نقد و بررسی
نقد Catch and Release | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و طرح کلی «Catch and Release» فیلمی از Susannah Grant است که سوگ را نقطهٔ آغاز یک قصهٔ عاشقانه قرار میدهد، نه مقصد آن. Gray Wheeler پس از مرگ ناگهانی نامزدش، Grady، در آستانهٔ ازدواج با فقدانی روبهرو میشود که هم عاطفی است و هم عملی: خانه، آیندهٔ مشترک و تصویری که از مرد محبوبش ساخته بود، یکباره از جای خود تکان میخورند.
او برای ادامهدادن، به جمع دوستان نزدیک Grady پناه میبرد؛ جمعی که هر یک به شکلی متفاوت، بخشی از گذشتهٔ مرد ازدسترفته و بخشی از امکانهای پیش روی Gray را نمایندگی میکنند. فیلم از همان ابتدا میان چند قلمرو حرکت میکند: درام سوگ، کمدی موقعیت و کمدی رمانتیک. این آمیزه گاه به لحظههایی گرم و صمیمی میانجامد و گاه به ناهماهنگی لحن.
«Catch and Release» بیش از آنکه روایتی دقیق و موشکافانه از فقدان باشد، داستانی دربارهٔ بازنگری در عشق و آموختن زندگی با خاطرههاست؛ روایتی که جذابیتش را نه از غافلگیریهای بزرگ، بلکه از برخورد شخصیتها و فضای دوستانهٔ میان آنان میگیرد. فیلم در سال ۲۰۰۷ به نمایش عمومی درآمد و Jennifer Garner، Timothy Olyphant، Sam Jaeger، Kevin Smith و Juliette Lewis در آن بازی میکنند.
سوگ بهمثابه فرایند، نه یک حالت ثابت یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ فیلم آن است که اندوه را یکپارچه و نمایشی تصویر نمیکند. Gray همزمان میتواند غمگین، خشمگین، گیج و حتی در لحظههایی شوخطبع باشد. این دگرگونیها یادآور آن است که سوگ الزاماً مسیری مستقیم از اندوه به پذیرش نیست؛ شخص داغدار گاه در خاطرهای آرام میگیرد و لحظهای بعد با حقیقتی روبهرو میشود که همهچیز را از نو زیر سؤال میبرد.
« فیلم از همان ابتدا میان چند قلمرو حرکت میکند: درام سوگ، کمدی موقعیت و کمدی رمانتیک. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بهترین صحنهها، فیلم بهجای آنکه احساسات Gray را با گفتوگوهای توضیحی باز کند، تنهایی او را در مکثها و رفتارهای روزمره نشان میدهد. بااینحال، فیلم از ماندن در این قلمرو دشوار کمی میهراسد. اندوه Gray گاهی در خدمت پیشبرد قصه قرار میگیرد و به محض آنکه روایت به سوی روابط تازه میرود، از شدت و پیچیدگیاش کاسته میشود.
در نتیجه، آنچه میتوانست کاوشی عمیقتر در زمانبر بودن سوگ باشد، گاه به زمینهای برای شروع یک داستان عاشقانه بدل میشود. «Catch and Release» به اهمیت فقدان باور دارد، اما همیشه برای سنگینی عاطفی آن فرصت کافی فراهم نمیکند. خاطره و بازنگری در تصویر محبوب مرگ Grady تنها کسی را از زندگی Gray نمیگیرد؛ بلکه تصویری را هم که او از رابطهشان داشته، بیثبات میکند.
دوستان قدیمی نامزدش، هر یک با خاطرهها و برداشتهای خود، نشان میدهند که هیچ انسانی در ذهن دیگران دقیقاً یک چهره ندارد. این زاویه، فیلم را از روایت سادهٔ آرمانیکردن مرد ازدسترفته دور میکند. گذشته در اینجا نه یادگاری بینقص، بلکه مجموعهای از تجربهها و دانستههای ناقص است که هر بار ممکن است معنایی تازه پیدا کند.
این ایده ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد، زیرا Gray را ناگزیر میکند میان عشق واقعی خود و تصوری که از محبوبش ساخته بود تمایز بگذارد. فیلم در بخشهایی این تنش را بهخوبی میپروراند: خاطره نه صرفاً مایهٔ دلتنگی، بلکه پرسشی دربارهٔ میزان شناخت ما از نزدیکترین آدمهای زندگیمان است. اما پرداخت برخی گرهها سادهتر از آن است که این پرسشها را تا انتها دنبال کند.
« بااینحال، فیلم از ماندن در این قلمرو دشوار کمی میهراسد. »
شخصیتها و اجرا
افشاگریها و تغییر نگاه شخصیتها گاه زود به نتیجه میرسند و پیامدهای عاطفی آنها مجال رسوبکردن نمییابند. رابطهها و گرمای جمع دوستان قلب انسانی فیلم در خانهای شکل میگیرد که Gray با دوستان Grady در آن همخانه میشود. این جمع، صرفاً ابزاری برای قرار دادن شخصیتها در موقعیتهای کمدی یا عاشقانه نیست؛ هر یک رابطهای جداگانه با غایب مرکزی داستان دارند و هرکدام به شیوهٔ خود با فقدان کنار میآیند.
حضورشان به فیلم امکان میدهد سوگ را تجربهای جمعی نشان دهد: آدمها نه فقط برای کسی که رفته، بلکه برای نسخههایی از خودشان که در کنار او بودهاند نیز عزاداری میکنند. دوستیهای قدیمی بهتدریج از پسزمینه بیرون میآیند و گرمای اثر را میسازند. شوخیهای پراکنده، بهویژه از سوی Sam، از سنگینشدن مداوم فضا جلوگیری میکنند و میان شخصیتها نوعی صمیمیت نامرتب اما باورپذیر پدید میآورند.
فیلم در این لحظههای گروهی، گاه از خط عاشقانهٔ اصلی موفقتر است؛ زیرا اجازه میدهد شخصیتها بدون آنکه هر گفتوگو به تصمیمی سرنوشتساز یا اعترافی بزرگ ختم شود، کنار یکدیگر باشند. البته میان این شخصیتها ظرفیت روایی بیشتری وجود دارد. برخی رابطهها و تعارضها به شکل ابزاری وارد داستان میشوند و پیش از آنکه به عمق کافی برسند، کنار میروند.
به همین سبب، جمع دوستان گاهی بیشتر از آنکه شبکهای پیچیده از وفاداریها، حسادتها و خاطرههای مشترک باشد، مجموعهای از نقشهای آشنا در یک کمدی رمانتیک به نظر میرسد. بازیگری و طراحی شخصیتها Jennifer Garner برای Gray ترکیبی از آسیبپذیری و سرسختی میسازد. بازی او بر انفجارهای عاطفی متکی نیست؛ در عوض، جذابیتش را از واکنشهای کوچک و تغییرات نرم در رفتار میگیرد.
« افشاگریها و تغییر نگاه شخصیتها گاه زود به نتیجه میرسند و پیامدهای عاطفی آنها مجال رسوبکردن نمییابند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با شخصیتی سازگار است که هنوز نمیداند چگونه باید دربارهٔ زندگی تازهاش فکر کند. Garner میتواند Gray را دوستداشتنی نگه دارد، بیآنکه اندوهش را به تزئینی برای جلب همدلی تبدیل کند؛ هرچند فیلمنامه گاهی از همین محبوبیت او برای آسانکردن مسیر عاطفی قصه بهره میگیرد. Timothy Olyphant در نقش Fritz، نیرویی متفاوت به فیلم میآورد.
او شخصیتی را بازی میکند که در نگاه نخست سرخوش و بیقید به نظر میرسد، اما زیر این ظاهر، تناقضها و آسیبپذیریهایی پنهان دارد. کشش میان Olyphant و Garner برای باورپذیرشدن بخش عاشقانهٔ روایت ضروری است و در بسیاری از صحنهها، بیش از خود فیلمنامه به رابطه جان میدهد. Kevin Smith نیز با حضوری کمیک و پرانرژی، فضای فیلم را از یکنواختی نجات میدهد؛ شوخیهایش گاه پررنگاند، اما در لحظههایی که به اندوه شخصیت نزدیک میشود، وجهی نرمتر پیدا میکند.
Sam Jaeger و Juliette Lewis نیز به جمع بازیگران حالوهوایی مکمل میبخشند. لحن و ساختار روایی بزرگترین دشواری «Catch and Release» حفظ تعادل میان اندوه و شیرینی کمدی رمانتیک است. این دو لحن ذاتاً ناسازگار نیستند؛ حتی میتوانند به یکدیگر عمق ببخشند، زیرا زندگی روزمرهٔ آدم داغدار نیز از لحظههای خنده و سبکسری خالی نمیشود.
مشکل آنجاست که فیلم گاهی از یک فضا به فضای دیگر میپرد، بیآنکه گذار میانشان را بهاندازهٔ کافی بسازد. شوخیای که در یک صحنه دلنشین است، ممکن است در صحنهای دیگر از شدت تجربهٔ سوگ بکاهد؛ و یک لحظهٔ جدی نیز گاهی چنان ناگهانی وارد میشود که پیوندش با بافت قبلی سست مینماید. ساختار داستان به الگوی آشنای کمدیهای عاشقانه نزدیک است و مسیر کلی آن چندان دشوارحدسزدنی نیست.
« این انتخاب با شخصیتی سازگار است که هنوز نمیداند چگونه باید دربارهٔ زندگی تازهاش فکر کند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، بار اصلی جذابیت بر دوش کیفیت رابطهها و بازی بازیگران میافتد، نه بر پیچیدگی پیرنگ. فیلم در برخی خردهروایتها بیش از اندازه توقف میکند و در برخی دیگر، بهخصوص در مواجههٔ Gray با فقدان و امکان عشق تازه، شتاب میگیرد. این نابرابری باعث میشود اثر گاه کشدار و گاه عجول به نظر برسد؛ گویی برای بعضی لحظهها زمان زیادی صرف میکند، اما برای تصمیمهای عاطفی مهم فرصت کافی نمیگذارد.
مضمون شروع دوباره و محدودیتهای آن شروع دوباره در این فیلم به معنای پاککردن گذشته نیست. Gray باید با این واقعیت زندگی کند که عشق پیشینش بخشی از وجود او باقی میماند، حتی اگر رابطهای تازه شکل بگیرد. از این منظر، «Catch and Release» به نکتهای انسانی نزدیک میشود: وفاداری به مرده لزوماً به معنای متوقفکردن زندگی نیست، اما ادامهدادن نیز تصمیمی آسان و بیهزینه به شمار نمیآید.
فیلم زمانی موفقتر است که این دو حقیقت را کنار هم نگه میدارد و به شخصیت اجازه میدهد میان آنها مردد باشد. بااینهمه، اثر گاهی از پیچیدگی این ایده فاصله میگیرد و به راهحلهای آشنای ژانر تکیه میکند. پذیرش فقدان و شکلگیری رابطههای تازه در بعضی مقاطع سریعتر از انتظار پیش میرود؛ گویی روایت میخواهد زودتر به آرامش برسد، درحالیکه شخصیت هنوز فرصت نکرده تمام وزن تجربهٔ خود را حس کند.
همین شتاب، مهمترین محدودیت فیلم است: نه اینکه امکان عشق دوباره را ناممکن نشان دهد، بلکه آن را با مکث و تردید کافی همراه نمیکند. جمعبندی «Catch and Release» فیلمی صمیمی و خوشتماشا دربارهٔ سوگ، خاطره و امکان بازگشت به زندگی است؛ اثری که در لحظههای آرام و در پیوند میان دوستان، بیشترین صداقتش را آشکار میکند.
« در نتیجه، بار اصلی جذابیت بر دوش کیفیت رابطهها و بازی بازیگران میافتد، نه بر پیچیدگی پیرنگ. »
جمعبندی
بازیهای دلنشین، کشش میان Jennifer Garner و Timothy Olyphant و شوخیهای Kevin Smith به فیلم گرما میبخشند. در برابر این امتیازها، نوسان میان درام و کمدی رمانتیک، گرهگشاییهای آسان و شتاب در تحول عاطفی شخصیت اصلی، مانع از آن میشود که اثر به کاوشی ژرف و منسجم در فقدان بدل شود. حاصل، نه فیلمی بینقص و نه روایتی کاملاً سطحی، بلکه اثری دوگانه است: گاه از سادگی و شتاب خود آسیب میبیند و گاه با لحظههایی کوچک از همدلی و نزدیکی، تماشاگر را همراه میکند.
ارزش آن بیش از هر چیز در یادآوری این نکته نهفته است که خاطرهٔ یک انسان با مرگ او پایان نمییابد؛ اما برای زندگیکردن با آن، باید پذیرفت که عشق و شناخت، حتی در نزدیکترین رابطهها، هرگز کامل و بیابهام نیستند.
« بازیهای دلنشین، کشش میان Jennifer Garner و Timothy Olyphant و شوخیهای Kevin Smith به فیلم گرما میبخشند. »



ثبت دیدگاه