نقد و بررسی
نقد Chiara | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قدیس در مقام انقلابی فیلم «کیارا» ساختهٔ سوزانا نیکیارلی، زندگی قدیسهٔ آسیزی را نه همچون شرحی آرام و خطی از رستگاری، بلکه بهمثابه روایت زنی تصویر میکند که میکوشد اختیار زندگی خویش را از خانواده، مناسبات اجتماعی و نهادهای مردسالار بازپس گیرد. کیارای هجدهساله از خانه میگریزد و به فرانچسکو میپیوندد؛ اما این گریز، تنها آغاز ماجراست.
پرسش اصلی فیلم آن است که چگونه میتوان آرمان آزادی را در دل ساختارهایی زنده نگه داشت که حتی با زبان ایمان، برای زنان حد و مرز تعیین میکنند. نیکیارلی قدیسبودن را از پیشفرضی دوردست به تجربهای انسانی نزدیک میکند. ایمان کیارا از شور، سرسختی و تصمیمهای دشوار او جدا نیست. او نه چهرهای بیتردید و دستنیافتنی، بلکه دختری است که در برابر جهان پیرامونش میایستد و برای خواستهای که به آن باور دارد هزینه میپردازد.
از این منظر، عنوان فیلم هم به شخص تاریخی اشاره دارد و هم به زنی که هنوز در حال ساختن هویت خویش است. آزادی در حصار ایمان یکی از وجوه جذاب فیلم، پیوندی است که میان فقر اختیاری، ایمان دینی و آزادی برقرار میکند. کیارا برای رهایی از ثروت و جایگاه خانوادگی، به زندگیای سادهتر روی میآورد؛ اما فیلم این انتخاب را به کنارهگیری از جهان فرو نمیکاهد.
« کیارای هجدهساله از خانه میگریزد و به فرانچسکو میپیوندد؛ اما این گریز، تنها آغاز ماجراست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فقر در اینجا تنها ریاضتی شخصی نیست، بلکه موضعی در برابر قدرت و امتیاز نیز هست. تصمیم کیارا، زنان دیگری را هم به سوی او میکشاند و جمعی شکل میگیرد که آرمانش با خواست نهادهای رسمی یکسان نیست. فیلم با دقت نشان میدهد که انقلاب کیارا، بیش از آنکه در قالب شورشی پرهیاهو رخ دهد، در پافشاری بر شیوهای دیگر از زیستن معنا پیدا میکند.
او میخواهد زنان نه صرفاً پیروان یک آرمان، بلکه صاحبان تصمیم و اراده باشند. تنش میان ایمان فردی و اقتدار کلیسا از همینجا جان میگیرد: کیارا به باور خود وفادار است، اما نمیپذیرد که دیگران تمام شکل و حدود آن را برایش تعیین کنند. همین تضاد به داستان نیرویی فراتر از بازسازی تاریخی میدهد.
بازیها و چهرهٔ مرکزی مارگریتا ماتزوکو در نقش کیارا، حضوری آرام اما استوار دارد. بازی او بر فورانهای نمایشی متکی نیست؛ بیشتر از نگاه، مکث و تغییرهای ظریف در رفتار شخصیت نیرو میگیرد. این خویشتنداری با جهان فیلم سازگار است: کیارا لازم نیست در هر صحنه قدرت خود را اعلام کند تا تصمیم و ارادهاش دیده شود.
« فقر در اینجا تنها ریاضتی شخصی نیست، بلکه موضعی در برابر قدرت و امتیاز نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
بازی ماتزوکو، آسیبپذیری را در کنار سرسختی حفظ میکند و نمیگذارد قهرمان فیلم به نمادی یکبعدی فروکاسته شود. آندرهآ کارپنتسانو نیز در نقش فرانچسکو، شخصیتی را میسازد که هم الهامبخش کیاراست و هم از مرزهای نگرش زمانهاش کاملاً رها نیست. رابطهٔ این دو، صرفاً رابطهٔ استاد و پیرو یا دو چهرهٔ قدسی نیست؛ میانشان نزدیکی، اختلاف و فاصله وجود دارد.
بازیگران دیگر نیز در ساختن فضای جمعی صومعه سهم دارند و باورپذیریشان کمک میکند پیوند میان زنان، به جای پسزمینهای تزئینی، بخشی از موضوع اصلی فیلم باشد. ریتم، سکوت و مکث «کیارا» به جای پیشبردن داستان با گرهافکنیهای پیدرپی، بر تجربهٔ روزمره و گذر زمان تکیه دارد. صحنههای آرام، کارهای معمول و لحظههای سکوت، جهان فیلم را از حالوهوای یک زندگینامهٔ شتابزده دور میکنند.
این انتخاب گاه ثمربخش است: تماشاگر فرصت مییابد در فضای زندگی جمعی زنان بماند و دگرگونی شخصیت را نه فقط در اعلامیهها و رویاروییها، بلکه در عادتها و رفتارهای کوچک دنبال کند. بااینحال، همین تأملگرایی گاهی به کندی بدل میشود. بعضی موقعیتها بیش از آنچه برای تثبیت حس یا معنا لازم است ادامه مییابند و فیلم در بخشهایی از حرکت بازمیماند.
« بازی ماتزوکو، آسیبپذیری را در کنار سرسختی حفظ میکند و نمیگذارد قهرمان فیلم به نمادی یکبعدی فروکاسته شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از آنجا که دامنهٔ روایت بیشتر بر تجربهٔ کیارا و حلقهٔ نزدیکانش متمرکز است، تکرار مکثها میتواند حس محدودبودن جهان داستان را تشدید کند. ریتم فیلم برای تماشاگرانی که با روایتهای آرام و کمحادثه همراه میشوند، بخشی از جذابیت اثر است؛ برای دیگران، ممکن است فاصلهای میان اهمیت موضوع و کشش دراماتیک ایجاد کند.
فرم شاعرانه و موسیقی تصویرپردازی و طراحی فضای فیلم، حالوهوایی شاعرانه میسازد که با جهان ریاضت و ایمان تناسب دارد. زندگی صومعه در قابهایی آرام و نسبتاً ساده جریان مییابد و این سادگی بهجای آنکه صرفاً نشانهٔ کمبود باشد، بخشی از نگاه اثر به جهان است. فیلم گاهی از واقعگرایی صرف فاصله میگیرد و با حرکت آهسته، تصویرهای رؤیاگونه و لحظههایی نزدیک به مکاشفه، تجربهٔ درونی کیارا را به زبان بصری ترجمه میکند.
اما این ابزارها همیشه به یک اندازه اثرگذار نیستند. حرکت آهسته و فضاسازی رؤیایی در برخی لحظهها معنای تازهای به صحنه میبخشند؛ در برخی دیگر، بیش از اندازه بر احساس موردنظر تأکید میکنند. موسیقی و میانپردههای موزیکال نیز انتخابی جسورانهاند و فیلم را از بازسازی تاریخی متعارف جدا میکنند.
« اما این ابزارها همیشه به یک اندازه اثرگذار نیستند. »
قوتها و کاستیها
این لحظهها میتوانند شور جمعی و رهایی را محسوس کنند، اما گاه ناگهانی یا پرحجم به نظر میرسند و پیوندشان با بافت روایی به اندازهٔ کافی قانعکننده نیست. در نتیجه، سبکی که قرار است فیلم را از قالب زندگینامهٔ آشنا بیرون ببرد، گاهی حواس تماشاگر را از عاطفهٔ صحنه منحرف میکند. سیاست جنسیت در روایت تاریخی اهمیت «کیارا» فقط در بازگویی سرگذشت یک قدیسه نیست؛ فیلم از دل گذشته به مسئلهای پایدار میرسد: چه کسی حق دارد دربارهٔ شکل زندگی زنان تصمیم بگیرد؟
تقابل کیارا با خانواده و مقامهای مذهبی، از جدال بر سر یک مقررات یا شیوهٔ زیست فراتر میرود. آنچه در خطر است، امکان تعریفکردن آرمان به دست خود زنان است. فیلم این مسئله را بدون آنکه شخصیت اصلی را به قهرمانی بینقص بدل کند، در دل روابط و برخوردهایش میگستراند. در عین حال، تمرکز محدود روایت هزینهای هم دارد.
جهان سیاسی و اجتماعی پیرامون کیارا بیشتر از دریچهٔ تجربهٔ او دیده میشود و فیلم کمتر به گسترش زمینهٔ تاریخی خود میپردازد. این محدودیت میتواند انتخابی سنجیده باشد: اثر به جای عرضهٔ تصویری جامع از روزگار، بر حریم تجربهٔ زنانی تمرکز میکند که میخواهند راهی برای زیستن پیدا کنند. بااینحال، برخی تماشاگران ممکن است خواهان مواجههای گستردهتر با نیروهای اجتماعی و پیامدهای تاریخی این مبارزه باشند.
« تقابل کیارا با خانواده و مقامهای مذهبی، از جدال بر سر یک مقررات یا شیوهٔ زیست فراتر میرود. »
جمعبندی
جمعبندی «کیارا» فیلمی است دربارهٔ زنی که ایمان را نه ابزار تسلیم، بلکه سرچشمهٔ استقلال میبیند. بازی متین مارگریتا ماتزوکو، فضای آرام و شاعرانه و توجه به مناسبات قدرت، به اثر هویتی متمایز میبخشند. در برابر این امتیازها، ریتم کند، بعضی تأکیدهای بصری و موسیقایی و محدودماندن دامنهٔ روایت، از انسجام و تأثیر عاطفی آن میکاهند.
پایانبندی باز فیلم نیز با رویکرد تأملیاش سازگار است، اما ممکن است برای کسانی که انتظار فرجامی روشن و کامل دارند، حس ناتمامی بر جای بگذارد. این ناتمامی را میتوان بخشی از نگاه اثر دانست: آرمان آزادی در یک نقطه خاتمه نمییابد و هر دستاورد، زمینهٔ کشمکشی تازه را فراهم میکند. «کیارا» در بهترین لحظههایش، قدیسه را از قاب اسطوره بیرون میآورد و به دختری بدل میکند که میخواهد ایمان، فقر و همبستگی را به زبانی مستقل بازتعریف کند؛ دستاوردی که، با وجود نابرابریهای فرمی فیلم، در ذهن میماند.
« جمعبندی «کیارا» فیلمی است دربارهٔ زنی که ایمان را نه ابزار تسلیم، بلکه سرچشمهٔ استقلال میبیند. »
ثبت دیدگاه