نقد و بررسی
نقد کانون باسترز (Cannon Busters) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانِ آمیخته از غبار و فناوری «Cannon Busters» از همان آغاز خود را نه بهعنوان داستانی علمیتخیلیِ سختگیرانه، بلکه بهمثابه سفری خیالپردازانه معرفی میکند؛ سفری در سرزمینی که در آن رباتها، جادو، سلاحهای گرم، موجودات غریب و شهرهای مرزی در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این آمیزش، هویت اصلی مجموعه را میسازد: دنیایی که هم حالوهوای وسترن دارد و هم از خیالپردازی فانتزی و نشانههای فناوری بهره میگیرد.
سَم، رباتی خوشقلب و دوستیجو، برای یافتن دوستش، شاهزاده کِلبی، راهی سفری دشوار میشود و در این مسیر با کِیسی، ربات تعمیرکار، و فِیلی دِ کید، قانونگریزی مرگبار و بیمیل به همراهی، هممسیر میشود. دستاورد مهم مجموعه آن است که این عناصر ناهمگون را صرفاً کنار هم نمیچیند؛ بلکه میکوشد از تضادشان نیرویی کمیک و ماجراجویانه بسازد.
پاکدلی سَم در برابر خشونت و بیاعتمادی محیط، از نخستین سرچشمههای طنز است. در سوی دیگر، فِیلی با نگاه بدبینانهاش به جهان، وزنهای متضاد برای خوشبینی او فراهم میآورد. سفر گروه نیز بهانهای میشود برای گشودن پنجرههایی تازه به سرزمین و آداب و خطرهای آن. حاصل، جهانی است که بیش از آنکه با توضیحهای مفصل شناخته شود، با برخوردهای پیدرپی شخصیتها و مکانها به مخاطب معرفی میشود.
این انتخاب، به ماجراجویی جنبوجوش میدهد، هرچند گاهی فرصت پرداخت عمیقتر به قواعد آن جهان را محدود میکند. مجموعه در دوازده قسمت، بخشهای گوناگونی از این سفر را پیش میبرد. سفری که بیش از مقصد، به همراهانش وابسته است طرح داستان در بنیاد، ساده و آشناست: گروهی ناهمگون در راه رسیدن به مقصدی مشترک با مانعها و دشمنان روبهرو میشوند و رابطهشان در مسیر دگرگون میشود.
« پاکدلی سَم در برابر خشونت و بیاعتمادی محیط، از نخستین سرچشمههای طنز است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تازگی «Cannon Busters» نه در این الگوی روایی، بلکه در ترکیب شخصیتهایی است که زیر یک سقف عاطفی قرار میگیرند، بیآنکه در آغاز زبان مشترکی داشته باشند. سَم با امید و صمیمیتی تقریباً کودکانه به دیگران نزدیک میشود؛ فِیلی جهان را جایی میبیند که باید از آن جان سالم به در برد؛ و کِیسی با مهارتهای فنی و رفتاری متفاوت، میان این دو قطب جای میگیرد.
ناهمخوانی آنان، موتور بسیاری از لحظههای سرگرمکننده و گاه تأثیرگذار مجموعه است. بااینهمه، مسیر روایی همیشه از همان انرژی شخصیتها برخوردار نیست. ماجراها گاهی بیش از آنکه در خدمت پیشرفتی روشن باشند، به توقفهایی برای ماجراجوییهای فرعی بدل میشوند. این ساختارِ اپیزودیک میتواند برای تماشاگرانی که از سفرهای پراتفاق لذت میبرند دلپذیر باشد، اما برای کسانی که انتظار دارند هر رخداد رشتهای محکم به رخداد بعدی ببافد، ناهموار جلوه میکند.
داستان کلی نیز از الگوهای آشنای مأموریت، جدایی و جستوجو بهره میبرد و همیشه در بازآفرینی آنها به نتیجهای تازه نمیرسد. فلشبکها نیز در بعضی لحظات قرار است به شخصیتها عمق ببخشند، اما اثرشان یکسان نیست و گاه بیش از آنکه راز یا کششی واقعی ایجاد کنند، اطلاعاتی دیرهنگام در اختیار مخاطب میگذارند.
شخصیتپردازی؛ تضادهای جذاب، عمق نابرابر نقطه قوت گروه اصلی، تفاوت خصلتهای اعضای آن است. سَم نه فقط بهخاطر مهربانی، بلکه بهسبب پافشاری بر پیوند انسانی در محیطی خشن اهمیت پیدا میکند. خوشبینی او در نگاه نخست سادهلوحانه به نظر میرسد، اما در جریان سفر به معیاری بدل میشود که رفتار دیگران را آشکار میکند: آیا میتوان در جهانی آکنده از منفعتطلبی هنوز به دوستی باور داشت؟
« ناهمخوانی آنان، موتور بسیاری از لحظههای سرگرمکننده و گاه تأثیرگذار مجموعه است. »
شخصیتها و اجرا
این پرسش، هرچند به شکلی سبک و طنزآلود مطرح میشود، به مجموعه بُعدی عاطفی میبخشد. فِیلی نیز با گذشته و بدبینیاش ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. شوخیهای تلخ و بیاعتنایی ظاهری او، در کنار آسیبپذیریهایی که گهگاه نمایان میشوند، او را از یک همراه صرفاً خشن متمایز میکند. کِیسی نیز با نقش فنی و حضور مستقلش، به گروه رنگی دیگر میافزاید.
بااینحال، میزان پرداخت شخصیتها یکسان نیست. برخی ویژگیها بیشتر در قالب شوخی یا واکنش سریع باقی میمانند و فرصت کافی برای تبدیلشدن به تحول درونی پیدا نمیکنند. همچنین شخصیتهای منفی، در قیاس با قهرمانان، اغلب کمرمقترند: انگیزههایشان بهاندازهای پرورده نمیشود که تهدیدی فکری یا عاطفی همسنگ تهدیدهای فیزیکی ایجاد کنند.
در نتیجه، تعارض اصلی گاهی بیش از آنکه از کشمکش دیدگاهها برخیزد، به مانعی برای ادامه سفر تبدیل میشود. تصویر و حرکت؛ جذابیتِ آشکار جهان طراحی بصری از روشنترین امتیازهای مجموعه است. «Cannon Busters» در چهرهپردازی شخصیتها، معماری شهرها و جزئیات وسایل نقلیه و رباتها، بهدنبال ساختن جهانی است که از همان نگاه نخست قابلشناسایی باشد.
ظاهر رنگارنگ و گاه اغراقشده شخصیتها با پسزمینههای غبارآلود و خشن تضاد دلنشینی ایجاد میکند. همین تضاد تصویری، با تضاد لحن مجموعه همخوان است: جهان میتواند هم خشن و تهدیدآمیز باشد و هم خندهدار و پر از موقعیتهای نامنتظر. صحنههای اکشن نیز عموماً خوانا و پرتحرکاند. حرکتها با وضوح کافی نمایش داده میشوند و قاببندیها اجازه میدهند مخاطب مسیر درگیری را دنبال کند، نه آنکه زیر انبوهی از برشهای شتابزده یا جلوههای مبهم گم شود.
« این پرسش، هرچند به شکلی سبک و طنزآلود مطرح میشود، به مجموعه بُعدی عاطفی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی نبردها از انرژی خوبی برخوردار است و گاهی حس بازیگوشانهای دارد که با لحن ماجراجویانه اثر تناسب دارد. در مقابل، کیفیت و شدت بصری همه لحظات همیشه یکدست نیست؛ گاهی ایده و طراحی صحنه از پرداخت اجرایی پیشی میگیرد. بااینحال، هویت بصری مجموعه آنقدر مشخص است که حتی در لحظات کمرمقتر نیز جهانش بیروح به نظر نمیرسد.
آمیزش جادو و فناوری، افزون بر مضمون، در طراحی و فضای تصویری هم نمود پیدا میکند. طنز، خشونت و نوسان لحن طنز «Cannon Busters» از برخورد شخصیتها با یکدیگر نیرو میگیرد؛ بهویژه از کنار هم قرار گرفتن معصومیت سَم و بیاعتمادی فِیلی. شوخیها اغلب سرزندهاند و به مجموعه کمک میکنند از سنگینی سفر و درگیریهایش فاصله بگیرد.
گاهی نیز جزئیات روزمره و نامنتظر، در میانه فضایی پرآشوب، به لحظههای کمیک تبدیل میشوند. این شوخطبعی بخشی از جذابیت شخصیتهاست و مانع میشود مجموعه به ماجراجوییای کاملاً تیره و یکنواخت بدل شود. اما طنز همیشه با خشونت به تعادل نمیرسد. مجموعه بارها از خشونت برای ایجاد غافلگیری یا خنده استفاده میکند؛ انتخابی که با فضای قانونگریز و وسترنی داستان سازگار است، ولی در برخی موقعیتها پیامدهای خشونت را سبک میکند.
وقتی آسیب و مرگ به شوخیهای مکرر بدل میشوند، امکان دارد مخاطب از اهمیت خطرها فاصله بگیرد. افزون بر آن، تغییر ناگهانی میان لحظههای صمیمی، شوخیهای نامتعارف و صحنههای خشن گاه نه به تضادی سنجیده، بلکه به بیثباتی لحن میانجامد. این نوسان میتواند بخشی از سرشت بازیگوش اثر باشد، اما همیشه با ظرافت مهار نمیشود.
« طراحی نبردها از انرژی خوبی برخوردار است و گاهی حس بازیگوشانهای دارد که با لحن ماجراجویانه اثر تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
ریتم و کشش روایی ریتم مجموعه تابعی از ساختار سفرمحور آن است: هر ایستگاه میتواند برخوردی تازه، شخصیتی جدید یا ماجرایی مستقل پیش بکشد. این روش به جهانسازی کمک میکند و به مخاطب فرصت میدهد از یک فضای بصری به فضای دیگر برود. در عوض، پیوند میان قسمتها همیشه به اندازه کافی محکم نیست.
برخی رخدادها به پیشبرد مأموریت اصلی کمک میکنند، اما بعضی دیگر بیشتر نقش توقفهای میانراهی دارند و تأثیر ماندگاری بر روند داستان نمیگذارند. فلشبکها نیز بهجای آنکه همواره ضرباهنگ را غنیتر کنند، گاه حرکت روایت را کند میسازند. مشکل اصلی در اینجا کمبود اطلاعات نیست، بلکه نحوه توزیع آنهاست: وقتی گذشته شخصیتها دیر یا ناگهانی وارد میشود، ممکن است اثر عاطفی لازم را ایجاد نکند.
از همین رو، مجموعه در لحظات پرتحرک و گفتوگوهای گروهی زندهتر است تا هنگامی که میکوشد با افشاگریهای روایی تعلیق بسازد. این تفاوت میان نیروی نمایشی و نیروی داستانی، یکی از محدودیتهای اصلی اثر به شمار میآید. جمعبندی «Cannon Busters» مجموعهای است با تخیلی دیدنی، گروهی دوستداشتنی و جهانی که از ترکیب عناصر علمیتخیلی، فانتزی و وسترن هویت خاص خود را میسازد.
طراحی بصری چشمگیر، اکشنهای روان، شوخیهای سرزنده و تضاد میان همراهان، آن را به سفری سرگرمکننده تبدیل میکند؛ سفری که جذابیتش بیش از هر چیز از شخصیتها و حالوهوای جهانش سرچشمه میگیرد. در برابر این امتیازها، داستان از الگوهای آشنا فراتر نمیرود، برخی فلشبکها کشش چندانی نمیسازند و شخصیتهای منفی از عمق و انگیزه کافی برخوردار نیستند.
« این روش به جهانسازی کمک میکند و به مخاطب فرصت میدهد از یک فضای بصری به فضای دیگر برود. »
جمعبندی
شوخی با خشونت نیز گاهی اثر عاطفی صحنهها را کاهش میدهد. با وجود این کاستیها، مجموعه در ساختن تجربهای پرجنبوجوش و سرشار از برخوردهای نامعمول کامیاب است. تماشاگرانی که بیش از پیچیدگی پیرنگ، به جهانسازی، شخصیتهای متفاوت و لذت همراهی با یک گروه ناهمگون اهمیت میدهند، در این سفر چیزهایی برای دوستداشتن خواهند یافت.
«Cannon Busters» اثری بینقص نیست، اما تخیل بصری و روح ماجراجویانهاش آن را از بسیاری از داستانهای سفرمحورِ آشناتر متمایز میکند.
« شوخی با خشونت نیز گاهی اثر عاطفی صحنهها را کاهش میدهد. »



ثبت دیدگاه