نقد و بررسی
نقد کریسمس لغو شده است (Christmas Is Cancelled) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گردهماییای که قرار بود جشن باشد «Christmas Is Cancelled» با موقعیتی آشنا آغاز میشود: لیدیا و مانوئل، زوجی تازهازدواجکرده، تصمیم میگیرند خانوادههایشان را برای کریسمس کنار هم بنشانند. اما این جمعشدن، بهجای آنکه تصویری آرام از صمیمیت خانوادگی بسازد، به برخورد دو جهان متفاوت تبدیل میشود؛ جهانی از عادتها، انتظارها و خلقوخوهایی که چندان آمادگی سازگاری با یکدیگر ندارند.
آشفتگی حاصل، موتور اصلی کمدی فیلم است و همزمان آزمونی برای زندگی مشترک زوجی که هنوز در ابتدای راهاند. فیلم مکزیکیِ «Christmas Is Cancelled» به کارگردانی Javier Colinas ساخته شده و بازیگرانی چون Gala Montes و Michel Duval در آن حضور دارند. این طرح ظرفیت روشنی برای کمدی دارد. تعطیلات خانوادگی معمولاً مناسک و توقعات پرشماری را با خود میآورد: چه کسی میزبان است، چه کسی باید کوتاه بیاید و کدام اختلاف قدیمی در ظاهرِ یک گفتوگوی ساده دوباره سر باز میکند.
فیلم نیز از همین شناخت عمومی بهره میگیرد و فضای شلوغ کریسمس را به میدان رویارویی شخصیتها بدل میکند. بااینحال، آشنایی بیشازحد با این الگو، امتیاز و محدودیت اثر را همزمان میسازد: تماشاگر زود درمییابد که داستان به کدام سمت میرود، اما همیشه احساس نمیکند که فیلم برای رسیدن به آن مقصد، مسیری تازه و بامزه پیدا کرده است.
« آشفتگی حاصل، موتور اصلی کمدی فیلم است و همزمان آزمونی برای زندگی مشترک زوجی که هنوز در ابتدای راهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دو خانواده، یک میدان تنش جذابترین ایدهی فیلم در تفاوت خانوادهها نهفته است. اعضای این دو جمع، با سلیقهها و منشهای متفاوت، هرکدام میکوشند تعریف خود را از یک کریسمس درست و آبرومند پیش ببرند. همین تلاش برای ادارهکردن فضا، زمینهی سوءتفاهم و تنش را فراهم میکند: مهمانیای که باید فرصتی برای آشنایی باشد، کمکم به صحنهی رقابت، داوری و بروز کدورتها بدل میشود.
در این میان، لیدیا و مانوئل میان خانوادههای خود و رابطهی تازهشکلگرفتهشان گرفتار میشوند. فیلم بهدرستی میفهمد که در یک جمع خانوادگی، اختلافها معمولاً از موضوعات بزرگ آغاز نمیشوند. گاه یک نظر دربارهی رسمورسوم، شیوهی میزبانی یا رفتار یکی از حاضران کافی است تا دلخوریهای پنهان آشکار شود.
این ظرفیت در بخشهایی از فیلم به موقعیتهای پرتحرک و بامزه میانجامد. اما چون شخصیتها اغلب بیش از آنکه از دل زندگی روزمره برخاسته باشند، برای بهراهانداختن دردسر طراحی شدهاند، کشمکشها گاهی حالت ساختگی پیدا میکنند. برخورد خانوادهها مادهی خام مناسبی است؛ مسئله آن است که فیلم همیشه نمیداند چگونه از آن طنزی دقیق و تازه بسازد.
« دو خانواده، یک میدان تنش جذابترین ایدهی فیلم در تفاوت خانوادهها نهفته است. »
شخصیتها و اجرا
کمدی میان شلوغی و تکرار جشن کریسمس در این اثر نه پسزمینهای خنثی، بلکه بخشی از سازوکار کمدی است. انبوه آدمها، رفتوآمدها و تلاش برای حفظ ظاهر، فضایی پرجنبوجوش میآفریند که با آشفتگی رابطهی مرکزی داستان هماهنگ است. فیلم از این شلوغی برای بالا بردن فشار صحنهها استفاده میکند: هرچه مهمانی از کنترل خارجتر میشود، زوج جوان نیز دشوارتر میتوانند اختلافهایشان را پشت لبخندهای مناسبتی پنهان کنند.
این پیوند میان آشوب بیرونی و تنش درونی، یکی از عناصر قابلتوجه اثر است. بااینهمه، پرتحرکی بهتنهایی به معنای کمدی موفق نیست. بسیاری از شوخیها به جای آنکه از شخصیتپردازی یا مشاهدهی دقیق روابط خانوادگی زاده شوند، بر اغراق و واکنشهای بلند تکیه میکنند. نتیجه این است که فیلم لحظاتی برای خنداندن دارد، اما شوخیهایش پیوسته ضربه نمیزنند و گاه به کلیشههایی نزدیک میشوند که تازگی خود را از دست دادهاند.
طنز فیلم بیشتر به آشفتگی موقعیت وابسته است تا ظرافت گفتوگو یا ساختن تضادهای چندلایه. ازاینرو، شور صحنهها همیشه به خندهای همسنگ با آن شور نمیانجامد. زوج جوان و دشواری همدلی در مرکز ماجرا، رابطهی لیدیا و مانوئل قرار دارد؛ رابطهای که قرار است زیر فشار خانوادهها محک بخورد. ایدهی دراماتیک فیلم روشن است: ازدواج فقط پیوند دو نفر نیست، بلکه اغلب پیوند دو تاریخ خانوادگی و دو مجموعه عادت نیز هست.
« کمدی میان شلوغی و تکرار جشن کریسمس در این اثر نه پسزمینهای خنثی، بلکه بخشی از سازوکار کمدی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
زوج تازهازدواجکرده باید بیاموزند چه وقت از خانوادههایشان فاصله بگیرند، چگونه اختلاف را با یکدیگر در میان بگذارند و تا کجا برای حفظ آرامش جمع کوتاه بیایند. این پرسشها میتوانستند به لایهی احساسی نیرومندی برای داستان تبدیل شوند. اما نزدیکی تماشاگر به شخصیتها آسان نیست. رفتارهای بعضی از آنان بیشتر بهانهای برای پیشبردن جنجالاند تا نشانهای از پیچیدگی روانی.
وقتی شخصیتها نه بهاندازهی کافی باورپذیرند و نه بهاندازهی کافی دوستداشتنی، نگرانی برای سرنوشت رابطه هم دشوار میشود. تماشاگر میتواند بفهمد که زوج در موقعیتی طاقتفرسا قرار گرفتهاند، اما فهمیدن با همدلیکردن یکی نیست. فیلم همچنین زمان چندانی برای مکث و کاوش در واکنشهای درونی آنان اختصاص نمیدهد؛ در نتیجه، رابطه بیشتر به یک خط داستانی برای عبور از بحرانهای پیاپی شباهت پیدا میکند تا پیوندی که تغییراتش را با جزئیات لمس کنیم.
ریتم جمعوجور و محدودیتهای روایت مدت کوتاه فیلم به سود تماشای آسان و بیتکلف آن عمل میکند. روایت برای مدت زیادی درجا نمیزند و موقعیتهای مختلف مهمانی، یکی پس از دیگری، فشار را بر زوج اصلی بیشتر میکنند. برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی سبک و مناسبتی است، این جمعوجوری میتواند مزیت باشد: فیلم از تماشاگر نمیخواهد وارد ساختاری پیچیده شود یا برای دنبالکردن شاخههای متعدد داستانی انرژی زیادی صرف کند.
« این پرسشها میتوانستند به لایهی احساسی نیرومندی برای داستان تبدیل شوند. »
قوتها و کاستیها
اما همین فشردگی، هزینهای هم دارد. شخصیتها و رابطهی مرکزی مجال کافی برای تغییر تدریجی پیدا نمیکنند و داستان گاهی بهجای پرورش کشمکش، آن را از موقعیتی به موقعیت دیگر منتقل میکند. مسیر کلی نیز چنان آشناست که تماشاگر میتواند بسیاری از ایستگاههای روایی را پیشبینی کند. پیشبینیپذیری همیشه نقص نیست؛ در کمدی تعطیلاتی، گاهی آسودگیِ دانستنِ مسیر بخشی از لذت تماشا است.
بااینحال، برای آنکه چنین ساختاری جان بگیرد، شوخیها و شخصیتها باید بهاندازهای تازه باشند که نتیجهی آشنا را به تجربهای تازه بدل کنند. فیلم در این زمینه موفقیتی یکدست ندارد. طنزی که گاهی از مرز خود عبور میکند یکی از نکات بحثبرانگیز فیلم، رابطهی پدر با زنی همسنوسال دخترش است؛ موقعیتی که بنا بر فضای روایت میتواند به منشأ تنش یا شوخی تبدیل شود، اما در عوض حس ناخوشایندی بر جای میگذارد.
مسئله فقط جسارتِ طرح چنین رابطهای نیست، بلکه نحوهی مواجههی اثر با آن است: وقتی تفاوت سنی و پیوندهای خانوادگی صرفاً برای افزودن شوک یا آشفتگی به کار گرفته شوند، کمدی ممکن است بهجای روشنکردن تناقضهای اجتماعی، آنها را به وسیلهای سطحی برای تحریک واکنش تبدیل کند. این مسئله با ضعف عمومیتر فیلم در انتخاب هدف شوخیها ارتباط دارد.
« مسیر کلی نیز چنان آشناست که تماشاگر میتواند بسیاری از ایستگاههای روایی را پیشبینی کند. »
جمعبندی
در کمدی خانوادگی، اغراق میتواند مؤثر باشد، اما اگر شخصیتها از پیش به تیپهایی سادهشده تبدیل شوند، خنده بهسادگی رنگ تمسخر میگیرد و ظرافت موقعیت از میان میرود. «Christmas Is Cancelled» همیشه مرز میان آشکارکردن رفتارهای ناخوشایند و خندیدن به آنها را روشن نمیکند. به همین دلیل، بخشی از طنز آن نهتنها تماشاگر را از ماجرا دور میکند، بلکه ممکن است بهجای سرگرمی، احساس پسزدگی ایجاد کند.
جمعبندی «Christmas Is Cancelled» بر ایدهای مناسب برای یک کمدی تعطیلاتی بنا شده است: دو خانوادهی ناسازگار، مهمانیای پرتنش و زوجی که باید در میانهی این هیاهو از رابطهی خود مراقبت کنند. فضای شلوغ جشن، ریتم نسبتاً جمعوجور و ظرفیت بالقوهی برخورد شخصیتها، لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند؛ اما شوخیهای کماثر، اتکا به الگوهای آشنا و دشواری همدلی با شخصیتها مانع میشوند که فیلم از قالب یک سرگرمی سبک فراتر برود.
اثر بیش از آنکه بر ظرافت مشاهده یا تحول شخصیتها تکیه کند، به آشوب و اغراق متکی است. بنابراین، برای تماشاگرانی که به کمدیهای خانوادگیِ مناسبتی با روایت ساده علاقه دارند، ممکن است تجربهای گذرا و قابلتماشا باشد؛ اما کسانی که از طنز تازه، شخصیتپردازی عمیق یا پرداخت سنجیدهی تنشهای خانوادگی انتظار بیشتری دارند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که ایدهاش از اجرای آن قانعکنندهتر است.
« Christmas Is Cancelled» همیشه مرز میان آشکارکردن رفتارهای ناخوشایند و خندیدن به آنها را روشن نمیکند. »
ثبت دیدگاه