نقد و بررسی
نقد Catwalk 2: The Comeback Cats | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی آشنا، با بحرانهایی تازه «Catwalk 2: The Comeback Cats» دنبالهای است که از همان ابتدا میداند جذابیتش فقط در دیدن گربههای آراسته و رقابتهای نمایشی خلاصه نمیشود. فیلم بار دیگر به جامعهای کوچک و پرشور سر میزند؛ جامعهای که برای اعضایش مسابقهٔ گربهها نه سرگرمیای حاشیهای، بلکه میدان اعتبار، رقابت، دوستی و گاه کشمکشهای جدی است.
شهرت تازهای که مستند نخست برای برخی از چهرههای این جمع به همراه آورده، زمینهای فراهم میکند تا قسمت دوم هم از مناسبات درونی این جهان بگوید و هم به اثر شهرت بر زندگی آدمهایش بپردازد. اینبار ماجرا با اتهامهایی علیه یکی از چهرههای برجستهٔ این سرگرمی پیچیدهتر میشود. کیم لانگیل، در حالی که با محرومیت روبهرو است، تصمیم میگیرد بابی را از بازنشستگی بیرون بیاورد و بار دیگر او را آمادهٔ رقابت کند.
در ظاهر، این خط داستانی ساده و دلگرمکننده است: صاحب و گربهای که میخواهند پس از ناکامی به میدان بازگردند. اما فیلم بهتدریج آن را با مانعهای شخصی و بیرونی پیوند میزند؛ از وضعیت جسمانی بابی گرفته تا آشفتگیهایی که همهگیری کرونا بر این سرگرمی تحمیل میکند. بابی؛ قلب عاطفی فیلم در میان شخصیتها و حاشیههای متعدد، بابی مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است.
بازگشت او از بازنشستگی، قصهای دربارهٔ پیروزی قطعی یا قهرمانی بیدردسر نیست؛ بیشتر دربارهٔ امکان دوباره تلاشکردن است، حتی وقتی شرایط چندان مساعد به نظر نمیرسد. اضافهوزن بابی به مانعی ملموس تبدیل میشود و روایت را از سطح یک رقابت ساده فراتر میبرد: آیا حیوانی که زمانی در اوج بوده هنوز توان و آمادگی بازگشت دارد؟
« اینبار ماجرا با اتهامهایی علیه یکی از چهرههای برجستهٔ این سرگرمی پیچیدهتر میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پرسش، در کنار پیوند میان کیم و گربهاش، حس امیدی آرام و انسانی به فیلم میبخشد. نقطهٔ قوت این خط داستانی آن است که بابی را صرفاً وسیلهای برای خنده یا تزیینی دوستداشتنی در قاب نمیکند. حضور او به روایت معنای ملموسی میدهد و دشواری بازگشت را از طریق جزئیاتی قابلفهم نشان میدهد.
تماشاگر لازم نیست با قوانین مسابقات گربهها آشنا باشد تا با آرزوی کیم برای بازگشت بابی همراه شود. البته همین وابستگی عاطفی گاهی بر پیچیدگیهای دیگر جهان فیلم سایه میاندازد؛ هرجا که روایت از بابی فاصله میگیرد، باید نیروی تازهای برای حفظ توجه تماشاگر پیدا کند. مسابقه، شهرت و مناسبات قدرت فیلم در ترسیم دنیای مسابقات، از تضاد میان ظاهر آرام و سازوکار پرتنش آن بهره میبرد.
گربهها در قاب، مرتب و باشکوه به نظر میرسند؛ اما پیرامون این نمایش، آدمهایی حضور دارند که برای جایگاه، اعتبار و حق شرکتکردن تلاش میکنند. محرومیت کیم و تصمیم او برای ورود بابی به انجمنی دیگر، این جهان را به عرصهای از قواعد و مرزبندیها بدل میکند. در نتیجه، نمایش گربهها فقط مسابقهای برای انتخاب زیباترین یا شایستهترین حیوان نیست؛ بخشی از داستان دربارهٔ این است که چه کسی حق دارد در این میدان بماند و چه کسی از آن کنار گذاشته میشود.
با این همه، فیلم بیش از آنکه سازوکار مسابقات را با جزئیات دنبال کند، به درام پیرامون آنها علاقه نشان میدهد. این انتخاب برای تماشاگرانی که به شخصیتها و حاشیههای اجتماعی علاقه دارند، جذاب است؛ اما ممکن است برای کسانی که انتظار دارند بخش عمدهٔ فیلم را خود رقابتها و آمادهسازی گربهها تشکیل دهد، رضایتبخش نباشد.
« این پرسش، در کنار پیوند میان کیم و گربهاش، حس امیدی آرام و انسانی به فیلم میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
صحنههای نمایش گربهها ظرفیت بصری و سرگرمکنندهٔ زیادی دارند، ولی همیشه به اندازهای که وعدهٔ موضوع فیلم ایجاب میکند در مرکز توجه باقی نمیمانند. کرونا؛ زمینهای مهم با حضوری پررنگ همهگیری کرونا در فیلم تنها یک اشارهٔ گذرا به زمانه نیست؛ بحرانی است که بر امکان برگزاری مسابقهها و آیندهٔ جامعهٔ مورد نظر اثر میگذارد.
از این جهت، حضورش منطقی است: وقتی فیلم دربارهٔ یک سرگرمی جمعی و رویدادمحور است، تعطیلی و محدودیتها مستقیماً به قلب موضوع آن ضربه میزنند. این بخش همچنین فرصتی برای نشاندادن شکنندگی اجتماعاتی است که هویتشان را از دیدار، رقابت و حضور مشترک میگیرند. اما اهمیت موضوع، الزاماً به معنای تناسب زمانی آن در روایت نیست.
پرداخت طولانی به کرونا و پیامدهایش، در بخشهایی از فیلم ریتم را کند میکند و فاصلهای میان تماشاگر و ماجراهای اختصاصی دنیای مسابقات به وجود میآورد. هنگامی که فیلم به جای پیگیری تنشهای شخصیتها بیشتر در وضعیت عمومی همهگیری مکث میکند، انرژی روایت افت میکند. این کندی بهویژه برای بینندهای محسوس است که به خاطر بازگشت بابی و کشمکشهای پشت صحنه به فیلم روی آورده است.
طنز و مرز میان مشاهده و نمایش طنز یکی از ابزارهای مهم فیلم برای مواجهه با موضوعی نامتعارف است. جدیت فراوانی که شرکتکنندگان برای مسابقات قائلاند، در کنار ظاهر عجیب یا پرزرقوبرق این سرگرمی، خودبهخود موقعیتهایی کمیک میآفریند. فیلم از این تضاد سود میبرد و اجازه میدهد فضای آن خشک و گزارشی نشود.
« این بخش همچنین فرصتی برای نشاندادن شکنندگی اجتماعاتی است که هویتشان را از دیدار، رقابت و حضور مشترک میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، توجهش به آدمهایی که پشت این رقابتها هستند، امکان شکلگیری لحظاتی گرم و صمیمی را فراهم میکند. با این حال، گاه مرز میان طنز حاصل از مشاهده و طنز ساختهوپرداختهشده چندان روشن نیست. برخی لحظهها بیش از اندازه نمایشی یا اغراقآمیز به نظر میرسند و ممکن است حس مستندبودن اثر را تضعیف کنند.
اغراق، اگر با شخصیتها و موقعیتها هماهنگ باشد، میتواند دنیای فیلم را زندهتر کند؛ اما وقتی توجه تماشاگر را به خودِ شگرد جلب میکند، فاصلهای میان او و واقعیت ثبتشده میسازد. فیلم در بهترین لحظاتش به آدمها اجازه میدهد با رفتار و تصمیمهایشان خودشان را نشان دهند؛ در لحظات ضعیفتر، انگار برای برجستهکردن درام بیش از اندازه به قاببندی نمایشی تکیه میکند.
ریتم و توازن روایی ساختار فیلم میان چند محور حرکت میکند: پیامدهای شهرت مستند پیشین، اتهامها و محرومیت کیم، بازگشت بابی و تأثیر کرونا بر مسابقات. این تنوع، مانع یکنواختی میشود و به فیلم امکان میدهد از یک قصهٔ محدود فراتر برود. در عوض، تعدد این محورها حفظ توازن را دشوار میکند.
بعضی خطوط داستانی انرژی و تعلیق بیشتری دارند، اما همهٔ آنها به یک اندازه بسط نمییابند؛ در نتیجه، گاهی احساس میشود فیلم به جای آنکه یکی از مسیرهایش را با عمق بیشتری دنبال کند، از ماجرایی به ماجرای دیگر میرود. ریتم اثر در لحظات مرتبط با بابی و کشمکشهای مستقیم شخصیتها جان میگیرد؛ آنجا که هدفی روشن پیش روی تماشاگر است و مانعها بهتدریج آشکار میشوند.
« در عین حال، توجهش به آدمهایی که پشت این رقابتها هستند، امکان شکلگیری لحظاتی گرم و صمیمی را فراهم میکند. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، بخشهایی که زمینهچینی طولانیتر دارند، از حرکت قصه میکاهند. این نوسان، نقصی تعیینکننده نیست، اما باعث میشود فیلم به اندازهٔ ظرفیت سوژهاش یکدست و منسجم نباشد. دنیای مسابقات گربهها چنان جزئیات و شخصیتهای جذابی در اختیار فیلم میگذارد که میتوان انتظار داشت زمان بیشتری صرف خود رقابتها و تنشهای درونی آن شود.
جمعبندی «Catwalk 2: The Comeback Cats» مستندی سرگرمکننده و پرشخصیت است که جذابیتش را از برخورد میان یک سرگرمی خاص و احساسات کاملاً آشنای انسانی میگیرد: میل به بازگشت، نیاز به دیدهشدن، ترس از کنار گذاشتهشدن و وفاداری به موجودی که امید آدمی به او گره خورده است. خط داستانی بابی به فیلم گرما و نیروی عاطفی میبخشد و فضای پرماجرای جامعهٔ مسابقات، آن را از یک روایت ساده دربارهٔ حیوانات فراتر میبرد.
در مقابل، حضور طولانی کرونا، کمرنگماندن نسبی خود مسابقهها و برخی لحظات بیش از حد نمایشی، از انسجام و حس مستندبودن اثر میکاهند. فیلم در ترسیم آدمها و تناقضهای دنیای آنان موفقتر است تا در حفظ تمرکز بر رقابتهایی که عنوان و موضوعش وعده میدهد. با وجود این نابرابریها، حاصل کار اثری گرم، عجیب و دوستداشتنی است؛ دنبالهای که بیش از آنکه به دنبال قهرمانی بینقص باشد، دربارهٔ سماجت برای بازگشت و ادامهدادن است.
« در مقابل، بخشهایی که زمینهچینی طولانیتر دارند، از حرکت قصه میکاهند. »



ثبت دیدگاه