نقد و بررسی
نقد دکمهها (Buttons) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت دوگانه و پیوند میان نسلها «Buttons» داستانی دوپاره را به هم میبافد: از یک سو آنابلِ یتیم در روزگار گسترش صنعت و کار کودکان، و از سوی دیگر امیلی، دختری بیمار که در شب کریسمس در آرزوی خانه و خانواده است. این دو خط روایی نه صرفاً با شباهت رنج شخصیتها، بلکه از راه قصهگویی، ایمان و مداخلهٔ فرشتگان به یکدیگر متصل میشوند.
فیلم بهجای آنکه بر واقعگرایی اجتماعی تکیه کند، از همان آغاز جهان خود را در قلمرو افسانه و معجزه بنا میگذارد؛ بنابراین باید آن را بیش از آنکه تصویری مستند از فقر و استثمار بداند، قصهای اخلاقی دربارهٔ امید و شفقت دید. این ساختارِ داستان در داستان، امکان میدهد تجربهٔ آنابل در گذشته به پناهگاهی روایی برای امیلی در زمان حال بدل شود.
رنج دختر نخست، به زبان قصه برای دختر دوم معنا مییابد و امیدی را منتقل میکند که از دل مصیبت بیرون آمده است. انتخاب این قالب با فضای کریسمسی اثر سازگار است، اما گاهی به بهای پیوستگی و شتاب روایت تمام میشود: بخشهایی از داستان بیش از آنکه از کنش شخصیتها بجوشند، برای آمادهکردن لحظهای عاطفی یا معنوی در کنار هم قرار میگیرند.
رنج اجتماعی در قاب افسانه یکی از جذابیتهای بالقوهٔ فیلم، قرار دادن ماجرای کودکان در بستر صنعتیشدن و کار طاقتفرسای کارخانهای است. آنابل پس از فقدان والدین، با انتخابهایی روبهرو میشود که در واقع انتخاب آزادانه نیستند: کار سخت یا گرفتارشدن در دست خویشاوندی سنگدل. این موقعیت میتوانست دریچهای به نقد فقر، بیپناهی و بهرهکشی از کودکان بگشاید؛ بااینحال فیلم بیشتر از آنکه سازوکارهای اجتماعیِ این رنج را واکاوی کند، بر آزمون اخلاقی و معنوی قهرمانش تمرکز دارد.
« رنج دختر نخست، به زبان قصه برای دختر دوم معنا مییابد و امیدی را منتقل میکند که از دل مصیبت بیرون آمده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، کارخانه بیش از آنکه به محیطی پیچیده با روابط و مناسبات اقتصادی بدل شود، کارکردی نمادین پیدا میکند: مکانی تاریک که پاکی و امید آنابل را میآزماید. چنین رویکردی با لحن افسانهوار اثر هماهنگ است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار درامی تاریخی و اجتماعی دارند، سادهسازیشده به نظر برسد.
فیلم سختیهای دختر را میبیند، ولی کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این سختیها چگونه ساخته و تداوم یافتهاند. ایمان، معجزه و معنای مهربانی ایمان در «Buttons» تزئینی بر حاشیهٔ قصه نیست؛ نیرویی است که منطق درونی روایت را شکل میدهد. فرشتگان نگهبان، دعا و امکان معجزه، به شخصیتها کمک میکنند تا در برابر مصیبت احساس تنهایی مطلق نکنند.
فیلم از این راه جهانی میسازد که در آن مهربانی، حتی وقتی از سوی آدمیان اندک است، میتواند از مسیرهای ناشناخته به زندگی بازگردد. بااینهمه، اثر میان امید معنوی و حلوفصل آسان مشکلات گاه مرزی باریک دارد. هنگامی که رخدادهای خارقالعاده جای مواجههٔ ملموس با موانع را میگیرند، خطر آن وجود دارد که رنج شخصیتها به مقدمهای برای معجزه فروکاسته شود.
فیلم در بهترین لحظههایش، معجزه را نه نفی سختی، بلکه یادآوریِ امکانِ یاری و پیوند انسانی میداند؛ در لحظههای کماثرتر، همان معجزه به راهحلی آماده بدل میشود. این نوسان، هم سرچشمهٔ لطافت اثر است و هم محدودیت دراماتیک آن. شخصیتپردازی و بازیها آنابل و امیلی در مرکز عاطفی فیلم قرار دارند، اما پرداخت هر دو بیشتر بر معصومیت، رنج و امید استوار است تا بر تناقضهای درونی یا تحول پیچیده.
« فیلم سختیهای دختر را میبیند، ولی کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این سختیها چگونه ساخته و تداوم یافتهاند. »
شخصیتها و اجرا
آنابل شخصیتی مقاوم است که بار اصلی قصه را حمل میکند، ولی فضای افسانهای اجازه نمیدهد همیشه با انتخابها و تردیدهای چندلایهٔ او روبهرو شویم. امیلی نیز بیشتر بهمنزلهٔ مخاطبِ قصه و نماد آرزوی داشتن خانواده عمل میکند تا شخصیتی با مسیری مستقل و گسترده. حضور بازیگران شناختهشده، از جمله Dick Van Dyke و Angela Lansbury، به فیلم نوعی وقار و حس نوستالژیک میبخشد.
این دو در نقشهای فرشتهگون، گرمایی صمیمانه به جهان قصه میآورند؛ حضوری که بیش از پیچیدگی روانشناختی، بر دلنشینی و آشنایی تکیه دارد. بازیگران نقشهای فرعی نیز به ساخت فضای کلاسیک و خانوادگی کمک میکنند، اما همهٔ آنها فرصت کافی برای شکلگیری شخصیتهایی مستقل نمییابند. برخی نقشها بیشتر حامل یک صفت اخلاقیاند تا انسانهایی با انگیزهها و لایههای متنوع.
موسیقی و حالوهوای کریسمسی موسیقی در «Buttons» نقشی اساسی دارد و از فضای داستان جداشدنی نیست. ترانهها احساساتی را که روایت گاه مستقیم و آشکار بیان میکند، به شکل دیگری به گوش میرسانند و به اثر حالوهوایی شبیه نمایش موزیکال خانوادگی میبخشند. در لحظههای موفق، موسیقی از شدت تلخی میکاهد و پلی میان اندوه شخصیتها و وعدهٔ امید میسازد.
تماشاگرانی که به فیلمهای موزیکالِ صریح و احساساتی گرایش دارند، احتمالاً از این وجه اثر استقبال خواهند کرد. در مقابل، برخی لحظههای موسیقایی بیش از آنکه از دل کنش داستانی برآیند، برای برجستهکردن پیام یا افزایش بار عاطفی وارد میشوند. به همین دلیل، پیوند میان آواز و روایت همیشه یکدست نیست.
« امیلی نیز بیشتر بهمنزلهٔ مخاطبِ قصه و نماد آرزوی داشتن خانواده عمل میکند تا شخصیتی با مسیری مستقل و گسترده. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فضای کریسمسی فیلم ــ با تأکید بر بخشش، خانواده و بخشندگی ــ به موسیقی زمینهای مناسب میدهد. این فضا نه قرار است واقعگرایانه باشد و نه تلخی جهان را کاملاً بپوشاند؛ هدفش آفرینش پناهگاهی گرم و خیالانگیز است که در آن تماشاگر بتواند امکانِ امید را تجربه کند. ریتم، لحن و شیوهٔ روایت لحن فیلم از ابتدا روشن است: «Buttons» میخواهد قصهای خانوادگی، ایمانمحور و دلگرمکننده باشد.
این وضوح به اثر انسجام عاطفی میدهد، اما دامنهٔ پیچیدگی آن را نیز محدود میکند. فیلم کمتر به سکوت، ابهام یا تعارضهای حلنشده میدان میدهد و معمولاً مسیر احساسی خود را آشکارا مشخص میکند. برای برخی مخاطبان، همین صراحت بخشی از جذابیت آن است؛ برای برخی دیگر، ممکن است به احساساتیبودنِ بیش از اندازه بینجامد.
ریتم نیز در بخشهایی کند میشود، بهویژه هنگامی که روایت برای تأکید بر حالوهوای معنوی یا انتقال به مرحلهٔ بعدی داستان مکث میکند. این مکثها گاهی به ساختن فضای خیالانگیز کمک میکنند، اما همیشه با پیشرفت درام تناسب ندارند. از سوی دیگر، شتاب در عبور از برخی موقعیتها باعث میشود پیامدهای عاطفی یا اجتماعی آنها به اندازهٔ کافی مجال بروز نیابند.
حاصل، فیلمی است که بیش از پیچشهای روایی، بر کیفیت احساسی و مقصد اخلاقی خود تکیه دارد. مخاطب و جایگاه اثر «Buttons» بیش از همه برای تماشاگرانی مناسب است که از قصههای کریسمسیِ خانوادگی، موسیقی و روایتهای متکی بر ایمان و معجزه لذت میبرند. فیلم برای همراهی با کودکان و خانوادهها طراحی شده و میکوشد پس از نمایش دشواری، چشماندازی امیدوارکننده پیش بگذارد.
« بااینحال، فضای کریسمسی فیلم ــ با تأکید بر بخشش، خانواده و بخشندگی ــ به موسیقی زمینهای مناسب میدهد. »
قوتها و کاستیها
مخاطبانی که به درامهای تاریخیِ واقعگرا، نقد اجتماعیِ پرجزئیات یا شخصیتپردازی پیچیده علاقه دارند، ممکن است فاصلهای میان انتظار خود و شیوهٔ سادهپردازانهٔ اثر احساس کنند. ارزش فیلم را میتوان در صداقتِ نیت عاطفیاش جستوجو کرد. «Buttons» قصد ندارد جهان را با جزئیات تلخ و ناسازگارش بازسازی کند؛ میخواهد قصهای دربارهٔ دوامآوردن، دیدنِ نیاز دیگران و باور به امکانِ خانواده بگوید.
این انتخاب به آن گرما میبخشد، هرچند گاهی از ظرافت و عمق دراماتیک میکاهد. جمعبندی «Buttons» اثری خانوادگی و خیالانگیز است که دو داستانِ یتیمی و آرزوی داشتن خانه را با موسیقی، ایمان و مداخلهٔ فرشتگان به هم پیوند میدهد. فضای کریسمسی، حضور بازیگران آشنا و پیام روشنِ مهربانی، آن را به تجربهای دلگرمکننده برای مخاطبان علاقهمند به قصههای امیدبخش بدل میکند.
در برابر، احساساتیشدن روایت، ریتم نامتوازن و سطحیماندن برخی شخصیتهای فرعی مانع از آن میشود که فیلم به درامی چندلایه و ماندگار تبدیل شود. بااینحال، اثر در چارچوبی که برای خود برگزیده ــ افسانهای موزیکال دربارهٔ شفقت و امید ــ لحظههایی گرم و صمیمی میآفریند، بیآنکه نیاز باشد از مخاطب انتظار واقعگرایی یا پیچیدگی فراوان داشته باشد.
« ارزش فیلم را میتوان در صداقتِ نیت عاطفیاش جستوجو کرد. »



ثبت دیدگاه