نقد و بررسی
نقد در کنار دریا (By the Sea) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دریا بهمثابه آینه «By the Sea» ساختهٔ آنجلینا جولی، در ظاهر دربارهٔ زوجی آمریکایی است که در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰ به جنوب فرانسه سفر میکنند؛ اما سفر در این فیلم بیش از آنکه جابهجایی جغرافیایی باشد، تلاشی برای روبهرو شدن با فاصلهای عاطفی است. ونسا، رقصندهٔ پیشین، و رولند، نویسندهای گرفتار رکود، در هتلی ساحلی اقامت میکنند و روزهایشان میان سکوت، نوشیدن، قدمزدن و کشمکشهای زناشویی میگذرد.
حضور زوج جوانی در همسایگی و آشنایی با اهالی محل، بهتدریج فضای بستهٔ زندگی این دو را با روابط و نگاههای تازهای پیوند میزند. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد تماشاگر را با رویدادهای پرشتاب یا معماهای داستانی سرگرم کند. توجهش بیشتر به حالوهوا، مکثها و نشانههای ظریف است؛ به چیزهایی که میان دو نفر گفته نمیشود و به فاصلهای که گاه از هر مشاجرهای رساتر است.
این انتخاب، هویت اثر را میسازد، اما همزمان سرچشمهٔ بخش مهمی از دشواریهای آن نیز هست. سکون و ریتم کندی فیلم تنها حاصل کمبود حادثه نیست؛ بخشی از زبان بیانی آن است. شخصیتها در فضایی زندگی میکنند که انگار زمان در آن کش آمده و روزها بیتفاوت از پی هم میآیند. دوربین به جای آنکه پیوسته به دنبال اتفاق بعدی باشد، روی سکوتها و حرکتهای روزمره میماند؛ بر مکثی طولانی، نگاه ممتد یا رفتوآمدی کوتاه در فضای هتل.
« فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد تماشاگر را با رویدادهای پرشتاب یا معماهای داستانی سرگرم کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه برای انتقال فرسودگی و ملالِ رابطه مناسب است، اما همهٔ لحظهها به یک اندازه بار دراماتیک ندارند. در نتیجه، میان ریتم آرام و ریتم کمجان مرزی باریک شکل میگیرد؛ مرزی که فیلم گاهی از آن عبور میکند. تکرار موقعیتها قرار است حس گرفتارشدن در رابطهای فرسوده را بسازد، اما چون هر بازگشت الزاماً لایهٔ تازهای به شخصیتها نمیافزاید، سکون به کشآمدن تبدیل میشود.
تماشاگرانی که با روایت تأملی و کمحادثه همراه میشوند، ممکن است این کندی را بخشی از تجربه بدانند؛ برای دیگران، فیلم بیش از اندازه مکث میکند و نیروی عاطفیاش در تکرار تحلیل میرود. تصویر و طراحی فضا مهمترین امتیاز «By the Sea» در ساختن جهان بصری آن است. چشمانداز ساحل، رنگهای ملایم، معماری قدیمی و فضای هتل، محیطی میآفرینند که هم زیباست و هم اندکی متروک به نظر میرسد.
منظرهها صرفاً پسزمینهای تزیینی نیستند: پهنهٔ دریا و سکوت پیرامون، انزوای زوج را بازتاب میدهند و زیبایی محیط در تضاد با آشفتگی درونی آنها قرار میگیرد. جولی به قاببندیهای سنجیده علاقه دارد و بسیاری از صحنهها را چنان میچیند که شخصیتها در دل فضا محصور یا از یکدیگر جدا به نظر برسند.
« این شیوه برای انتقال فرسودگی و ملالِ رابطه مناسب است، اما همهٔ لحظهها به یک اندازه بار دراماتیک ندارند. »
شخصیتها و اجرا
پنجرهها، درگاهها و دیوارها فقط عناصر معماری نیستند؛ گاه یادآور مرز میان خلوت و تماشا، نزدیکی و فاصلهاند. همین توجه به تصویر سبب میشود فیلم حتی در لحظاتی که روایتش پیش نمیرود، کیفیت دیداری چشمگیری داشته باشد. بااینحال، زیبایی بصری نمیتواند بهتنهایی جای گسترش شخصیتها و پیشرفت داستان را بگیرد؛ گاهی احساس میشود فیلم بیش از آنکه به کشف معنای قابهایش برسد، به خوشنمایی آنها اعتماد کرده است.
رابطهٔ مرکزی و مسئلهٔ نگاه محور فیلم رابطهٔ ونسا و رولند است؛ رابطهای که در آن صمیمیت و خصومت از هم جدا نیستند. این دو به هم نزدیکاند، اما گویی هرکدام در دنیای درونی خود محبوس شدهاند. گفتوگوهایشان اغلب به جای روشنکردن اختلافها، آنها را پیچیدهتر میکند. دعوا، کنایه و حسادت بارها تکرار میشوند و نشان میدهند که آسیبهای قدیمی هنوز میانشان حضور دارند، اما فیلم همیشه موفق نمیشود از این تکرار به شناختی ژرفتر برسد.
یکی از ایدههای جالب اثر، پیوند میان تماشاگری و میل به فهمیدن دیگری است. نگاهکردن به زندگی دیگران میتواند راهی برای گریز از بحران شخصی باشد، یا فرصتی برای مقایسهٔ رابطهٔ خود با تصویری ظاهراً سالمتر. اما همین نگاه، وجهی آزارنده و مداخلهگر نیز دارد. فیلم با این وضعیت پرسشهایی دربارهٔ صمیمیت، حریم خصوصی و مالکیت عاطفی پیش میکشد، بیآنکه همهٔ آنها را به پاسخهای روشن تبدیل کند.
« پنجرهها، درگاهها و دیوارها فقط عناصر معماری نیستند؛ گاه یادآور مرز میان خلوت و تماشا، نزدیکی و فاصلهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ابهام در اصل میتواند سازنده باشد، ولی روایت در جاهایی چنان کمتوضیح میماند که ابهام به سردرگمی نزدیک میشود. بازیها و کارگردانی آنجلینا جولی در مقام کارگردان، به اجرای کنترلشده و کمگفتار گرایش دارد. بهجای آنکه همهچیز را در دیالوگ بیان کند، از چهره، حالت بدن و سکوت شخصیتها معنا میگیرد.
در لحظاتی این انتخاب نتیجهبخش است: اندوه و خستگی نه با توضیح مستقیم، بلکه با رفتارهای کوچک و گاه با فاصلهٔ میان دو بازیگر منتقل میشود. جولی در مقام بازیگر نیز ونسا را زنی بسته و آسیبپذیر تصویر میکند؛ شخصیتی که بخش مهمی از تجربهاش را در خود نگه میدارد. برد پیت برای رولند ترکیبی از بیقراری، درماندگی و شوخطبعی تلخ میسازد.
رابطهٔ او با ونسا در بعضی صحنهها باورپذیر است، اما گاه شدت بازی یا شیوهٔ بیان احساسات، اندکی تصنعی به نظر میرسد. بازیگران نقشهای مکمل، از جمله ملانی لوران و ملویل پوپاد، فضای اجتماعی کوچک فیلم را زندهتر میکنند؛ بااینحال، حضور آنان بیشتر در خدمت بازتابدادن بحران زوج اصلی است تا آنکه به شخصیتهایی مستقل و بهیادماندنی بدل شوند.
« بازیها و کارگردانی آنجلینا جولی در مقام کارگردان، به اجرای کنترلشده و کمگفتار گرایش دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلمنامه و مضمون اندوه فیلمنامهٔ جولی میخواهد اندوه را نه فقط بهعنوان احساسی گذرا، بلکه همچون نیرویی شکلدهنده به رابطه و رفتار روزمره بررسی کند. زیر پوست این داستان زناشویی، فقدان و ناتوانی در کنارآمدن با آن حضور دارند. این مضمون به فضای melancholic فیلم عمق میدهد و توضیح میدهد چرا شخصیتها تا این اندازه در خود فرومیروند.
اندوه در اینجا صرفاً موضوع گفتوگو نیست؛ در سکوت، گوشهگیری و ناتوانی شخصیتها در برقراری ارتباط جاری است. بااینحال، فیلمنامه در سازماندادن اطلاعات و ساختن مسیر تحول شخصیتها چندان استوار نیست. بعضی نشانهها مبهم میمانند، بعضی تأکیدها بیش از حد تکرار میشوند و برخی لحظههای عاطفی چنان ناگهانی از راه میرسند که اثرگذاریشان کاهش مییابد.
ایدهٔ مرکزی ظرفیت دراماتیک دارد، اما پرداخت آن همیشه به اندازهٔ تصاویر فیلم ظریف و دقیق نیست. به همین دلیل، پایانبندیِ عاطفیِ مسیر شخصیتها ممکن است برای برخی تماشاگران قانعکننده باشد و برای برخی دیگر کممایه یا دیررس جلوه کند؛ بیآنکه نیاز باشد جزئیات داستان فاش شود. جمعبندی «By the Sea» فیلمی است که بیش از هر چیز با فضا و تصویرش در ذهن میماند: اثری ساحلی، اندوهبار و کمشتاب که میکوشد فرسودگی یک رابطه را از راه سکوتها و تکرارها مجسم کند.
« زیر پوست این داستان زناشویی، فقدان و ناتوانی در کنارآمدن با آن حضور دارند. »
جمعبندی
نگاه بصری آنجلینا جولی و بازیهای گاه اثرگذارش لحظههایی تأملبرانگیز میآفرینند، و پرداختن به اندوه، حسادت و میل به تماشای زندگی دیگران به فیلم امکان میدهد از یک درام زناشویی ساده فراتر برود. اما این ظرفیتها همیشه به روایتی منسجم تبدیل نمیشوند. کندی بیش از اندازه، ضعف در پیوند دادن رخدادها و بازگشت مکرر به مشاجرهها و حسادتها، از نیروی فیلم میکاهد.
ارزش «By the Sea» بیش از آنکه در قصهای محکم یا تحولهایی پرکشش باشد، در حالوهوای ویژه و تلاشش برای ساختن تصویری از تنهایی دونفره نهفته است. فیلمی که میتواند برای دوستداران درامهای تأملی تجربهای دیدنی باشد، اما زیبایی قابهایش را با عمق روایی همسنگ نمیکند.
« اما این ظرفیتها همیشه به روایتی منسجم تبدیل نمیشوند. »



ثبت دیدگاه