نقد و بررسی
نقد Catch the Fair One | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری که از دل فقدان آغاز میشود «Catch the Fair One» قصهٔ کِیلی، بوکسور بومی آمریکایی و زنی است که ناپدیدشدن خواهرش، ویتا، زندگی او را از مسیر پیشین خارج کرده است. کِیلی در جستوجوی خواهرش به شبکهای از قاچاقچیان انسان نزدیک میشود و خود را در موقعیتی میگذارد که هر قدم میتواند خطر تازهای بهدنبال داشته باشد.
فیلم بهجای آنکه از همان ابتدا قهرمانی شکستناپذیر بسازد، با زنی روبهرویمان میکند که آسیب دیده، تنهاست و با این همه دست از پیگیری برنمیدارد. این مقدمه، نه فقط انگیزهٔ حرکت داستان، بلکه سرچشمهٔ فضای عاطفی اثر است. ما با قهرمانی روبهرو نیستیم که خشونت را انتخابی هیجانانگیز یا نمایشی بداند؛ او به مسیری قدم گذاشته که در جهان تلخ فیلم، از معدود راههای باقیمانده برای یافتن پاسخی دربارهٔ خواهرش به نظر میرسد.
همین پیوند میان جستوجوی خانوادگی و تریلری جنایی، به فیلم نیرویی میدهد که از چارچوب یک داستان انتقامی ساده فراتر میرود. کِیلی؛ شخصیتی در حاشیهٔ قاب قدرت اصلی فیلم بیش از آنکه در پیچیدگی طرح داستانی باشد، در حضور کالی رایس نهفته است. او به کِیلی کیفیتی جسمانی و بیواسطه میبخشد: بدنش هم نشانهٔ آموزش و انضباط یک بوکسور است و هم گواهی بر فرسودگی و رنجی که شخصیت پشت سر گذاشته است.
« این مقدمه، نه فقط انگیزهٔ حرکت داستان، بلکه سرچشمهٔ فضای عاطفی اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگاهها و سکوتهای او گاهی بیش از گفتوگوها اطلاعات میدهند؛ از اندوهی انباشته و تمرکزی سخت حکایت میکنند که به نظر میرسد تنها نیروی محرک اوست. حضور رایس در نقش زنی که قدرت بدنی دارد، اما از آسیبپذیری عاطفی مصون نیست، کانون فیلم را شکل میدهد. بااینحال، فیلم برای شناخت کاملتر کِیلی فرصت چندانی فراهم نمیکند.
پیش از آنکه داستان او را به دل خطر بکشاند، مجال زیادی برای دیدن زندگی روزمره، روابط و گذشتهاش نداریم. نتیجه این است که انگیزهاش روشن و پرقدرت است، اما بعضی لایههای شخصیت کمتر از آنچه ظرفیت دارند بسط مییابند. فیلم از رایس انتظار دارد خلأهای روایی را با حضور و بازی خود پر کند؛ او در بسیاری از لحظهها از پس این کار برمیآید، ولی این انتخاب، محدودیت فیلمنامه را هم آشکار میکند.
دربارهٔ بازی و نقش محوری رایس، و نیز پیوند شخصی او با موضوع اثر، در معرفی و بررسی فیلم توضیح داده شده است. تعلیق، نه نمایش پیدرپی خشونت «Catch the Fair One» از آن دسته تریلرهایی نیست که برای جلب توجه، در هر فصل به صحنهای پرهیاهو یا نبردی تازه متوسل شود. تعلیقش بیشتر از انتظار، ابهام و حس خطر میآید: کِیلی سرنخی را دنبال میکند، اما معلوم نیست قدم بعدی او را به هدف نزدیکتر میکند یا به دام میاندازد.
« حضور رایس در نقش زنی که قدرت بدنی دارد، اما از آسیبپذیری عاطفی مصون نیست، کانون فیلم را شکل میدهد. »
شخصیتها و اجرا
هر برخورد تازه، پرسشی دربارهٔ اعتماد و بقا پیش میکشد. به همین دلیل، سکانسهایی که خشونت در آنها حضور دارد، معمولاً از دل موقعیت بیرون میآیند، نه آنکه صرفاً برای بالا بردن هیجان به داستان افزوده شده باشند. این خویشتنداری، ریتم فیلم را مؤثر میکند. لحظههای سکون و مکث به اندازهٔ درگیریها اهمیت دارند؛ چون تماشاگر را در همان وضعیت مراقبت و اضطرابی قرار میدهند که شخصیت تجربه میکند.
خشونت فیلم تلخ و مستقیم است، اما از لذتجویی اکشنهای پرزرقوبرق فاصله میگیرد. آنچه باقی میماند، بیشتر سنگینی و پیامد خشونت است تا نمایش مهارت در اجرای آن. جغرافیای سرد و تصویرهای کمزرقوبرق فضای بصری فیلم با حالوهوای داستان هماهنگ است. قابها و منظرههای سرد، رنگهای محدود و جادهها و مکانهای دورافتاده، جهان کِیلی را محیطی بیپناه و کمامید جلوه میدهند.
طبیعت در اینجا پناهگاهی دلنشین نیست؛ پهنهای است که میتواند تنهایی شخصیت را برجستهتر کند و فاصلهٔ او را از هر نیروی یاریرسان نشان دهد. تصویربرداری، بهجای آراستن جهان داستان، بر خشکی و انزوای آن تأکید میکند. این انتخاب به فیلم هویتی دیداری میدهد و کمک میکند تلخی اثر فقط در موضوع آن نماند، بلکه در خود فضا نیز جریان پیدا کند.
« هر برخورد تازه، پرسشی دربارهٔ اعتماد و بقا پیش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در برخی لحظهها، گستردگی محیط و کوچکی انسان در دل آن، حس درماندگی را تشدید میکند. تصاویر زیبا هستند، اما زیباییشان آرامشبخش نیست؛ بیشتر نوعی سکون سرد و نگرانکننده دارند. چنین رویکردی برای تریلری که قرار نیست از رنج شخصیتها منظرهای تماشایی بسازد، انتخاب مناسبی است. بررسیهای فیلم نیز به تصویرهای سرد و چشماندازهای خلوت آن اشاره کردهاند.
قصهای پرشتاب با درزهای آشکار جمعوجوربودن فیلم، از یک سو به سود آن است: داستان وقت زیادی را صرف شاخهوبرگهای اضافی نمیکند و با سرعتی مناسب پیش میرود. از سوی دیگر، همین فشردگی گاهی به شتابزدگی میانجامد. بعضی پیوندهای روایی به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشوند و در بخشهایی، رخدادها بیش از آنکه نتیجهٔ یک زنجیرهٔ کاملاً متقاعدکننده باشند، به نظر میرسد برای پیشبردن کِیلی به مرحلهٔ بعدی داستان کنار هم قرار گرفتهاند.
این ناهمواری بهویژه زمانی محسوس میشود که فیلم میخواهد هم تریلری پرتعلیق باشد و هم تصویری انسانی از فاجعهای اجتماعی ارائه کند. دیالوگها نیز همیشه به اندازهٔ تصاویر و بازیها باورپذیر نیستند. گاهی جملهها بیش از حد آشکارا در خدمت انتقال اطلاعات یا تثبیت حالوهوای صحنهاند و طبیعیبودن گفتوگو را کاهش میدهند.
« در برخی لحظهها، گستردگی محیط و کوچکی انسان در دل آن، حس درماندگی را تشدید میکند. »
قوتها و کاستیها
سکوتهای کِیلی اغلب تأثیرگذارتر از حرفهایی است که دیگران بر زبان میآورند؛ این تفاوت، هم نقطهٔ قوت بازی رایس است و هم نشانهای از آنکه فیلمنامه در همهٔ لحظهها به نیروی تصویر و کنش اعتماد نمیکند. خشم شخصی در برابر واقعیتی بزرگتر یکی از وجوه قابلتأمل فیلم، فاصلهٔ میان هدف فردی کِیلی و گسترهٔ مسئلهای است که داستان پیرامون آن شکل میگیرد.
او خواهرش را میجوید، اما جهان فیلم مرتب یادآوری میکند که با رنجی محدود به یک خانواده روبهرو نیستیم. این بُعد، به جستوجوی کِیلی وزن اجتماعی میبخشد، بیآنکه داستان کاملاً به بیانیهای مستقیم تبدیل شود. فیلم بیش از آنکه توضیح نظری بدهد، آثار این واقعیت را در تنهایی و اضطراب شخصیت متجسم میکند.
بااینحال، همین پیوند تنشی حلنشده نیز میسازد: آیا نیروی اصلی اثر در روایت شخصی کِیلی است یا در اشارهاش به بحرانی وسیعتر؟ فیلم پاسخ کاملاً یکدستی نمیدهد و گاه میان تریلر انتقامی و درام اجتماعی در رفتوآمد است. این دوگانگی ممکن است برای برخی تماشاگران به فیلم عمق ببخشد و برای برخی دیگر، انسجام آن را کمتر کند.
« او خواهرش را میجوید، اما جهان فیلم مرتب یادآوری میکند که با رنجی محدود به یک خانواده روبهرو نیستیم. »
جمعبندی
مهم آن است که اثر بهسادگی رنج را به پسزمینهای تزئینی برای صحنههای اکشن بدل نمیکند؛ فضای تهدید و بیرحمی، پیوسته بر انتخابهای کِیلی سایه میاندازد. جمعبندی «Catch the Fair One» تریلری خشن، تلخ و فشرده است که بیش از هر چیز با بازی قدرتمند کالی رایس و تعلیق کمادا و حسابشدهاش در ذهن میماند.
فیلم از اکشن بیدلیل فاصله میگیرد و فضای سرد و نفسگیرش را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر تبدیل میکند. در مقابل، شتاب روایی، بعضی دیالوگهای مصنوعی و فرصت محدود برای آشنایی با کِیلی مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهای داستان و شخصیت بهطور کامل شکوفا شوند. با وجود این کاستیها، اثر در آنچه میخواهد باشد هویت روشنی دارد: تریلری دربارهٔ زنی که با اندوه و خشم پیش میرود، نه قهرمانی بینقص که همهچیز را آسان از سر میگذراند.
فیلم ممکن است از نظر پرداخت روایی ناهموار باشد، اما صداقت تلخ فضای آن و حضوری که رایس به کِیلی میبخشد، به آن ماندگاری میدهد.
« فیلم از اکشن بیدلیل فاصله میگیرد و فضای سرد و نفسگیرش را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر تبدیل میکند. »



ثبت دیدگاه