نقد و بررسی
نقد ارزانتر از دوازده (Cheaper by the Dozen) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که همیشه در حرکت است در «Cheaper by the Dozen» خانه بیش از آنکه پسزمینهای برای ماجراها باشد، خود به نیروی محرک فیلم بدل میشود: راهروها، اتاقها و میز غذاخوری پیوسته در رفتوآمدند و هر مکثی بهسرعت با صدایی، شوخیای یا درگیری کوچکی پُر میشود. خانوادهٔ بیکر با دوازده فرزند، از همان ابتدا نظمی را به نمایش میگذارد که بیشتر بر عادت و عاطفه استوار است تا سکوت و انضباط.
وقتی خانواده پس از پذیرفتن شغل تازهٔ تام به شیکاگو نقل مکان میکند، این نظم آشنا در برابر محیطی جدید و شتاب زندگی شهری قرار میگیرد؛ تغییری که دامنهٔ تعارضها را گسترش میدهد، بیآنکه فیلم از چارچوب کمدی خانوادگی خود بیرون برود. اثر ساختهٔ Shawn Levy است و Steve Martin و Bonnie Hunt نقش والدین خانواده را برعهده دارند.
فیلم برای روایتش سراغ موقعیتی آشنا میرود: پدر و مادری که میان مسئولیتهای کاری و زندگی خانوادگی گرفتار میشوند و فرزندانی که در غیاب آنها میکوشند خلأ حضورشان را به شیوهٔ خود پُر کنند. ارزش فیلم کمتر در تازگی این طرح و بیشتر در انرژیای است که از کنار هم قرار گرفتن شخصیتهای فراوان میگیرد؛ انرژیای که هم منبع اصلی سرگرمی آن است و هم گاه به نقطهضعفش تبدیل میشود.
کمدیِ آشوب و ریتم پرشتاب بخش بزرگی از طنز فیلم از برخورد شخصیتها و تفاوت سنوسال و خلقوخوی آنها زاده میشود. شوخیها اغلب بر موقعیتهای روزمرهٔ خانواده بنا شدهاند: غذاخوردن، رفتوآمد، رقابت میان خواهر و برادرها و دشواری مدیریت خانهای که همیشه در آستانهٔ بههمریختگی است. این نوع کمدی بهجای تکیه بر یک شوخی محوری یا ظرافتی کلامی، از انباشت واکنشها و اتفاقهای کوچک نیرو میگیرد.
« اثر ساختهٔ Shawn Levy است و Steve Martin و Bonnie Hunt نقش والدین خانواده را برعهده دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی یک موقعیت ساده، با ورود عضوی دیگر از خانواده، به آشوبی زنجیرهوار تبدیل میشود. این شیوه برای تماشاگرانی که از کمدیهای پرتحرک و خانوادگی لذت میبرند، شیرین و سرگرمکننده است؛ اما فیلم در انتخاب و تنظیم ضرباهنگ همیشه خویشتندار نیست. صحنههایی که قرار است شلوغی خانه را به طنز بدل کنند، گاهی چنان فشرده و پرهیاهو میشوند که شوخیها مجال فرود نمییابند.
در لحظاتی، فیلم بهجای آنکه از آشوب شکل بگیرد، صرفاً آشوب را بیشتر میکند. نتیجه برای برخی مخاطبان سرزندگی است و برای برخی دیگر خستگی؛ تفاوتی که از همان نقطهٔ قوت مرکزی فیلم سرچشمه میگیرد. تام و کیت؛ تکیهگاه عاطفی روایت Steve Martin و Bonnie Hunt مهمترین عامل ایجاد تعادل در میان این همه جنبوجوشاند.
Martin تام را با آمیزهای از اعتمادبهنفس، درماندگی و علاقهٔ صادقانه به خانواده بازی میکند. او از یکسو میخواهد در کار تازهاش موفق باشد و از سوی دیگر، میکوشد جایگاه خود را در خانه حفظ کند؛ کشمکشی که بازیگر آن را بیشتر از راه واکنشهای کمدی و آشفتگی تدریجی نشان میدهد تا بیان مستقیم احساسات.
Hunt نیز در نقش کیت حضوری گرم و باثبات دارد و شخصیتش را از حدِ «مادری که خانه را اداره میکند» فراتر میبرد: او نویسندهای است که خواستههای حرفهای خودش را دارد، اما پیوندش با خانواده را نیز جدی میگیرد. هماهنگی این دو بازیگر به فیلم مرکز عاطفی میدهد. رابطهشان باورپذیر است، زیرا بر تقابل سادهٔ پدرِ شوخطبع و مادرِ مسئول تکیه نمیکند؛ هر دو با محدودیتها و مسئولیتهایی روبهرو هستند و گاه نمیتوانند همزمان در همهٔ نقشهایشان موفق باشند.
« گاهی یک موقعیت ساده، با ورود عضوی دیگر از خانواده، به آشوبی زنجیرهوار تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
حضور آنها کمک میکند فیلم، زیر لایهٔ شوخیها، خانواده را جمعی از افراد واقعیتر ببیند، نه صرفاً ماشینی برای تولید موقعیتهای خندهدار. دوازده فرزند، دوازده امکان نابرابر بزرگترین دشواری روایت در شمار شخصیتهایش نهفته است. فیلم خانوادهای با دوازده فرزند را در مرکز قرار میدهد، اما فرصت پرداخت به همهٔ آنها یکسان نیست.
چند فرزند بهواسطهٔ موقعیتهای داستانی یا ویژگیهای روشنترشان از دیگران متمایز میشوند، حال آنکه بعضی بیشتر در هیاهوی جمعی حضور دارند تا در روایتی مستقل. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه تکتک اعضای خانواده را به یاد بسپارد، تصویری کلی از «گروهی پرجنبوجوش» در ذهن نگه دارد.
این محدودیت فقط مسئلهٔ زمان نیست؛ به نحوهٔ سازماندهی کمدی هم مربوط میشود. وقتی بسیاری از شخصیتها در یک صحنه حاضرند، توجه بهسرعت از یک نفر به دیگری منتقل میشود و واکنشها فرصت نمییابند عمق پیدا کنند. فیلم در ساختن حسِ خانوادهای بزرگ و پیوسته موفقتر از ترسیم تمایزهای روانی میان همهٔ فرزندان است.
بنابراین شلوغی هم به باورپذیری فضای خانه کمک میکند و هم از امکان همدلی عمیق با برخی شخصیتها میکاهد. جابهجایی و فشار زندگی بزرگسالان نقلمکان خانواده صرفاً بهانهای برای تغییر خانه و مدرسه نیست؛ به فیلم امکان میدهد فاصلهٔ میان خواستههای والدین و نیازهای فرزندان را آشکار کند.
« دوازده فرزند، دوازده امکان نابرابر بزرگترین دشواری روایت در شمار شخصیتهایش نهفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصمیم تازهٔ تام برای پیشرفت شغلی، بر زندگی همهٔ اعضای خانواده اثر میگذارد، حتی اگر همه با آن موافق نباشند. همزمان، مسیر حرفهای کیت نیز در برابر وظایف روزمرهٔ خانواده قرار میگیرد. فیلم از این تضاد برای طرح پرسشی ساده اما مؤثر استفاده میکند: وقتی پدر و مادر برای کار و آیندهٔ خانواده تلاش میکنند، چه زمانی و چگونه باید کنار خود خانواده باشند؟
پاسخ فیلم پیچیده یا بهویژه تازه نیست، اما برای یک کمدی خانوادگی قابلفهم و عاطفی باقی میماند. اثر از والدین تصویری آرمانی نمیسازد که بیخطا از پس همهچیز برمیآیند؛ آنها نیز گاه اشتباه میکنند و پیامد انتخابهایشان را میبینند. همین نقصها به کشمکشها وزن میدهد و اجازه میدهد عاطفهٔ خانوادگی، دستکم در بخشهایی، از دلِ موقعیتها بیرون بیاید، نه فقط از شعارهای کلی.
لحن، ساختار و محدودیتهای فیلم «Cheaper by the Dozen» میکوشد کمدی پرتحرک را با لحظاتی جدیتر دربارهٔ پیوندهای خانوادگی همراه کند. این دو لحن در همهٔ بخشها بهنرمی در هم نمیآمیزند: گاهی گذار از شوخی به احساس ناگهانی است و بعضی موقعیتهای دراماتیک زیر فشار ضرباهنگ کمدی مجال کافی برای گسترش پیدا نمیکنند.
در مقابل، همین نوسان به فیلم نوعی سرزندگی میبخشد و باعث میشود ماجرا فقط رشتهای از شوخیهای خانگی نباشد. ساختار روایت نیز بیش از آنکه بر پیچیدگی یا غافلگیری تکیه کند، به شناخت مخاطب از تنشهای خانواده وابسته است. فیلم مسیر کلی خود را روشن نگه میدارد و شخصیتها و موقعیتها را در خدمت سرگرمی قرار میدهد.
« تصمیم تازهٔ تام برای پیشرفت شغلی، بر زندگی همهٔ اعضای خانواده اثر میگذارد، حتی اگر همه با آن موافق نباشند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب برای اثری که مخاطب خانوادگی را هدف گرفته، کارآمد است، اما بهایی دارد: برخی خطهای فرعی زود قابلحدس میشوند و چند شخصیت کمتر از ظرفیتشان فرصت مییابند. فیلم در لحظههای خوشریتم و صمیمی، جذابتر است؛ در لحظههایی که برای پیشبرد داستان به تکرار شوخیهای شلوغ متوسل میشود، اثرگذاریاش کاهش مییابد.
جایگاه آن بهعنوان سرگرمی خانوادگی آنچه فیلم را تماشایی نگه میدارد، حس صمیمیتی است که از رابطهٔ اعضای خانواده میسازد. شوخیها در بسیاری از مواقع به جای تمسخر شخصیتها، از آشنایی و نزدیکی میان آنها میآیند؛ حتی وقتی خواهر و برادرها با یکدیگر کلنجار میروند، فیلم در مجموع خانه را فضایی میبیند که پیوندهایش از اختلافهای روزمره پایدارتر است.
این نگاه، حالوهوای گرم و آرامشبخشی به اثر میدهد و آن را برای تماشای جمعی مناسب میسازد. بااینحال، فیلم از آن دست کمدیهایی نیست که الزاماً با یک روایت بسیار ماندگار یا شخصیتپردازی دقیق در ذهن بماند. جاذبهاش بیشتر در لحظههاست: در واکنشهای بازیگران، در آشفتگی خانه و در تضاد میان برنامههای بزرگسالان و انرژی مهارنشدنی کودکان.
اگر تماشاگر با طنز Steve Martin و کمدیهای شلوغ خانوادگی همراه باشد، احتمالاً از این لحظهها لذت میبرد؛ اگر انتظار ظرافت روایی یا پرداخت برابر به همهٔ فرزندان را داشته باشد، محدودیتهای فیلم آشکارتر خواهد شد. جمعبندی «Cheaper by the Dozen» کمدی خانوادگیای است که از شلوغی خانهٔ بیکر هم نیروی اصلی خود را میگیرد و هم مشکلش را.
« این نگاه، حالوهوای گرم و آرامشبخشی به اثر میدهد و آن را برای تماشای جمعی مناسب میسازد. »
جمعبندی
Steve Martin و Bonnie Hunt رابطهای گرم و هماهنگ میسازند و به فیلم لنگر عاطفی میدهند؛ شوخیهای خانگی و بازیهای پرجنبوجوش نیز به آن سرزندگی میبخشند. در سوی دیگر، ریتم گاه بیش از اندازه پرهیاهو میشود، شمار زیاد شخصیتها توجه را پراکنده میکند و بعضی مسیرهای داستانی پیش از آنکه بهخوبی بسط پیدا کنند، قابلپیشبینی به نظر میرسند.
فیلم در نهایت بیش از آنکه اثری پیچیده یا ماندگار باشد، تجربهای گرم و سرگرمکننده برای تماشای خانوادگی است؛ کمدیای که موفقیتش را نه از نوآوری بزرگ، بلکه از بازیگران دوستداشتنی، فضای پرتحرک و باور سادهاش به اهمیت پیوندهای خانوادگی میگیرد.
ثبت دیدگاه