نقد و بررسی
نقد Chickenhare and the Hamster of Darkness | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی آشنا با قهرمانی نامتعارف «Chickenhare and the Hamster of Darkness» انیمیشنی ماجراجویانه و خانوادگی است که از همان آغاز، قهرمانش را در موقعیتی میان دو جهان قرار میدهد: خرگوشمرغی جوانی که نه کاملاً خرگوش است و نه کاملاً مرغ. او آرزوی ماجراجو شدن دارد و میخواهد همچون پدرش، پادشاه پیتر، به قهرمانی بزرگ بدل شود؛ اما تفاوت ظاهریاش باعث میشود در جمع همسالان احساس بیگانگی کند.
هنگامی که عموی حریصش در پی بهدستآوردن شیئی اسرارآمیز برمیآید، خرگوشمرغی همراه دو دوست خود سفری خطرناک را آغاز میکند. فیلم از الگوی آشنای جستوجوی گنج و رقابت قهرمان با رقیبی جاهطلب بهره میگیرد. این انتخاب، از یک سو ریتم داستان را روشن و برای مخاطب کمسنوسال قابلدنبالکردن میکند؛ از سوی دیگر، دست فیلم را برای غافلگیریهای روایی چندان باز نمیگذارد.
مسیر کلی ماجرا و بسیاری از مانعهایی که قهرمانان در راه با آن روبهرو میشوند، پیشاپیش آشنا به نظر میرسند. اثر بر تازگی طرح تکیه ندارد؛ نیروی اصلیاش را از شخصیت دوستداشتنی قهرمان و فضای پرتحرک سفر میگیرد. تفاوت؛ از دشواری تا توانایی هسته عاطفی فیلم، پذیرفتن ویژگیهایی است که قهرمان را از دیگران متمایز میکند.
خرگوشمرغی در آغاز میکوشد خود را با تصویری که از یک ماجراجوی شایسته در ذهن دارد هماهنگ کند. او تفاوتش را مانعی برای پذیرفتهشدن میبیند و گمان میکند برای قهرمانشدن باید شبیه دیگران باشد. سفر، بهتدریج این برداشت را به چالش میکشد: آنچه در ابتدا مایه تردید و دستپاچگی است، میتواند در شرایط دشوار به بخشی از توانایی او تبدیل شود.
« فیلم از الگوی آشنای جستوجوی گنج و رقابت قهرمان با رقیبی جاهطلب بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیام پذیرش خود در فیلم صریح و بیابهام است؛ شاید حتی بیش از آنکه در کنشها و تصویرها تنیده شود، با تکرار مستقیم به مخاطب یادآوری شود. این روش برای کودکان روشن و قابلفهم است، اما گاهی از پیچیدگی احساسی موضوع میکاهد. بااینحال، رابطه قهرمان با دوستانش به پیام جان میدهد. همراهان او صرفاً تماشاگر سفر نیستند؛ حضورشان نشان میدهد که رشد شخصی در خلأ اتفاق نمیافتد و همکاری، اعتماد و پذیرش متقابل نیز بخشی از راهاند.
قهرمان و همراهانش خرگوشمرغی شخصیتی است که جذابیتش بیشتر از کشمکش درونی او میآید تا از مهارتهایش. او در آغاز اعتمادبهنفس کامل ندارد و همین نقص، فاصلهاش را با قهرمانان بینقص و همیشه مسلط حفظ میکند. اشتباه میکند، گاه شتابزده تصمیم میگیرد و در پی اثبات خود است؛ اما همین ضعفها به مسیر تحولش معنا میدهند.
تماشای او برای مخاطب جوان میتواند یادآور این باشد که شجاعت، نبودِ ترس یا تردید نیست، بلکه ادامهدادن با وجود آنهاست. دو دوست وفادارش نیز فضای سفر را از یکنواختی بیرون میآورند و موقعیتهایی برای شوخی و همکاری فراهم میکنند. بااینهمه، پرداخت شخصیتهای فرعی همیشه به اندازه ظرفیتشان نیست.
آنها بیشتر در خدمت پیشبردن ماجرا و همراهی قهرمان قرار میگیرند تا آنکه مسیرهای شخصی مستقل و پرجزئیاتی پیدا کنند. با وجود این، پیوند میان سه شخصیت برای لحن گرم فیلم ضروری است: گروهی کوچک که ضعفهای یکدیگر را میشناسند و در لحظههای دشوار به جای رقابت، به هم تکیه میکنند. انیمیشن و ساخت جهان یکی از امتیازهای روشن فیلم، سرزندگی تصویرها و طراحی محیطهای رنگارنگ آن است.
« این روش برای کودکان روشن و قابلفهم است، اما گاهی از پیچیدگی احساسی موضوع میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
جهان داستان با جنگلها، مسیرهای پرخطر و مکانهایی که برای کاوش ساخته شدهاند، حس حرکت دائمی دارد. قابها معمولاً پرجزئیات و پرتحرکاند و فضاهای گوناگون، هر مرحله از سفر را از نظر بصری از مرحله پیشین جدا میکنند. همین تنوع باعث میشود ماجرا، حتی در لحظاتی که از نظر داستانی به الگوهای شناختهشده تکیه دارد، دستکم از نظر دیداری تازگی نسبی خود را حفظ کند.
حرکت شخصیتها روان است و طراحی تصویری بهخوبی با حالوهوای سرگرمکننده اثر سازگار میشود. صحنههای تعقیب، فرار و عبور از تلهها از انرژی لازم برخوردارند و برای مخاطبان جوان بهاندازه کافی هیجان میآفرینند، بیآنکه فضای فیلم را بیش از اندازه تیره یا خشن کنند. انیمیشن در پی واقعگرایی نیست؛ اغراق و انعطاف بدنی شخصیتها بخشی از زبان طنزآمیز آن است.
نتیجه، جهانی است که بیش از آنکه ترسناک یا باشکوه باشد، بازیگوش و دعوتکننده به نظر میرسد. ریتم، موسیقی و شوخیها فیلم با سرعت مناسبی وارد ماجرا میشود و در بیشتر مسیر، از افتادن در سکون پرهیز میکند. مانعهای پیاپی و جابهجایی میان موقعیتهای گوناگون، حرکت داستان را حفظ میکنند.
این شتاب برای یک ماجرای خانوادگی مزیت دارد، هرچند گاهی مجال چندانی برای مکث بر احساسات شخصیتها باقی نمیگذارد. برخی تغییرهای درونی قهرمان میتوانستند با لحظاتی آرامتر و دقیقتر پرورش یابند؛ در عوض، روایت معمولاً زود به مرحله بعدی سفر میرسد. موسیقی پرانرژی با فضای پرجنبوجوش اثر همخوان است و به صحنههای ماجراجویی جان بیشتری میبخشد.
« جهان داستان با جنگلها، مسیرهای پرخطر و مکانهایی که برای کاوش ساخته شدهاند، حس حرکت دائمی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیها نیز میکوشند هم برای کودکان قابلفهم باشند و هم برای بزرگسالان طعنهها یا اشارههایی در خود داشته باشند. نتیجه یکدست نیست: بعضی لحظههای طنز از تضاد میان شخصیتها و آشفتگی موقعیتها نیرو میگیرند، اما برخی دیگر به شوخیهای آشنا و کماثر متکی میمانند. فیلم در بهترین لحظاتش خنده را از دل کنش بیرون میکشد؛ در ضعیفترها، شوخی بیشتر شبیه مکثی کوتاه میان دو بخش ماجراجویی است.
میراث ماجراجوییهای سینمایی آشنایی فیلم با الگوهای کلاسیک ماجراجویی، هم امتیاز است و هم محدودیت. تلههای باستانی، مسیرهای خطرناک و رقابت بر سر یافتن گنج، یادآور قصههای مشهور کاوش و جستوجوی آثار اسرارآمیزند؛ بهویژه حالوهوایی که تماشاگر را به یاد ماجراجوییهای «ایندیانا جونز» میاندازد.
این ارجاعها برای بزرگسالان میتوانند جنبهای بازیگوشانه داشته باشند و برای کودکان، دریچهای به سوی نوعی سینمای پرتحرک و کلاسیک باشند. اما فیلم همیشه این الگوها را به اندازه کافی دگرگون نمیکند تا هویت مستقل خود را از آنها جدا سازد. بعضی موقعیتها چنان آشنا هستند که بهجای ایجاد تعلیق، بیشتر یادآور نمونههای پیشین میشوند.
این مسئله بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که فیلم درباره ارزش تفاوت و یگانهبودن سخن میگوید: اثری با چنین پیامی میتوانست در فرم و روایت نیز جسورتر و نامتعارفتر باشد. بااینحال، الهامگرفتن از سنت ماجراجویی بهتنهایی نقص نیست؛ مشکل آنجاست که فیلم گاه به جای بازی خلاقانه با این میراث، به بازآفرینی کموبیش مستقیم آن بسنده میکند.
« میراث ماجراجوییهای سینمایی آشنایی فیلم با الگوهای کلاسیک ماجراجویی، هم امتیاز است و هم محدودیت. »
قوتها و کاستیها
اوج و محدودیتهای روایت در بخش پایانی، فیلم میکوشد رشتههای ماجراجویی و رشد شخصیت را در یک نقطه به هم برساند. از نظر عاطفی، مسیر قهرمان به سوی پذیرش خود روشن است و تماشاگر میتواند دریابد که تجربههای سفر چه تغییری در نگاه او پدید آوردهاند. بااینحال، شدت و تازگی این بخش به اندازه مقدمه و مسیر پرتحرک فیلم نیست.
اوج داستان کمرمقتر از آن است که تمام ظرفیت موقعیتهای پیشین را به ثمر برساند؛ گویی اثر در لحظهای که باید بیشترین نیروی دراماتیک خود را نشان دهد، به راهحلهایی آشنا و کمخطر روی میآورد. این ضعف با پیشبینیپذیری کلی روایت پیوند دارد. داستان پیچشهای نیرومند یا ابهام اخلاقی چندانی ندارد و مرز میان قهرمان و ضدقهرمان از ابتدا روشن است.
چنین سادگیای برای مخاطب کودک میتواند فضیلت باشد، زیرا پیگیری قصه و دریافت پیام را آسان میکند؛ اما برای بیننده بزرگسال، احتمالاً حس تازگی و کشف را کاهش میدهد. فیلم سرگرمکننده باقی میماند، ولی به دشواری از محدوده یک ماجرای خانوادگی خوشساخت فراتر میرود. جمعبندی «Chickenhare and the Hamster of Darkness» فیلمی پرتحرک، رنگارنگ و خوشنیت است که بهترین داراییاش قهرمانی نامتعارف و پیامی روشن درباره پذیرش تفاوتهاست.
انیمیشن روان، طراحیهای چشمنواز، موسیقی سرزنده و همراهی سه دوست، آن را به انتخابی مناسب برای تماشای خانوادگی بدل میکنند. در سوی دیگر، روایت ساده و قابلپیشبینی، شوخیهای نابرابر و تکیه آشکار بر الگوهای آشنای ماجراجویی، مانع از آن میشوند که فیلم اثری واقعاً تازه و ماندگار باشد.
« اوج و محدودیتهای روایت در بخش پایانی، فیلم میکوشد رشتههای ماجراجویی و رشد شخصیت را در یک نقطه به هم برساند. »
جمعبندی
ارزش فیلم نه در شکستن قواعد ژانر، بلکه در اجرای دلپذیر و بیادعای آنهاست. کودکان احتمالاً بیش از بزرگسالان با شتاب داستان و قهرمانش همراه میشوند؛ اما پیام همدلی و خودپذیری برای هر دو گروه قابلدریافت است. حاصل، ماجرایی سرگرمکننده با قلبی مهربان است که کاستیهایش را پنهان نمیکند، اما در نهایت بهواسطه گرما و انرژیاش تماشایی میماند.
« ارزش فیلم نه در شکستن قواعد ژانر، بلکه در اجرای دلپذیر و بیادعای آنهاست. »



ثبت دیدگاه