نقد و بررسی
نقد Cat's Eye | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سه کابوس در تعقیب یک گربه «Cat’s Eye» فیلمی آنتولوژیک است که سه روایت دلهرهآور را با رفتوآمد گربهای ولگرد به رشتهای مشترک میبافد. این پیوند بیش از آنکه منطقی و محکم باشد، خیالانگیز است: گربه از دل ماجراهایی ناهمگون عبور میکند و به چشم ناظری خاموش بدل میشود که جهان آدمیان را با کنجکاوی و احتیاط میپاید.
فیلم را Lewis Teague کارگردانی کرده و فیلمنامه را Stephen King نوشته است؛ دو روایت نخست از داستانهای کوتاه کینگ گرفته شدهاند و روایت پایانی برای فیلم ساخته شده است. با این الگو، فیلم از آغاز وعدهٔ یک داستان واحد را نمیدهد. جذابیتش در تغییر ناگهانی حالوهواست: یکجا هجو تلخ و دلهرهٔ روانی، جایی دیگر تعلیق جسمانی، و در پایان خیالپردازی هیولایی با رگههایی از قصهٔ کودکانه.
این تنوع، سرچشمهٔ انرژی فیلم است؛ اما همزمان ضعف اصلی آن نیز به شمار میرود، زیرا همهٔ بخشها از نظر ریتم، لحن و گیرایی به یک اندازه موفق نیستند. گربه؛ قهرمان خاموش و مرکز ثقل فیلم گربه در «Cat’s Eye» صرفاً وسیلهای برای اتصال اپیزودها نیست. حضور او نوعی تداوم عاطفی میسازد و بیننده را از جهانی به جهان دیگر میبرد؛ هرچند فیلم برای این سفر، پیوندی واقعگرایانه یا کاملاً توضیحدادهشده فراهم نمیکند.
« با این الگو، فیلم از آغاز وعدهٔ یک داستان واحد را نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گربه در برابر بحرانهای انسانی، هم آسیبپذیر است و هم سرسخت؛ موجودی کوچک که ناخواسته در موقعیتهایی بزرگ و هولناک گرفتار میشود، اما همچنان کنجکاوی و غریزهٔ بقا را حفظ میکند. همین ترکیب، او را به شخصیت محبوب فیلم بدل میسازد. در روایتهایی که آدمها درگیر ترس، وسواس یا خشونتاند، گربه با نگاه بیپیرایهاش نقطهٔ اتکایی دلپذیر فراهم میکند.
تماشاگر، بیش از آنکه فقط نگران سرنوشت شخصیتهای انسانی باشد، چشمبهراه بازگشت این مسافر کوچک میماند. از همین رو، هرگاه فیلم از او فاصله میگیرد، بخشی از گرمای خود را نیز از دست میدهد. در پایان، سهم گربه از جذابیت فیلم چنان پررنگ است که میتوان آن را ستارهٔ واقعی اثر دانست. روایت نخست؛ طنز سیاه در دل ترس روزمره نخستین داستان، با محوریت Dick Morrison، از ترسی بسیار عادی آغاز میکند: دشواری ترک سیگار.
اما راهحل پیشنهادی یک سازمان مرموز، عادی نیست؛ ترس از شکست را با تهدیدی افراطی و حسابشده گره میزند. همین فاصله میان هدف ظاهراً ساده و مجازات نامعقول، موتور طنز سیاه این بخش است. سازوکار آن سازمان، هم مضحک به نظر میرسد و هم تهدیدآمیز؛ زیرا فیلم بهجای آنکه ترس را صرفاً از ناشناختهها بسازد، آن را از کنترل و نظارت فراگیر بیرون میکشد.
« همین ترکیب، او را به شخصیت محبوب فیلم بدل میسازد. »
شخصیتها و اجرا
بازی James Woods به این تناقض جان میدهد. Dick در برابر وضعیتی قرار میگیرد که عقل متعارفش توان هضم آن را ندارد، اما ترس باعث میشود نتواند بهآسانی از آن فاصله بگیرد. روایت بهخوبی میان کمدی تلخ و اضطراب رفتوآمد میکند و از واکنشهای مردی که نمیداند با تهدیدی جدی روبهروست یا با نمایشی بیمارگونه، لحظاتی سرگرمکننده میسازد.
این بخش از همان ابتدا جهان فیلم را معرفی میکند: جایی که قواعد واقعگرایانه کمی کج شدهاند، اما پیامدهای این کجی برای شخصیتها کاملاً واقعی است. روایت دوم؛ تعلیقِ ارتفاع، بدون اوج کافی بخش میانی، Johnny را در موقعیتی جسمانی و عریان قرار میدهد: او ناچار است بر لبهای باریک و خطرناک در ارتفاع پیش برود.
طرح داستانی، ظرفیت روشنی برای تعلیق دارد؛ فاصلهٔ هولناک تا زمین، محدودیت حرکت و شکنندگی بدن، همگی میتوانند ترسی فوری و حسی بیافرینند. بااینحال، فیلم در این بخش بهاندازهٔ ایدهاش پیش نمیرود. موقعیت اصلی بیش از آنکه مدام پیچیدهتر شود، کش پیدا میکند و تکرار خطر، بهتدریج از شدت آن میکاهد.
« بازی James Woods به این تناقض جان میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل فقط طولانیبودن نیست، بلکه فاصلهای است که میان وضعیت پرمخاطرهٔ شخصیت و تجربهٔ تماشاگر ایجاد میشود. داستان میخواهد حس سقوط و اضطراب ارتفاع را منتقل کند، اما همیشه نمیتواند این احساس را به تعلیقی پرکشش بدل سازد. همچنین، این روایت از نظر لحن با دو بخش دیگر همنشینی کاملی ندارد: خشونت و تهدیدش زمینیتر و سردتر است، درحالیکه فیلم در بخشهای دیگر بهسوی اغراق هجوآمیز یا فانتزی میرود.
حاصل، اپیزودی است که ایدهاش بهیادماندنیتر از اجرای آن میماند. روایت پایانی؛ فانتزی ترسناک و خیال کودکانه در داستان پایانی، گربه به خانهٔ Amanda میرسد؛ دختری که از موجودی شرور و کوتوله سخن میگوید، اما بزرگسالان پیرامونش به ادراک او اعتماد ندارند. این بخش، برخلاف روایت میانی، از ترکیب ترس و خیال نیروی بیشتری میگیرد.
تهدید از دل فضای خانه و اتاق خواب سر برمیآورد؛ جایی که باید مأمن کودک باشد، اما میتواند به قلمرو ناشناخته و هراسآور بدل شود. فیلم بهخوبی از این تقابل بهره میبرد و ترس را نه فقط در هیولا، بلکه در بیاعتنایی بزرگسالان به تجربهٔ کودک جای میدهد. Drew Barrymore با حضور آسیبپذیر و صمیمیاش به این روایت کمک میکند.
« مشکل فقط طولانیبودن نیست، بلکه فاصلهای است که میان وضعیت پرمخاطرهٔ شخصیت و تجربهٔ تماشاگر ایجاد میشود. »
قوتها و کاستیها
نگاه کودکانهٔ Amanda، جهان فیلم را برای مدتی از منطق بزرگسالانه جدا میسازد و به آن کیفیتی افسانهای میدهد؛ کیفیتی که ممکن است برای تماشاگر بزرگسال اندکی سادهدلانه باشد، اما با لحن بخش پایانی تناسب دارد. خود موجود نیز با آنکه جلوهای آشکارا مصنوعی و متعلق به سینمای دههٔ هشتاد دارد، از همین زمختی سود میبرد: ظاهرش بهجای واقعنمایی، حس عروسکی و نامأنوسی میسازد که با کابوس کودکانه جور درمیآید.
این بخش از نظر تخیل و عاطفه، کاملترین رویارویی فیلم با ایدهٔ گربه بهمثابه محافظ است. لحن، جلوهها و میراث زمان یکی از ویژگیهای دوستداشتنی «Cat’s Eye» این است که از ناهمگونی خود شرمنده نیست. فیلم گاهی جدی و اضطرابآور است، گاهی بیپرده به سوی طنز میرود و گاهی حالوهوای قصهای عجیب برای کودکان پیدا میکند.
این تغییر لحن همیشه روان نیست، اما به اثر هویتی نامتعارف میدهد؛ جهانی که در آن تهدید میتواند هم هولناک باشد و هم مضحک، و امر روزمره در یک لحظه به کابوس بدل شود. البته جلوههای ویژه و شیوهٔ اجرای فیزیکی برخی صحنهها امروز کهنه به نظر میرسند. فیلم برای زندهکردن موقعیتهایش به ابزارهای دیداری و بدلکاری متکی است؛ ابزارهایی که دیگر نمیتوانند همان توهم واقعیت را ایجاد کنند.
« این بخش از نظر تخیل و عاطفه، کاملترین رویارویی فیلم با ایدهٔ گربه بهمثابه محافظ است. »
جمعبندی
بااینحال، این فرسودگی فنی گاه بهجای آنکه صرفاً مانع باشد، به جذابیت نوستالژیک اثر میافزاید. دکورها، صداها و طراحی موجودات، یادآور دورانیاند که وحشت سینمایی بیشتر بر ساختن تصویری ملموس و غریب تکیه داشت تا پنهانکردن کامل سازوکار جلوهها. موسیقی و فضای صوتی نیز به هویت آن دوره رنگ میدهند، هرچند شدت این نشانهها ممکن است برای مخاطبی که به سینمای امروز خو گرفته، قدیمی و آشکار جلوه کند.
جمعبندی «Cat’s Eye» مجموعهای یکدست و بینقص نیست؛ فیلمی است با دو روایت جذابتر و بخشی میانی که از کشش لازم برخوردار نمیشود. بااینهمه، تنوع لحن، طنز تلخ داستان نخست، خیالپردازی روایت پایانی و مهمتر از همه حضور گربه، به آن شخصیت ویژهای میبخشند. اثر بیش از آنکه با پیوستگی روایی محکم یا ترس مداوم به یاد بماند، با لحظات غریب، شوخیهای سیاه و قهرمان چهارپای دوستداشتنیاش در ذهن مینشیند.
برای مخاطبی که از فیلمهای آنتولوژیک و ترسهای کمی نامتعارف لذت میبرد، این اثر تجربهای سرگرمکننده و گاه دلچسب است؛ بهشرط آنکه از بخشها انتظار کیفیتی برابر نداشته باشد. «Cat’s Eye» در بهترین لحظههایش نشان میدهد چگونه میتوان از ترسهای ساده و آشنا، کابوسی بازیگوش ساخت؛ و حتی در لحظههایی که ریتمش کند میشود، همان گربهٔ سرگردان کافی است تا تماشاگر را دوباره به جهان عجیب فیلم بازگرداند.
« بااینحال، این فرسودگی فنی گاه بهجای آنکه صرفاً مانع باشد، به جذابیت نوستالژیک اثر میافزاید. »
ثبت دیدگاه