نقد و بررسی
نقد چیپس (CHiPs) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح و جایگاه فیلم «CHiPs» محصول ۲۰۱۷، برداشتی سینمایی از مجموعهی تلویزیونی همنام است؛ اما بیش از آنکه بخواهد حالوهوای نوستالژیک یا جدیت پلیسی نسخهی تلویزیونی را بازسازی کند، به کمدی رفاقتیِ پرتحرکی گرایش دارد که از موقعیت دو مأمور ناهمگون نیرو میگیرد. Jon Baker، موتورسوار تازهکار و کمتجربه در کار پلیسی، با Ponch همراه میشود؛ مأموری باتجربه و مطمئنبهنفس که انگیزههایش از آنچه ابتدا به نظر میرسد پیچیدهتر است.
این دو در گشتهای بزرگراهی لسآنجلس، کمکم با پروندهای بزرگتر از مأموریتهای روزمره روبهرو میشوند. Dax Shepard، افزون بر بازی در نقش Jon، نویسندگی و کارگردانی فیلم را نیز بر عهده دارد و Michael Peña در نقش Ponch همبازی اوست. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست یک درام پلیسی متین یا بازآفرینی وفادارانهی جهان تلویزیونی باشد.
لحن آن بیپرواتر، زمختتر و عامهپسندتر است؛ انتخابی که گاهی به فیلم آزادی و سرزندگی میدهد، اما در بخشهایی دیگر به محدودیت اصلیاش بدل میشود. دو مأمور، دو جنس کمدی هستهی قابلدفاع فیلم رابطهی میان Jon و Ponch است. Jon با گذشتهای پرآشوب و میل به جبران، جدیتر از آن است که بتواند راحت در قالب یک همکار کارکشته جا بگیرد.
« این دو در گشتهای بزرگراهی لسآنجلس، کمکم با پروندهای بزرگتر از مأموریتهای روزمره روبهرو میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Ponch، در مقابل، با اعتمادبهنفس و شوخطبعی خود فضا را در اختیار میگیرد. از برخورد این دو، مجموعهای از اصطکاکها و سوءتفاهمها شکل میگیرد که گاه واقعاً سرگرمکننده است. کمدی فیلم در بهترین لحظههایش از تفاوت منش این دو میآید، نه صرفاً از شوخیهای کلامیِ تحمیلی. Peña به Ponch انرژی و چابکی میبخشد و میتواند حتی در موقعیتهای نهچندان تازه، حضورش را زنده نگه دارد.
Shepard نیز برای نقش Jon نوعی دستپاچگی و آسیبپذیری فراهم میکند که با خودنمایی شریکش تضاد دارد. بااینحال، رابطهی آنها عمق چندانی پیدا نمیکند. فیلم معمولاً به محض آنکه امکان یک شوخی فوری پیش میآید، از مکث و پرورش رابطه صرفنظر میکند. در نتیجه، صمیمیت میان دو مأمور بیشتر حاصل چند لحظهی موفق است تا دگرگونیای که در سراسر داستان بهتدریج ساخته شده باشد.
شوخیها و مسئلهی لحن «CHiPs» آشکارا نمیخواهد پلیسبودن را با وقار و قهرمانپروری عرضه کند. شوخی با کلیشههای فیلمهای پلیسی و بیاعتنایی به جدیت متعارف این ژانر، در آغاز میتواند طراوتبخش باشد. فیلم از قهرمانانش مجسمه نمیسازد و اجازه میدهد در موقعیتهایی مضحک، خجالتآور یا ناشیانه گرفتار شوند.
« Ponch، در مقابل، با اعتمادبهنفس و شوخطبعی خود فضا را در اختیار میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد برای تماشاگرانی که به دنبال کمدیای سبک و بیتکلفاند، گاهی جواب میدهد. مشکل آنجاست که فیلم تفاوت میان بیپروایی و تکرار را چندان رعایت نمیکند. شوخیهای جنسی و رکیک بارها به ابزار اصلی خنده بدل میشوند، بیآنکه هر بار چیزی تازه به شخصیتها یا قصه بیفزایند. بسیاری از این لحظهها نه از موقعیت، که از اصرار بر غافلگیریِ مبتذل نیرو میگیرند؛ اصراری که بهتدریج اثر شوخی را فرسوده میکند.
بخشی از شوخیها نیز بهجای آنکه شخصیتپردازی را گسترش دهند، صرفاً زمان فیلم را پر میکنند. به همین دلیل، حتی تماشاگرانی که با کمدی زمخت مشکلی ندارند، ممکن است در میانهی فیلم احساس کنند یک الگوی ثابت بارها تکرار میشود. قصه و ظرفیت پلیسی پروندهی جنایی به فیلم جهتی فراتر از ماجراهای پراکندهی گشتزنی میدهد.
ورود مأموریت پنهانی و احتمال دخالت افراد درون دستگاه، زمینهای برای پیوند دو شخصیت و افزایش خطر فراهم میکند. این چارچوب در اصل میتوانست تعادل مناسبی میان کمدی، تعلیق و اکشن برقرار کند؛ اما «CHiPs» اغلب بهجای آنکه اجازه دهد معما و پیامدهایش بهاندازهی کافی رشد کنند، به شوخی یا صحنهی بعدی میجهد.
« این رویکرد برای تماشاگرانی که به دنبال کمدیای سبک و بیتکلفاند، گاهی جواب میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این رو، داستان بیشتر نقش شاسی را برای حرکت فیلم بازی میکند تا نیرویی که تماشاگر را پیگیر نگه دارد. انگیزهها و روابط گاه به اندازهای روشن و منسجم نیستند که تنش جنایی وزن واقعی پیدا کند. در نتیجه، ماجرا در لحظههایی سرگرمکننده است، اما کمتر به تعلیقی ماندگار بدل میشود. فیلم به قالب «زوج ناهمگون در دل پروندهای خطرناک» تکیه دارد، بیآنکه همهی ظرفیتهای این قالب را به کار گیرد.
تعقیبوگریزها و حرکت تصویری موتورسیکلتها و بزرگراههای لسآنجلس، طبیعیترین امتیاز بصری فیلماند. تعقیبوگریزها امکان میدهند اثر از فضای گفتوگومحور کمدی فاصله بگیرد و برای مدتی با سرعت و حرکت پیش برود. موتورسواران در دل ترافیک، تغییر مسیرهای ناگهانی و برخوردهای پرتنش، لحظههایی از هیجان قابلقبول میسازند؛ لحظههایی که به فیلم هویت تصویری مشخصتری میدهند.
بااینحال، تدوین این صحنهها همیشه روان نیست. برشهای سریع و اتصال تکهتکهی نماها گاهی پیوستگی جغرافیایی و حس حرکت را تضعیف میکند. بهجای آنکه تماشاگر مسیر تعقیب را بهروشنی دنبال کند، گاه تنها مجموعهای از نماهای پرتحرک را میبیند که قرار است هیجان را القا کنند. این آشفتگی، اثر تعقیبوگریزها را کم میکند و ریتم کلی را نیز ناپایدار میسازد: فیلم از مکثهای طولانیِ شوخیمحور به صحنههای پرشتاب میپرد، بیآنکه همیشه گذار میان این دو لحن را نرم کند.
« از این رو، داستان بیشتر نقش شاسی را برای حرکت فیلم بازی میکند تا نیرویی که تماشاگر را پیگیر نگه دارد. »
قوتها و کاستیها
بازیگران مکمل و فضای فیلم حضور بازیگرانی چون Rosa Salazar، Vincent D’Onofrio و Adam Brody به جهان فیلم تنوع میدهد، اما نقشهای مکمل عموماً در خدمت پیشبرد روایت یا فراهمکردن زمینهی موقعیتهای کمدیاند. فیلم فرصت چندانی برای پرداخت مستقل به آنها ندارد. این محدودیت، بهویژه در داستانی که بر مأموران و روابط درون سازمان تکیه میکند، باعث میشود بخشهایی از محیط پلیسی بیشتر شبیه پسزمینهای کاربردی به نظر برسند تا جامعهای باورپذیر با شخصیتها و مناسبات مشخص.
فضای لسآنجلس و جادههایش نیز بیشتر بهعنوان میدان حرکت و تعقیب استفاده میشود تا بخشی از تجربهی اجتماعی فیلم. «CHiPs» قصد ندارد تصویری واقعگرایانه و چندلایه از پلیس بزرگراه ارائه کند؛ مسئله آن سرگرمی و برخورد دو شخصیت است. این انتخاب فینفسه ایرادی ندارد، اما وقتی قصهی جنایی و مناسبات شغلی نیز چندان بسط پیدا نمیکنند، جهان اثر اندکی سبک و کمجزئیات باقی میماند.
ریتم و انسجام یکی از دشواریهای اصلی فیلم، ناتوانی در تنظیم نسبت میان شوخی، قصه و اکشن است. برخی شوخیها بیش از اندازه کش میآیند و بهجای آنکه ضرباهنگ صحنه را تقویت کنند، آن را متوقف میسازند. در سوی دیگر، تعقیبوگریزها گاهی چنان فشرده و تند تدوین شدهاند که فرصت شکلگیری هیجان پیوسته را از دست میدهند.
« فیلم فرصت چندانی برای پرداخت مستقل به آنها ندارد. »
جمعبندی
این نوسان سبب میشود فیلم نه در کمدی به ریتمی مطمئن برسد و نه در اکشن. روایت همچنین بهجای ساختن تدریجی لحظههای اثرگذار، بارها به راهحلهای فوری متوسل میشود. شوخی تازه، برخورد تازه یا خطر تازه وارد میشود، اما همهی این اجزا لزوماً به یک تجربهی منسجم نمیپیوندند. همین مسئله توضیح میدهد که چرا فیلم با وجود چند لحظهی مفرح، برای برخی تماشاگران زود طولانی به نظر میرسد: طولانیشدن فقط به شمار شوخیها مربوط نیست، بلکه از نبود پیشروی محسوس در میان آنها نیز ناشی میشود.
جمعبندی «CHiPs» کمدی پلیسیای است که گاه در رابطهی دو مأمور و صحنههای موتورسوارانهاش به سرگرمی ساده و بیتکلف دست مییابد، اما در بیشتر مسیر از تکرار شوخیهای جنسی، ضعف ریتم و تدوین ناپیوسته آسیب میبیند. فیلم در جدیگرفتننکردن کلیشههای پلیسی موفقتر از آن است که در ساختن روایتی منسجم یا کمدیای پیوسته خندهدار باشد.
اگر تماشاگر با طنز زمخت و ماجراهای سبک کنار بیاید، ممکن است از چند لحظهی آن لذت ببرد؛ اما اثر بهندرت چنان ایده یا رابطهای را میپرورد که میل به بازگشت دوباره ایجاد کند. حاصل، فیلمی است که برای یکبار تماشا میتواند سرگرمی گذرایی فراهم کند، ولی بهدلیل شوخیهای فرسوده و انسجام محدود، زود از یاد میرود.
« این نوسان سبب میشود فیلم نه در کمدی به ریتمی مطمئن برسد و نه در اکشن. »



ثبت دیدگاه