نقد و بررسی
نقد پروانهها (Butterflies) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آغاز یک بازگشت ناخواسته «Butterflies» یا «Kelebekler» ساختهٔ Tolga Karaçelik، در ظاهر از موقعیتی آشنا آغاز میکند: سه خواهر و برادر که سالها از یکدیگر و از پدرشان دور بودهاند، راهی روستایی در ترکیه میشوند تا با مرگ او روبهرو شوند. اما فیلم از همان ابتدا روشن میکند که سفر، صرفاً برای انجام یک وظیفهٔ خانوادگی نیست.
این بازگشت، مواجههای ناگزیر با خلأها، خاطرههای ناتمام و رابطههایی است که پیش از آنکه فرصت شکلگرفتن بیابند، فرسوده شدهاند. شخصیتها در آغاز بیش از آنکه اعضای یک خانواده باشند، غریبههاییاند که پیوندی مشترک آنان را کنار هم نشانده است. فیلم اطلاعاتش را با احتیاط و گاه از راه موقعیتهای روزمره آشکار میکند.
گذشته به شکل یک توضیح یکباره عرضه نمیشود؛ بلکه از خلال مکثها، اختلافنظرها و واکنشهای نامنتظر میان خواهر و برادرها کمکم حضور مییابد. همین شیوه، به فضای داستان کیفیتی رازآمیز میدهد، بیآنکه اثر را به معمایی صرف تبدیل کند. پرسش اصلی نه فقط این است که پدر چه کسی بوده، بلکه این است که فرزندانش در غیاب او چگونه به آدمهایی بدل شدهاند که اکنون حتی زبان مشترکی برای کنار هم بودن ندارند.
خانواده، فاصله و خاطره یکی از محورهای مؤثر فیلم، تصویرکردن فاصلهای است که میان خویشاوندی زیستی و نزدیکی عاطفی وجود دارد. شخصیتها بهواسطهٔ نسبت خانوادگی به یکدیگر وصلاند، اما این پیوند بهتنهایی برای ساختن صمیمیت کافی نیست. آنان در بسیاری از لحظات، از گفتن آنچه واقعاً میاندیشند ناتواناند؛ یا حرفهایشان را در قالب شوخی، پرخاش و رفتارهای عجیب پنهان میکنند.
« اما فیلم از همان ابتدا روشن میکند که سفر، صرفاً برای انجام یک وظیفهٔ خانوادگی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ناتوانی، بهویژه در جمعی که موضوع اصلیاش مرگ و پدر غایب است، معنایی دوگانه پیدا میکند: سکوت میتواند نشانهٔ اندوه باشد، اما گاه از بیاعتمادی و بیگانگی نیز خبر میدهد. فیلم در این زمینه به جزئیات کوچک تکیه میکند. شیوهٔ واکنش هر شخصیت به موقعیتهای ساده، تفاوتهای درونی آنان را عیان میسازد و نشان میدهد که هر یک با بار عاطفی گذشته به شکلی متفاوت کنار آمده است.
این رویکرد به بازیگران مجال میدهد تا رابطهها را نه با شرح و بیان مستقیم، بلکه با تنشهای ریز و رفتارهای روزمره بسازند. با این حال، فیلم در روشنکردن ریشهٔ جدایی خانوادگی همیشه به یک اندازه موفق نیست. بخشی از فاصلهٔ میان خواهر و برادرها در طول اثر حس میشود، اما چرایی آن گاهی مبهم میماند؛ ازاینرو بعضی دگرگونیهای عاطفی بیش از آنکه نتیجهٔ پیوندی کاملاً باورپذیر باشند، محصول نیاز روایت به حرکت رو به جلو به نظر میرسند.
کمدی در سایهٔ سوگ ویژگی برجستهٔ «Butterflies» در آمیختن درام خانوادگی با طنزی نامتعارف و گاه ابزورد است. فیلم از مرگ و مراسم خاکسپاری، انتظار و دلخوری سخن میگوید، اما فضای آن پیوسته در انحصار اندوه باقی نمیماند. لحظههایی پیش میآیند که از رفتارهای غریب، گفتوگوهای خشک یا موقعیتهای نامعقول خنده میسازند؛ سپس همان خنده را به تأملی تلخ دربارهٔ تنهایی، درماندگی یا معنای زندگی پیوند میزنند.
طنز در اینجا صرفاً چاشنی برای سبککردن فضای سنگین نیست؛ یکی از شیوههای مواجههٔ شخصیتها با چیزی است که توان گفتنش را ندارند. بااینحال، این آمیزش همیشه یکدست از کار درنمیآید. تغییر ناگهانی از لحظهای کمیک به لحظهای جدی ممکن است برای برخی تماشاگران گسسته یا حتی تحمیلی جلوه کند.
« فیلم در این زمینه به جزئیات کوچک تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم گاهی چنان سریع از یک لحن به لحن دیگر میچرخد که مجال کافی برای فرونشستن اثر عاطفی صحنهٔ پیشین باقی نمیگذارد. این انتخاب، بخشی از هویت نامتعارف اثر است و در جاهایی به آن طراوت میبخشد، اما در لحظات دیگر پیوند میان طنز و اندوه را سست میکند. نتیجه، فیلمی است که جسارت لحن دارد، ولی همواره نمیتواند این جسارت را به هماهنگی کامل بدل سازد.
بازیها و حضور شخصیتها بازیهای اصلی از نقاط قوت مهم فیلماند. Tolga Tekin، Bartu Küçükçaglayan و Tuğçe Altuğ شخصیتهایی را تصویر میکنند که نه به شکل تیپهای ساده، بلکه همچون آدمهایی با تناقضهای آشکار و پنهان کنار هم قرار میگیرند. هر یک شیوهٔ خاصی برای دفاع از خود دارد: یکی با جدیت، دیگری با رفتارهای سبکسرانه و آن دیگری با واکنشهای تند یا ناپایدار.
بازیگران تفاوت این واکنشها را به اندازهای ملموس میکنند که تماشاگر بتواند تنش میان آنان را حتی در لحظاتی که گفتوگو به نتیجهای نمیرسد، دنبال کند. مهمتر آنکه اجراها بهندرت بر احساسات تأکید بیش از اندازه میگذارند. اندوه و دلخوری اغلب در رفتارهای کوچک و نگاههای کوتاه پدیدار میشود، نه در سخنرانیهای عاطفی.
این خویشتنداری به صمیمیت فیلم کمک میکند و از تبدیلشدن شخصیتها به ابزارهایی برای توضیح پیام داستان جلوگیری میکند. در کنار سه بازیگر اصلی، چهرههای فرعی نیز به ساختن حس روستا و مناسبات اجتماعی آن یاری میرسانند؛ گویی جهان داستان فقط به خانواده محدود نیست و آدمهای پیرامون نیز هرکدام با باورها و گرفتاریهای خود در این فضای نامعمول حضور دارند.
« نتیجه، فیلمی است که جسارت لحن دارد، ولی همواره نمیتواند این جسارت را به هماهنگی کامل بدل سازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روستا بهمثابه جهان مستقل روستای ترکیه در فیلم صرفاً پسزمینهای دیدنی برای ماجرای خانوادگی نیست؛ فضای آن بخشی از منطق و حالوهوای اثر را شکل میدهد. آرامش ظاهری محیط با رفتارهای نامعقول و تنشهای درونی شخصیتها تضاد پیدا میکند. این تضاد، گاه حس افسانهای یا تمثیلی به روایت میدهد: انگار خانواده از زندگی روزمرهٔ خود بیرون افتاده و موقتاً به مکانی رسیده است که قواعد عادی در آن اندکی جابهجا شدهاند.
فضاسازی دلنشین فیلم از همین ترکیب نیرو میگیرد. چشماندازهای روستایی و ریتم زندگی محلی، به داستان فرصت تنفس میدهند و سفر را از مجموعهای از گفتوگوهای داخل خودرو یا خانه فراتر میبرند. در عین حال، روستا محیطی نیست که بهطور ساده و رمانتیک وعدهٔ آشتی بدهد. حضور در زادگاه و روبهروشدن با گذشته، خودبهخود زخمها را درمان نمیکند؛ تنها شرایطی فراهم میآورد تا شخصیتها ناچار شوند برای مدتی از زندگی پراکندهشان بیرون بیایند و کنار یکدیگر بمانند.
ریتم و ساختار روایی ساختار فیلم بر انباشت موقعیتهای کوچک و برخوردهای میان شخصیتها استوار است، نه بر پیشروی پرشتاب بهسوی یک هدف بیرونی. این انتخاب با مضمون مکث و انتظار تناسب دارد: شخصیتها در فضایی معلق به سر میبرند و بخشی از تجربهٔ تماشای اثر نیز در همین معطلی شکل میگیرد. ریتم روان فیلم در بسیاری از بخشها اجازه میدهد که شوخیها، سکوتها و تنشها بهتدریج جان بگیرند؛ ازاینرو داستان بهرغم فضای نامعمولش، اغلب تماشایی و قابلدنبالکردن باقی میماند.
اما این شیوه در تمام طول اثر به یک اندازه کارآمد نیست. بعضی بخشها طولانیتر از نیاز دراماتیک خود احساس میشوند و مکثهایی که ابتدا به ساختن فضا کمک میکنند، گاه به افت شتاب روایت میانجامند. وقتی پیوند عاطفی میان شخصیتها هنوز بهاندازهٔ کافی شکل نگرفته باشد، امتداد برخی موقعیتها میتواند خستگی ایجاد کند.
« آرامش ظاهری محیط با رفتارهای نامعقول و تنشهای درونی شخصیتها تضاد پیدا میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، کندی فیلم را نمیتوان صرفاً ضعف دانست؛ گاهی همین تأخیر، حس بلاتکلیفی خانواده را بازتاب میدهد. مسئله آن است که اثر همیشه میان مکث معنادار و کشآمدن صحنه مرز روشنی حفظ نمیکند. مضامین پنهان در زیر طنز «Butterflies» در لایهٔ زیرین خود دربارهٔ میراثی است که والدین برای فرزندان باقی میگذارند؛ میراثی که لزوماً به دارایی یا خاطرههای روشن محدود نیست.
گاهی آنچه به نسل بعد منتقل میشود، سکوت، ترس، فقدان یا پرسشهایی بیپاسخ است. فرزندان در این روایت با پدری روبهرو میشوند که شناختشان از او ناقص و پراکنده است. اما شناخت پدر، بهتدریج آنان را وادار میکند نسبت خود را با خویشتن نیز بازنگری کنند: آدمی تا چه اندازه محصول خانوادهای است که از آن آمده، و تا چه حد میتواند از الگوهای بهجامانده فاصله بگیرد؟
عنوان فیلم نیز در کنار فضای گاه نامتعارفش، تداعیهایی از دگرگونی و شکنندگی میسازد. دگرگونی در اینجا نه به معنای رهایی قطعی از گذشته، بلکه به معنای آغاز دیدن آن از زاویهای تازه است. فیلم وعده نمیدهد که چند روز همراهی، همهٔ سوءتفاهمها را از میان ببرد؛ اهمیت سفر در همین امکان محدود نهفته است: شخصیتها شاید نتوانند گذشته را تغییر دهند، اما میتوانند برای نخستین بار بخشی از آن را به رسمیت بشناسند.
جمعبندی «Butterflies» اثری خانوادگی و نامتعارف است که از دل سوگ، فاصله و بازگشت، طنزی تلخ و لحظههایی صمیمانه میسازد. بازیهای باورپذیر، فضاسازی روستایی و نگاه کنجکاو فیلم به زخمهای خانوادگی، آن را به تجربهای احساسی و گاه تأملبرانگیز بدل میکند. در برابر، نوسانهای لحنی همیشه هماهنگ نیستند، دلیل بیگانگی خواهر و برادرها گاه وضوح کافی ندارد و برخی بخشها بیش از اندازه امتداد مییابند.
« بااینهمه، کندی فیلم را نمیتوان صرفاً ضعف دانست؛ گاهی همین تأخیر، حس بلاتکلیفی خانواده را بازتاب میدهد. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، فیلم در پی ارائهٔ پاسخی ساده دربارهٔ خانواده یا آشتی نیست. جذابیتش بیشتر در مشاهدهٔ آدمهایی است که زیر فشار گذشته، با زبانهای ناهماهنگ و واکنشهای گاه مضحک و گاه دردناک، میکوشند دوباره به یکدیگر نزدیک شوند. اثری که از تماشاگر انتظار دارد با لحن ویژه و ریتم آرامش همراه شود، اما در عوض تصویری ماندگار از خانوادهای غریب و انسانی عرضه میکند.
« با وجود این کاستیها، فیلم در پی ارائهٔ پاسخی ساده دربارهٔ خانواده یا آشتی نیست. »



ثبت دیدگاه