نقد و بررسی
نقد در جستوجو عنوان فارسی رایجی پیدا نشد؛ ترجمهٔ طبیعی: در جستوجوی سنگ کلیه (Chasing the Kidneystone) | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری نامتعارف به قلمرو بدن «Chasing the Kidneystone» از آن فیلمهایی است که ایدهاش را نمیتوان بهآسانی از ذهن بیرون کرد: سایمون، پسربچهای هشتساله، با کمک خرس عروسکی سخنگویش به اندازهای میکروسکوپی کوچک میشود و به درون بدن پدربزرگ بیمار خود میرود تا سرچشمۀ رنج او را بیابد. این طرح، ماجراجویی کودکانه را با خیالپردازی علمی و طنزی جسمانی درمیآمیزد؛ اما حاصل، داستانی متعارف و آرامبخش نیست.
فیلم بیننده را به محیطی میبرد که هم حیرتانگیز است و هم گاه ناخوشایند، و همین دوگانگی بخش مهمی از هویت آن را شکل میدهد. این اثر نروژی را ویوکه ایدسوئه نوشته و کارگردانی کرده و بر پایهٔ کتابی به همین نام ساخته است. جهان درونی بدن در آن نه بستری برای توضیحی خشک و آموزشی، بلکه سرزمینی خیالی با موجودات و خطرهای ویژهٔ خود است؛ از جوانههای چشایی و تارهای صوتی گرفته تا سلولهای خونی و اندامهایی که شخصیت و اراده پیدا میکنند.
بدن بهمثابۀ سرزمین فانتزی مهمترین دستاورد فیلم، تبدیل بدن به فضایی روایی است. در اینجا اندامها فقط اجزای تشریحی نیستند؛ هر بخش به چشماندازی تازه، مانعی برای عبور یا فرصتی برای آشنایی با موجودی دیگر بدل میشود. سفر سایمون از یک مسیر سادهٔ نقطهبهنقطه فراتر میرود و به گشتوگذاری در جهانی میماند که قوانینش از ترکیب تخیل کودکانه و نشانههایی از زیستشناسی پدید آمدهاند.
« این اثر نروژی را ویوکه ایدسوئه نوشته و کارگردانی کرده و بر پایهٔ کتابی به همین نام ساخته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، بالقوه ظرفیت آموزشی دارد، بیآنکه فیلم را به کلاس درس تبدیل کند. مخاطب میتواند از مسیر ماجرا با نامها و کارکردهای بخشهایی از بدن آشنا شود، اما اطلاعات در دل حرکت و برخورد شخصیتها عرضه میشود. البته فیلم در این زمینه بیشتر به تصویرسازی و تداعی تکیه دارد تا دقت تشریحی؛ بنابراین بهتر است بدنِ نمایشدادهشده را یک خیالپردازی سینمایی دانست، نه الگویی برای شناخت علمی.
ارزش این ایده بیش از آنکه در آموزش منظم باشد، در زندهکردن کنجکاوی نسبت به چیزی است که معمولاً پنهان و نادیدنی میماند. طراحی صحنه و قدرت تصویر فضای دیداری فیلم از مهمترین دلایل ماندگاری آن است. جهان درونی بدن، با دکورها و صورتهای اغراقآمیز، به مکانی تبدیل میشود که هم غریب است و هم ملموس؛ گویی فیلم میخواهد اجزای نادیدنی بدن را با ماده و بافتی قابل لمس بازآفرینی کند.
همین رویکرد به اثر هویتی متفاوت میدهد: سفر سایمون فقط در گفتوگوها تعریف نمیشود، بلکه شکل و رنگ محیط نیز پیوسته یادآور آن است که او وارد قلمرویی ناشناخته شده است. بااینحال، این طراحی برای همۀ مخاطبان جذاب نخواهد بود. فیلم از رطوبت، ترشحات و تصویرهای بدنمحور پرهیز نمیکند و آنها را بخشی از شوخی و ماجراجویی قرار میدهد.
« این انتخاب، بالقوه ظرفیت آموزشی دارد، بیآنکه فیلم را به کلاس درس تبدیل کند. »
شخصیتها و اجرا
آنچه برای یک بیننده خلاق و جسورانه است، ممکن است برای دیگری چندشآور یا آزارنده باشد. فیلم نه بهدنبال زیباسازی کامل بدن است و نه میکوشد از ویژگیهای ناخوشایند آن فاصله بگیرد؛ از همین رو، تماشایش به میزان تحمل مخاطب در برابر طنز جسمانی وابسته است. طنز، خواب و بیقاعدگی لحن فیلم میان ماجراجویی، کمدی و کابوسهای کودکانه در نوسان است.
شوخیها گاهی از تضاد میان کوچکی سایمون و عظمت محیط پیرامونش نیرو میگیرند و گاهی مستقیماً به کارکردهای بدن اشاره میکنند. این طنز نامتعارف، اثر را از فانتزیهای خانوادگیِ صیقلی و قابلپیشبینی جدا میکند؛ فیلم میخواهد مخاطب را بخنداند، اما همزمان آسودگی او را برهم میزند. روایت نیز از همین منطق پیروی میکند.
جهان فیلم بیشتر به رؤیایی پرحادثه شباهت دارد تا سفری کاملاً منظم با قواعد روشن. این کیفیت خوابمانند به تخیل اثر مجال میدهد، ولی گاهی پیوند میان موقعیتها و ضرباهنگ ماجرا را سست میکند. برخی گذارها ممکن است بیشتر بر تداعی و شگفتی تکیه داشته باشند تا ضرورت دراماتیک. در نتیجه، بینندهای که از فیلم انتظار قصهای دقیق و پلهپله دارد، احتمالاً با لحظاتی از سردرگمی روبهرو میشود؛ اما برای مخاطبی که منطق رؤیا را میپذیرد، همین بیقاعدگی بخشی از جذابیت کار است.
« آنچه برای یک بیننده خلاق و جسورانه است، ممکن است برای دیگری چندشآور یا آزارنده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند ماجراجویی با عاطفه در مرکز این سفر عجیب، رابطۀ سایمون و پدربزرگش قرار دارد. بیماری پدربزرگ، ماجرا را از یک گردش فانتزی صرف فراتر میبرد و به آن انگیزهای عاطفی میدهد: کودک میخواهد به کسی که برایش عزیز است کمک کند. این پیوند، مخاطب را به دنبالکردن سفر ترغیب میکند، حتی وقتی جهان اطراف سایمون از نظر بصری یا روایی آشفته به نظر میرسد.
همچنین میتوان فیلم را داستانی دربارهٔ مواجهه با ناتوانی و اضطراب دانست. سایمون در برابر مسئلهای بزرگ قرار میگیرد، اما بهجای آنکه از بیرون نظارهگر بماند، وارد دل آن میشود. این ایده برای مخاطب کودکانه پیامی ساده و قابلفهم دارد: مراقبت از دیگری گاهی مستلزم شجاعت، کنجکاوی و عبور از ترس است.
بااینحال، فیلم این مضمون را با ظرافتی کاملاً یکدست پیش نمیبرد؛ بخش عاطفی آن در کنار شوخیهای زمخت و ماجراهای عجیب قرار دارد و گاهی این لحنها بهجای آنکه همدیگر را تقویت کنند، در رقابت با یکدیگرند. اجرا و محدودیتهای ساخت یکی از دشواریهای فیلم آن است که تخیل بصری پرقدرتش با روایتی به همان اندازه پرداختشده همراه نیست.
« پیوند ماجراجویی با عاطفه در مرکز این سفر عجیب، رابطۀ سایمون و پدربزرگش قرار دارد. »
قوتها و کاستیها
کیفیت ساخت و جلوۀ برخی صحنهها ممکن است خام به نظر برسد، و بازیهای کودکانه نیز همیشه از طبیعیبودن برخوردار نیستند. در چنین اثری، این نارساییها بیشتر به چشم میآیند، زیرا فیلم از مخاطب میخواهد جهان ناممکن خود را جدی بگیرد و با آن همراه شود. بااینهمه، ناپختگی اجرایی گاهی ناخواسته با خصلت عجیب و دستساز فیلم هماهنگ میشود.
«Chasing the Kidneystone» قرار نیست مانند فانتزیای بینقص و براق جلوه کند؛ بخشهایی از جذابیتش از همان بیپروایی و ناهمواری میآید. اما این امتیاز تا حدی است: هر جا که روایت به انسجام یا بازی باورپذیر نیاز دارد، خامی اثر میتواند پیوند مخاطب با ماجرا را سست کند. مخاطب و تجربۀ تماشا این فیلم را بیش از هر چیز باید برای بینندهای پیشنهاد کرد که از فانتزیهای نامتعارف و طنز جسمانی گریزان نیست.
کودکی که انتظار ماجرایی نرم، آراسته و کمتنش دارد، ممکن است از بعضی تصویرها جا بخورد؛ بزرگسال نیز اگر با ذهنیتی صرفاً نوستالژیک یا در جستوجوی داستانی بینقص سراغ آن برود، احتمالاً با اثری ناهموار روبهرو میشود. در مقابل، مخاطبی که به تخیل بیمحابا، دکورهای عجیب و آثاری با حالوهوای رؤیا علاقه دارد، احتمالاً چیزی بهیادماندنی در آن پیدا میکند.
« بااینهمه، ناپختگی اجرایی گاهی ناخواسته با خصلت عجیب و دستساز فیلم هماهنگ میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «Chasing the Kidneystone» فیلمی است که بیش از آنکه بر کمال روایی تکیه کند، بر نیروی یک ایدۀ جسورانه و جهانی دیداریِ دشوارفراموششونده بنا شده است. سفر سایمون به درون بدن پدربزرگ، فرصتهایی برای طنز، شگفتی و برانگیختن کنجکاوی فراهم میکند؛ اما روایت خوابمانند، تصویرهای چندشآور و اجرای گاه ناپخته مانع از آن میشوند که تجربهای یکدست برای همگان باشد.
ارزش فیلم در همین ترکیب نابرابر نهفته است: اثری کودکانه که از عجیببودن خود خجالت نمیکشد و بهجای دلنشینی بیخطر، تجربهای خاص و گاه ناخوشایند را انتخاب میکند. اگر تخیل نامتعارفش با سلیقۀ بیننده جور درآید، خاطرهای ماندگار میسازد؛ اگر نه، همان ویژگیهایی که آن را متمایز کردهاند، میتوانند به مانع تماشا تبدیل شوند.


ثبت دیدگاه