نقد و بررسی
نقد قابله نناتوس (Call the Midwife) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ اجتماعی و درام انسانی «Call the Midwife» که نخستینبار در سال ۲۰۱۲ پخش شد، از همان آغاز خود را نه صرفاً بهعنوان درامی پزشکی، بلکه بهمثابه روایتی دربارهٔ زندگی روزمره در یکی از محرومترین محلههای لندن معرفی میکند. مجموعه با الهام از خاطرات جنیفر وُرث، مخاطب را به ایست اِند دههٔ ۱۹۵۰ میبرد؛ جایی که ماماها و راهبههای خانهٔ نوناتوس، در میان خانههای تنگ، فقر و دشواریهای بهداشتی، به زنان باردار و خانوادههایشان یاری میرسانند.
قاب اصلی داستان، تولد و مراقبت است، اما دامنهٔ آن به روابط خانوادگی، نابرابری اجتماعی، باورهای دینی و تغییرات تاریخی نیز گسترش مییابد. حاصل، مجموعهای است که امر خصوصی و روزمره را به تصویری از یک جامعه بدل میکند. روایتهای کوچک، مسئلههای بزرگ ساختار بسیاری از قسمتها بر ورود یک پرونده یا مسئلهٔ تازه به زندگی ماماها استوار است.
این الگو به سازندگان امکان میدهد سراغ موقعیتهایی متنوع بروند: بارداری دشوار، بیماری، فقر، تنهایی، تبعیض یا محدودیتهایی که زنان در انتخابهای شخصی خود با آن روبهرو هستند. در این میان، مسئلهٔ اجتماعی معمولاً از خلال تجربهٔ یک فرد یا خانواده ملموس میشود، نه در قالب خطابهای مستقیم.
مخاطب ابتدا با آدمها و شرایط زیستشان آشنا میشود و سپس درمییابد که گرفتاری آنان تنها حاصل تصمیمهای فردی نیست؛ گاه ریشه در کمبود امکانات، مناسبات قدرت یا عرفهای محدودکننده دارد. این شیوه از مهمترین امتیازهای مجموعه است. «Call the Midwife» میکوشد هم به رنجهای روزانه توجه کند و هم شأن انسانی کسانی را که در حاشیهٔ جامعه قرار گرفتهاند، حفظ کند.
« حاصل، مجموعهای است که امر خصوصی و روزمره را به تصویری از یک جامعه بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، چون بسیاری از داستانها در یک قسمت شکل میگیرند و به نقطهٔ عاطفی مشخصی میرسند، گاه پرداخت مسئلهها بیش از آنکه پیچیده و چندلایه باشد، به نتیجهای روشن و احساسی میل میکند. این انتخاب برای لحن گرم مجموعه مناسب است، اما ممکن است برای مخاطبی که درامهای مبهمتر و ساختارهای روایی نامتعارف را ترجیح میدهد، سادهسازی به نظر برسد.
شخصیتها و بازیها ورود جنی لی به نوناتوس هاوس چشمانداز مناسبی برای معرفی جهان داستان فراهم میکند: او تازهکار است و با محله، همکاران و شیوهٔ کارشان فاصله دارد. تجربهٔ او به تماشاگر اجازه میدهد همزمان با شخصیت، از شگفتیها و دشواریهای این محیط سردربیاورد. بااینهمه، مجموعه به جنی محدود نمیماند.
ماماها، راهبهها و ساکنان محله هر یک بهتدریج حضوری مستقل پیدا میکنند و تصویر یک گروه کاری را میسازند که پیوندهایش از همزیستی ساده فراتر میرود. بازیها در حفظ این توازن نقش اساسی دارند. اجراها معمولاً از اغراق دور میمانند و به شخصیتها گرمایی روزمره میبخشند؛ از اقتدار آرام خواهر ژولین تا صراحت و سرزندگی شخصیتهای دیگر.
رابطهٔ میان زنان نوناتوس هاوس نیز صرفاً بر همکاری حرفهای بنا نشده است: اختلاف، شوخی، نگرانی و حمایت در کنار هم قرار میگیرند و احساس تعلق جمعی را شکل میدهند. شخصیتهای فرعی هر قسمت نیز، هرچند زمان محدودی در اختیار دارند، اغلب با چند جزئیات رفتاری یا عاطفی از تیپهای بیجان فاصله میگیرند.
« تجربهٔ او به تماشاگر اجازه میدهد همزمان با شخصیت، از شگفتیها و دشواریهای این محیط سردربیاورد. »
شخصیتها و اجرا
نقطهٔ قوت بازیها همین حس صمیمیت است؛ مخاطب کمتر احساس میکند با نمونههایی نمایشی روبهروست و بیشتر گمان میکند به زندگی آدمهایی نزدیک شده که پیش از ورود دوربین نیز وجود داشتهاند. ایست اِند؛ محیطی زنده و تاریخی فضاسازی سریال تنها به بازسازی لباسها و اشیای قدیمی وابسته نیست. خیابانها، خانهها و محلهای کار، شکل زندگی جمعی را نشان میدهند: نزدیکی اجباری همسایگان، کمبود فضای خصوصی و فاصلهٔ آشکار میان نیازهای مردم و امکانات در دسترسشان.
خانهٔ نوناتوس نیز در برابر محله جایگاهی دوگانه دارد؛ هم محل کار و انضباط است و هم پناهگاهی برای زنانی که بیرون از آن با موقعیتهای دشوار روبهرو هستند. جزئیات تاریخی زمانی بیشترین اثر را میگذارند که در متن کنش و زندگی روزمره جای بگیرند، نه آنکه همچون نمایشگاهی از گذشته عرضه شوند.
مجموعه عموماً از همین راه موفق میشود دههٔ ۱۹۵۰ را زنده کند: در رفتوآمدها، ابزارها، شیوهٔ مراقبت و محدودیتهای اجتماعیای که انتخاب شخصیتها را شکل میدهند. در نتیجه، گذشته نه منظرهای نوستالژیک و بیخطر، بلکه دورهای ملموس با دشواریها و تناقضهای خاص خود است. بااینحال، گرمای بصری و عاطفی اثر گاه تصویر گذشته را نرم و دلپذیر میکند؛ فقر و رنج حضور دارند، اما زیباییشناسی منظم و مهربان سریال ممکن است از زبری کامل تجربهٔ تاریخی فاصله بگیرد.
عاطفه، مهربانی و خطر احساساتیشدن لحن عاطفی «Call the Midwife» بر همدلی استوار است. این مجموعه از بیماری، تولد، فقدان و دشواریهای خانوادگی برای تحریک احساسات استفاده میکند، اما در بهترین لحظات، عاطفه را از دل توجه دقیق به شخصیتها بیرون میآورد. مراقبت در این جهان فقط یک وظیفهٔ پزشکی نیست؛ نوعی حضور انسانی است که با شنیدن، اعتمادکردن و کنار فرد ماندن معنا پیدا میکند.
« ایست اِند؛ محیطی زنده و تاریخی فضاسازی سریال تنها به بازسازی لباسها و اشیای قدیمی وابسته نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نگاه بهویژه در صحنههایی اثرگذار است که شخصیتها توان تغییر شرایط را ندارند، اما میتوانند از شدت تنهایی یا ترس دیگری بکاهند. البته همین گرایش به همدلی گاهی به احساساتیشدن نزدیک میشود. برخی داستانها چنان روشن به سوی نقطهٔ عاطفی خود حرکت میکنند که پیچیدگی مسئله یا اختلاف دیدگاهها مجال چندانی برای ماندن پیدا نمیکند.
موسیقی و لحن روایی نیز ممکن است در بعضی لحظات، احساس موردنظر را بیش از حد توضیح دهند. با این همه، مجموعه بهندرت رنج را به منظرهای صرفاً تکاندهنده تقلیل میدهد؛ محور اصلی معمولاً کرامت شخصیتهاست، نه نمایش درد برای اثرگذاری فوری. ریتم و تکرار ساختاری ریتم مجموعه آهسته و تأملی است.
بسیاری از قسمتها زمان میگذارند تا پیش از رسیدن به بحران، فضای خانهها و روابط شخصیتها را بسازند. این مکثها با جهان داستان تناسب دارند؛ کار ماماها و پرستاران محلهای تنها مجموعهای از موقعیتهای اضطراری نیست و بخش مهمی از آن به حضور پیوسته در زندگی مردم مربوط میشود. برای مخاطبی که از درامهای شخصیتمحور و آرام لذت میبرد، همین فرصت برای مکث، یکی از جذابیتهای اثر است.
اما این انتخاب برای همه کارآمد نیست. بعضی قسمتها ممکن است کشدار به نظر برسند، بهخصوص هنگامی که گفتوگوها و موقعیتها پیش از حرکت داستان بیش از اندازه امتداد مییابند. تکرار الگوی «مسئلهای تازه، ورود ماماها، آشکارشدن دشواری و رسیدن به گرهگشایی» نیز در طول زمان قابل تشخیص میشود.
« البته همین گرایش به همدلی گاهی به احساساتیشدن نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر باتجربه ممکن است زودتر از خود روایت حدس بزند که داستان به کدام نقطهٔ عاطفی میرسد. این تکرار تا اندازهای با ساختار اپیزودیک مجموعه پیوند دارد، ولی گاهی از نیروی غافلگیری و تنوع روایی آن میکاهد. واقعگرایی پزشکی و تجربهٔ تماشا زایمان در این مجموعه صرفاً رویدادی نمادین یا تصویری شاعرانه از آغاز زندگی نیست؛ جنبههای جسمانی، اضطراب و دشواری آن نیز در قاب حضور دارند.
همین صراحت به داستان وزن میدهد و کار ماماها را از تصویری رمانتیک و بیخطر دور میکند. از سوی دیگر، برخی صحنهها و موضوعات سنگین ممکن است برای بینندگانی که به تصاویر پزشکی یا روایتهای مربوط به بیماری و فقدان حساساند، ناراحتکننده باشد. اثر در ارائهٔ این لحظهها عموماً نگاه همدلانه دارد، اما همدلی الزاماً از شدت تجربه نمیکاهد.
جمعبندی «Call the Midwife» در بهترین شکل خود، درامی دربارهٔ مراقبت است: مراقبت از بدن، از خانواده و از پیوندهای شکنندهٔ اجتماعی. قوتش در شخصیتهای باورپذیر، بازیهای گرم، فضای تاریخی پرجزئیات و روایتهایی است که مسائل اجتماعی را از راه تجربهٔ فردی به تماشاگر نزدیک میکنند. در مقابل، ریتم آهسته، تکرار ساختار اپیزودها و گاه گرایش به گرهگشاییهای بیش از اندازه عاطفی میتواند برای بعضی مخاطبان محدودیت ایجاد کند.
همچنین صحنههای زایمان و موضوعات دشوار، تجربهای سنگینتر از آنچه ظاهر مهربان مجموعه وعده میدهد رقم میزنند. با این حال، اثر بهواسطهٔ نگاه انسانی و توجه پیوستهاش به زندگی آدمهای معمولی، جایگاهی ماندگار در میان درامهای تاریخی تلویزیونی پیدا میکند؛ مجموعهای که بیش از حادثه، به کیفیت حضور انسانها در کنار یکدیگر اهمیت میدهد.
« تماشاگر باتجربه ممکن است زودتر از خود روایت حدس بزند که داستان به کدام نقطهٔ عاطفی میرسد. »



ثبت دیدگاه