نقد و بررسی
نقد چهره (Chehre) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهها، نقابها و بازی عدالت «Chehre» ساختهٔ رومی جعفری، تریلری معمایی است که از همان آغاز بر یک پرسش اخلاقی دست میگذارد: چه کسی حق دارد دربارهٔ گناه و مجازات داوری کند، و آیا ظاهر آبرومند آدمها میتواند حقیقت درونشان را پنهان سازد؟ فیلم مدیر جوان یک آژانس تبلیغاتی را در کولاکی کوهستانی به خانهای دورافتاده میکشاند؛ جایی که چند مرد سالخورده، هر یک با پیشینهای در دستگاه عدالت، او را به بازیای دربارهٔ جرم و پاسخگویی دعوت میکنند.
این چارچوب ساده، ظرفیت یک تریلر روانشناختی و دادگاهی پرکشش را دارد؛ اما فیلم میان تعلیق، موعظهٔ اخلاقی و درام اجتماعی در نوسان میماند و همیشه نمیتواند این وجهها را به وحدتی قانعکننده برساند. فضاسازی و معماری تعلیق برف، جادهٔ دشوارگذر و خانهٔ کهنه، مهمترین دستاوردهای بصری فیلماند.
طبیعت سرد و بیپناه، از همان ابتدا حس جداافتادگی و خطر را میسازد؛ خانه نیز با فضای بسته و ساکنان رازآلودش، به صحنهای بدل میشود که در آن مهماننوازی بهتدریج رنگ تهدید میگیرد. تضاد میان گرمای ظاهری آتش و سرمای بیرون، میان گفتوگوی دوستانه و نیروی پنهانِ کنترل، به فیلم کیفیتی گوتیک و نمایشی میدهد.
« فضاسازی و معماری تعلیق برف، جادهٔ دشوارگذر و خانهٔ کهنه، مهمترین دستاوردهای بصری فیلماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مکان فقط پسزمینه نیست؛ محدودیت جغرافیایی آن، امکان گریز را کم میکند و توجه را بر چهرهها، مکثها و کلمات متمرکز میسازد. فیلم در نیمهٔ نخست از این ظرفیت بهخوبی بهره میبرد. تماشاگر، درست مانند شخصیت اصلی، نمیداند میزبانان تا چه اندازه صادقاند و بازی پیشنهادیشان دقیقاً به کجا خواهد رسید.
این ابهام به تعلیق جان میدهد، هرچند تکیهٔ زیاد بر دیالوگها بعدها ریتم اثر را سنگین میکند. بازیگران و کشمکش مرکزی تقابل آمیتاب باچان و عمران هاشمی ستون اصلی فیلم است. باچان در نقش لطیف زیدی، دادستان بازنشستهای با حضوری مسلط و لحنی سنجیده ظاهر میشود. قدرت بازی او بیش از آنکه بر حرکتهای بزرگ تکیه کند، در مکث، نگاه و آهنگ کلام است.
او به شخصیتش وقاری میدهد که هم جذاب است و هم میتواند نگرانکننده باشد؛ گویی در پس هر جمله، داوریای ناتمام در انتظار شنونده است. هاشمی در نقش سمیر مهرا، نقطهٔ مقابل اوست: مردی شهری، موفق و عادتکرده به کنترل موقعیت. واکنشهای او به محیط ناآشنا و بازیای که قواعدش مدام تغییر میکند، نیرویی انسانی به کشمکش میبخشد.
« فیلم در نیمهٔ نخست از این ظرفیت بهخوبی بهره میبرد. »
شخصیتها و اجرا
هرچه فشار بیشتر میشود، فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس بیرونی و اضطراب درونی او آشکارتر میگردد. حضور آنو کاپور، دیتمَن چاترجی و راغوبیر یاداو نیز به جمع میزبانان رنگ و بافت میدهد؛ هر یک با لحن و خلقوخوی ویژهٔ خود، بخشی از نمایش قضایی فیلم را پیش میبرند. با این حال، گاه شخصیتها بیش از آنکه آدمهایی مستقل باشند، سخنگوی دیدگاههای فیلمنامه به نظر میرسند.
ایدهٔ محوری و مسئلهٔ عدالت «Chehre» بازی دادگاه را بهانهای برای پرسش از رابطهٔ قانون و وجدان میکند. آیا محاکمه صرفاً مجموعهای از قواعد رسمی است، یا باید رنج قربانی و مسئولیت اخلاقی متهم را نیز در نظر بگیرد؟ فیلم میکوشد فاصلهٔ میان داوری حقوقی و داوری اخلاقی را برجسته کند و نشان دهد که مفهوم عدالت همیشه بهسادگی در قالب حکم و مجازات خلاصه نمیشود.
این دغدغه از نظر موضوعی جذاب است، بهخصوص چون بازیِ درون خانه، چهرهٔ تشریفاتی دادگاه را با فضای غیررسمی و شخصی درمیآمیزد. اما اثر در برخی لحظات بهجای آنکه پرسش را در دل کنش و شخصیتپردازی زنده نگه دارد، پاسخ را با نطقهای طولانی عرضه میکند. وقتی شخصیتها مدام دربارهٔ عدالت توضیح میدهند، تماشاگر کمتر فرصت مییابد خودش از رفتار و موقعیتها نتیجه بگیرد.
« هرچه فشار بیشتر میشود، فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس بیرونی و اضطراب درونی او آشکارتر میگردد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، فیلم گاهی میان درام و خطابه گیر میافتد. فیلمنامه و ریتم: از کشش تا فرسودگی نیمهٔ نخست از ایدهٔ مرکزی خود بهرهٔ خوبی میبرد. ورود سمیر به خانه، آشنایی با ساکنان و پذیرفتن بازی، اطلاعات را بهتدریج در اختیار مخاطب میگذارد و پرسشهای تازهای میسازد. این بخش با استفاده از فضای محدود، نگاههای مشکوک و تغییر لحن گفتوگوها، کنجکاوی را حفظ میکند.
تماشاگر میخواهد بداند بازی تا کجا جدی است و میزبانان چه نسبتی با حقیقت دارند. اما فیلم در ادامه نمیتواند همین انرژی را پیوسته نگه دارد. گفتوگوها گاه بیش از اندازه طول میکشند و صحنههایی که باید تنش را تشدید کنند، به شرح مفصل مواضع اخلاقی تبدیل میشوند. کمبود تنوع در موقعیتها نیز اثرگذار است: وقتی بخش عمدهٔ فیلم در فضایی واحد میگذرد، هر دیالوگ باید دقیق و فشرده باشد؛ در غیر این صورت، تکرار مضمونها به چشم میآید.
اینجا اختصار میتوانست تعلیق را تقویت کند، نه آنکه از وزن ایده بکاهد. نیمهٔ دوم و لغزش باورپذیری در نیمهٔ دوم، فیلم از فضای رازآلود اولیه فاصله میگیرد و بر گرهگشایی و رساندن پیام خود متمرکز میشود. مسئله این نیست که داستان باید حتماً از همان ابتدا در محدودهٔ واقعگرایی بماند؛ تریلر میتواند اغراق کند و موقعیتهای بعید بسازد.
« در نتیجه، فیلم گاهی میان درام و خطابه گیر میافتد. »
قوتها و کاستیها
مشکل آنجاست که برخی چرخشها و واکنشها به اندازهٔ کافی از شخصیتها و منطق پیشین داستان برنمیآیند. در نتیجه، هرچه روایت جلوتر میرود، باورپذیری موقعیتها سستتر میشود و تعلیق، که پیشتر از ندانستن سرچشمه میگرفت، جای خود را به تردید دربارهٔ منطق روایت میدهد. فیلم در بخش پایانی نیز میکوشد تأثیر نهایی خود را پررنگ کند، اما همهٔ اجزای داستان به یک اندازه برای آن آماده نشدهاند.
به همین دلیل، نتیجه ممکن است برای برخی مخاطبان کمتر از انتظار اثرگذار باشد؛ بهویژه اگر نیمهٔ اول را نویدبخش تریلری منسجمتر دیده باشند. با این همه، پرهیز از شرح جزئیات پایانی ضروری است، زیرا لذت بخشی از فیلم به کشف تدریجی مسیر داستان وابسته است. سبک بصری و کارکرد فضای محدود از نظر بصری، فیلم بیش از آنکه بر حرکتهای پیچیدهٔ دوربین یا نمایش پرزرقوبرق تکیه کند، بر محیط و آرایش بازیگران در قاب متکی است.
خانه با راهروها و اتاقهایش، حس محصوربودن را تقویت میکند و برفِ بیرون، مانعی طبیعی میان شخصیتها و جهان عادی میسازد. این انتخاب با ساختار نمایشی فیلم همخوان است: شخصیتها روبهروی هم مینشینند، حرف میزنند و در همان حال، جایگاه قدرت میانشان تغییر میکند. با این حال، محدودیت فضایی وقتی به قوت بدل میشود که میزانسن و ریتم بتوانند تنوع ایجاد کنند.
« مشکل آنجاست که برخی چرخشها و واکنشها به اندازهٔ کافی از شخصیتها و منطق پیشین داستان برنمیآیند. »
جمعبندی
«Chehre» در بخشهایی موفق است که فاصله، نگاه و سکوت را به ابزار تعلیق تبدیل میکند؛ اما هرگاه به دیالوگهای پیدرپی بسنده میکند، خانه از صحنهای پررمزوراز به اتاقی برای سخنرانی بدل میشود. موسیقی و حالوهوای زمستانی به حفظ حس تهدید کمک میکنند، ولی نمیتوانند بهتنهایی جای کمبود فشردگی در فیلمنامه را بگیرند.
جمعبندی «Chehre» فیلمی است با ایدهای قوی، فضایی بهیادماندنی و دو بازیگر مرکزی که کشمکش میانشان نیروی اصلی روایت را شکل میدهد. برف و خانهٔ قدیمی، تعلیق نیمهٔ نخست را بهخوبی میسازند و پرسش دربارهٔ عدالت و مسئولیت، به داستان عمقی فراتر از یک معمای ساده میبخشد. در برابر، دیالوگهای طولانی، تکرار مضمونها و افت انسجام در نیمهٔ دوم، مانع میشوند فیلم به تمام ظرفیتش برسد.
این اثر بیش از هر چیز برای مخاطبی جذاب است که از تریلرهای گفتوگومحور و درامهای دادگاهی با فضای بسته لذت میبرد. تجربهٔ آن میتواند کنجکاویبرانگیز باشد، هرچند نه همیشه یکدست و قانعکننده. «Chehre» سرانجام بیش از آنکه با پیچیدگی رواییاش در ذهن بماند، بهواسطهٔ فضای برفی، حضور کاریزماتیک بازیگران و پرسش ساده اما ماندگارش دربارهٔ چهرهٔ واقعی آدمها اثر میگذارد.
« در برابر، دیالوگهای طولانی، تکرار مضمونها و افت انسجام در نیمهٔ دوم، مانع میشوند فیلم به تمام ظرفیتش برسد. »



ثبت دیدگاه