نقد و بررسی
نقد Captain America: Civil War | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکاف در دلِ اتحاد «Captain America: Civil War» فیلمی است که نزاع ابرقهرمانان را از جدل بر سر قدرت فراتر میبرد و آن را به پرسشی درباره مسئولیت، اختیار و پیامدهای ناخواسته بدل میکند. پس از ویرانیهای ناشی از نبردهای پیشین، دولتها خواهان نظارت بر فعالیتهای انتقامجویان میشوند؛ خواستهای که در نگاه نخست میتواند راهی برای پاسخگویی باشد، اما بهسرعت به آزمونی برای اعتماد و وفاداری بدل میشود.
فیلم از همین نقطه قوت میگیرد: اختلاف قهرمانان نه صرفاً بهانهای برای نبرد، بلکه نتیجه دو برداشت متفاوت از وظیفه اخلاقی است. در این میان، «جنگ داخلی» عنوانی پرطنین است که هم به رویارویی گروهی اشاره دارد و هم به شکافی درونی؛ شکافی میان کسانی که تا دیروز در یک جبهه میجنگیدند و اکنون نمیتوانند درباره حدود اختیار خود به توافق برسند.
اثر میکوشد این بحران را هم در مقیاس جهانی و هم در روابط شخصی شخصیتها دنبال کند. هرگاه این دو سطح به هم میرسند، فیلم از قالب یک ماجرای پرخرج ابرقهرمانی فراتر میرود. قانون، قدرت و مسئولیت مهمترین ایده داستان، تقابل میان پاسخگویی عمومی و استقلال فردی است. آیا قهرمانانی که قدرتی فراتر از قانون و نهادهای عادی دارند باید زیر نظارت جمعی قرار گیرند؟
اگر چنین نظارتی برقرار شود، چه کسی تصمیم میگیرد کجا و چه زمانی از قدرت استفاده شود؟ و اگر قهرمانان آزادانه عمل کنند، چه کسی مسئول خسارتهایی است که حتی با نیت خیر بر مردم تحمیل میشود؟ فیلم پاسخ سادهای برای این پرسشها عرضه نمیکند؛ دستکم در بخشهای موفقتر، تماشاگر را وامیدارد استدلال هر دو طرف را جدی بگیرد.
« اثر میکوشد این بحران را هم در مقیاس جهانی و هم در روابط شخصی شخصیتها دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ابهام اخلاقی به شخصیتپردازی نیز یاری میرساند. اختلاف میان تونی استارک و استیو راجرز بر سر آن نیست که یکی خیرخواه و دیگری بدخواه باشد؛ هر دو از تجربه و باورهای خود نتیجهای متفاوت میگیرند. تونی به پیامدهای ویرانگر کنشهای پیشین میاندیشد و نظارت را راهی برای محدودکردن آسیب میبیند.
استیو، در مقابل، نسبت به واگذاری اختیار به نهادهایی بدگمان است که ممکن است مصلحت سیاسی را بر نیاز انسانی مقدم بدارند. فیلم در بهترین لحظاتش از تماشاگر نمیخواهد یکی را بیچونوچرا برحق بداند؛ بلکه نشان میدهد چگونه اصولی قابل دفاع، زیر فشار ترس، فقدان و بیاعتمادی، به برخوردی دردناک میانجامند.
بااینحال، بحث سیاسی گاه بیش از آنکه به کاوشی منسجم تبدیل شود، کارکرد روایی پیدا میکند: شخصیتها باید به نقطهای برسند که رویارویی بزرگ ممکن شود. در نتیجه، برخی از پیچیدگیهای موضوع در حاشیه میمانند و فیلم فرصت نمیکند پیامدهای اجتماعی و حقوقی قانون مورد بحث را با عمق یک درام سیاسی مستقل بررسی کند.
دوستیهایی که میدان نبرد میشوند قلب عاطفی فیلم در رابطه میان استیو و تونی قرار دارد؛ رابطهای که اختلاف ایدئولوژیک را به شکستی شخصی بدل میکند. جذابیت این کشمکش از آنجاست که دوستی و احترام گذشتهشان هنوز در زیر سطح نزاع حضور دارد. هر تصمیم، افزون بر اثر سیاسیاش، زخمی بر پیوندی است که زمانی به همکاری و اعتماد متکی بود.
« این ابهام اخلاقی به شخصیتپردازی نیز یاری میرساند. »
شخصیتها و اجرا
همین لایه عاطفی باعث میشود درگیریها صرفاً نمایش قدرت نباشند و ضربههای واردشده وزن بیشتری پیدا کنند. استیو نیز در این فیلم با آزمونی دشوار روبهروست: وفاداری به اصولش با وفاداری به کسانی که دوست دارد درهم میآمیزد. تونی هم با احساس مسئولیت و پشیمانی دستوپنجه نرم میکند؛ انگیزهای که رفتار او را فهمپذیرتر میسازد، بیآنکه همه انتخابهایش را توجیه کند.
بازی Chris Evans و Robert Downey Jr. به این تقابل استحکام میبخشد. اولی با خویشتنداری و سرسختی، به استیو نوعی ثبات اخلاقی میدهد؛ دومی با ترکیبی از شوخطبعی، اضطراب و آسیبپذیری، تونی را از نقش قهرمانی صرف بیرون میآورد. فیلم در پرداخت رابطهها، بهویژه زمانی که گذشته و مسئولیت شخصی با تصمیمهای اکنون گره میخورند، مؤثرتر از لحظاتی است که صرفاً میکوشد توجیهی برای حرکت بعدی داستان فراهم کند.
همین تفاوت، هم سرچشمه نیروی درام است و هم یادآور نابرابری پرداخت در میان شخصیتهای پرشمار اثر. صحنهآرایی اکشن و نبرد فرودگاهی اکشن فیلم از طراحی روشن و خوانا بهره میبرد؛ تماشاگر معمولاً میتواند جایگاه شخصیتها و جهت حرکت صحنه را دنبال کند، حتی هنگامی که چندین قهرمان همزمان درگیرند.
نبرد فرودگاهی برجستهترین نمونه این رویکرد است: صحنهای پرتحرک که تنوع تواناییها و خلقوخوهای شخصیتها را به نمایش میگذارد و از برخورد قدرتهای متفاوت، ریتم و طنز میسازد. جذابیتش فقط در مقیاس بزرگ یا جلوههای ویژه نیست؛ در این است که هر قهرمان شیوه خاص خود را برای حضور در میدان دارد.
« همین لایه عاطفی باعث میشود درگیریها صرفاً نمایش قدرت نباشند و ضربههای واردشده وزن بیشتری پیدا کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سکانس همچنین تعادل ظریفی میان هیجان و شوخطبعی برقرار میکند. لحظات سبکتر، تنش را نمیزدایند، بلکه به آن تنوع میبخشند و اجازه نمیدهند نبرد به رشتهای یکنواخت از انفجارها و ضربهها تبدیل شود. ورود شخصیتهای تازه نیز به صحنه انرژی میافزاید، بیآنکه فیلم تماماً از مسیر اصلی خود جدا شود.
بااینحال، چنین صحنهای نمونهای از همان امتیاز و خطر فیلم است: گردهمآوردن چهرههای متعدد، بهسرعت تماشایی میشود، اما ممکن است جای پرداخت دقیقتر به هرکدام را بگیرد. گروهی بزرگ و تمرکزی پراکنده «جنگ داخلی» با گروهی گسترده از شخصیتها کار میکند و از این نظر، بخشی از لذت آن در تماشای برخورد دوباره چهرههای آشنا و آشنایی با قهرمانان تازه است.
اما شمار زیاد شخصیتها هزینهای روایی دارد. برخی حضورها بیشتر به معرفی یا برجستهکردن یک قابلیت محدود میشود تا ساختن قوسی کامل برای شخصیت. تماشاگر میتواند از انرژی و جذابیت هر ورود لذت ببرد، اما همیشه فرصت نمییابد بفهمد هر قهرمان در این بحران چه چیزی از دست میدهد یا چه تغییری میکند.
همین ازدحام، مسئله تمرکز را نیز پیش میآورد. با آنکه فیلم نام کاپیتان آمریکا را بر خود دارد و بخش مهمی از درام از منظر استیو شکل میگیرد، گستره روایت و وزن شخصیتهای دیگر گاهی آن را به فیلمی گروهیتر شبیه میکند. این انتخاب فینفسه ضعف نیست؛ حتی به مقیاس بحران میافزاید. اما اگر انتظار داستانی کاملاً متمرکز بر مسیر شخصی استیو باشد، پراکندگی توجه محسوس خواهد بود.
« این سکانس همچنین تعادل ظریفی میان هیجان و شوخطبعی برقرار میکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم، پیوندهای روایی و لحظات شتابزده ساختار فیلم میکوشد چند خط داستانی را همزمان پیش ببرد: پیامدهای رخدادهای پیشین، بحث بر سر نظارت، تنش میان شخصیتها و زمینهچینی برای رویارویی نهایی. در بسیاری از بخشها این خطوط بهخوبی یکدیگر را تقویت میکنند، اما پیوند میانشان همیشه هموار نیست.
بعضی جابهجاییها ناگهانی به نظر میرسند و چند تصمیم روایی چنان سریع گرفته میشوند که انگیزه عاطفیشان کامل نمینشیند. در نتیجه، داستان گاهی حس میدهد برای رساندن شخصیتها به صحنه بعدی، مسیر را کوتاه میکند. بخشی از این شتاب از انباشت اطلاعات و چهرهها ناشی میشود: فیلم باید هم بحران مرکزی را پیش ببرد و هم به مجموعهای از قهرمانان مجال حضور بدهد.
بااینهمه، این نارساییها معمولاً ریتم کلی را از حرکت نمیاندازند؛ اثر پرتحرک و سرگرمکننده باقی میماند، هرچند همه پیچهای داستانی به یک اندازه طبیعی و قانعکننده نیستند. جمعبندی «Captain America: Civil War» در بهترین حالت، فیلمی درباره هزینه اختلاف میان انسانهایی است که هنوز برای یکدیگر اهمیت قائلاند.
نبرد فرودگاهیاش از بهیادماندنیترین بخشهای اکشن اثر است، اما نیروی ماندگارتر فیلم از کشمکش تونی و استیو میآید: رویارویی دو نگاه متفاوت به قدرت، مسئولیت و اعتماد. بازیهای محوری، طراحی اکشن و تلاش برای طرح پرسشهای اخلاقی، فیلم را از یک نمایش صرفاً پرزرقوبرق فراتر میبرند. در سوی دیگر، شلوغی شخصیتها، شتاب برخی پیوندهای داستانی و تمرکز پراکنده مانع میشوند که تمام ایدههای فیلم به اندازه ظرفیتشان بسط یابند.
« در بسیاری از بخشها این خطوط بهخوبی یکدیگر را تقویت میکنند، اما پیوند میانشان همیشه هموار نیست. »
جمعبندی
اثر گاه بیش از آنکه داستانی یکپارچه درباره کاپیتان آمریکا باشد، ویترینی پرهیجان برای جمعی از قهرمانان است. بااینحال، وقتی کنش قهرمانانه را با مسئولیت و فقدان پیوند میزند و اجازه میدهد هر دو سوی اختلاف دلایلی قابل فهم داشته باشند، به یکی از درامهای گروهی مؤثرتر این مجموعه تبدیل میشود.
« اثر گاه بیش از آنکه داستانی یکپارچه درباره کاپیتان آمریکا باشد، ویترینی پرهیجان برای جمعی از قهرمانان است. »
ثبت دیدگاه