نقد و بررسی
نقد کاساندرو (Cassandro) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای که نقاب نبود «کاساندرو» در ظاهر روایت صعود یک کشتیگیر است؛ اما نیروی اصلی فیلم از کشمکش میان نقشی که جامعه برای سائول آرمانداریز در نظر گرفته و هویتی سرچشمه میگیرد که او سرانجام خود برمیگزیند. سائول، کشتیگیر همجنسگرای اهل اِلپاسو، در فضای خشن و مردسالار کشتی آزاد مکزیکی با محدودیتهایی روبهروست که فقط به مهارت ورزشی او مربوط نمیشوند.
هنگامی که شخصیت نمایشی کاساندرو را میسازد، شیوهٔ حضورش در رینگ را دگرگون میکند؛ اما فیلم بهخوبی نشان میدهد که این تغییر، صرفاً انتخاب لباسی پرزرقوبرق یا حرکاتی نمایشی نیست. او میخواهد بهجای آنکه موضوع تمسخر تماشاگران باشد، آنان را وادار کند جدیاش بگیرند. از حاشیهٔ رینگ تا مرکز توجه عنوان «لیبریس کشتی آزاد» میتواند این تصور را ایجاد کند که فیلم قرار است بر جلوههای رنگارنگ و لحظات پیروزمندانه تکیه کند.
چنین عناصری در فیلم حضور دارند، اما مسیر سائول با یک پیروزی ناگهانی و آسان تعریف نمیشود. اهمیت کاساندرو در آن است که قالب آشنای نقش «اِکسوتیکو» را از درون تغییر میدهد: شخصیتی که معمولاً برای سرگرمکردن جمع و شکستخوردن در برابر حریفان مردانهتر به میدان میآمد، اینبار میخواهد هم نمایش بدهد و هم برنده شود.
« او میخواهد بهجای آنکه موضوع تمسخر تماشاگران باشد، آنان را وادار کند جدیاش بگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، مبارزهها تنها مسابقههایی ورزشی نیستند. رینگ به صحنهای بدل میشود که در آن نگاه تماشاگران، قواعد مردانگی و مرز میان نمایش و واقعیت به آزمون گذاشته میشود. فیلم بهخوبی از ظرفیت این فضا بهره میگیرد، هرچند گاهی بهجای آنکه تضادهای موجود را بیشتر بکاود، به مسیر آشنای داستانِ قهرمانی نزدیک میشود.
بازیای میان جسارت و آسیبپذیری گائل گارسیا برنال نقش سائول را با ترکیبی از جذابیت، سرزندگی و شکنندگی ایفا میکند. بازی او بر تقلید ظاهری یا بزرگنماییِ نمایشی تکیه ندارد؛ کاساندرو در دست او بیش از آنکه مجموعهای از لباسها و حرکات پرشور باشد، انسانی است که میخواهد دیده شود، دوست داشته شود و از تحقیرشدن بگریزد.
برنال در لحظات رینگ، چابکی و اعتمادبهنفس شخصیت را به نمایش میگذارد و در بیرون از آن، تردیدها و آسیبپذیریاش را آشکار میکند. این دوگانگی به فیلم کمک میکند تا شخصیت اصلی را به یک نماد ساده فرو نکاهد. کاساندرو نه صرفاً قهرمان پیروزی بر تعصب است و نه چهرهای که همهٔ دشواریهایش در یک درخشش صحنهای حل شود.
« در نتیجه، مبارزهها تنها مسابقههایی ورزشی نیستند. »
شخصیتها و اجرا
او همزمان از نیروی شخصیتش بهره میبرد و با هزینههای شخصیِ این راه روبهروست. بازی برنال، بهویژه در همین رفتوآمد میان خودنمایی و خلوت، یکی از استوارترین پایههای فیلم است. هویت، نمایش و قواعد مردانگی دغدغهٔ محوری فیلم خودپذیری است، اما «کاساندرو» این مفهوم را تنها در قالب اعتراف یا گفتوگویی صریح عرضه نمیکند.
هویت در اینجا با بدن، پوشش، حرکت و نگاه دیگران بیان میشود. سائول با کنارگذاشتن نقاب سنتی کشتیگیران، بهجای پنهانشدن، چهرهاش را آشکارتر میکند؛ انتخابی که بهظاهر نمایشی است، اما معنایی جدی دارد. او نمیخواهد پذیرفتهشدنش وابسته به مخفیکردن خود باشد. فیلم همچنین به تناقض جذابی توجه میکند: کشتی حرفهای خود نوعی اجراست، با شخصیتهای اغراقشده، لباسهای شاخص و نبردی که تماشاگر را به واکنش وامیدارد.
کاساندرو این منطق نمایشی را به سود خود به کار میگیرد. بااینحال، اثر گاهی بیش از اندازه بر وجه الهامبخش این تجربه تکیه میکند و مجال کمتری به فشارهای اجتماعی و روانیای میدهد که پشت آن قرار دارند. در نتیجه، پیام فیلم روشن و اثرگذار است، اما همهٔ لایههای دشوار آن به یک اندازه کاویده نمیشوند.
« او همزمان از نیروی شخصیتش بهره میبرد و با هزینههای شخصیِ این راه روبهروست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رینگ، رنگ و حرکت فضای کشتی در فیلم تنها پسزمینهای برای زندگی سائول نیست؛ نیرویی است که به روایت ضرباهنگ و بافت بصری میدهد. رنگ لباسها، هیاهوی جمعیت و رفتوآمد میان رینگ و زندگی روزمره، تضادی میسازند میان آزادیِ اجرا و محدودیتهایی که شخصیت بیرون از صحنه با آنها روبهروست. لحظههای ورزشی فیلم انرژی دلنشینی دارند و بهویژه هنگامی که حرکتهای سریع و سبک کاساندرو در برابر اندام و شیوهٔ مبارزهٔ حریفانش قرار میگیرد، تماشاگر معنای جسمانیِ این تفاوت را احساس میکند.
بااینهمه، فیلم همواره از شور بصری موقعیت خود تا نهایت استفاده بهره نمیبرد. گاه روایت آرام میشود و صحنههایی که میتوانستند تنش یا پیچیدگی بیشتری داشته باشند، با شتاب از کنار مسئله عبور میکنند. این نوسان میان سرزندگی و سکون، تجربهٔ تماشای اثر را نابرابر میکند: فیلم در بهترین لحظاتش پرتحرک و زنده است، اما در بخشهایی از میانهٔ مسیر، کشش رواییاش کاهش مییابد.
شخصیتهای پیرامونی و جای خالیِ عمق سابرینا، مادر سائول و دیگر چهرههای پیرامون او ظرفیت دارند که ابعاد گوناگون زندگی قهرمان را روشن کنند. رابطهٔ گرم مادر با پسرش، نقطهای انسانی و آرام در برابر فشار فضای بیرونی میسازد؛ سابرینا نیز بهعنوان مربی و همپیمان، نقشی مهم در شکلگیری راه تازهٔ سائول دارد.
« بااینهمه، فیلم همواره از شور بصری موقعیت خود تا نهایت استفاده بهره نمیبرد. »
قوتها و کاستیها
حضور چنین شخصیتهایی نشان میدهد که مسیر قهرمان فقط حاصل ارادهٔ فردی نیست و حمایت و همراهی دیگران نیز در آن سهم دارد. اما فیلمنامه برای برخی از این شخصیتها فرصت کافی فراهم نمیکند تا مستقل از نقششان در زندگی سائول به چشم بیایند. سابرینا با وجود اهمیتش، گاه در جایگاه مربیِ پشتیبان باقی میماند؛ رابطهٔ سائول و جراردو نیز میتوانست از ظرافت و پیچیدگی بیشتری برخوردار باشد.
این محدودیت باعث میشود جهان فیلم بهاندازهٔ شخصیت اصلی جان نگیرد و بعضی روابط بیش از آنکه کامل پرداخت شوند، به نقاطی برای پیشبرد روایت بدل شوند. زندگی واقعی و انتخابهای دراماتیک چون فیلم بر زندگی سائول آرمانداریز بنا شده، میان وفاداری به واقعیت و نیازهای درام سینمایی تنشی طبیعی وجود دارد.
«کاساندرو» تصویری متمرکز از هویت هنری و ورزشی او میسازد و از این راه، داستانی روشن دربارهٔ دیدهشدن و مقاومت در برابر تعصب روایت میکند. اما این تمرکز بهایی دارد: برخی دشواریها و بخشهای پیچیدهٔ زندگی قهرمان به حاشیه میروند و مسیر پیشرفت او گاه هموارتر از آنچه انتظار میرود به نظر میرسد.
جمعبندی
این سادهسازی لزوماً فیلم را بیاثر نمیکند؛ برعکس، به روایت امکان میدهد بر نیروی عاطفیِ شخصیت مرکزی متمرکز بماند. بااینحال، هرچه داستان بیشتر به سوی تصویری امیدبخش حرکت میکند، فاصلهاش با تصویری تلختر و چندوجهیتر از تجربهٔ زیستهٔ سائول افزایش مییابد. اثر از این رو بیش از آنکه زندگینامهای جامع باشد، پرترهای سینمایی از لحظهای مهم در شکلگیری کاساندرو است.
جمعبندی «کاساندرو» فیلمی گرم و خوشتماشا دربارهٔ ساختن خویشتن در برابر انتظارات محدودکننده است. بازی پرجاذبهٔ گائل گارسیا برنال، انرژی صحنههای کشتی و پیوند میان نمایش و خودپذیری، به اثر هویت و نیروی عاطفی میبخشند. در مقابل، افتوخیز ضرباهنگ، پرداخت نابرابر شخصیتهای فرعی و سادهسازی برخی دشواریهای قهرمان، مانع از آن میشوند که فیلم به پرترهای کاملاً ژرف و پیچیده بدل شود.
باوجود این کاستیها، اثر در بیان نکتهای اساسی موفق است: کاساندرو برای جلب توجه، خود را پشت نقاب پنهان نمیکند؛ او از صحنه و نمایش برای آشکارکردن خویشتن بهره میگیرد. این انتخاب، هم جوهرهٔ شخصیت اوست و هم معنای ماندگار فیلم.
« اثر از این رو بیش از آنکه زندگینامهای جامع باشد، پرترهای سینمایی از لحظهای مهم در شکلگیری کاساندرو است. »
ثبت دیدگاه