نقد و بررسی
نقد ماشینها ۲ (Cars 2) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چرخش از جادهٔ آشنای مجموعه «ماشینها ۲» دنبالهای است که بهجای ادامهدادن مسیر آرام و شخصیتمحور فیلم نخست، فرمان را ناگهان به سوی ماجرای جاسوسی و تعقیبوگریزهای بینالمللی میچرخاند. لایتنینگ مککوئین راهی رقابتهای جایزه بزرگ جهانی میشود و ماتر نیز همراه اوست؛ اما مسابقه خیلی زود به پسزمینهای برای ماجرایی پررمزوراز بدل میشود.
این انتخاب، هویت فیلم را از همان آغاز تعریف میکند: با اثری روبهرو هستیم که بیش از تأمل در زندگی شهر کوچک و دگرگونی قهرمان، به سرعت، هیجان و بازی با قراردادهای فیلمهای جاسوسی دل بسته است. این تغییر مسیر بهخودیخود نه فضیلت است و نه ایراد؛ مسئله آن است که فیلم چگونه دو جهان متفاوت را به هم پیوند میزند.
«ماشینها»ی نخست با قصهای دربارهٔ غرور، تعلق و آموختنِ مکثکردن شناخته میشد. قسمت دوم، بهجای تکرار همان الگو، بر ماجراجویی جهانی تکیه میکند. نتیجه، اثری پرجنبوجوش و متفاوت است که ممکن است برای دوستداران قسمت اول غریب بنماید، اما از تقلید صرف نیز فاصله میگیرد. دوستی مککوئین و ماتر رابطهٔ مککوئین و ماتر همچنان مرکز عاطفی فیلم است، هرچند تمرکز روایت گاه آن را زیر انبوه حادثهها پنهان میکند.
مککوئین با جایگاه ستارهای خود و ماتر با صمیمیت بیتکلفش دو قطب متفاوتاند: یکی به رقابت و تصویر عمومی خویش میاندیشد، دیگری با همان صداقت سادهدلانهای پیش میرود که در فیلم نخست دوستداشتنیاش کرده بود. اختلاف این دو، زمینهای فراهم میکند تا فیلم از دل ماجراجویی، پرسشی آشنا را پی بگیرد: رفاقت تا کجا میتواند زیر فشار سوءتفاهم و تفاوت نگاه دوام بیاورد؟
« ماشینها»ی نخست با قصهای دربارهٔ غرور، تعلق و آموختنِ مکثکردن شناخته میشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ماتر در این قسمت فقط همراه قهرمان نیست؛ بخش بزرگی از روایت به تجربهها و برداشتهای او وابسته است. این انتخاب به شخصیت فرصت میدهد تا از حاشیه بیرون بیاید، اما بهایی هم دارد: مککوئین، که نام و جاذبهٔ اصلی مجموعه به او پیوند خورده، در بخشهایی از داستان کمرنگ میشود. بااینحال، پیوند عاطفی میان آن دو در لحظات پایانیِ رابطهشان گرمایی میآفریند که به فیلم جان میدهد.
این گرما نه از پیچیدگیهای بزرگ، بلکه از وفاداری و پذیرشِ تفاوتهای یک دوست برمیخیزد. ماتر؛ خنده، آسیبپذیری و افراط ماتر همچنان سرچشمهٔ اصلی کمدی فیلم است. شوخیهای او از برخورد میان بیپروایی، ظاهر نامرتب و نیت خیرخواهانهاش شکل میگیرند. فیلم بهخوبی میداند که چگونه این شخصیت را در موقعیتهایی قرار دهد که هم خندهدار باشند و هم از سادگیِ بیادعایش نیرو بگیرند.
اما وقتی این ویژگی به موتور تقریباً همهٔ رویدادها تبدیل میشود، مرز میان بامزگی و تکرار باریک میگردد. برخی موقعیتها بیش از آنکه شخصیت را گسترش دهند، همان تصویر آشنای ماتر را دوباره عرضه میکنند. وجه تأثیرگذارتر شخصیت، لحظاتی است که شوخی از او فاصله میگیرد و تنهایی یا رنجش پنهانش نمایان میشود.
در چنین لحظههایی، فیلم یادآور میشود که خندهداربودن یک شخصیت، به معنای بینیازی او از احترام و درک نیست. همین لایهٔ عاطفی مانع میشود ماتر صرفاً وسیلهای برای شوخی باشد. بااینهمه، جایگاه بیش از اندازهٔ او در مرکز ماجرا گاهی به انسجام قصه لطمه میزند: اتفاقها چنان گرد او میچرخند که پیوند میان مسیر جاسوسی و رقابت ورزشی همیشه طبیعی احساس نمیشود.
« ماتر در این قسمت فقط همراه قهرمان نیست؛ بخش بزرگی از روایت به تجربهها و برداشتهای او وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
جاسوسی در برابر مسابقه ترکیب مسابقهٔ اتومبیلرانی با جاسوسی، ایدهای سرزنده و بالقوه جذاب است. فیلم با آگاهی از شباهت خودروها به ابزارهای آمادهٔ یک داستان جاسوسی، از این امکان بهره میبرد: تعقیبوگریزها، مأموریتهای مخفی و شخصیتهای تازه، جهان آشنای مجموعه را به صحنهای بزرگتر بدل میکنند.
فین مکمیسایل و هالی شیفتول نیز با حالوهوای مأموران حرفهای، به فیلم رنگوبویی نزدیک به ماجراهای کلاسیک جاسوسی میدهند. تضاد میان وقار آنها و سردرگمی ماتر، منبعی مؤثر برای کمدی موقعیت است. بااینحال، دو خط داستانی همیشه در یک اندازه و با آهنگی هماهنگ پیش نمیروند. مسابقهها وعدهٔ رقابت ورزشی و کشمکش میان رانندگان را میدهند، درحالیکه ماجرای جاسوسی بهتدریج توجه بیشتری میطلبد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند بهجای یک داستان واحد، میان دو فیلم با لحن و هدف متفاوت رفتوآمد میکند. اگر بیننده از پیش انتظار قصهای شبیه قسمت نخست داشته باشد، فاصلهٔ این روایت از فضای محلی و تأملگرایانهٔ آن میتواند ناامیدکننده باشد. اما اگر فیلم را بهعنوان یک هجو پرتحرک از داستانهای جاسوسی بپذیرد، همین بیپروایی در تغییر ژانر میتواند تازگیاش را آشکار کند.
تصویر، حرکت و جهانسازی از نظر بصری، فیلم سرشار از حرکت و رنگ است. سفر میان شهرها و فضاهای گوناگون، به جهان خودروها وسعتی تازه میدهد و طراحی مکانها فرصتی برای تنوع بصری فراهم میآورد. مسابقهها نیز با زاویههای پرشتاب، تغییر مسیرهای ناگهانی و توجه به جزئیات محیطی، حس سرعت را به شکلی روشن منتقل میکنند.
« جاسوسی در برابر مسابقه ترکیب مسابقهٔ اتومبیلرانی با جاسوسی، ایدهای سرزنده و بالقوه جذاب است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پویایی کمک میکند فیلم حتی در بخشهایی که روایت از شتاب میافتد، همچنان تماشایی بماند. طراحی جهان فیلم نیز همچنان بر تبدیل اشیای روزمره به عناصر یک جامعهٔ خودرویی تکیه دارد. در اینجا، همان خیالپردازی آشنای مجموعه در مقیاسی بینالمللی گسترش مییابد: شهرها، مسابقهها و نهادهای این جهان، هم بازتابی از دنیای انسانیاند و هم منطق مخصوص خود را حفظ میکنند.
موسیقی و صداگذاری نیز به هیجان صحنهها نیرو میبخشند، هرچند گاهی فراوانی محرکهای دیداری و شنیداری مجال مکث و تأمل را کم میکند. فیلم بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را در یک فضا آرامآرام غرق کند، میخواهد او را از منظرهای به منظرهٔ دیگر ببرد. خشونت و تناسب با مخاطب کودک پررنگبودن تیراندازی، تهدید و خطر در قیاس با حالوهوای معمول مجموعه، نکتهای است که نمیتوان نادیده گرفت.
منطق فیلم جاسوسی، حضور ابزارهای تهاجمی و صحنههای پرتنش را توجیه میکند؛ اما تکرار این عناصر ممکن است برای بخشی از مخاطبان خردسال یا خانوادههایی که انتظار ماجرایی سبکتر دارند، نامتناسب به نظر برسد. مسئله فقط وجود اکشن نیست، بلکه فاصلهٔ آن با لطافت و سادگیای است که بسیاری از بینندگان از دنیای «ماشینها» به خاطر دارند.
فیلم خشونت را در قالبی فانتزی و کارتونی عرضه میکند، اما این شکلبندی همیشه شدت موقعیتها را خنثی نمیسازد. در سوی دیگر، همین تغییر لحن به اثر کمک میکند از یک مسابقهٔ صرف فراتر رود و تنش روایی بسازد. بنابراین، این جنبه همزمان یکی از سرچشمههای هیجان و یکی از نقاط بحثبرانگیز فیلم است؛ موفقیت آن به انتظارات بیننده و حساسیت او نسبت به اکشن کودکانه بستگی دارد.
« این پویایی کمک میکند فیلم حتی در بخشهایی که روایت از شتاب میافتد، همچنان تماشایی بماند. »
قوتها و کاستیها
طنز و دامنهٔ شخصیتها طنز «ماشینها ۲» بیشتر بر موقعیت و تضاد شخصیتی استوار است تا بر گفتوگوهای ظریف و چندلایه. بخش عمدهای از خنده از قرارگرفتن ماتر در فضایی رسمی و جاسوسی پدید میآید؛ جایی که برداشتهای سادهٔ او با قواعد پنهانکارانهٔ مأموریت برخورد میکنند. این روش در لحظات خوب، ریتم فیلم را سبک و سرزنده نگه میدارد، اما چون ماتر بار اصلی کمدی را بر دوش میکشد، تنوع طنز محدود میماند.
شخصیتهای تازه نیز جذابیتهای مشخصی دارند، اما همه فرصت یکسانی برای جانگرفتن پیدا نمیکنند. حضور مأموران و رقیبان مسابقه، جهان داستان را پُرتر میکند، ولی گسترش تعداد چهرهها و خطهای روایی گاه از تمرکز عاطفی میکاهد. فیلم در پی آن است که هم یک ماجرای جاسوسی پرجزئیات باشد، هم مسابقهای هیجانانگیز و هم داستانی دربارهٔ رفاقت؛ همین بلندپروازی گاهی سبب میشود هیچیک از این وجهها به اندازهای که میتوانستند، بسط نیابند.
جمعبندی «ماشینها ۲» دنبالهای پرانرژی و جسور است که با کنارگذاشتن فضای آرام قسمت نخست، به سراغ جاسوسی بینالمللی و مسابقههای پرهیجان میرود. این تغییر، برای برخی مخاطبان نشانهٔ خلاقیت و تنوع است و برای برخی دیگر فاصلهگرفتن از چیزی که مجموعه را دوستداشتنی کرده بود. فیلم در تصویرپردازی، حرکت و سرگرمی لحظهای دست پُری دارد؛ در مقابل، پیوند میان خطهای داستانیاش همیشه محکم نیست و تمرکز فراوان بر ماتر گاه جای مککوئین و خود مسابقهها را تنگ میکند.
بااینهمه، اثر در میان شلوغی و شوخیهایش به هستهای ساده و انسانی وفادار میماند: دوستیای که با سوءتفاهم آسیب میبیند، اما با پذیرش و وفاداری دوباره گرما مییابد. این هسته، همراه با جسارت ژانری و جنبوجوش بصری، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده اما نابرابر بدل میکند؛ تجربهای که بیش از آنکه ادامهای هملحن با فیلم نخست باشد، ماجراجویی مستقلی در جهان خودروهاست.
« شخصیتهای تازه نیز جذابیتهای مشخصی دارند، اما همه فرصت یکسانی برای جانگرفتن پیدا نمیکنند. »
ثبت دیدگاه