نقد و بررسی
نقد دنیای باستر (Buster's World) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی کوچک باستر «Buster's World» فیلمی دانمارکی به کارگردانی Martin Miehe-Renard است که جهانی را از چشم پسری یازدهساله مینگرد؛ جهانی نه بیدردسر، بلکه سرشار از امکانهایی کوچک برای مهربانی، خیال و امید. باستر باور دارد اندکی جادو و محبتی فراوان میتواند دشواریها را قابلتحمل کند.
همین باور، هم نیروی محرک فیلم است و هم معیار سنجش آن: آیا خوشبینی کودکانه میتواند از دل مسائل روزمره معنایی عاطفی بسازد، بیآنکه آنها را سادهسازی کند؟ داستان در تابستانی میگذرد که باستر چشم به اجرای نمایش استعدادهای شهر دوخته است. در کنار این آرزو، دلباختگی به یوانا، نگرانی برای آقای لارسن سالخورده و مسئولیتهای خانوادگی نیز حضور دارند.
این ترکیب، به فیلم اجازه میدهد از تجربهای محدود و آشنا فراتر رود: تابستان برای باستر فقط فصل تعطیلی نیست، بلکه دورهای است که در آن باید هم اشتیاقهای خودش را دنبال کند و هم به نیازهای اطرافیان پاسخ دهد. معرفی فیلم و عوامل اصلی آن نیز بر همین محورهای خانوادگی و کودکانه تأکید دارد.
قهرمانی از جنس توجه باستر قهرمانی نیست که با نیروی خارقالعاده یا تصمیمی بزرگ شناخته شود. اهمیت او در میل مداومش به یاریرساندن است؛ به خواهر کوچکش، والدینش و آقای لارسن. این خصلت، شخصیت را دوستداشتنی میکند، اما مهمتر از آن، تصویری از کودکی میسازد که در آن کنجکاوی و مسئولیتپذیری همزمان حضور دارند.
« باستر باور دارد اندکی جادو و محبتی فراوان میتواند دشواریها را قابلتحمل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
باستر هنوز خیالپرداز است، اما نگاهش به دیگران نشان میدهد که خیال او از واقعیت جدا نشده است. بااینحال، همین الگوی مهربانی میتواند مرزهای شخصیتپردازی را محدود کند. باستر گاه بیشتر به نمایندهای از امید و نیکی شباهت دارد تا کودکی با تناقضها و کاستیهای پررنگ. فیلم از او چهرهای گرم میسازد، اما اگر تماشاگر انتظار داشته باشد با تردیدها، خودخواهیهای موقت یا خطاهای پیچیدهتر یک کودک روبهرو شود، ممکن است پرداخت شخصیت را ساده بیابد.
در نتیجه، جذابیت باستر بیش از آنکه از دگرگونی درونی او برخیزد، از پایداری منش مهربانش سرچشمه میگیرد. پیوندهای عاطفی و نیروی رابطه رابطهی باستر با خواهر کوچکش از دلنشینترین محورهای فیلم است. این پیوند تنها با اعلام محبت تعریف نمیشود؛ اهمیتش در حضور روزمرهی دو کودک در زندگی یکدیگر است.
باستر برای خواهرش تکیهگاهی عاطفی است و در همان حال، رابطهی خواهرانه فرصتی فراهم میکند تا مهربانی او به رفتاری ملموس تبدیل شود. فیلم در این لحظهها بهخوبی درمییابد که عاطفه وقتی اثرگذار است که در جزئیات رابطه دیده شود، نه فقط در جملههای تأکیدی. دوستی با آقای لارسن نیز لایهای متفاوت به روایت میافزاید.
او صرفاً همراهی مسن برای شخصیت کودک نیست؛ رابطهشان میان دو نسل پیوندی میسازد که از علاقهی مشترک به شعبده و جادو نیرو میگیرد. این دوستی میتواند همزمان حسی از بازیگوشی و اندوه را در خود داشته باشد: از یک سو، جادو بهانهای برای نزدیکی و شگفتی است؛ از سوی دیگر، وخامت حال آقای لارسن یادآور میشود که محبت همیشه نمیتواند واقعیت را از میان ببرد.
« باستر هنوز خیالپرداز است، اما نگاهش به دیگران نشان میدهد که خیال او از واقعیت جدا نشده است. »
شخصیتها و اجرا
همین ناهمخوانی میان آرزوی کودکانه و محدودیت زندگی، بالقوه یکی از ظریفترین ظرفیتهای عاطفی فیلم است. جادو بهمثابه استعاره جادو در این فیلم فقط مجموعهای از ترفندهای نمایشی نیست. برای باستر، راهی است برای دیدن جهان از زاویهای امیدوارانه؛ نوعی زبان شخصی که با آن میتواند دیگران را سرگرم کند، توجهشان را جلب کند و شاید لحظهای از سنگینی مشکلات بکاهد.
نمایش استعدادها بنابراین فقط مقصدی برای جاهطلبی کودکانه نیست؛ فرصتی است برای آنکه باستر خود را در برابر شهر و آدمهای اطرافش بیان کند. در عین حال، فیلم بهدرستی جادو را درمانی واقعی و همهکاره جلوه نمیدهد. فاصلهای میان تصور باستر از امکانهای جادویی و دشواریهای واقعی خانواده یا بیماری آقای لارسن باقی میماند.
این فاصله به داستان معنایی انسانی میدهد: گاهی آنچه زندگی را بهتر میکند، حل کامل مشکل نیست، بلکه همراهیکردن با کسی است که گرفتار آن شده است. با وجود این، فیلم گاه بیش از اندازه بر پیام امید تکیه میکند و بهجای آنکه بگذارد تصویر و رفتار شخصیتها معنا را منتقل کنند، احساس مطلوب را آشکارا پیش چشم میگذارد.
چند خط داستانی، چند میزان پرداخت فیلم چند مسیر روایی را کنار هم قرار میدهد: آمادگی برای نمایش استعدادها، دلباختگی باستر، وضعیت رو به وخامت آقای لارسن و نیازهای خانواده. این تعدد، از نظر موضوعی مناسب است؛ زیرا تجربهی کودکانه بهندرت در یک مسئلهی واحد خلاصه میشود. باستر همزمان آرزو دارد، دل میبازد، نگران میشود و مسئولیت میپذیرد.
« همین ناهمخوانی میان آرزوی کودکانه و محدودیت زندگی، بالقوه یکی از ظریفترین ظرفیتهای عاطفی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین پراکندگیای میتواند حس زندهبودن زندگی روزمره را تقویت کند. اما همراهکردن این مسیرها تعادل دشواری میطلبد. هر خط داستانی بالقوه ظرفیت یک روایت کامل را دارد، حال آنکه تعددشان گاه فرصت پرداخت عمیق را محدود میکند. برخی موقعیتها بیشتر نقش نشانهای از گرفتاریهای باستر را دارند تا آنکه به تجربههایی مستقل و بهخوبی بسطیافته تبدیل شوند.
از همین رو، تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم موضوعات مهمی را مطرح میکند، اما همهی آنها را تا اندازهای یکسان دنبال نمیکند. این کاستی بهویژه در بخشهایی محسوس است که روایت از مسئلهای عاطفی به مسئلهای دیگر میچرخد و هنوز مجال کافی برای رسوبکردن احساس پیشین فراهم نشده است. لحن، شیرینی و خطر سادهسازی گرمای فیلم از لحن خوشبینانهاش میآید.
این اثر نمیخواهد دنیای کودک را با بدبینی یا تلخیِ تحمیلی نمایش دهد؛ در عوض، بر پیوندهای خانوادگی، یاریکردن و ایمان به امکان بهترشدن اوضاع تکیه میکند. چنین رویکردی برای مخاطب خانوادگی میتواند آرامشبخش باشد و به فیلم هویتی روشن ببخشد. جهان باستر، با همهی دشواریهایش، جایی است که محبت هنوز نیرویی مؤثر دارد.
بااینهمه، گرما هنگامی اثرگذار میماند که با پیچیدگی زندگی در تعادل باشد. هرگاه روایت شتابزده به سمت نتیجهای امیدوارکننده حرکت کند، احساسات ممکن است بهجای آنکه از موقعیت برآیند، از پیش تعیینشده به نظر برسند. شیرینی بیش از حد نیز خطر دیگری است: اگر همهچیز در خدمت حفظ پاکی و خوشبینی باشد، رنجها ممکن است سبکتر از آنچه هستند جلوه کنند.
« چنین پراکندگیای میتواند حس زندهبودن زندگی روزمره را تقویت کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین لحظههایش مهربانی را انتخابی واقعی و روزمره نشان میدهد؛ در لحظههای کماثرتر، همین مهربانی گاهی به پیام اخلاقی آشکاری بدل میشود. مناسب چه تماشاگرانی است؟ «Buster's World» بیش از هر چیز برای تماشاگرانی مناسب است که از روایتهای خانوادگیِ صمیمی و شخصیتهای خوشقلب استقبال میکنند.
مخاطبان کمسنتر ممکن است در آرزوی باستر برای درخشیدن در نمایش استعدادها و علاقهاش به شعبدهگری همذاتپنداری کنند؛ تماشاگران بزرگسال نیز میتوانند رابطهی او با خواهرش و آقای لارسن را نقطهی عاطفی فیلم بدانند. اثر بهجای تعلیق پرشتاب یا پیچیدگی روایی، بر ارتباط میان آدمها و امیدی آرام تکیه دارد.
در مقابل، کسانی که از قصههایی با ابهام اخلاقی، شخصیتهای چندوجهی یا تحولهای دشوار انتظار دارند، ممکن است آن را بیش از حد ساده و پیشبینیپذیر بیابند. فیلم برای تأثیرگذاری، به پذیرش جهانبینی خود نیاز دارد: جهانی که در آن محبت همیشه پاسخ نهایی نیست، اما ارزش تلاشکردن برای یکدیگر را حفظ میکند.
جمعبندی «Buster's World» فیلمی گرم و امیدبخش دربارهی کودکی است که میکوشد میان رؤیاهای شخصی و نیازهای آدمهای دوستداشتنی زندگیاش تعادل برقرار کند. قوت اصلی آن در صمیمیت رابطهها، بهخصوص پیوند باستر با خواهرش و آقای لارسن، و در تبدیل جادو به استعارهای برای تخیل و همدلی است. در سوی دیگر، روایت گاه بیش از اندازه ساده پیش میرود، چند مسیر داستانی را کموبیش سطحی رها میکند و با شیرینی عاطفی خود خطر تصنع را میپذیرد.
« اثر بهجای تعلیق پرشتاب یا پیچیدگی روایی، بر ارتباط میان آدمها و امیدی آرام تکیه دارد. »
جمعبندی
ارزش فیلم نه در پیچیدگی یا غافلگیری، بلکه در توجهش به مهربانیهای کوچک است. این توجه گاهی با تأکید بیش از حد همراه میشود، اما وقتی داستان به رابطهها مجال میدهد تا خود سخن بگویند، جهان باستر باورپذیر و تأثیرگذار میشود: جهانی که جادو در آن لزوماً واقعیت را تغییر نمیدهد، اما میتواند شیوهی روبهروشدن با آن را انسانیتر کند.
« ارزش فیلم نه در پیچیدگی یا غافلگیری، بلکه در توجهش به مهربانیهای کوچک است. »
ثبت دیدگاه