نقد و بررسی
نقد سر و صدا 2024 (Buzzy Noise) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
موسیقیای که از دیوارها عبور میکند «Buzzy Noise» در هستهٔ خود قصهای دربارهٔ شنیدهشدن است: نه فقط شنیدهشدن یک قطعهٔ موسیقی، بلکه دیدهشدن انسانی که سالها کوشیده در حاشیهٔ جهان باقی بماند. کیوسومی، سرایدار یک مجتمع آپارتمانی، زندگیاش را به نظمی خلوت و کمادعا محدود کرده است؛ روزها به کارهای ساختمان میرسد و شبها در خانه موسیقی میسازد.
ورود اوشیو، همسایهای که با موسیقی او ارتباط برقرار کرده، این خلوت را برهم میزند و راهی تازه پیش پایش میگذارد. فیلم از همین موقعیت ساده، مسیری برای کاوش در تنهایی، آفرینش و دشواری رابطه با دیگران میسازد، بیآنکه به افشای پیچشها یا فرجام داستان نیاز داشته باشد. خلوت کیوسومی و معماریِ سکوت یکی از جذابیتهای آغازین فیلم در تضادی است که میان زندگی بیرونی و درونی کیوسومی شکل میگیرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در مجتمع، سرایدار و ناظری خاموش است؛ کسی که حضورش به چشم میآید اما خود را به گفتوگو و معاشرت تحمیل نمیکند. در خانه، همین انزوا به فضایی برای ساختن تبدیل میشود. موسیقی برای او سرگرمیِ گذرا نیست، بلکه زبانی خصوصی است؛ زبانی که پیش از آنکه برای مخاطبی معین نوشته شود، به خود او تعلق دارد.
فیلم بهدرستی از این خلوت تصویری، جذابیتی آرام میسازد. اتاق و دیوارهای ساختمان تنها پسزمینه نیستند: دیوارها هم مرز میان آدمها هستند و هم مجرایی که صدا از آن عبور میکند. اوشیو موسیقی کیوسومی را پیش از آنکه با خود او آشنا شود میشنود؛ از همین رو، رابطهشان نخست با صدا آغاز میشود، نه با توضیحهای طولانی یا صمیمیت ناگهانی.
« در خانه، همین انزوا به فضایی برای ساختن تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
این ایده، هرچند ساده، ستون عاطفی فیلم را محکم میکند. موسیقی؛ نیروی محرک و زبان عاطفی موسیقی امبینت فیلم از مهمترین دستاوردهای آن است. بافتهای صوتی نرم و شناور، حالوهوایی میآفرینند که میان آرامش و اندوه معلق است؛ گویی قطعهها نه برای پر کردن سکوت، بلکه برای نمایانکردن آن ساخته شدهاند.
این موسیقی به شخصیت کیوسومی شکل میدهد و به تماشاگر اجازه میدهد آنچه را او به زبان نمیآورد، از راه صدا احساس کند. حضور موسیقی در فیلم بنابراین تزئینی نیست؛ بخشی از روایت است و مسیر تغییر شخصیت را همراهی میکند. با این همه، فیلم گاهی بیش از اندازه به نیروی موسیقی تکیه میکند. صحنههایی که میتوانستند با کنش، گفتوگو یا جزئیات رفتاری عمق بگیرند، گاه زیر سایهٔ حالوهوای صوتی باقی میمانند.
« این ایده، هرچند ساده، ستون عاطفی فیلم را محکم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی میتواند احساس را منتقل کند، اما همیشه جای پرداخت دراماتیک را نمیگیرد. «Buzzy Noise» در لحظاتی که میان این دو تعادل برقرار میکند تأثیرگذار است؛ هر جا که موسیقی قرار است بهتنهایی بار کامل معنا را حمل کند، نتیجه کمی سبکتر از ظرفیت ایده به نظر میرسد. اوشیو و کیوسومی؛ نزدیکیای که باید باورپذیر شود اوشیو نیرویی است که سکون زندگی کیوسومی را به حرکت درمیآورد.
او نهتنها شنوندهٔ موسیقی اوست، بلکه نخستین کسی است که آن را از خلوت خانه بیرون میبرد و در معرض جهان قرار میدهد. این تصمیم، برای کیوسومی فرصتی تازه ایجاد میکند، اما همزمان مسئلهای مهم را پیش می
« موسیقی میتواند احساس را منتقل کند، اما همیشه جای پرداخت دراماتیک را نمیگیرد. »



ثبت دیدگاه