نامهایی چون جین فوندا، آنا کارینا، ژان-کلود بریالی و موریس رونه دیده میشود.
« در نتیجه، مفهوم وفاداری در فیلم ثبات چندانی ندارد و رابطهها در معرض جابهجاییاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چون مرکز ثقل داستان مدام جابهجا میشود، بازیگران باید در زمان محدود، کیفیت رابطه و موقعیت اجتماعی شخصیت خود را روشن کنند. این قالب به بازیهای کوتاه و مشخص مجال درخشش میدهد: بعضی حضورها بر وقار و خویشتنداری تکیه دارند، برخی دیگر بر بیپروایی، بازیگوشی یا نوعی اندوه پنهان. آنا کارینا در نقش خدمتکاری تنها، حضوری آسیبپذیر و کمادعا دارد که با فضای پرزرقوبرق اثر تضادی معنادار میسازد.
جین فوندا نیز در نقش زنی جوان درگیر زندگی زناشویی، به فیلم نیرویی دیگر میبخشد؛ حضوری که گاه میان ظرافت و تصنع حرکت میکند. لهجهٔ فرانسوی او ممکن است برای بعضی تماشاگران اندکی ناهماهنگ به گوش برسد، اما ارزیابی بازیاش را نباید به همین نکته فروکاست. جذابیت اصلی گروه بازیگران در تقابل میان چهرهها و شیوههای متفاوت ابراز میل است؛ هر بخش لحن و ضرباهنگی کمی متفاوت پیدا میکند، هرچند این تفاوتها گاهی به ناهمگونی کلی فیلم نیز میانجامد.
پاریس پیش از جنگ؛ زیبایی بهمثابه پرده فضای پاریسِ پیش از جنگ جهانی اول، یکی از عناصر اصلی هویت بصری فیلم است. رنگها، لباسها و دکورهای آراسته، جهانی میسازند که در نگاه نخست از آسودگی و فراوانی خبر میدهد. فیلم با قاب عریض و تصویربرداری رنگی، بر شکوه محیط تأکید میکند؛ اتاقها و پوششها فقط پسزمینهٔ رخدادها نیستند، بلکه به بخشی از نمایش جایگاه و میل شخصیتها تبدیل میشوند.
« پاریس پیش از جنگ؛ زیبایی بهمثابه پرده فضای پاریسِ پیش از جنگ جهانی اول، یکی از عناصر اصلی هویت بصری فیلم است. »
قوتها و کاستیها
در این تصویر، ظاهر باشکوه گاهی همچون پردهای است که تنهایی، بیوفایی و ناامنی عاطفی را میپوشاند. زیبایی بصری، تماشای بخشهای گوناگون را زنده و دلپذیر میکند و کمک میکند تغییر محیط با تغییر رابطهها همراه شود. بااینحال، همین تأکید بر تزیین ممکن است از تندی طنز اجتماعی اثر بکاهد.
هرگاه تصویر بیش از حد مجذوب ظاهر آراستهٔ جهان خود میشود، انتقاد از سطحیبودن مناسبات نیز نیرومندیاش را از دست میدهد. در نتیجه، فیلم میان دو کشش رفتوآمد میکند: میل به افشای مناسباتی که آدمها را به مصرفکنندگان یکدیگر بدل میکند و شیفتگی به زیباییِ همان جهان پرزرقوبرق. اقتباس و طنزی که کمرنگ میشود در اقتباس نمایشی به فیلم، مسئله فقط انتقال رخدادها نیست؛ آهنگ دیالوگها، تیزی طنز و فاصلهٔ انتقادی اثر مبدأ نیز باید به زبان سینما ترجمه شود.
فیلم وادیم در ساختن زنجیرهٔ رابطهها و عرضهٔ تصویری پرجاذبه از دوران پیش از جنگ موفق است، اما طنز و ظرافت نمایشنامهٔ شنیتسلر را همیشه با همان نیرو حفظ نمیکند. گاهی بهجای آنکه تماشاگر را به خواندن انتقادی رفتارها دعوت کند، بیشتر بر جذابیت موقعیت و ظاهر شخصیتها تکیه دارد. این تفاوت در نتیجهٔ نهایی مهم است: حلقهای که میتوانست همچون سازوکاری اجتماعی و تلخ به نظر برسد، در برخی لحظات به رشتهای از ماجراهای عشقی بدل میشود که پیوندشان بیشتر ساختاری است تا عاطفی.
« در این تصویر، ظاهر باشکوه گاهی همچون پردهای است که تنهایی، بیوفایی و ناامنی عاطفی را میپوشاند. »
جمعبندی
این کاستی، ارزش تجربهٔ فیلم را از میان نمیبرد، اما توضیح میدهد چرا اثر برای تماشاگرانی که به طنز دقیقتر و شخصیتپردازی ژرفتر علاقه دارند، ممکن است کمتر رضایتبخش باشد. فیلم بیش از آنکه پاسخ نهایی برای معنای عشق یا وفاداری ارائه کند، تصویری از تکرار و جابهجایی میل پیش چشم میگذارد.
جمعبندی «Circle of Love» اثری دیدنی و از نظر بصری گیراست که نیروی اصلیاش را از ساختار زنجیرهای، گروه بازیگران و فضای آراستهٔ پاریسِ سال ۱۹۱۳ میگیرد. نگاه آن به رابطهها، میل و خیانت، بیش از آنکه بر روانشناسی عمیق افراد استوار باشد، به الگوی گردش میان آنان توجه دارد؛ انتخابی که هم به فیلم انسجامی ویژه میبخشد و هم گاه آن را پراکنده و کمعمق جلوه میدهد.
تماشاگرانی که از روایتهای چندپاره، بازی با مناسبات عاطفی و جلوههای بصری دورهای لذت میبرند، احتمالاً از تماشای آن بهره خواهند برد. در مقابل، کسانی که طنز تیز، شخصیتپردازی گسترده یا پیوند عاطفی پایدار میجویند، ممکن است فاصلهای میان ظرفیت ایده و اجرای فیلم احساس کنند. حاصل، فیلمی نابرابر اما قابلتأمل است: حلقهای درخشان از دیدارها و جداییها که بیش از پاسخدادن، تماشاگر را به اندیشیدن دربارهٔ تکرار میل و بهای روابط ناپایدار فرامیخواند.
ثبت دیدگاه