نقد و بررسی
نقد گربهها و سگها (Cats & Dogs) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک با رؤیایی بزرگ «Cats & Dogs» از فرضی ساده و کودکانه آغاز میکند: سگها و گربهها در غیاب انسانها نهفقط با هم رقابت دارند، بلکه شبکهای مخفی از مأموران، ابزارهای جاسوسی و عملیاتهای سری را اداره میکنند. ساخت واکسنی برای کاهش حساسیت انسانها به سگها این نظم پنهان را تهدید میکند و ماجرا را به نبردی بر سر نفوذ و برتری بدل میسازد.
فیلم با جدی گرفتن چنین ایدهای، جهانی موازی میسازد که در آن خانه و حیاط، پوششی برای مأموریتهای محرمانه است. این نقطهٔ شروع، ظرفیت کمیک فراوانی دارد: حیواناتی که حرکات روزمرهشان برای انسان عادی به نظر میرسد، در واقع درگیر عملیاتاند؛ و اشیای معمولی خانه میتوانند بخشی از دستگاه جاسوسی باشند.
فیلم از همین فاصله میان ظاهر آرام زندگی خانوادگی و آشوبی که زیر سطح آن جریان دارد، شوخی میسازد. ایده بهخودیخود جذاب است و نیروی اصلی اثر نیز همچنان در همین تخیل نهفته میماند. جاسوسبازی در مقیاس خانه یکی از دلنشینترین انتخابهای فیلم، تبدیل کردن رفتارهای آشنای حیوانات خانگی به نشانههایی از زندگی مخفی است.
نگاه خیرهٔ گربه، کمین کردن پشت مبل یا دویدن سگ در حیاط، در این جهان معنایی تازه پیدا میکند. این بازی با تصور تماشاگر، بهویژه برای مخاطب کودک، امکان میدهد هر صحنه را از دو زاویه ببیند: آنچه انسانها میبینند و آنچه حیوانات واقعاً انجام میدهند. با این همه، فیلم کمتر از آن بهره میگیرد که میتوانست.
« فیلم با جدی گرفتن چنین ایدهای، جهانی موازی میسازد که در آن خانه و حیاط، پوششی برای مأموریتهای محرمانه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دنیای جاسوسیاش گاه به مجموعهای از موقعیتهای پرهیاهو و شوخیهای لحظهای محدود میشود، بیآنکه قواعد آن با دقت و انسجام کافی پرورده شوند. در نتیجه، بعضی ایدهها پیش از آنکه به بخشی از یک جهان منسجم بدل شوند، صرفاً بهانهای برای صحنهای بامزه یا تعقیبی تازهاند. تخیل آغازین فیلم از فیلمنامهاش منظمتر و زندهتر است.
لو و قهرمان بیتکلف در مرکز ماجرا، لو قرار دارد؛ تولهسگی سادهدل که ناگهان در موقعیتی بزرگتر از تجربه و تواناییاش قرار میگیرد. این انتخاب، فیلم را از قهرمانی همهچیزدان دور میکند و به آن امکان میدهد مسیر آشنای رشد و مسئولیتپذیری را دنبال کند. لو نه بهسبب مهارت خارقالعاده، بلکه با کنجکاوی، وفاداری و آمادگی برای یاد گرفتن به پیش میرود.
سادگی او گاه به سود فیلم تمام میشود، زیرا واکنشهایش همچون واکنشهای تماشاگر تازهوارد به این جهاناند. اما شخصیتپردازیاش چندان عمیق نیست و تحول درونی او نیز بیش از آنکه از کشمکشهای پیچیده برخیزد، تابع نیازهای ماجراجویی است. فیلم به اندازهای به لو فرصت نمیدهد که میان ترس، اعتماد و مسئولیت تناقضهای معناداری تجربه کند.
او بیش از آنکه شخصیتی چندوجهی باشد، راهنمایی دوستداشتنی برای ورود به دنیای حیوانات جاسوس است. کمدی میان خیال و لودگی طنز فیلم از برخورد لحن جدی مأموریتها با رفتار حیوانات شکل میگیرد. گروههایی که دربارهٔ نقشههای بزرگ حرف میزنند، هنوز همان موجوداتی هستند که عادتها و غرایز حیوانیشان را دارند.
« تخیل آغازین فیلم از فیلمنامهاش منظمتر و زندهتر است. »
شخصیتها و اجرا
این تضاد در بهترین لحظاتش خندهآور است و فضای خلوضع فیلم را میسازد؛ فضایی که قرار نیست منطق جهان واقعی را حفظ کند، بلکه از اغراق و بازیگوشی نیرو میگیرد. اما مرز میان شوخی تصویری و تکرار، بارها از دست میرود. صداهای کارتونی، افتادنها و شوخیهای بدنی بیش از حد بازمیگردند و همهٔ آنها به یک اندازه اثرگذار نیستند.
فیلم گاهی بهجای ساختن شوخی تازه از شخصیت یا موقعیت، به همان جنس لودگی پیشین تکیه میکند. حاصل، کمدیای ناهموار است: ممکن است یک لحظه بهسبب جسارت و بیپرواییاش سرگرمکننده باشد و لحظهای بعد، با تکرار همان شگردها، فرسوده به نظر برسد. گربهها؛ شرارت، جذابیت و کلیشه آقای تینکلز، رهبر گربههای مخالف، حضوری پررنگ و نمایشی دارد.
او بیش از آنکه صرفاً تهدیدی برای سگها باشد، چهرهای اغراقآمیز و خودنماست که از جدیت بیش از اندازهاش جنبهٔ کمیک میگیرد. این اغراق با فضای فیلم تناسب دارد، ولی نقش گربهها را نیز بهسرعت در قالب دشمنان حیلهگر و شرور تثبیت میکند. از همینجا پرسشی ساده اما قابلتوجه پدید میآید: چرا رقابت حیوانات باید به خوب بودن سگها و بد بودن گربهها بینجامد؟
فیلم با تبدیل تضاد دو گروه به نبردی روشن میان قهرمان و ضدقهرمان، پیچیدگی احتمالی ایده را کنار میگذارد. گربهها میتوانستند رقیبانی با انگیزههای قابلفهمتر باشند، اما بیشتر اوقات وسیلهای برای تهدید و شوخی باقی میمانند. این یکسویهنگری، از جذابیت شخصیتهای گربه نمیکاهد، اما نگاه فیلم به آنها را محدود میکند.
« اما مرز میان شوخی تصویری و تکرار، بارها از دست میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرا، جلوهها و جهان دیداری ترکیب بازیگران انسانی با حیوانات سخنگو، بخش مهمی از هویت بصری اثر است. فیلم میکوشد چهرهها و حرکات حیوانات را در دل صحنههای واقعی جای دهد و از این راه، جهان جاسوسی را باورپذیرتر کند. گاهی این ترکیب بهخوبی جواب میدهد؛ بهخصوص وقتی کنش حیوانات و واکنش انسانها با هم هماهنگاند و شوخی از همان برخورد طبیعی میان دو جهان شکل میگیرد.
در برخی لحظات، اما جلوههای عروسکی یا تصویری بهوضوح از محیط جدا میشوند و توی ذوق میزنند. این ناهماهنگی همیشه فیلم را از حرکت نمیاندازد، ولی حضورش یادآور میشود که تماشاگر با جهانی دستساز و ناهموار روبهروست. برای مخاطب کمسنتر، همین مصنوعی بودن ممکن است بخشی از لذت و بازیگوشی اثر باشد؛ برای بینندهای که به پیوستگی بصری حساس است، لغزشها آشکارترند.
ریتم و آشفتگی فیلمنامه فیلم با مأموریتها و تعقیبهای پیدرپی میکوشد ضرباهنگی پرجنبوجوش حفظ کند، اما سرعت بهتنهایی به معنای انسجام نیست. چند ایدهٔ بامزه در طول مسیر مطرح میشوند، ولی پیوند میان آنها همیشه محکم نیست. بعضی بخشها بیش از اندازه کش میآیند و برخی دیگر آنقدر سریع میگذرند که فرصت نمییابند به پیامد عاطفی یا کمیک خود برسند.
این آشفتگی بهویژه در تعادل میان ماجراجویی، کمدی و داستان خانوادگی دیده میشود. فیلم گاه میخواهد از رابطهٔ لو با خانوادهٔ انسانیاش معنایی احساسی بسازد و گاه بیدرنگ به نبرد حیوانات بازمیگردد. هر دو مسیر بالقوه جذاباند، اما اتصالشان همیشه طبیعی نیست. فیلمنامه بیشتر به حرکت از یک موقعیت پرسروصدا به موقعیت بعدی علاقه دارد تا به پرورش تدریجی شخصیتها و قواعد جهان داستان.
« اجرا، جلوهها و جهان دیداری ترکیب بازیگران انسانی با حیوانات سخنگو، بخش مهمی از هویت بصری اثر است. »
قوتها و کاستیها
نوستالژی و جایگاه فیلم برای بسیاری از بینندگان، «Cats & Dogs» بیش از آنکه اثری بینقص باشد، خاطرهای از تماشای فیلمهای خانوادگی در کودکی است. ترکیب حیوانات سخنگو، تعقیبهای پرهیجان و شوخیهای اغراقشده، بهسادگی در حافظه میماند؛ بهخصوص اگر مخاطب در زمانی آن را دیده باشد که خود ایدهٔ زندگی مخفی حیوانات تازه و جادویی به نظر میرسید.
همین پیوند عاطفی میتواند نقصهایش را نرمتر کند، بیآنکه آنها را از میان ببرد. تماشای دوباره ممکن است فاصلهٔ میان خاطره و خود فیلم را آشکار سازد: آنچه در کودکی بیوقفه خندهدار مینمود، اکنون شاید تکراری یا شلخته جلوه کند. بااینحال، این فاصله لزوماً ارزش تجربهٔ نخست را باطل نمیکند.
فیلم در ساختن لحظاتی پرانرژی و دنیایی که کودکانه و بیپرواست، موفقیتهایی دارد؛ حتی اگر در سطح فیلمنامه و استمرار طنز به پای ایدهٔ اولیهاش نرسد. جمعبندی «Cats & Dogs» کمدی خانوادگیای است که از ایدهای بهیادماندنی نیرو میگیرد: جاسوسبازی پنهان سگها و گربهها در جهانی که انسانها از آن بیخبرند.
لو قهرمانی ساده و دوستداشتنی است، آقای تینکلز حضوری نمایشی و سرگرمکننده دارد و فضای خلوضع فیلم گاه به شوخیهایی موفق میانجامد. در برابر این امتیازها، فیلمنامه انسجام کافی ندارد، ریتمش در بخشهایی کشدار میشود، شوخیها تکرار میشوند و جلوههای بصری همیشه یکدست نیستند. ارزش فیلم سرانجام در کمال ساختاریاش نیست، بلکه در تخیل کودکانه و خاطرهای است که میتواند بهجا بگذارد.
« همین پیوند عاطفی میتواند نقصهایش را نرمتر کند، بیآنکه آنها را از میان ببرد. »
جمعبندی
اثری ناهموار، اما پرجنبوجوش؛ گاه خندهآور و گاه خستهکننده، که همچنان میتوان جذابیت نخستین ایدهاش را در میان آشفتگیهایش پیدا کرد.



ثبت دیدگاه