نقد و بررسی
نقد کریسمس تویی (Christmas Is You) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه، بازگشت به گذشته «Christmas Is You» از همان آغاز خود را در قلمرو آشنای کمدیهای عاشقانهٔ کریسمسی قرار میدهد: قهرمانی که میان وظیفهٔ شغلی و گذشتهٔ عاطفیاش گرفتار شده، به زادگاهش بازمیگردد و ناچار میشود با خاطراتی روبهرو شود که گمان میکرد پشت سر گذاشته است. اما بلوم، دستیار یک شرکت موسیقی، از سوی رئیسش مأمور میشود تایلر ثورن، عشق نخستین و خوانندهٔ مشهور، را به امضای قرارداد ترغیب کند؛ مأموریتی که اگر شکست بخورد، ممکن است کارش را از دست بدهد.
در کنار این خط اصلی، کوشش برای حفظ جشن سرودهای کریسمس شهر نیز به داستان راه مییابد. فیلم از این موقعیت نه برای ساختن تعلیقی پیچیده، بلکه برای فراهم کردن زمینهٔ یک بازگشت عاطفی بهره میگیرد. کریسمس در اینجا بیش از آنکه پسزمینهای تزئینی باشد، نشانهٔ بازگشت به اجتماع، خانه و خاطرات مشترک است.
بااینحال، اثر از همان ابتدا روشن میکند که بنا ندارد قراردادهای ژانر را به چالش بکشد؛ تماشاگر خیلی زود درمییابد که با روایتی آرام، خوشنیت و آشنا روبهروست. میان معامله و احساس موقعیت مرکزی فیلم ظرفیت دراماتیک خوبی دارد. اما باید از یکسو خواستهٔ حرفهای رئیسش را اجرا کند و از سوی دیگر با مردی روبهرو شود که رابطهاش با او به گذشته تعلق دارد.
« در کنار این خط اصلی، کوشش برای حفظ جشن سرودهای کریسمس شهر نیز به داستان راه مییابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانگی میتوانست به پرسشی جدیتر دربارهٔ مرز میان منفعت شغلی و صداقت عاطفی تبدیل شود؛ اما فیلم بیشتر از آنکه پیامدهای اخلاقی این مأموریت را بکاود، آن را وسیلهای برای نزدیککردن دوبارهٔ دو شخصیت میکند. در نتیجه، فشار شغلی اما گاهی بیشتر شبیه ماشینی روایی به نظر میرسد تا بحرانی که واقعاً بر تصمیمها و شخصیتپردازی اثر بگذارد.
برخی رخدادها به این دلیل اتفاق میافتند که داستان به آنها نیاز دارد، نه به این دلیل که از رفتار و انگیزههای شخصیتها بهطور طبیعی برآمدهاند. این سستی در پیوند علت و معلولی، از مهمترین ضعفهای فیلمنامه است: فیلم از ایدهای جذاب آغاز میکند، اما همیشه نمیتواند آن را با منطق درونی کافی پیش ببرد.
شیمی دو بازیگر اصلی نقطهٔ قوت اصلی «Christmas Is You» رابطهٔ اما و تایلر است. Becca Tobin و Matthew MacCaull در کنار هم حضوری دلنشین دارند و به صحنههایی که ممکن است روی کاغذ بسیار آشنا یا حتی تصنعی به نظر برسند، گرمایی قابلقبول میبخشند. رابطهٔ میان شخصیتها بر ترکیبی از آشنایی قدیمی، دلخوریهای حلنشده و کشش دوباره استوار است؛ همین ترکیب سبب میشود گفتوگوها و لحظات مشترکشان اغلب از کلیشهٔ صرف فاصله بگیرد.
« شیمی دو بازیگر اصلی نقطهٔ قوت اصلی «Christmas Is You» رابطهٔ اما و تایلر است. »
شخصیتها و اجرا
البته شیمی بازیگران بهتنهایی نمیتواند جای پرداخت عمیقتر را بگیرد. فیلم اطلاعات و احساسات گذشته را بهاندازهای عرضه میکند که مسیر عاشقانه پیش برود، اما کمتر مکث میکند تا نشان دهد این دو نفر در گذر زمان چگونه تغییر کردهاند و دقیقاً چه چیزی در یکدیگر مییابند. بااینهمه، حضور هماهنگ آنها باعث میشود تماشاگر دستکم از همراهی با زوج مرکزی لذت ببرد؛ امتیازی که در اثری متکی بر رومانس، اهمیت فراوان دارد.
شهر کوچک و سرمای دلپذیر کریسمس فضای شهر زادگاه اما یکی از عناصر مؤثر فیلم است. شهر کوچک با تزیینات، گردهماییها و آمادگی برای جشن، تصویری آشنا از کریسمس سینمایی میسازد؛ تصویری که بر صمیمیت جمعی و بازگشت به ریشهها تأکید دارد. جشن سرودهای کریسمس نیز به داستان امکان میدهد از محدودهٔ رابطهٔ دونفره بیرون برود و زندگی اجتماعی شهر را وارد روایت کند.
این فضا برای تماشاگرانی که از فیلمهای فصلی انتظار آرامش، رنگهای گرم و حس تعلق دارند، کارکرد خود را بهخوبی انجام میدهد. شهر صرفاً یک منظرهٔ برفی نیست؛ یادآور جهانی است که اما از آن فاصله گرفته و اکنون باید نسبت خود را با آن دوباره بسنجد. بااینحال، این اجتماع کمتر از آنچه وعده میدهد شخصیت مستقل پیدا میکند.
« البته شیمی بازیگران بهتنهایی نمیتواند جای پرداخت عمیقتر را بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی چهرههای فرعی و رویدادهای محلی بیشتر در خدمت پیشبرد روایتاند تا آنکه زندگی کامل و باورپذیری به شهر ببخشند. موسیقی؛ وعدهای بزرگتر از اجرا با حضور یک خوانندهٔ مشهور در مرکز داستان، موسیقی باید نقشی محوریتر داشته باشد. اما فیلم از ظرفیت این عنصر بهطور کامل بهره نمیگیرد.
تعداد ترانهها محدود است و آوازها نیز آنچنان برجسته و اثرگذار نیستند که تایلر را در ذهن تماشاگر بهعنوان ستارهای موسیقایی تثبیت کنند. در نتیجه، میان جایگاه حرفهای شخصیت و آنچه واقعاً روی پرده شنیده میشود فاصلهای محسوس شکل میگیرد. این کمکاری فقط مسئلهای تزئینی نیست. موسیقی میتوانست زبان عاطفی فیلم باشد؛ راهی برای بیان خاطرات مشترک، فاصلهٔ میان گذشته و حال یا دشواری بازگشت به صحنه.
وقتی حضور موسیقایی چنین کمرنگ میماند، بخشی از هویت داستان نیز محققنشده به نظر میرسد. فیلم همچنان لحظاتی شیرین و مناسب فصل دارد، اما از نظر شنیداری و نمایشی چیزی کم دارد که بتواند وعدهٔ عنوان و حرفهٔ شخصیت را به تجربهای ماندگارتر تبدیل کند. کلیشه، پیشبینیپذیری و ریتم پیشبینیپذیری در یک کمدی عاشقانهٔ کریسمسی الزاماً عیب نیست؛ بسیاری از مخاطبان همین آشنایی و امنیت روایی را میخواهند.
« اما فیلم از ظرفیت این عنصر بهطور کامل بهره نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
مسئله زمانی پدید میآید که فیلم، در کنار قابلحدسبودن مسیر اصلی، نتواند در جزئیات شخصیتها یا موقعیتها تازگی کافی ایجاد کند. «Christmas Is You» بارها به الگوهایی بازمیگردد که تماشاگر نمونههای مشابهشان را دیده است؛ از بازگشت به زادگاه گرفته تا پیوند دوبارهٔ دو عشق قدیمی و اهمیتیافتن یک جشن محلی.
افزون بر این، روایت گاهی بیش از اندازه کش میآید. قصههای فرعی و مداخلهٔ شخصیتهای پیرامونی، همیشه به غنای جهان داستان کمک نمیکنند و بعضی لحظات حس میدهند که برای پرکردن زمان به فیلم افزوده شدهاند. این کندی در بخشهایی که رابطهٔ اصلی پیشرفت روشنی ندارد، بیشتر به چشم میآید. گاهی نیز رفتار بعضی شخصیتها یا زنجیرهٔ رخدادها آنقدر طبیعی نیست که بتوان بهسادگی با منطق فیلم همراه شد.
بااینحال، لحن سبک و لحظات بانمک مانع میشوند اثر کاملاً به تجربهای ناخوشایند بدل شود. برای چه تماشاگری؟ این فیلم بیش از هر چیز برای مخاطبی مناسب است که از داستانهای عاشقانهٔ فصلی، فضای شهر کوچک و پایانبندیهای عاطفیِ بیتنش استقبال میکند و با کلیشههای ژانر مشکلی ندارد. اگر انتظار روایت پرپیچوخم، شخصیتپردازی چندلایه یا موسیقی پررنگ و حرفهای وجود داشته باشد، اثر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
« افزون بر این، روایت گاهی بیش از اندازه کش میآید. »
جمعبندی
اما اگر هدف، تماشای فیلمی سبک و شیرین برای حالوهوای تعطیلات باشد، «Christmas Is You» لحظاتی دلنشین فراهم میکند. در اینجا جذابیت بیشتر از آنکه از تازگی داستان بیاید، حاصل اجرای صمیمانهٔ رابطهٔ مرکزی و فضای گرم پیرامون آن است. فیلم نه در همهٔ بخشها متقاعدکننده است و نه از لغزشهای فیلمنامه مصون میماند؛ بااینحال، گاهی همان سادگی و آشناییاش به بخشی از دلنشینی آن بدل میشود.
جمعبندی «Christmas Is You» فیلمی کوچک، آشنا و بیادعاست که بهترین لحظاتش را در همراهی اما و تایلر و فضای کریسمسی زادگاهشان پیدا میکند. شیمی دو بازیگر اصلی و حالوهوای شهر، به داستان گرمایی میبخشد که ضعفهای آن را تا حدی جبران میکند. در سوی دیگر، فیلمنامه در منطق برخی رخدادها کم میآورد، موسیقی کمتر از ظرفیت قصه به کار گرفته میشود و ریتم با قصههای فرعی و تکرار الگوهای آشنا افت میکند.
حاصل، اثری نیست که قواعد ژانر را دگرگون کند یا مدتها در ذهن بماند؛ اما میتواند برای تماشاگر مناسب، سرگرمیای دلپذیر و سبک باشد. فیلم با وجود کلیشههای آشکارش گاه بانمک و گرم از کار درمیآید، هرچند برای رسیدن به اثری واقعاً بهیادماندنی، به فیلمنامهای منسجمتر و حضوری موسیقایی پررنگتر نیاز داشت.
« شیمی دو بازیگر اصلی و حالوهوای شهر، به داستان گرمایی میبخشد که ضعفهای آن را تا حدی جبران میکند. »



ثبت دیدگاه