نقد و بررسی
نقد Cairo Conspiracy | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان ایمان و قدرت «Cairo Conspiracy» فیلمی است دربارهٔ جوانی که برای آموختن قدم به نهادی مذهبی میگذارد، اما خیلی زود درمییابد که در آنجا دانش و ایمان از مناسبات قدرت جدا نیستند. آدم، پسر ماهیگیری از روستایی ساحلی، با بورسیه وارد دانشگاه الازهر میشود؛ مکانی که در نگاه او فرصتی برای تحصیل و گشودن افقهای تازه است.
اما مرگ ناگهانی امام اعظم، خلأیی در رأس دانشگاه پدید میآورد و همین اتفاق ساده، او را در میانهٔ کشمکشی میان نخبگان دینی و دستگاه سیاسی قرار میدهد. فیلم از همان آغاز، تضاد میان خاستگاه فروتن آدم و جهان پیچیدهای را که وارد آن میشود برجسته میکند. او نه سیاستمدار است و نه نظریهپرداز؛ جوانی است که میخواهد مسیر زندگیاش را با تحصیل تغییر دهد.
همین فاصله میان خواست شخصی او و بازیهای بزرگتر، سرچشمهٔ اصلی اضطراب دراماتیک فیلم است. آدم بهتدریج درمییابد که در چنین فضایی حتی سکوت، اطاعت یا کنجکاوی میتواند پیامد سیاسی داشته باشد. دانشگاه بهمثابه میدان نبرد الازهر در فیلم صرفاً پسزمینهای معتبر برای ماجرا نیست؛ خود به یکی از شخصیتهای اصلی بدل میشود.
راهروها، اتاقهای درس، خوابگاهها و فضاهای بستهٔ آن، جهانی محصور میسازند که در آن خبرها بهآرامی گردش میکنند، نگاهها معنایی دوگانه مییابند و اعتماد بهسختی شکل میگیرد. دانشگاه، هم محل آموختن است و هم میدان رقابت بر سر تفسیر، نفوذ و اقتدار. فیلم از پیوند میان نهاد دینی و دولت تصویری سادهانگارانه ارائه نمیدهد، اما تأکید میکند که هیچیک از این دو قلمرو در خلأ عمل نمیکنند.
« فیلم از همان آغاز، تضاد میان خاستگاه فروتن آدم و جهان پیچیدهای را که وارد آن میشود برجسته میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
انتخاب جانشین امام اعظم تنها مسئلهای آموزشی یا معنوی نیست؛ تصمیمی است که میتواند توازن نیروها را تغییر دهد. دستگاه امنیتی میخواهد در روند جانشینی اثر بگذارد، در حالی که گروههای درون دانشگاه نیز برای پیشبرد دیدگاههای خود فعالاند. از این رو، فضای دانشگاهی به صحنهای سیاسی تبدیل میشود که در آن زبان دین، ابزار گفتوگو و همزمان وسیلهای برای کسب مشروعیت است.
آدم؛ قهرمانی در وضعیت ابهام یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ فیلم آن است که آدم را نه قهرمانی کاملاً آگاه و نه قربانیِ کاملاً منفعل تصویر میکند. او در آغاز کمتجربه و محتاط به نظر میرسد، اما مواجهه با آدمهای بانفوذ، او را وادار میکند میان مشاهدهگری و مداخله حرکت کند. تماشاگر نیز همراه او میآموزد که در این بازی، اطلاعات هیچگاه تمام حقیقت نیست و هر رابطهای ممکن است پشت پردهای پنهان داشته باشد.
این ابهام به تعلیق اثر کمک میکند. آدم در موقعیتی قرار میگیرد که دیگر نمیتواند تصمیمهایش را صرفاً با معیارهای سادهٔ درست و نادرست بسنجد. گاه یک انتخاب برای حفظ جان لازم به نظر میرسد، اما همان انتخاب میتواند او را به ابزار دیگران بدل کند. فیلم با پرهیز از توضیح بیشازحدِ درونیات شخصیت، فضایی از تردید میسازد؛ با این حال، این روش گاهی فاصلهای میان مخاطب و آدم ایجاد میکند و اجازه نمیدهد همهٔ دگرگونیهای او به یک اندازه ملموس شوند.
بازیها و چهرههای پنهان بازی Tawfeek Barhom در نقش آدم بر ظرافت و کنترل استوار است. او شخصیت را با سکوتهای معنادار، مکثهای کوتاه و نگاههایی میسازد که میان ترس، توجه و محاسبه در نوساناند. این بازی بهویژه در صحنههایی مؤثر است که آدم باید در ظاهر آرام بماند، در حالی که موقعیت پیرامونش لحظهبهلحظه خطرناکتر میشود.
« انتخاب جانشین امام اعظم تنها مسئلهای آموزشی یا معنوی نیست؛ تصمیمی است که میتواند توازن نیروها را تغییر دهد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتپردازی او از راه واکنشهای کوچک پیش میرود، نه با سخنرانی یا نمایشهای آشکار. Fares Fares نیز در مقام مأمور امنیتی، حضوری چندلایه دارد. شخصیت او صرفاً چهرهای بیروح از دستگاه قدرت نیست؛ در رفتارش هم صلابت و محاسبه دیده میشود و هم نوعی پیوند شخصی با جوانی که به خدمت گرفته است.
این دوگانگی، رابطهٔ میان او و آدم را از الگوی سادهٔ بازجو و قربانی فراتر میبرد. بازیگران دیگر نیز با حضورهای موجز اما اثرگذار، حس رقابت میان گروههای مختلف را تقویت میکنند. فیلم در مجموع به بازیگرانش مجال میدهد که با رفتار و لحن، بیش از توضیحات مستقیم، مناسبات پنهان را آشکار کنند.
میزانسن، قاب و حس محاصره کارگردانی Tarik Saleh بر مشاهدهٔ دقیق تکیه دارد. دوربین غالباً نزدیک آدم میماند و جهان را از زاویهٔ دید محدود او میسنجد؛ بنابراین اطلاعاتی که مخاطب دریافت میکند نیز مانند اطلاعاتی که آدم در اختیار دارد، ناقص و گاه نگرانکننده است. این شیوه نهفقط تعلیق روایی، بلکه نوعی حس بیپناهی ایجاد میکند: شخصیت همیشه در فضایی حضور دارد که ممکن است کسی او را زیر نظر گرفته باشد.
قابهای بسته و معماری سنگین دانشگاه، حالوهوایی فشرده میسازند. فضاها زیبا یا باشکوه نیستند به معنای متعارف؛ اهمیتشان در این است که آدم را میان دیوارها، درها و نگاههای مراقب محصور میکنند. تضاد میان زندگی آرامتر روستایی و محیط پرتنش قاهره نیز به فیلم بُعد بصری میدهد. این تقابل، دگرگونی آدم را بدون نیاز به تأکیدهای کلامی نشان میدهد: او از جهانی محدود اما آشنا وارد فضایی گستردهتر میشود که امکانهای بیشتری دارد، ولی امنیت کمتری.
« شخصیتپردازی او از راه واکنشهای کوچک پیش میرود، نه با سخنرانی یا نمایشهای آشکار. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق و ساختار روایی «Cairo Conspiracy» در نیمهٔ نخست با اطمینان مسیر خود را میسازد. مرگ امام اعظم، رقابت بر سر جانشینی و حضور آدم در شبکهای از خبرچینی و نفوذ، بهتدریج لایههای داستان را باز میکنند. فیلم از تعلیق مبتنی بر راز بهره میگیرد، اما جذابیتش فقط در این نیست که چه کسی چه چیزی را پنهان میکند؛ مسئله این است که آدم تا چه اندازه میتواند در میان خواستههای متضاد، جایگاه خود را حفظ کند.
بااینهمه، در نیمهٔ دوم پیچیدگیهای داستانی گاه بر انسجام اثر غلبه میکنند. ورود بازیگران و ملاحظات تازه، دامنهٔ کشمکش را گسترش میدهد، اما برخی تغییرات قدرت و جابهجاییهای روایی کمتر از آنچه فیلم نیاز دارد، زمینهچینی میشوند. در نتیجه، بخشهایی از داستان بهجای آنکه پیامد طبیعی تصمیمهای شخصیتها باشند، بیشتر به سازوکارهایی برای ادامهدادن بحران شباهت پیدا میکنند.
ریتم نیز در مراحل پایانی کندتر میشود و کشآمدن بعضی موقعیتها از شدت تأثیرشان میکاهد. فیلم همچنان فضای پراضطراب خود را حفظ میکند، اما تنش در همهٔ لحظات به اندازهٔ ظرفیت موقعیتها بالا نمیرود. سیاست، دین و حدود داوری اثر موضوع حساسی را دستمایه قرار میدهد: کشمکش میان اقتدار سیاسی و مرجعیت دینی، و نیز رقابت گروههایی که هر کدام مدعی دفاع از حقیقتاند.
فیلم کمتر به بحث نظری مستقیم روی میآورد و بیشتر نشان میدهد که چگونه شعارها و باورها در عمل درون شبکهای از منافع، ترسها و ملاحظات قدرت قرار میگیرند. این رویکرد به اثر کمک میکند از تبدیلشدن به خطابهای یکسویه دور بماند. در عین حال، پرهیز از داوری روشن، گاه به ابهامی کمثمر نزدیک میشود.
« تعلیق و ساختار روایی «Cairo Conspiracy» در نیمهٔ نخست با اطمینان مسیر خود را میسازد. »
قوتها و کاستیها
فیلم نشان میدهد که نهادها میتوانند آدمها را به ابزار تبدیل کنند، اما همواره فرصت نمییابد تفاوت دیدگاهها و انگیزههای درون آن نهادها را با عمق یکسان بپرورد. همین امر، بخشهایی از کشمکش را بیشتر به بازی نفوذ و کنترل محدود میکند تا برخوردی کامل میان اندیشهها. قویترین لحظات فیلم زمانی شکل میگیرند که این مسئله در تجربهٔ فردی آدم تجسم مییابد: آنجا که او باید بفهمد آیا هنوز صاحب انتخابهای خویش است یا نه.
جمعبندی «Cairo Conspiracy» تریلری سیاسی و مذهبی با فضایی متراکم و بازیهایی دقیق است که قدرت را نه مفهومی دور، بلکه نیرویی حاضر در زندگی روزمرهٔ شخصیتها نشان میدهد. فیلم در ترسیم دانشگاه بهعنوان قلمروی بسته و در ساختن شخصیت مرددی که ناخواسته در مرکز بحران قرار میگیرد، موفق و گیراست.
کارگردانی حسابشده و بازی کنترلشدهٔ Tawfeek Barhom، بهویژه، مانع میشوند که داستان صرفاً به رشتهای از دسیسهها فروکاسته شود. بااینحال، گسترش بیشازحدِ پیچیدگی روایی در نیمهٔ دوم و کندشدن ریتم پایانی، از انسجام و نیروی تعلیق میکاهد. اثر در نهایت بیش از آنکه پاسخهای قطعی عرضه کند، پرسشی دشوار پیش میگذارد: در ساختاری که ایمان، سیاست و امنیت به یکدیگر گره خوردهاند، فرد تا چه اندازه میتواند از تبدیلشدن به مهرهای در بازی دیگران جلوگیری کند؟
این پرسش، همراه با فضای رازآلود فیلم، پس از پایان تماشای آن نیز در ذهن باقی میماند.
« همین امر، بخشهایی از کشمکش را بیشتر به بازی نفوذ و کنترل محدود میکند تا برخوردی کامل میان اندیشهها. »
ثبت دیدگاه