نقد و بررسی
نقد Chocolat | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای که با طعم شکلات آغاز میشود «Chocolat» ساختهٔ Lasse Hallström، بیش از آنکه داستان یک مغازهٔ شیرینیفروشی باشد، حکایت برخورد دو شیوهٔ زیستن است: یکی برآمده از نظم، عادت و مراقبت وسواسآمیز از ظاهر اخلاقی؛ دیگری متکی بر کنجکاوی، لذت و پذیرش تفاوت. در زمستانی سرد، ویان همراه دخترش آنوک وارد روستایی فرانسوی میشود و مغازهای میگشاید که شکلاتهایش گویی با ذائقهٔ مشتریان آشنا هستند.
ورود او آرام است، اما پیامدهایش بهتدریج سراسر اجتماع کوچک را دربرمیگیرد. فیلم از الگوی قصهگویی افسانهگون بهره میگیرد: روستایی خاموش، غریبهای رازآمیز و تغییری که ابتدا اندک و سپس گریزناپذیر به نظر میرسد. این انتخاب، از همان آغاز، واقعگرایی اجتماعی را با اندکی جادو درهم میآمیزد.
شکلات در این جهان فقط خوراکی نیست؛ راهی برای نزدیکشدن به آدمها و نشانهای از میلهایی است که سالها زیر لایههای ادب و انضباط پنهان ماندهاند. فیلم با این تمهید، تماشاگر را به فضایی دعوت میکند که در آن یک مزه میتواند سرآغاز گفتوگو، خاطره یا دگرگونی باشد. لذت در برابر نظم تقابل ویان و شهردار، کنت دو رینود، هستهٔ دراماتیک فیلم را شکل میدهد.
بااینحال، فیلم این رویارویی را نبردی ساده میان یک قهرمان بینقص و یک شرور مطلق نمیسازد. شهردار میخواهد نظم روستا را حفظ کند و ویان با حضور و انتخابهایش آن نظم را به پرسش میگیرد؛ اما مسئله فقط قانونشکنی نیست. پرسش مهمتر این است که چه کسی حق دارد برای دیگران تعیین کند زندگی درست و پسندیده چگونه باید باشد.
« ورود او آرام است، اما پیامدهایش بهتدریج سراسر اجتماع کوچک را دربرمیگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در اینجا نقد فیلم به اخلاقگراییِ مبتنی بر کنترل نزدیک میشود. مناسک و سنتهای جمعی، که میتوانند سرچشمهٔ معنا و همبستگی باشند، گاه به ابزار داوری دربارهٔ کسانی تبدیل میشوند که با هنجار غالب سازگار نیستند. ویان نه موعظه میکند و نه برنامهای سیاسی پیش میکشد؛ او با فروش شکلات و گوشدادن به مردم، فضایی میسازد که در آن خواستههای سرکوبشده مجال بروز پیدا میکنند.
همین سادگی، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیتش: تغییر اجتماعی در این روایت بیشتر از مسیر مهربانی و مواجههٔ شخصی رخ میدهد تا از دل تعارضهای پیچیدهٔ ساختاری. ویان؛ حضوری گرم، گاه بیش از اندازه آرمانی Juliette Binoche برای نقش ویان انتخابی دقیق است. بازی او بر جذابیت پرهیاهو تکیه ندارد؛ گرما و اطمینان شخصیت را با نگاه، مکث و رفتاری بیتکلف منتقل میکند.
ویان در برابر قضاوتها سرسخت است، اما خشونتطلب یا کینهجو نیست. او در آدمها چیزی را میبیند که خودشان گاه از اعتراف به آن پرهیز دارند و همین توانایی، به مغازهاش حالوهوایی نزدیک به پناهگاه میبخشد. بااینهمه، ویان گاهی آنقدر آرام، فهمیده و درستکار تصویر میشود که کمتر از دیگران در معرض تناقض قرار میگیرد.
این بینقصی با منطق افسانهای فیلم سازگار است، اما ممکن است از پیچیدگی شخصیت بکاهد. فیلم بیشتر به ویان بهمنزلهٔ نیرویی بیدارکننده نیاز دارد تا انسانی که درون خودش نیز گرفتار تردید و خطا باشد. رابطهٔ او با دخترش، آنوک، وجهی صمیمیتر به شخصیت میدهد؛ مادری که میکوشد هم به فرزندش امنیت بدهد و هم او را از ترسهای جهان اطراف دور نگه دارد، بیآنکه بتواند همهٔ نگرانیهایش را پنهان کند.
« در اینجا نقد فیلم به اخلاقگراییِ مبتنی بر کنترل نزدیک میشود. »
شخصیتها و اجرا
روستاییان و نقشهای فرعی یکی از امتیازهای مهم فیلم، توجه آن به زندگیهایی است که در ظاهر حاشیهای به نظر میرسند. Armande، با بازی Judi Dench، سرسختی و شوخطبعی را در کنار آسیبپذیری پنهانش حفظ میکند. Josephine، با بازی Lena Olin، روایتی تلختر از فشار و خشونت را وارد فضای نسبتاً شیرین فیلم میکند.
این شخصیتها صرفاً مشتریانی نیستند که به مغازه میآیند؛ هرکدام گرهی عاطفی یا اجتماعی با خود دارند و برخوردشان با ویان بخشی از نقشهٔ تغییر روستا را میسازد. شخصیتهای فرعی به فیلم تنوع میبخشند، اما همهٔ آنها مجال یکسانی برای رشد ندارند. گاهی دگرگونیها با سرعتی انجام میشوند که بیش از آنکه حاصل فرایندی طولانی به نظر برسند، نتیجهٔ نیروی نمادین ویاناند.
در نتیجه، بعضی از آدمهای روستا بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، نمایندهٔ نوعی محرومیت، ترس یا میل باقی میمانند. با وجود این، بازی گروهی گرم و خوشآهنگ است و همین حضورهای کوتاه نیز به روستا بافت انسانی میدهند. جانی دپ و انتظارِ حضوری پررنگتر Johnny Depp در نقش رو، غریبهای آزادمنش و بیاعتنا به قضاوت جمع، حضوری دلپذیر دارد؛ اما نقش او نسبت به انتظار حاصل از شهرت بازیگر، کمدامنه است.
فیلم او را وارد جهان ویان میکند و میان آن دو کششی شکل میدهد، ولی مرکز ثقل روایت همچنان ویان و جامعهٔ روستاست. بنابراین رو بیشتر نقشی مکمل دارد تا نیرویی که خط داستان را بهتنهایی پیش ببرد. این کمرنگی لزوماً ضعف بازی نیست؛ مسئله بیشتر در اندازهٔ نقش و سهم محدود آن در ساختار روایت قرار دارد.
« Armande، با بازی Judi Dench، سرسختی و شوخطبعی را در کنار آسیبپذیری پنهانش حفظ میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی دپ همان حس فاصلهگرفتن از قواعد معمول را به شخصیت میدهد، اما فیلم از او بهعنوان دریچهای برای گسترش بحث اصلی بهرهٔ زیادی نمیگیرد. اگر تماشاگر با انتظار دیدن نقشی محوری به سراغ فیلم برود، ممکن است حضور او را کوتاهتر و کماثرتر از حد تصور بیابد. تصویر، موسیقی و وسوسهٔ حواس جهان بصری «Chocolat» از مهمترین منابع دلنشینی آن است.
مغازهٔ کوچک، رنگها و چیدمان شیرینیها، لباسهای شخصیتها و بافت سرد و کهنهٔ روستا، تضادی دیدنی میان گرمای درون و سرمای بیرون میسازند. شکلاتها در قاب فیلم اغلب همچون اشیایی آراسته و وسوسهانگیز ظاهر میشوند؛ گویی تماشاگر نیز بهجای صرفاً دیدن، به چشیدن دعوت شده است. فضای روستا با جزئیات بصریاش حس مکانی مشخص و خاطرهانگیز پیدا میکند، نه پسزمینهای بیجان برای پیشبرد قصه.
درعینحال، این زیبایی گاه بیش از اندازه صیقلی است. حالوهوای شاعرانه و قابهای دلپذیر میتوانند تلخی برخی موقعیتها را نرم کنند؛ بهخصوص هنگامی که فیلم با آسیبهای واقعی شخصیتها روبهرو میشود. لحن افسانهوار چنان بر روایت سایه میاندازد که ممکن است فاصلهای میان تماشاگر و رنج آدمها ایجاد کند.
بااینحال، همین آمیزشِ حسآمیزی و قصهپردازی است که امضای فیلم را میسازد: اثری که گرمای خود را نه از هیجانهای پرشتاب، بلکه از جزئیات کوچک و فضا میگیرد. ریتم و لحن شیرین فیلم ریتم «Chocolat» آرام است و فیلم شتابی برای رسیدن به نقطهٔ اوج ندارد. تغییرها در مکالمههای روزمره، نگاهها و رفتوآمدهای مکرر به مغازه شکل میگیرند.
« تصویر، موسیقی و وسوسهٔ حواس جهان بصری «Chocolat» از مهمترین منابع دلنشینی آن است. »
قوتها و کاستیها
برای تماشاگرانی که به روایتهای پرحادثه عادت دارند، این کندی ممکن است به کشآمدن بخشهایی از فیلم بینجامد. برخی موقعیتها نیز پیام خود را با تأکیدی روشن بیان میکنند و مجال چندانی برای ابهام یا برداشتهای متضاد باقی نمیگذارند. در سوی دیگر، همین مکثها فرصت میدهند روستا و آدمهایش آرامآرام در ذهن جا بگیرند.
فیلم نمیخواهد صرفاً تعلیق بسازد؛ هدفش بیشتر آن است که تماشاگر را در حالوهوایی گرم و آسوده نگه دارد. طنز ملایم، عنصرهای اندک جادویی و مناسبات انسانی، تلخی را مهار میکنند، بیآنکه آن را بهکلی حذف کنند. حاصل، قصهای دلنشین است که گاه بیش از اندازه شیرین میشود، اما معمولاً میداند چه تجربهای میخواهد بیافریند.
جمعبندی «Chocolat» فیلمی دربارهٔ شکلات است، اما موضوع اصلیاش حقِ لذتبردن، پذیرفتهشدن و زندگیکردن بیرون از قفس عادتهاست. اثر در فضاسازی، بازیهای گروهی و شخصیتپردازی ویان جذاب است و تصویری بهیادماندنی از روستایی میآفریند که سرمای اجتماعیاش بهتدریج جای خود را به گرمای ارتباط میدهد.
در مقابل، ریتم آرام، لحن گاه بیش از حد آرمانی و سهم محدود Johnny Depp ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناامیدکننده باشد. قدرت فیلم نه در پیچیدگی روایی یا جسارت فرمی، بلکه در تواناییاش برای پیوندزدن یک قصهٔ ساده با پرسشی انسانی نهفته است: آیا نظم و اخلاق، وقتی به طرد دیگران میانجامند، هنوز شایستهٔ دفاعاند؟
« برای تماشاگرانی که به روایتهای پرحادثه عادت دارند، این کندی ممکن است به کشآمدن بخشهایی از فیلم بینجامد. »
جمعبندی
پاسخ فیلم روشن و صمیمی است، هرچند گاهی سادهانگارانه. اما فضای روستا، بازی Binoche و ایدهٔ شکلات بهمنزلهٔ زبانِ مهربانی، اثری میسازند که پس از پایان نیز عطر و گرمایش در خاطر میماند.
« پاسخ فیلم روشن و صمیمی است، هرچند گاهی سادهانگارانه. »



ثبت دیدگاه