نقد و بررسی
نقد گربهها و سگها: انتقام کیتی گالور (Cats & Dogs: The Revenge of Kitty Galore) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان جاسوسان پشمالو «Cats & Dogs: The Revenge of Kitty Galore» دنبالهای است که ایدهٔ ساده و عامهپسندِ قسمت نخست را به قلمرو فیلمهای جاسوسی میبرد: سگها و گربهها، که سالها دشمن یکدیگر بودهاند، برای مقابله با خطری مشترک ناچار به همکاری میشوند. کیتی گلور، جاسوس گربهای یاغی، هم سگها را تهدید میکند و هم همنوعان خود را؛ بنابراین دو گروه باید خصومت دیرینهشان را کنار بگذارند و در مأموریتی مشترک شرکت کنند.
این پیشفرض، از همان آغاز، ظرفیت مناسبی برای طنز موقعیت، برخورد شخصیتهای متضاد و بازی با کلیشههای داستانهای جاسوسی فراهم میکند. فیلم به کارگردانی Brad Peyton ساخته شده و بیش از آنکه بر شخصیتهای انسانی تمرکز کند، حیوانات سخنگو و تشکیلات مخفی آنان را در مرکز روایت قرار میدهد.
همین جابهجایی کانون توجه، برای مخاطبانی که از ماجراجویی حیوانات لذت میبرند، امتیازی روشن است؛ اما بهتنهایی برای ساختن داستانی ماندگار کفایت نمیکند. اثر از ایدههای خود انرژی میگیرد، ولی در گسترش آنها چندان ژرف نمیشود و گاهی به نمایش مکرر شوخیها و ابزارهای دیداری بسنده میکند.
اتحاد ناگزیر؛ موتور روایت مهمترین نیروی داستان، تضاد میان سگها و گربههاست؛ تضادی که فیلم آن را نه صرفاً در قالب رقابتی کودکانه، بلکه همچون دشمنی دیرپا میان دو دستگاه اطلاعاتی تصویر میکند. از این منظر، همکاری ناگزیر دو طرف نقطهٔ آغاز مناسبی برای خلق موقعیتهای کمدی است: هر گروه شیوهٔ کار، عادتها و برداشت خود را برتر میداند و اعتماد کردن به رقیب قدیمی برایش آسان نیست.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت بالقوهٔ این محور در آن است که اتحاد، بهجای حذف اختلاف، آن را به بخشی از مأموریت تبدیل میکند. بااینحال، فیلم این امکان را تنها تا اندازهای به کار میگیرد. اختلافها بیشتر بهانهای برای کشمکشهای کوتاه و شوخیهای قابلفهم فراهم میآورند تا بستری برای تحول عمیق شخصیتها. مفهوم همکاری و کنار گذاشتن پیشداوریها در متن حضور دارد، اما روایت بهندرت درنگ میکند تا نشان دهد این دگرگونی چه هزینهای دارد یا چگونه در رفتار شخصیتها رسوخ میکند.
در نتیجه، مضمون آشتی و همکاری روشن است، ولی پرداخت آن سبک و کمعمق باقی میماند. فیلمنامه میان هیجان و تکرار ساختار داستان بر الگوی آشنای مأموریت برای متوقف کردن نقشهای بزرگ بنا شده است. هدف اصلی روشن است، تهدیدی جدی وجود دارد و شخصیتها باید پیش از دیر شدن دست به عمل بزنند. این وضوح برای فیلمی خانوادگی سودمند است؛ مخاطب جوان میتواند مسیر کلی ماجرا را بیدردسر دنبال کند و با جابهجاییهای پیاپی میان موقعیتها از قصه عقب نماند.
اما همین سادگی، وقتی با پیشبینیپذیری همراه میشود، از حس کشف و غافلگیری میکاهد. روایت بهجای آنکه پیوسته بر انگیزهها و روابط شخصیتها بیفزاید، بارها به حرکت، تعقیبوگریز و شوخیهای مقطعی بازمیگردد. این شتاب ظاهری همیشه به معنای کشش واقعی نیست؛ برخی صحنهها پرتحرکاند، اما از نظر دراماتیک تکرار همان اطلاعات یا همان تنش پیشین به نظر میرسند.
فیلم بیش از آنکه داستانی پیچیده بسازد، بر این تکیه دارد که هر مرحله فرصتی تازه برای نمایش حیوانات جاسوس و تجهیزات عجیب باشد. نتیجه، سرگرمیای گذراست که معمولاً مسیر کلیاش زودتر از آنچه باید آشکار میشود. طنز جاسوسی و ارجاعهای سینمایی فیلم آشکارا از زبان آشنای آثار جاسوسی و ماجراجویی بهره میگیرد: سازمانهای مخفی، مأموریتهای خطرناک، تعقیبوگریز و قهرمانی که باید در برابر نقشهای بزرگ بایستد.
« جذابیت بالقوهٔ این محور در آن است که اتحاد، بهجای حذف اختلاف، آن را به بخشی از مأموریت تبدیل میکند. »
شخصیتها و اجرا
تبدیل این قراردادها به دنیای حیوانات، دستمایهٔ شوخیهای تصویری و کلامی فراوانی میشود. تصور یک دستگاه اطلاعاتی مخصوص سگها یا گربهها، و کنار هم قرار گرفتن رفتارهای حیوانی با تشریفات مأموریتهای مخفی، در لحظههایی واقعاً ظرفیت سرگرمکننده دارد. اما این طنز گاه بیش از اندازه به ارجاع و تقلید وابسته میشود.
شوخیهایی که به ژانر جاسوسی اشاره میکنند ممکن است برای بزرگسالان آشنا باشند، ولی آشنایی با الگوها شرط لازم برای فهم بسیاری از آنهاست؛ در سوی دیگر، مخاطب کودک ممکن است صرفاً با ظاهر پرهیاهوی صحنهها ارتباط برقرار کند، بیآنکه لایهٔ ارجاعی را دریافت کند. افزون بر این، بعضی شوخیها بیش از آنکه از شخصیت یا موقعیت زاده شوند، همچون قطعههایی جداگانه به روایت افزوده شدهاند.
تکرار چنین لحظههایی، بهجای افزایش طراوت، بهتدریج اثرگذاریشان را کاهش میدهد. شخصیتها و صداپیشگی کیتی گلور، با صداپیشگی Bette Midler، حضوری پررنگ و نمایشی دارد. اجرای او به شخصیت کیفیتی اغراقآمیز و خودآگاه میبخشد که با لحن کارتونی فیلم سازگار است. در سوی دیگر، صداپیشگان شخصیتهای حیوانی میکوشند به هر مأمور هویتی روشن بدهند: برخی جدی و عبوساند، برخی پرشور و بیتجربه، و برخی نیز بیش از اندازه مطمئن به تواناییهای خود.
این تفاوتها به روایت کمک میکند تا در میان گروهی از حیوانات سخنگو، صداها و منشها کاملاً در هم نریزند. بااینهمه، صداپیشگی پرانرژی نمیتواند جای شخصیتپردازی دقیق را بگیرد. بسیاری از کاراکترها بیشتر با یک خصلت غالب شناخته میشوند تا مجموعهای از انگیزهها و تناقضهای باورپذیر. نقش انسانها نیز عمدتاً در خدمت ماجرای حیوانات است و کمتر به زندگی مستقل یا پیچیدگی خاصی دست مییابد.
« تبدیل این قراردادها به دنیای حیوانات، دستمایهٔ شوخیهای تصویری و کلامی فراوانی میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با ماهیت اثر تناسب دارد، اما دامنهٔ عاطفی آن را محدود میکند: تماشاگر بیشتر با شوخی و تحرک سرگرم میشود تا آنکه فرصت پیدا کند به سرنوشت شخصیتها دل ببندد. Bette Midler برای کیتی گلور انرژی و نمایشیگری مناسبی فراهم میکند، حال آنکه ظرفیت این شخصیت برای حضوری بهیادماندنیتر، در چهارچوب قصهٔ شتابزدهٔ فیلم محدود میماند.
تصویر، جلوهها و جهانسازی از نظر دیداری، فیلم میخواهد دنیای حیوانات را با امکانات جاسوسی و تشکیلاتی بزرگ پیوند بزند. همین تقابل، سرچشمهٔ بخشی از جذابیت بصری آن است: موجوداتی کوچک در جهانی که برای مأموریتهای پرمخاطره طراحی شده، ابزارها و فضاهایی را به کار میگیرند که مقیاسشان با جثهٔ آنها تضادی خندهآور میسازد.
ایدهٔ طراحی محیطهای مخصوص حیوانات و تبدیل کنجکاویها و عادتهایشان به عناصر جهانسازی، در بهترین لحظهها تخیل فیلم را زنده میکند. در عین حال، ترکیب حیوانات واقعی، عروسکگردانی و جلوههای رایانهای همیشه یکدست نیست. تفاوت بافت و حرکت گاه چنان محسوس است که تماشاگر بهجای غرق شدن در ماجرا، به شیوهٔ ساخته شدن تصویر توجه میکند.
این ناهمگونی زمانی چشمگیرتر میشود که فیلم برای جبران کمبود ظرافت روایی، بر جلوههای دیداری و نمایش مداوم حیوانات سخنگو تکیه میکند. جلوهها لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند، اما پیوستگی جهان فیلم را تضمین نمیکنند. حرکت سریع و رنگآمیزی پرتحرک، به اثر شادابی میدهد، هرچند گاه مجال مکث و ظرافت را از آن میگیرد.
« در عین حال، ترکیب حیوانات واقعی، عروسکگردانی و جلوههای رایانهای همیشه یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
مخاطب هدف و تجربهٔ تماشا «Cats & Dogs: The Revenge of Kitty Galore» بیش از همه برای تماشای خانوادگی و مخاطب کمسنوسال طراحی شده است. روایت سرراست، قهرمانان حیوانی و خطرهایی که در قالبی غیرواقعگرا عرضه میشوند، امکان دنبال کردن داستان را آسان میکنند. فیلم از مخاطب نمیخواهد درگیر جهانسازی پیچیده شود و بهسرعت او را از یک موقعیت به موقعیت دیگر میبرد.
برای کودکی که تماشای حیوانات سخنگو و ماجراجوییهای پرجنبوجوش را دوست دارد، همین ویژگیها میتوانند کافی باشند. برای بینندهٔ بزرگسال، تجربه به میزان تحمل شوخیهای تکراری و ارجاعهای ژانری بستگی دارد. آنچه برای کودک تازگی دارد، ممکن است برای تماشاگر آشنا با فیلمهای جاسوسی صرفاً بازآفرینی کلیشههایی شناختهشده باشد.
فیلم در لحظههایی بر انرژی و ظاهر فریبندهاش تکیه میکند، اما کمتر میتواند از این سرگرمی کوتاهمدت فراتر رود. این نابرابری میان مخاطبان، ضعف محوری اثر نیست، ولی نشان میدهد که فیلم در ساختن طنزی چندلایه که هم کودکان و هم بزرگسالان را به یک اندازه درگیر کند، موفقیتی کامل به دست نمیآورد.
جمعبندی این دنباله ایدهای ساده و دوستداشتنی را با جهان جاسوسان حیوانی ترکیب میکند و از آن لحظههایی پرتحرک و گاه بامزه میسازد. همکاری سگها و گربهها، شخصیت پرزرقوبرق کیتی گلور، صداپیشگیهای پرانرژی و طراحی بازیگوشانهٔ تشکیلات مخفی، از امتیازهای اصلی آناند. بااینحال، قصه کممایه و قابلپیشبینی باقی میماند؛ شوخیها همیشه از دل شخصیتها نمیجوشند و ارجاعهای سینمایی نیز برای مخاطبان گوناگون جذابیت یکسانی ندارند.
« فیلم از مخاطب نمیخواهد درگیر جهانسازی پیچیده شود و بهسرعت او را از یک موقعیت به موقعیت دیگر میبرد. »
جمعبندی
ناهماهنگی میان جلوههای رایانهای و عروسکی هم گاهی تمرکز را از ماجرا دور میکند. در نهایت، فیلم اثری سبک و پرهیاهوست که میتواند برای تماشای خانوادگی لحظاتی خوشایند فراهم آورد، اما کمتر به تجربهای ماندگار بدل میشود. قوت آن در بازیگوشی و تصور جهان جاسوسی حیوانات است؛ ضعفش در آنکه این تصور را به داستانی منسجمتر، طنزی تازهتر و شخصیتهایی عمیقتر تبدیل نمیکند.
« ناهماهنگی میان جلوههای رایانهای و عروسکی هم گاهی تمرکز را از ماجرا دور میکند. »
ثبت دیدگاه