نقد و بررسی
نقد سیکادا (Cicada) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان عشق و اعتراف «Cicada» در ظاهر قصهٔ آشنایی و دلبستگی دو مرد جوان در نیویورک است؛ اما نیروی اصلیاش از پرسشی عمیقتر میآید: آیا میتوان به دیگری نزدیک شد، در حالی که هنوز از بخشهایی از خود گریزانیم؟ بن، مردی دوجنسگرا، و سم، مردی رنگینپوست که با زخمها و رازهای شخصی خود زندگی میکند، در تابستانی مشترک آرامآرام از مرزهای احتیاط عبور میکنند.
فیلم بدون آنکه به روایت عاشقانهای متعارف بسنده کند، رابطه را به میدان رویارویی با گذشته و امکان اعتماد بدل میسازد. حاصل، اثری صمیمی و آسیبپذیر است که گاه بهسبب همین میل به صداقت، از انسجام روایی فاصله میگیرد. «Cicada» نخست در سال ۲۰۲۰ به نمایش درآمد و اکران عمومیاش در ایالات متحده در ۲۰۲۱ آغاز شد؛ از این رو، گاه با تاریخ ۲۰۲۱ شناخته میشود.
صمیمیت بهجای افسانهٔ عاشقانه فیلم رابطهٔ بن و سم را نه با نشانههای پرطمطراق عشق، بلکه از دل لحظههای کوچک میسازد: گفتوگوهای روزمره، مکثها، شوخیها و تلاش برای فهمیدن عادتها و حساسیتهای یکدیگر. همین جزئیات به پیوند آنها کیفیتی ملموس میبخشد. نزدیکیشان بهسرعت شکل میگیرد، اما فیلم آن را بهصورت راهحلی جادویی برای تنهایی یا رنج معرفی نمیکند.
عشق در اینجا بیشتر فرصتی است برای دیدهشدن؛ فرصتی که هم آرامش میآورد و هم ترس، زیرا صمیمیت از هر دو طرف میخواهد چیزی را آشکار کنند که شاید مدتها پنهان نگه داشتهاند. این رویکرد از نقاط قوت اثر است. بن و سم به نمادهای سادهٔ «آسیبدیده» و «شفابخش» فروکاسته نمیشوند؛ آنها آدمهایی با میل، تناقض و محدودیتاند.
« حاصل، اثری صمیمی و آسیبپذیر است که گاه بهسبب همین میل به صداقت، از انسجام روایی فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهشان نیز همیشه متوازن و بیدردسر نیست. فیلم میفهمد که اعتماد صرفاً حاصل یک اعتراف نیست، بلکه در گذر زمان و میان رفتارهای ظاهراً عادی ساخته میشود. بااینحال، این فهم در اجرا همواره به یک اندازه موفق نیست: گاهی شخصیتها دربارهٔ رابطهشان بیش از آنکه در موقعیتها چیزی را آشکار کنند، با واژهها توضیحش میدهند.
دو شخصیت، دو شکل متفاوت از پنهانکاری بن از بیرون ممکن است فردی بیپروا و رها به نظر برسد، اما سبک زندگیاش الزاماً به معنای آسودگی درونی نیست. رفتارهای پراکنده و روابط گذرا، در کنار نگرانیهای جسمانی و مراجعههای مکرر به پزشک، تصویری از بیقراری میسازند که ریشهاش در سطح ظاهری زندگی خلاصه نمیشود.
فیلم سرنخهایی از گذشتهٔ او ارائه میکند، اما در آغاز از توضیح کامل پرهیز دارد؛ همین فاصله میان آنچه دیده میشود و آنچه هنوز گفته نشده، به شخصیت عمق میدهد. سم نیز با نوع دیگری از پنهانکاری دستوپنجه نرم میکند. تجربهٔ خشونت و دشواریِ آشکارکردن هویت خود در برابر خانواده، زندگی او را میان دو جهان تقسیم کرده است: تصویری که دیگران میبینند و حقیقتی که تنها در موقعیتی امن میتواند بیان شود.
این دو مسیر، هرچند از نظر تجربه یکسان نیستند، در رابطهٔ عاشقانه به هم میرسند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که نزدیکی عاطفی، زخمها را خودبهخود محو نمیکند؛ گاهی فقط امکان میدهد فرد برای نخستینبار آنها را با صدای بلند ببیند و دربارهشان حرف بزند. بازیهایی با گرمای انسانی بازی متیو فایفر در نقش بن و شلدون دی.
« رابطهشان نیز همیشه متوازن و بیدردسر نیست. »
شخصیتها و اجرا
براون در نقش سم، ستون اصلی فیلم است. هر دو بازیگر از نمایشهای پرزرقوبرق فاصله میگیرند و به جای آن، بر واکنشهای کوچک تکیه میکنند: تغییر آهنگ صدا، نگاههای مردد، لحظهای سکوت یا تلاشی ناموفق برای پنهانکردن ناراحتی. این خویشتنداری باعث میشود رابطه بیشتر شبیه پیوند میان دو انسان باشد تا صحنهای از یک نمایش عاطفیِ ازپیشطراحیشده.
هماهنگی میان آن دو به فیلم امکان میدهد لحظات عاشقانه را با گرمایی بیادعا پیش ببرد. حتی وقتی گفتوگوها مستقیم و توضیحی میشوند، بازیها معمولاً از خشکشدن صحنه جلوگیری میکنند؛ زیر کلمات، احساساتی ناتمام و گاه متناقض جاری است. حضور بازیگران مکمل نیز جهان اجتماعی پیرامون شخصیتها را گسترش میدهد، هرچند همهٔ این نقشها به یک اندازه در بافت درام تنیده نشدهاند.
در مجموع، تأثیر بازیهای اصلی از آن روست که به رابطه وزن میدهند، بیآنکه آن را به احساساتیگری آسان تبدیل کنند. شکلی میان روایت و تجربه «Cicada» حالوهوایی نزدیک به سینمای مستقل و شخصی دارد. روایت در نیویورک میگذرد و بهجای ساختن جهانی کاملاً صیقلی، تا اندازهای حس مشاهدهٔ زندگی روزمره را حفظ میکند.
این کیفیت با موضوع فیلم سازگار است: شخصیتها در حال تجربهکردناند، نه آنکه از ابتدا نقشهای روشن برای شناخت خود داشته باشند. ریتم اثر نیز گاهی عمداً نامنظم به نظر میرسد؛ گویی زندگی شخصیتها، با وقفهها و تغییر مسیرهایش، مستقیماً به قالب روایت راه یافته است. بااینهمه، همین رویکرد همیشه به انسجام نمیانجامد.
« هماهنگی میان آن دو به فیلم امکان میدهد لحظات عاشقانه را با گرمایی بیادعا پیش ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میان داستان عاشقانه، درام خانوادگی، طنز و مواجهه با آسیبهای گذشته حرکت میکند و پیوند میان این لایهها گاه سست است. برخی صحنهها بهتنهایی تأثیرگذارند، اما کنار هم قرارگرفتنشان مسیری کاملاً روان نمیسازد. بیننده ممکن است احساس کند فیلم چند مسیر را همزمان میگشاید، بیآنکه برای هرکدام زمان یا پیوند کافی فراهم کند.
این پراکندگی را میتوان هم بخشی از بیواسطگی اثر دانست و هم محدودیتی واقعی در ساختار آن. گفتوگو؛ ابزار کشف یا توضیح اضافی؟ از آنجا که فیلم دربارهٔ رازها و اعتراف است، گفتوگو نقشی محوری دارد. شخصیتها چیزهایی را به زبان میآورند که پیشتر از گفتنشان پرهیز کردهاند، و این لحظات میتوانند بار عاطفی زیادی داشته باشند.
در بهترین حالت، کلمات نه اطلاعات تازه، بلکه دشواریِ بیان را منتقل میکنند: مکثی پیش از جمله، تردید در انتخاب واژهها و نگرانی از واکنش طرف مقابل، خود بخشی از صحنه میشود. اما «Cicada» گاهی بیش از اندازه به گفتوگو تکیه میکند. رابطه و حالات روانی شخصیتها بارها توضیح داده میشوند، در حالی که رفتار، سکوت یا موقعیتهای ساده میتوانستند همان معنا را ظریفتر منتقل کنند.
از همینجا بعضی دیالوگها تصنعی به نظر میرسند؛ نه لزوماً بهسبب مضمونشان، بلکه چون بیش از اندازه روشن و صورتبندیشدهاند. این مسئله فاصلهای میان صداقت عاطفی فیلم و طبیعیبودن زبان آن ایجاد میکند. فیلم به احساسات صادقانه نزدیک است، اما همیشه راهی سینمایی برای بیان آنها پیدا نمیکند.
« برخی صحنهها بهتنهایی تأثیرگذارند، اما کنار هم قرارگرفتنشان مسیری کاملاً روان نمیسازد. »
قوتها و کاستیها
آسیب، هویت و بافت اجتماعی یکی از وجوه مهم فیلم این است که رابطهٔ بن و سم تنها در حریم خصوصی آن دو تعریف نمیشود. تفاوت نژادی، تجربههای متفاوت اجتماعی و مسئلهٔ آشکارکردن هویت، بر میزان امنیت و آزادی هر شخصیت اثر میگذارند. فیلم این موضوعات را در کنار آسیبهای شخصی قرار میدهد، نه بهعنوان موانعی که با یک انتخاب عاشقانه کنار میروند.
از این نظر، رابطهٔ میان دو مرد صرفاً تصویر آرمانیِ پذیرش نیست؛ پیوندی است که ناچار است با فشار خانواده، ترس و نگاه بیرونی نیز مواجه شود. در عین حال، اثر گاه در حفظ تعادل میان این مضامین دشواری دارد. حجم موضوعات سنگین، از گذشتهٔ بن تا تجربههای سم و پیچیدگیهای زندگی خانوادگی، به داستان بار زیادی تحمیل میکند.
در نتیجه، برخی جنبهها فرصت کافی برای رشد پیدا نمیکنند و تغییر لحن میان طنز و درام جدی ممکن است ناگهانی احساس شود. فیلم در لحظات موفقش به رنج شخصیتها مجال حضور میدهد، بیآنکه آنان را به پروندهای روانشناختی تقلیل دهد؛ در لحظات ضعیفتر، گویی میکوشد بیش از حد مضمون را توضیح دهد.
جمعبندی «Cicada» فیلمی ناصاف اما صادق است؛ اثری که ارزش اصلیاش را نه در کمال ساختاری، بلکه در گرمای رابطهٔ مرکزی، بازیهای طبیعی و توجه به آسیبپذیری انسانها مییابد. فیلم از عشق تصویری واقعبینانهتر از رهاییِ ناگهانی ارائه میکند: صمیمیت میتواند راهی برای نزدیکشدن به حقیقت باشد، اما جای مواجههٔ فردی با گذشته را نمیگیرد.
« تفاوت نژادی، تجربههای متفاوت اجتماعی و مسئلهٔ آشکارکردن هویت، بر میزان امنیت و آزادی هر شخصیت اثر میگذارند. »
جمعبندی
پراکندگی روایت، ناهماهنگی لحن و دیالوگهای گاه توضیحی مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهایش به شکلی یکپارچه شکوفا شوند. بااینحال، حضور زندهٔ بن و سم و تلاش فیلم برای سخنگفتن از هویت، اعتماد و امکان آسیبپذیری، آن را به تجربهای تأملبرانگیز بدل میکند؛ تجربهای که بیش از آنکه پاسخ قطعی بدهد، بر اهمیتِ شنیدن و دیدهشدن تأکید دارد.



ثبت دیدگاه