نقد و بررسی
نقد بخر من را (Buy Me) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای تجمل و بهای پنهان آن «Buy Me» یا «کُپی مِنیا»، ساختهٔ وادیم پرلمان، درامی روسی دربارهٔ سه زن جوان است که هر یک به شکلی متفاوت در جستوجوی امنیت، آزادی یا زندگیای پرزرقوبرقاند. محور روایت کاتیاست؛ دانشجوی زبان و ادبیاتی که بورسیهای برای پژوهش در پاریس به دست میآورد، اما بهجای سفر پژوهشی، مخفیانه راهی امارات میشود تا مدل بینالمللی شود.
برخورد او با واقعیتی بسیار متفاوت از رؤیاهایش، سرآغاز روایتی است که از جهان مدلینگ به زندگی دو دختر دیگر در مسکو میرسد؛ زنانی که رابطه با مردان ثروتمند را راهی برای رسیدن به رفاه میدانند. فیلم با همین جابهجایی میان سه شخصیت، پرسشی را پیش میکشد که پاسخ سادهای ندارد: در جامعهای که ثروت و ظاهر منزلت میآفرینند، مرز میان انتخاب آزادانه و گرفتارشدن در مناسبات بهرهکشانه کجاست؟
سه شخصیت، سه صورت از یک آرزو امتیاز اصلی ایدهٔ فیلم در آن است که زنان داستان را تنها با یک انگیزه تعریف نمیکند. کاتیا از خانوادهای برخوردار میآید و مسیر ظاهراً مطمئنتری پیش رویش دارد، اما میل به تجربه و استقلال او را به تصمیمی پنهانی میکشاند. لیزا و گالیا، در سوی دیگر، بهتدریج به قواعدی خو گرفتهاند که در آن ثروت مردان میتواند وسیلهٔ ارتقای جایگاه و تأمین آسایش باشد.
این سه نگاه، امکان مقایسهای جذاب فراهم میکند: آیا داشتن امکانات، آدمی را از میل به خطر و هیجان مصون میسازد؟ آیا معاملهکردن با قواعد نابرابر، همیشه انتخابی کاملاً آزادانه است؟ فیلم در بهترین لحظاتش بهجای داوری مستقیم، تفاوت میان شخصیتها را از خلال رفتار و رابطههایشان آشکار میکند.
« این سه نگاه، امکان مقایسهای جذاب فراهم میکند: آیا داشتن امکانات، آدمی را از میل به خطر و هیجان مصون میسازد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نزدیکی و اصطکاک میان دختران، فضای انسانی داستان را از یک روایت صرفاً هشداردهنده فراتر میبرد. بازی بازیگران اصلی نیز به این تفاوتها جان میدهد؛ هرکدام از زنان، نوعی اعتمادبهنفس، آسیبپذیری یا سازگاری با محیط را به نمایش میگذارند. بااینحال، همین شخصیتپردازی همیشه به یک اندازه دقیق نیست و گاه فیلم بهجای کاوش در گذشته و پیچیدگی درونی زنان، آنان را به نمایندهٔ یک تیپ اجتماعی بدل میکند.
ظاهر فریبنده و واقعیت معامله عنوان فیلم بهروشنی به مسئلهٔ خریدوفروش اشاره دارد، اما دلالت آن از یک معاملهٔ ساده گستردهتر است. در جهانی که فیلم ترسیم میکند، بدن، زیبایی و جوانی میتوانند به سرمایهای قابلمبادله بدل شوند؛ در همان حال، میل به رفاه نیز شخصیتها را به سنجیدن ارزش خود و دیگران با معیارهای مادی سوق میدهد.
فیلم از این راه میان شبکهٔ بهرهکشی در خارج از روسیه و مناسباتی که دختران در مسکو تجربه میکنند، پیوند برقرار میکند. شکل این مناسبات یکسان نیست، اما پرسش اخلاقی مشترکی در پس آنها دیده میشود: چه کسی قواعد را تعیین میکند و چه کسی هزینهٔ پیروی از آنها را میپردازد؟ تضاد میان جلوهٔ لوکس و تلخی زندگی روزمره، از ابزارهای مؤثر اثر است.
فضاهای مجلل و وعدههای وسوسهانگیز، بهجای آنکه صرفاً نشانهٔ کامیابی باشند، سایهای از ناامنی و نابرابری هم با خود دارند. این دوگانگی کمک میکند تماشاگر فاصلهٔ میان تصویر تبلیغشدهٔ زندگی مجلل و واقعیت شخصیتها را حس کند. بااینهمه، فیلم گاهی این تضاد را بیش از اندازه صریح میسازد؛ گویی میخواهد پیش از آنکه صحنه فرصت اثرگذاری پیدا کند، معنای اخلاقی آن را نیز برای مخاطب توضیح دهد.
« نزدیکی و اصطکاک میان دختران، فضای انسانی داستان را از یک روایت صرفاً هشداردهنده فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
روایت میان درام و هشدار اجتماعی ساختار داستان، از تجربهٔ کاتیا در امارات به بازگشت او به مسکو و آشناییاش با لیزا و گالیا میرسد. این تغییر مسیر، فیلم را از یک داستان دربارهٔ فریبخوردن در محیطی ناآشنا به روایتی دربارهٔ سازگاری با قواعد اجتماعی گسترش میدهد. به این ترتیب، مسئله فقط خطر اعتماد به وعدههای دروغین نیست؛ فیلم به شکلهایی از انتخاب میپردازد که در ظاهر داوطلبانهاند، اما زیر فشار نابرابری اقتصادی و خیالِ زندگی بهتر شکل میگیرند.
با وجود این ظرفیت، روایت همواره از غافلگیری یا ظرافت یکسانی برخوردار نیست. برخی از مسیرهای داستانی و تنشها زودتر از آنچه باید قابلحدس میشوند، و تماشاگر ممکن است پیش از شخصیتها پیامدهای کلی انتخابهایشان را دریابد. این پیشبینیپذیری لزوماً از تأثیر موضوع نمیکاهد، اما از تعلیق و پیچیدگی دراماتیک فیلم میکاهد.
در بخشهایی، داستان بهجای آنکه کشف شخصیتها را به تدریج ممکن کند، بر الگوی آشنای رؤیای بزرگ و بهای سنگین آن تکیه میکند. بازیگری و رابطههای انسانی بازیگران از مهمترین تکیهگاههای فیلماند. نقشآفرینی یولیا خلینینا در قالب کاتیا، کشمکش میان جسارت و سادهباوری را به شخصیت میبخشد؛ او نه صرفاً قربانی است و نه قهرمانی که از ابتدا بر همهچیز مسلط باشد.
آنا آداموویچ و سوتلانا اوستینووا نیز در نقش لیزا و گالیا به دو شخصیت با شیوههای متفاوت مواجهه با زندگی شکل میدهند. تفاوت در لحن، رفتار و میزان سازگاری آنها با محیط، سبب میشود رابطهٔ سه زن صرفاً ابزاری برای پیشبرد ماجرا نباشد. حضور این بازیگران در کنار یکدیگر، لحظاتی میآفریند که در آنها همدلی و رقابت بهآسانی از هم جدا نمیشوند.
« با وجود این ظرفیت، روایت همواره از غافلگیری یا ظرافت یکسانی برخوردار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نام این بازیگران و نقشهای اصلی در اطلاعات فیلم آمده است. بااینحال، بازی خوب همیشه نمیتواند کمبودهای متن را جبران کند. وقتی فیلمنامه به زنان امکان نمیدهد انگیزهها و تناقضهایشان را بهطور کامل آشکار کنند، بازیگر ناچار است بخشی از عمق شخصیت را از راه جزئیات رفتاری و لحن بسازد.
نتیجه در بعضی صحنهها اثرگذار است، اما در برخی دیگر، شخصیتها در مرز میان فردیت و نمادبودن معلق میمانند: آنان قرار است هم زنان مشخصی با خواستههای شخصی باشند و هم نمونههایی از یک معضل اجتماعی. کاستیها و محدودیتهای نگاه فیلم نقطهٔ ضعف مهم «Buy Me» آن است که گاه پیچیدگی موضوعش را با گزارههایی نسبتاً مستقیم جایگزین میکند.
فیلم میخواهد دربارهٔ کالاشدن بدن، میل به ثروت و نابرابری قدرت حرف بزند، اما بعضی لحظات بیش از آنکه این مفاهیم را از دل تجربهٔ شخصیتها بیرون بکشند، آنها را به صورت پیامهایی آماده عرضه میکنند. در نتیجه، مرز میان نقد اجتماعی و موعظه باریک میشود. ملودرام نیز در پارهای از بخشها شدت میگیرد و به جای ظرافت، بر تأکید عاطفی تکیه میکند.
کلیشهایشدن برخی شخصیتها نیز به همین مسئله مربوط است. زنان داستان گاه بیش از آنکه از تاریخچه، تناقض و خواستههای گوناگون برخوردار باشند، در قالبهایی آشنا قرار میگیرند: دختر بلندپرواز، دختر عملگرا و دختر سازگار با قواعد تلخ محیط. چنین تقسیمبندیای برای پیشبرد سریع روایت کارآمد است، اما امکان کاوش عمیقتر را محدود میکند.
« نام این بازیگران و نقشهای اصلی در اطلاعات فیلم آمده است. »
قوتها و کاستیها
فیلم از 소재ی برخوردار است که میتوانست به پرسشهایی دشوارتر دربارهٔ اختیار، طبقه و مسئولیت اجتماعی برسد؛ بااینحال، همیشه از کلیشههای دراماتیک فاصله نمیگیرد. جمعبندی «Buy Me» اثری نابرابر اما قابلتأمل است: فیلمی که با کنار هم قراردادن رؤیای زندگی لوکس و تجربهٔ بهرهکشی، به شکاف میان ظاهر فریبنده و واقعیت ناامن میپردازد.
بازیهای اصلی و رابطهٔ میان سه زن، به روایت نیرویی انسانی میبخشد و فضای پرزرقوبرق آن، تضاد مورد نظر داستان را ملموس میکند. در برابر، شخصیتپردازی گاه سطحی، مسیرهای نسبتاً پیشبینیپذیر و لحن شعاری یا ملودراماتیک، مانع از آن میشوند که فیلم به عمق کامل مضمونش برسد. بااینهمه، فیلم را میتوان نه حکمی قطعی دربارهٔ انتخابهای زنان، بلکه تلاشی برای نشاندادن بهای پنهان بعضی رؤیاها دید.
ارزش آن بیش از آنکه در پاسخهایش باشد، در پرسشی است که پیش روی تماشاگر میگذارد: وقتی آسایش و منزلت با زبان پول و ظاهر عرضه میشوند، آیا کسانی که در پی آنها میروند واقعاً آزادند که شرایط معامله را تعیین کنند؟



ثبت دیدگاه