نقد و بررسی
نقد کالامیتی جین (Calamity Jane) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در جستوجوی هویت «Calamity Jane» ساختهٔ تری مایلز، وسترنی انتقاممحور است که چهرهای افسانهای از غرب وحشی را به قهرمان یک تعقیبوگریز پرتنش بدل میکند. ماجرا با کشتهشدن وایلد بیل در یک بازی پوکر آغاز میشود؛ کالمیتی جین از زندان میگریزد تا قاتلان او را بیابد و کلانتر میسون، که در پی دستگیری اوست، تعقیبش میکند.
این طرح، مصالحی آشنا در اختیار فیلم میگذارد: فقدان، انتقام، قانون و گریز. مشکل آنجاست که اثر بهندرت میکوشد این مصالح را به برداشتی تازه یا تصویری پیچیدهتر از قهرمانش تبدیل کند. فیلم از همان ابتدا بیش از آنکه در پی بازآفرینی تاریخی زندگی مارتا جین کَنری باشد، از نام و شمایل کالمیتی جین برای ساختن یک وسترن داستانی بهره میگیرد.
این انتخاب بهخودیخود ایرادی ندارد؛ بازآفرینی آزادانه میتواند به تخیل فیلمساز میدان بدهد. اما وقتی شخصیت اصلی نامی افسانهای دارد، انتظار میرود فیلم دستکم از تضاد میان اسطوره و انسان بهره ببرد: زنی که دیگران دربارهاش افسانه ساختهاند، اما خود با فقدان، ترس یا تردید دستوپنجه نرم میکند.
«Calamity Jane» بیشتر به حرکت از موقعیتی پرخطر به موقعیت بعدی دل میبندد و کمتر به این پرسش میپردازد که پشت افسانه چه کسی ایستاده است. بازی امیلی بت ریکاردز نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، بازی امیلی بت ریکاردز در نقش جین است. او به قهرمانش حضور و سرسختی میبخشد و در لحظههای آرامتر نیز میکوشد اندوه و خشم را زیر لایهای از خویشتنداری نگه دارد.
« این طرح، مصالحی آشنا در اختیار فیلم میگذارد: فقدان، انتقام، قانون و گریز. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جین در این روایت نه صرفاً قربانی حادثه است و نه قهرمانی بیخطا؛ او زنی است که میخواهد اختیار عمل را در دست بگیرد، حتی اگر راهش به خشونت و سرپیچی از قانون ختم شود. ریکاردز از همین کشمکش، شخصیتی دیدنی میسازد و به فیلم نیرویی میدهد که فیلمنامه بهتنهایی فراهم نمیکند. بااینحال، جذابیت بازیگر با عمق شخصیت یکی نیست.
جین در آغاز، انگیزهای روشن و فوری دارد، اما فیلم فرصت اندکی میدهد تا این انگیزه به پرسشی درونی تبدیل شود. آیا او در پی عدالت است یا انتقام؟ آیا فرار از زندان فقط راهی برای رسیدن به هدف است، یا نشانهٔ ناتوانیاش در پذیرفتن هر نوع محدودیت؟ فیلم این پرسشها را مطرح میکند، اما کمتر درنگ میکند تا پاسخهای متناقضشان را در رفتار و انتخابهای او بپروراند.
در نتیجه، ریکاردز بار عاطفی شخصیتی را بر دوش میکشد که نوشتار فیلم برایش مسیر تحول چندان پرمایهای طراحی نکرده است. دوگانهٔ قانون و انتقام تعقیب جین بهدست کلانتر میسون میتوانست ستون دراماتیک نیرومندی باشد. او صرفاً مانعی در مسیر قهرمان نیست؛ قانون را نمایندگی میکند و در عین حال، رابطهاش با جین رنگی از احترام متقابل دارد.
از همین جا امکان شکلگیری تقابلی فراتر از تعقیب و گریز فراهم میشود: دو آدم که هرکدام تصور خاصی از عدالت دارند و هیچیک نمیتواند بهآسانی دیگری را نادیده بگیرد. تقابل آنان ظرفیت آن را دارد که مرز میان وظیفه، اخلاق و وفاداری را مبهم کند. اما فیلم این ظرفیت را تا پایان بهطور کامل به کار نمیگیرد.
« ریکاردز از همین کشمکش، شخصیتی دیدنی میسازد و به فیلم نیرویی میدهد که فیلمنامه بهتنهایی فراهم نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
میسون اغلب در نقش تعقیبکنندهای باقی میماند که باید حرکت داستان را پیش ببرد، نه شخصیتی که جهانبینیاش در برخورد با جین دگرگون یا آزموده شود. همین کمبود در سوی دیگر رابطه نیز دیده میشود: پیوند جین و وایلد بیل، هرچند محرک اصلی داستان است، فرصت چندانی برای شکلگرفتن پیدا نمیکند.
بنابراین حادثهای که باید وزن عاطفی انتقام را توضیح دهد، بیش از آنکه از راه شناخت رابطه به دل بنشیند، بهعنوان نیروی محرک روایت عمل میکند. اکشن، تعقیبوگریز و ریتم در بخشهای پرتحرک، فیلم موفق میشود انرژی لازم برای زنده نگهداشتن داستان را ایجاد کند. گریز جین، رویارویی با دشمنان و تعقیب کلانتر، صحنههایی میسازند که با منطق وسترنِ خطر و واکنش سریع سازگارند.
تیراندازیها و درگیریها به فیلم ضرباهنگ میدهند و حضور جین در مرکز آنها، تصویر قهرمان زنی را تقویت میکند که قرار نیست منفعلانه منتظر نجات بماند. بااینهمه، اکشن همیشه به تعلیق نمیانجامد. وقتی رویاروییها پشت سر هم میآیند، اما پیامدشان در شخصیتها و مسیر داستان چندان انباشته نمیشود، تکرار جای پیشرفت را میگیرد.
تماشاگر میداند جین در خطر است، اما همیشه احساس نمیکند هر برخورد، چیزی تازه دربارهٔ او یا دشمنانش آشکار میکند. گاه فاصلهٔ میان دو صحنهٔ پرتنش از نظر دراماتیک کممایه میماند؛ گویی فیلم برای گذر از زمان به تیراندازی تکیه میکند، نه برای آنکه هر خشونت، رابطه یا موقعیتی را به مرحلهای تازه برساند.
« گریز جین، رویارویی با دشمنان و تعقیب کلانتر، صحنههایی میسازند که با منطق وسترنِ خطر و واکنش سریع سازگارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضاسازی و تصویر در برابر ضعفهای روایی، طراحی بصری و استفاده از چشماندازهای طبیعی از امتیازهای فیلم است. فضای ددوود و پیرامون آن، با جادهها، اقلیم باز و سکونتگاههای غربی، حس سرزمینی را منتقل میکند که در آن فاصلهها طولانی و امنیت شکننده است. این محیط صرفاً پسزمینهای برای حرکت بازیگران نیست؛ دستکم در لحظههایی یادآور میشود که جین در جهانی بیپناه و بیرحم قدم میزند، جایی که هر راه گریز میتواند به خطر تازهای ختم شود.
فضاسازی اما بهتنهایی برای باورپذیری تاریخی کافی نیست. لباسها، چهرهها و جزئیات صحنه به ساخت حالوهوای وسترن کمک میکنند، ولی فیلم کمتر به بافت اجتماعی و مادی آن جهان نزدیک میشود. غرب وحشی در اینجا بیشتر تصویری آشنا از ژانر است تا محیطی پیچیده با مناسبات ویژهٔ خودش. به همین دلیل، منظرهها گاهی از شخصیتها و موقعیتها زندهتر به نظر میرسند؛ چشمانداز ظرفیت تأمل دارد، اما روایت شتابزده از کنار آن میگذرد.
فیلمنامه و کلیشههای ژانر فیلمنامهٔ لئون لنگفورد و کالین واتس بر الگویی آشنا بنا شده است: مرگ یک عزیز، گریز از بازداشت، یافتن عاملان و تعقیب از سوی قانون. این الگو میتواند مؤثر باشد، بهشرط آنکه جزئیات شخصیتها و پیچیدگی انتخابها آن را از تکرار صرف بیرون بیاورند. در این فیلم، انگیزهٔ جین ساده و مستقیم باقی میماند و بسیاری از شخصیتهای پیرامونی نیز بیش از آنکه فردیت مستقل داشته باشند، کارکردی روایی پیدا میکنند: تهدیدی تازه، مانعی در مسیر یا نشانهای برای ادامهٔ تعقیب.
نتیجه، روایتی است که پیش میرود، اما همیشه رشد نمیکند. بخشهایی از فیلم کشش کافی ندارند؛ نه به این دلیل که اتفاقی نمیافتد، بلکه چون اتفاقها به تغییر معناداری در روابط و برداشت ما از قهرمان نمیانجامند. کلیشههای وسترن نیز در شکل آشنای خود باقی میمانند: قانون در برابر یاغی، خشونت بهمثابه راهحل و گذشتهای که با حسابکشی روبهرو میشود.
« فضاسازی و تصویر در برابر ضعفهای روایی، طراحی بصری و استفاده از چشماندازهای طبیعی از امتیازهای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
فیلم میتوانست از همین قراردادها برای وارونهکردن انتظارها استفاده کند، اما بیشتر به بازتولید آنها بسنده میکند. جمعبندی «Calamity Jane» وسترنی تماشایی در لحظههای اکشن و خوشفضاسازی است که بیش از هر چیز بر حضور امیلی بت ریکاردز تکیه دارد. او جین را به قهرمانی جذاب و پرانرژی بدل میکند، اما فیلمنامه عمق کافی برای تبدیل این جذابیت به سفری درونی فراهم نمیآورد.
تعقیبوگریزها ریتم میسازند، ولی تکرارشان گاه جای تعلیق و تحول را میگیرد؛ رابطهٔ قهرمان با قانون و با وایلد بیل نیز ظرفیت دراماتیکی دارد که تنها بخشی از آن به کار گرفته میشود. برای تماشاگرانی که از وسترنهای انتقاممحور، قهرمانان سرسخت و صحنههای درگیری لذت میبرند، فیلم لحظههایی سرگرمکننده و تصویری قابلقبول از غرب وحشی دارد.
اما کسانی که در این ژانر به شخصیتپردازی پیچیده، تعلیق پیوسته و بازخوانی تازهٔ اسطورهها اهمیت میدهند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که ایدهاش از پرداخت نهاییاش نیرومندتر است. «Calamity Jane» افسانهای آماده در اختیار دارد، اما کمتر میکوشد آن را از نو معنا کند.
« Calamity Jane» افسانهای آماده در اختیار دارد، اما کمتر میکوشد آن را از نو معنا کند. »



ثبت دیدگاه