نقد و بررسی
نقد شریته (Charité) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بیمارستان بهمثابه صحنهٔ تاریخ فصل نخست «Charité» بیمارستانی نامدار در برلین را نه فقط مکانی برای درمان، بلکه صحنهای فشرده از برخورد علم، قدرت، طبقه و زندگی روزمره میسازد. روایت از ۱۸۸۸ آغاز میشود؛ زمانی که پزشکی در آستانهٔ دگرگونیهای بزرگ قرار دارد و پزشکان برای شناخت بیماریها، روشهای تازه و اعتبار علمی با یکدیگر رقابت میکنند.
در این میان، بیماران و کارکنان بیمارستان همواره در موقعیتی نابرابرند: بدنشان موضوع مشاهده و پژوهش است، اما اختیار چندانی بر سرنوشت خود ندارند. همین تنش، به سریال نیرویی بیش از یک درام بیمارستانی معمولی میبخشد. «Charité» میکوشد تاریخ علم را از حالت مجموعهای از نامها و دستاوردها بیرون بیاورد و آن را به تجربهای انسانی بدل کند.
آزمایشگاه، سالن تشریح و اتاقهای درمان، مکانهاییاند که هم امکان پیشرفت را نوید میدهند و هم محدودیتهای اخلاقی و اجتماعی زمانه را آشکار میکنند. سریال در بهترین لحظاتش نشان میدهد که دانش پزشکی چگونه در میان امید، آزمونوخطا و رقابت شکل میگیرد؛ نه در فضایی پاکیزه و جدا از مناسبات قدرت، بلکه در نهادی واقعی با سلسلهمراتب، تضاد منافع و آدمهایی با آرزوهای شخصی.
ایدا؛ راهی برای ورود به جهان پزشکی ایدای لِنزه، با بازی آلیسیا فون ریتبرگ، نقطهٔ ورود مخاطب به این جهان است. او پس از نجات جانش ناچار میشود برای جبران هزینهٔ درمان در بیمارستان کار کند؛ موقعیتی که هم او را به حاشیهٔ نهاد پزشکی میبرد و هم دسترسی کمنظیری به درون آن برایش فراهم میآورد.
« همین تنش، به سریال نیرویی بیش از یک درام بیمارستانی معمولی میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایدا نه پزشک است و نه از امتیاز اجتماعی لازم برای پیشرفت برخوردار؛ اما کنجکاوی، هوش و تجربهٔ پیشینش از پزشکی، او را به مشاهدهگری فعال بدل میکند. از خلال نگاه او، دانش پزشکی نه فقط مجموعهای از نظریهها، بلکه کاری ملموس و گاه هولناک با بدن انسان به نظر میرسد. شخصیتپردازی ایدا در برابر محدودیتهای جنسیتی دورهٔ تاریخی معنا پیدا میکند.
او شوق آموختن دارد، اما مسیر رسمی پزشکی برای زنی چون او بسته است. این تضاد، به داستانش بُعدی فراتر از جاهطلبی فردی میدهد: مسئله فقط این نیست که ایدا چه میخواهد، بلکه این است که جامعه چه چیزی را برای او مجاز میداند. بازی ریتبرگ در انتقال سرزندگی و سماجت شخصیت مؤثر است؛ ایدا را نه قهرمانی بینقص، بلکه زنی جوان میبینیم که باید میان نیازهای روزمره، احساسات و میل به استقلال راهی پیدا کند.
دانشمندان و چهرههای تاریخی در کنار ایدا، پزشکان نامدار آن دوره هر یک نمایندهٔ بخشی از فضای علمی و فکری زمانهاند. رابرت کُخ، امیل بِهرینگ، پاول اِرلیش و رودلف ویرشو، هرکدام با منش، روش و خواستههای متفاوت خود وارد روایت میشوند. حضورشان به سریال امکان میدهد دستاوردهای پزشکی را با رقابتهای شخصی و حرفهای پیوند بزند.
علم در اینجا فعالیتی جمعی و بیطرفانه به تصویر کشیده نمیشود؛ دانشمندان برای اثبات فرضیههایشان میجنگند، جایگاه میخواهند و گاه در برابر یکدیگر قرار میگیرند. این چهرهها هنگامی جذابتر میشوند که سریال از تبدیلکردنشان به تندیسهای تاریخی پرهیز میکند. آنان با ضعفها و تعارضهای شخصی نیز روبهرویند و همین امر فاصلهٔ میان نامهای بزرگ تاریخ و انسانهای معمولی را کمتر میکند.
« شخصیتپردازی ایدا در برابر محدودیتهای جنسیتی دورهٔ تاریخی معنا پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، تراکم شخصیتها و خطوط علمی گاه فرصت پرداخت برابر به همه را از بین میبرد. بعضی چهرهها بیش از آنکه بهطور کامل رشد کنند، در خدمت معرفی یک کشف یا تعارض تاریخی قرار میگیرند. نتیجه، ترکیبی است از آموزش و درام که غالباً گیراست، اما همیشه از نظر تمرکز یکدست نیست. بازسازی برلین و جزئیات بصری یکی از امتیازهای چشمگیر فصل، توانایی آن در ساختن فضایی باورپذیر از برلینِ پایان سدهٔ نوزدهم است.
بیمارستان، پوششها، ابزارهای پزشکی و فضاهای داخلی، به اثر بافتی ملموس میبخشند. محیط شاریتِه هم شکوه یک نهاد علمی را دارد و هم ازدحام و سختی محل کار و درمان را. این دوگانگی در طراحی فضاها اهمیت دارد: بیمارستان میتواند هم کانون پیشرفت باشد و هم مکانی که بدنهای رنجور در آن به موضوع آزمایش و مشاهده تبدیل میشوند.
بازسازی تاریخی فقط زینت قاب نیست؛ به فهم محدودیتهای شخصیتها کمک میکند. مناسبات میان پزشک و پرستار، میان بیمار و نهاد درمانی، و میان زنان و مردان، از دل همین فضاها شکل میگیرد. سریال در عین حال از تصویرکردن جراحی، اجساد و آسیبهای جسمانی ابایی ندارد. این صراحت با جهان داستان تناسب دارد و یادآور میشود که تاریخ پزشکی با بدن واقعی انسان سروکار داشته است؛ اما نماهای نزدیک ممکن است برای برخی تماشاگران آزاردهنده باشد.
این انتخاب، بیش از آنکه صرفاً تحریککننده باشد، بر فاصلهٔ میان تصور آرمانی از علم و واقعیت خشن کار پزشکی تأکید میکند. ملودرام و چندپارگی روایت در سوی دیگر، خط داستانی ایدا گاهی به ملودرام و کشمکشهای عاشقانه تکیه میکند. این عناصر به شخصیتها وجهی عاطفی میدهند، اما در برخی مقاطع از پرسشهای مهمتر سریال دربارهٔ دانش، نابرابری و استقلال فردی پیشی میگیرند.
« بااینحال، تراکم شخصیتها و خطوط علمی گاه فرصت پرداخت برابر به همه را از بین میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هنگامی که روایت به مثلثهای عاطفی نزدیک میشود، خطر آن وجود دارد که نیروی اصلی شخصیت ایدا—میل او به آموختن و عبور از مرزهای تحمیلشده—برای مدتی کمرنگ شود. همزمان، داستان چندین ماجرای پزشکی، حرفهای و شخصی را پیش میبرد. این گستردگی از یک سو جهان بیمارستان را زنده و پرتحرک میکند، اما از سوی دیگر تمرکز را پراکنده میسازد.
برخی خطوط داستانی مجال کافی برای گسترش نمییابند و گاه پیوند میان کشفیات علمی و تعارضهای عاطفی بیش از اندازه فشرده به نظر میرسد. بااینهمه، پراکندگی روایت کاملاً به زیان اثر نیست: این ساختار تصویری از نهادی میسازد که در آن همزمان بیماران بسیاری، رقابتهای گوناگون و بحرانهای شخصی جریان دارند.
مسئله بیشتر در میزان توازن میان این اجزاست. بازیگری و پیوند عاطفی بازیها به انسجام درام کمک میکنند و به شخصیتهای تاریخی و خیالی وزن انسانی میبخشند. ریتبرگ مرکز عاطفی فصل است، اما بازیگران نقش پزشکان نیز از افتادن در دام تصویرهای یکبعدی میگریزند. اختلاف میان جاهطلبی، مسئولیت حرفهای و زندگی خصوصی در رفتار آنان بازتاب مییابد و باعث میشود بیمارستان فقط پسزمینهای برای ماجراهای ایدا نباشد.
شخصیتهای فرعی نیز، بهویژه در میان کارکنان و پرستاران، به نمایش سلسلهمراتب و دشواریهای کار روزانه کمک میکنند. نقطهٔ قوت گروه بازیگری، باورپذیری روابط در محیطی سختگیر و نابرابر است. بااینحال، چون شمار شخصیتها و ماجراها زیاد است، همهٔ نقشها فرصت یکسانی برای شکلگیری پیدا نمیکنند.
« همزمان، داستان چندین ماجرای پزشکی، حرفهای و شخصی را پیش میبرد. »
قوتها و کاستیها
برخی از آنان بیشتر کارکردی روایی دارند تا حضوری مستقل و کامل. این نابرابری در پرداخت، گاه حس میشود، اما بهندرت بازیها را از اثرگذاری میاندازد. جمعبندی فصل نخست «Charité» اثری تاریخی و پزشکی است که ارزش اصلیاش را در پیوندزدن کشفیات علمی با زندگی روزمرهٔ کسانی مییابد که درون بیمارستان کار میکنند یا برای درمان به آن پناه میآورند.
داستان ایدا، با همهٔ گرایش گاه ملودراماتیکش، دریچهای مؤثر به جهانی است که در آن دانش تازه در کنار پیشداوریهای اجتماعی و محدودیتهای جنسیتی رشد میکند. بازسازی دقیق فضا، بازیهای باورپذیر و حضور چهرههای علمی شناختهشده، به سریال جاذبه و بُعد تاریخی میبخشند؛ در مقابل، ازدحام خطوط داستانی و اتکای گاهوبیگاه به کشمکش عاشقانه از تمرکز آن میکاهد.
با وجود این لغزشها، «Charité» تصویری زنده از لحظهای مهم در تاریخ پزشکی عرضه میکند: لحظهای که امید به دانش نو با رقابت، رنج و نابرابری درهمتنیده است. تماشاگرانی که از درامهای تاریخیِ شخصیتمحور و فضای بیمارستانی استقبال میکنند، در آن اثری پربار و دیدنی خواهند یافت؛ بهویژه اگر با نمایش بیپردهٔ جراحیها و بدنهای آسیبدیده مشکلی نداشته باشند.
« برخی از آنان بیشتر کارکردی روایی دارند تا حضوری مستقل و کامل. »



ثبت دیدگاه