نقد و بررسی
نقد Charmed | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک افسانهٔ آشنا «Charmed (2018)» بازآفرینی مجموعهای همنام از دههٔ نود است؛ اثری که از همان آغاز میکوشد میان خاطرهٔ آشنای جادوگران خواهر و تصویری تازه از زندگی و هویت زنان جوان تعادل برقرار کند. داستان در شهر دانشگاهی خیالی هیلتاون میگذرد و با مرگ مادر سه خواهر آغاز میشود؛ رخدادی که نهتنها سوگ و گسست خانوادگی را به مرکز روایت میآورد، بلکه راه را به سوی شناختن جهانی پنهان باز میکند.
میسی، مل و مگی درمییابند که جادوگرانی نیرومندند و پیوند میان آنها سرچشمهٔ نیرویی بزرگتر از تواناییهای فردی هر یک است. چنین آغازی، هم ظرفیت یک درام خانوادگی را دارد و هم زمینهٔ ماجراجوییهای فراطبیعی را فراهم میکند. این مجموعه در چهار فصل روایت شده و در سال ۲۰۲۲ به پایان رسید.
تازگی این نسخه بیش از آنکه در اصل ایده باشد، در زاویهٔ نگاه آن است. خواهران اینبار با پیشینهها و تجربههایی متفاوت از قهرمانان نسخهٔ پیشین معرفی میشوند و جهان داستان به دغدغههای معاصر نزدیکتر است. بازآفرینی، بنابراین، نه صرفاً تکرار قصهای قدیمی، بلکه کوششی برای پرسیدن این پرسش است که افسانهٔ جادوگرانی که با همکاری یکدیگر از بیگناهان محافظت میکنند، در زمانهای تازه چه معنایی پیدا میکند.
گاه پاسخ سریال به این پرسش الهامبخش است و گاه بیش از اندازه روشن و مستقیم؛ اما همین کشاکش، بخشی از هویت اثر را میسازد. سه خواهر؛ مرکز عاطفی روایت قویترین دارایی مجموعه، رابطهٔ سه خواهر است؛ رابطهای که زیر فشار اندوه، رازهای خانوادگی و مسئولیتهای تازه شکل میگیرد. هر یک با خصلت و رویکردی متفاوت وارد ماجرا میشود و همین تفاوت، امکان برخوردهای پرتنش و لحظههای صمیمانه را فراهم میآورد.
« چنین آغازی، هم ظرفیت یک درام خانوادگی را دارد و هم زمینهٔ ماجراجوییهای فراطبیعی را فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مل بیشتر با خشم و آرمانخواهی شناخته میشود، مگی در پی یافتن جایگاه خود در زندگی اجتماعی و عاطفیاش است و میسی، که دیرتر به جمع خانواده میپیوندد، باید هم با واقعیت تازهٔ خویش کنار بیاید و هم نسبت خود را با دو خواهرش پیدا کند. این تفاوتها در بهترین لحظهها بهجای آنکه مانع رابطه باشند، نیروی محرک آن میشوند.
سریال بهدرستی میفهمد که مفهوم «قدرت سهگانه» تنها یک ابزار داستانی برای شکست دادن دشمنان نیست؛ استعارهای است از اینکه قدرت فردی، در پیوند با اعتماد و پذیرش متقابل، معنایی تازه پیدا میکند. صحنههایی که خواهران ناچارند اختلافهایشان را کنار بگذارند، معمولاً گرمترین و اثرگذارترین لحظههای مجموعهاند.
بااینحال، این پیوند همیشه با همان استواری شکل نمیگیرد. گاهی سریال از خواهران میخواهد ناگهان به هماهنگی برسند، بیآنکه زمان کافی برای نشان دادن مسیر عاطفی میان اختلاف و آشتی صرف کند. در نتیجه، بعضی نزدیکیها بیشتر به اقتضای نیاز داستان رخ میدهند تا حاصل تحول باورپذیر شخصیتها.
جادو، راز و ساخت جهان «Charmed» از ترکیب رازهای خانوادگی، جادو و رویارویی با نیروهای اهریمنی، چارچوبی سرگرمکننده میسازد. در آغاز، کشف تواناییهای خواهران با حیرت و سردرگمی همراه است؛ سپس آشنایی تدریجی با قواعد جهان جادویی، هر قسمت را به فرصتی برای گسترش افسانهشناسی سریال تبدیل میکند.
« این تفاوتها در بهترین لحظهها بهجای آنکه مانع رابطه باشند، نیروی محرک آن میشوند. »
شخصیتها و اجرا
موجودات فراطبیعی و تهدیدهای تازه، به روایت ضرباهنگ میدهند و در کنار آن، رازهای گذشته همچون رشتهای پیونددهنده، ماجراهای پراکنده را به داستانی گستردهتر وصل میکنند. فضای دانشگاهی نیز بستری مناسب برای تقابل زندگی روزمره با مسئولیتی غیرعادی فراهم میکند: قهرمانان باید هم با مسائل شخصی و اجتماعی خود روبهرو شوند و هم خطرهایی را مهار کنند که از نگاه دیگران پنهان ماندهاند.
بااینهمه، گستردگی ایدهها همیشه با انسجام روایی همراه نیست. برخی خطهای داستانی با شتاب معرفی میشوند و پیش از آنکه ظرفیت عاطفی یا معناییشان بهخوبی آشکار شود، جای خود را به تهدیدی تازه میدهند. گاه نیز قواعد جادو چنان تابع نیاز همان قسمت به نظر میرسند که حس محدودیت و خطر را کاهش میدهند.
این نوسان، بهویژه برای مخاطبی که به ساخت جهان منظم و پیامدهای روشن هر انتخاب اهمیت میدهد، میتواند مانع غرق شدن کامل در داستان شود. در مقابل، برای تماشاگرانی که بیش از پیوستگی دقیق قواعد، به ماجراجویی و رازآلودگی اهمیت میدهند، همین فراوانی ایدهها بخشی از جذابیت مجموعه است. بازیگری و لحن بازیگران در ایجاد تعادل میان لحظههای سبک و موقعیتهای پرتنش، هماهنگی قابلقبولی دارند.
رابطهٔ میان خواهران زمانی جان میگیرد که گفتوگوهای روزمره، شوخیها و دلخوریهای کوچک، در کنار تهدیدهای فراطبیعی قرار میگیرند. این لحظههای سبکتر اجازه نمیدهند سریال در فضای پیوسته تیره و پراضطراب گرفتار شود؛ درعینحال، بازیگران میکوشند مسئولیت و اندوه شخصیتها را نیز جدی بگیرند.
« بااینهمه، گستردگی ایدهها همیشه با انسجام روایی همراه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور هری گرینوود بهعنوان راهنما و همراه خواهران، زمینهای برای توضیح بخشی از جهان جادویی فراهم میکند و به گروه اصلی امکان میدهد در برابر دانشی تازه واکنش نشان دهد. ترکیب بازیگران اصلی نیز به نسخهٔ تازه هویتی جدا از نمونهٔ پیشین میبخشد. با وجود این، تفاوت میان لحن شوخطبعانه، ملودرام خانوادگی و خطرهای فانتزی همیشه نرم و طبیعی نیست.
گاهی گفتوگوها بیش از آنکه از شخصیتها برخاسته باشند، برای توضیح جهان یا رساندن پیام نوشته شدهاند. در چنین لحظههایی، بازی خوب نیز نمیتواند کاملاً تصنع جملهها را پنهان کند. بااینحال، انرژی گروهی بازیگران و قابلیت ایجاد حس همدلی با خواهران، مانع از آن میشود که این نابرابری لحن به ضعف دائمی تبدیل شود.
بازنمایی اجتماعی؛ انگیزه و محدودیت یکی از ویژگیهای آشکار این بازآفرینی، توجه به تنوع در بازنمایی شخصیتها و تجربههای اجتماعی است. مجموعه، زنان را در مرکز ماجرا قرار میدهد و به موضوعاتی مانند رضایت، تبعیض و نابرابری جنسیتی نزدیک میشود. این انتخاب با ایدهٔ بنیادی داستان ــ زنانی که قدرت خود را در همکاری مییابند ــ پیوندی طبیعی دارد و میتواند برای مخاطبانی که کمتر خود را در قهرمانان فانتزی دیدهاند، معنادار باشد.
از این منظر، حضور شخصیتهایی با تجربهها و هویتهای متفاوت صرفاً افزودهای ظاهری نیست؛ بخشی از تلاش سریال برای بازتعریف قهرمانان و مخاطبان این جهان است. ضعف زمانی پدیدار میشود که موضوع اجتماعی بهجای آنکه در دل تجربه و انتخاب شخصیتها رشد کند، با جملههایی صریح و نتیجهگیریهایی از پیش آماده عرضه شود.
« ترکیب بازیگران اصلی نیز به نسخهٔ تازه هویتی جدا از نمونهٔ پیشین میبخشد. »
قوتها و کاستیها
سریال در برخی موقعیتها بهجای اعتماد به مخاطب و ظرفیت روایی صحنه، پیام خود را آشکارا توضیح میدهد. چنین رویکردی ممکن است نیت اثر را روشن کند، اما از ظرافت دراماتیک میکاهد و گاه شخصیتها را به سخنگوی یک موضع بدل میسازد. بهترین لحظههای اجتماعی مجموعه آنهاییاند که مسئله از پیامدهای ملموس یک رخداد یا از واکنش شخصیتها پدید میآید؛ ضعیفترینها زمانی شکل میگیرند که مضمون، پیش از آنکه به تجربهٔ داستانی تبدیل شود، به بیانیهای کوتاه فروکاسته میشود.
جلوههای ویژه و زبان بصری جهان جادویی سریال به تصویرهایی وابسته است که باید هم شگفتی بیافرینند و هم خطر را باورپذیر سازند. طراحی خانه و برخی فضاهای داستانی، حس خانهای کهنه و رازآلود را تقویت میکند و در کنار محیط دانشگاهی، تضادی مناسب میان زندگی عادی و امر فراطبیعی میسازد. بااینحال، جلوههای ویژه در صحنههای جادو همیشه به همان اندازه موفق نیستند.
برخی تواناییها و برخوردهای جادویی چنان آشکارا ساختهشده به نظر میرسند که از شدت هیجان صحنه میکاهند. در اثری که بخش مهمی از کشش خود را از قدرتهای دیداری میگیرد، این محدودیت گاه بیش از ضعفهای معمول تولید به چشم میآید. این کاستی، البته همهٔ لحظههای فانتزی را بیاثر نمیکند. وقتی تمرکز صحنه بر انتخاب دشوار، ترس یا رابطهٔ میان خواهران است، حتی اجرای سادهتر نیز میتواند کارکرد خود را حفظ کند.
مسئله بیشتر آنجاست که سریال میخواهد جادو را به اوج بصری تبدیل کند، اما تصویر از شدت یا ظرافت لازم برخوردار نیست. نتیجه، اثری است که ایدههای تصویریاش گاه از توان اجراییاش فراتر میروند. جمعبندی «Charmed (2018)» بازآفرینیای پرایده و نابرابر است: مجموعهای که در پیوند عاطفی سه خواهر، ترکیب راز و ماجراجویی فراطبیعی و تلاش برای گسترش دامنهٔ بازنمایی، به لحظههایی صمیمی و سرگرمکننده دست مییابد.
« سریال در برخی موقعیتها بهجای اعتماد به مخاطب و ظرفیت روایی صحنه، پیام خود را آشکارا توضیح میدهد. »
جمعبندی
در بهترین حالت، جادو در اینجا وسیلهای برای سخن گفتن از خانواده، اعتماد و قدرت همکاری است؛ نه صرفاً مجموعهای از تواناییهای خارقالعاده برای شکست دادن دشمنان. در ضعیفترین لحظهها، شتاب روایت، پیوندهای عاطفی کمپرداخته، جلوههای ویژهٔ ناپایدار و بیان شعاری موضوعات اجتماعی، از نیروی همان ایدهها میکاهند.
بااینحال، این کاستیها جذابیت اصلی سریال را بهکلی از میان نمیبرند. اثر برای مخاطبی که به فانتزی خانوادگی، شخصیتهای زن در مرکز روایت و آمیختن زندگی روزمره با نبردهای جادویی علاقه دارد، تجربهای دلپذیر فراهم میکند. نباید از آن انتظار روایتی بینقص یا جهانی با قواعد همواره استوار داشت؛ اما میتوان آن را کوششی قابلتوجه برای زنده کردن افسانهای آشنا در قالبی تازه دانست.
نیروی حقیقی مجموعه، نه در جلوههای پرزرقوبرق، بلکه در این باور ساده و ماندگار نهفته است که خواهران، با پذیرفتن تفاوتهایشان، از آنچه بهتنهایی هستند نیرومندتر میشوند.
« بااینحال، این کاستیها جذابیت اصلی سریال را بهکلی از میان نمیبرند. »
ثبت دیدگاه