نقد و بررسی
نقد بانهدز (Bunheads) | 2012
«Bunheads» در نگاه نخست مجموعهای درباره رقص باله و دخترانی جوان است، اما در لایههای زیرین، اثری درباره شکست رؤیاها، یافتن جایگاه خود در جهان و رابطه پیچیده میان نسلهاست. امضای روایی Amy Sherman-Palladino در این مجموعه بیش از هر چیز در گفتوگوهای تند، شخصیتهای پرجزئیات و علاقه به لحظههای ظاهراً بیاهمیت اما عاطفی دیده میشود. نتیجه، سریالی است که بیش از آنکه بخواهد با داستانی پرحادثه مخاطب را دنبال خود بکشد، از او میخواهد با شخصیتها زندگی کند و به تدریج به جهان آنان دل ببندد.
وعده ژانری؛ سریالی درباره باله که واقعاً درباره باله نیست
«Bunheads» از آن آثاری است که معرفی سادهاش میتواند مخاطب را به برداشت اشتباه از ماهیت آن برساند. حضور یک رقصنده، یک مدرسه باله، گروهی دختر نوجوان و شهری ساحلی، در ابتدا نوید یک درام آشنای نوجوانانه درباره رقابت، تمرین، جاهطلبی و رسیدن به صحنه را میدهد؛ اما سریال خیلی زود نشان میدهد که باله برای آن بیشتر یک زبان روایی است تا مقصد نهایی. رقص در اینجا ابزاری برای حرف زدن درباره انضباط، بدن، شکست، آرزو و ترس از آینده است. به همین دلیل حتی تماشاگرانی که علاقه ویژهای به رقص ندارند، میتوانند با بخش قابل توجهی از دغدغههای مجموعه ارتباط برقرار کنند. این ویژگی با آنچه در واکنشهای اولیه منتقدان نیز برجسته شد همخوان است: سریال به جای تبدیل شدن به یک نمایش صرفاً نمایشی درباره اجرا، بر آدمهایی تمرکز میکند که در اطراف این هنر زندگی میکنند. V Vanity Fair +1 در مرکز این جهان، Michelle قرار دارد؛ شخصیتی که جذابیتش دقیقاً از کامل نبودنش سرچشمه میگیرد. او قهرمان آرمانی نیست که از ابتدا مسیر زندگیاش را شناخته باشد و برای رسیدن به هدفی روشن بجنگد. گذشته، انتخابها و شکستهایش بخشی از هویت او هستند و همین مسئله باعث میشود ارتباطش با دختران جوانتر صرفاً رابطه یک مربی با شاگرد نباشد. او در بسیاری از لحظات همچنان در حال کشف معنای بزرگسالی است. این جابهجایی جایگاه، یکی از هوشمندانهترین ایدههای مجموعه است: زنی که قرار است به نسل بعدی چیزی بیاموزد، خودش هنوز از یادگیری بازنایستاده است. از این منظر، «Bunheads» در محدوده سنتی سریالهای نوجوانانه باقی نمیماند. شخصیتهای بزرگسال آن صرفاً ناظران یا مانعهای نسل جوان نیستند و نوجوانان نیز صرفاً نسخههای کوچکتر بزرگسالان محسوب نمیشوند. هر گروه مسئلههای خاص خودش را دارد و سریال بهجای اینکه یکی را بر دیگری برتری دهد، میان آنها رفتوآمد میکند. همین نگاه چندنسلی یکی از عواملی است که باعث میشود اثر از قالب یک سرگرمی نوجوانانه فراتر برود و به درامی درباره تجربه انسانی تبدیل شود. L Los Angeles Times «Bunheads» درباره رسیدن به رؤیا نیست؛ درباره زندگی کردن پس از تغییر شکل رؤیاست.
روایت و ریتم؛ وقتی «اتفاق» از «شخصیت» عقب مینشیند
یکی از مهمترین ویژگیهای روایی سریال، بیاعتنایی نسبی آن به ضرورتهای معمول قصهگویی تلویزیونی است. در بسیاری از مجموعهها، هر قسمت باید حادثهای مرکزی داشته باشد که داستان را به نقطهای تازه برساند؛ اما «Bunheads» بارها ترجیح میدهد در جزئیات روزمره مکث کند. گفتوگوهای طولانی، برخوردهای کوچک، سوءتفاهمهای خانوادگی، تمرینها، رفتوآمدهای شهری و حتی لحظاتی که ظاهراً هیچ اهمیت داستانی ندارند، در اینجا بخشی از ساختار روایت هستند. خود Sherman-Palladino نیز صراحتاً بر اهمیت شخصیت نسبت به پیشبرد سریع پیرنگ تأکید کرده بود و این رویکرد در فرم نهایی سریال کاملاً محسوس است. S
Salon.com
این انتخاب همزمان بزرگترین مزیت و یکی از جدیترین نقاط اصطکاک سریال است. اگر مخاطب از داستانی انتظار داشته باشد که در هر قسمت چند گره مهم ایجاد و باز کند، ریتم «Bunheads» ممکن است کند، پراکنده یا حتی سرگردان به نظر برسد. بعضی خطوط داستانی دیرتر از انتظار رشد میکنند و برخی شخصیتها مدتی از مرکز توجه فاصله میگیرند. در نتیجه، سریال گاهی بیشتر شبیه مجموعهای از برشهای زندگی است تا روایتی با معماری کلاسیک و محکم. اما همین ریتم برای مخاطبی که با منطق آن همراه شود، به بخشی از جذابیت اثر تبدیل میشود. سریال میخواهد تغییر شخصیتها را احساس کنیم، نه اینکه صرفاً شاهد وقوع آن باشیم. فاصلههای میان اتفاقات مهم، فرصتی برای ساختن رابطهها ایجاد میکنند و باعث میشوند بعضی لحظات عاطفی وزن بیشتری پیدا کنند. این همان کیفیتی است که در توصیفهای معاصر از سریال با تعابیری مانند «غیرقابل پیشبینی»، «شل و آزاد» و متفاوت از ساختارهای معمول تلویزیونی توصیف شده است. T
The New Yorker
با این حال، همه این مکثها به یک اندازه موفق نیستند. گاهی شیفتگی سریال به دیالوگ و شخصیتپردازی باعث میشود خط روایی برای مدتی بیش از اندازه معطل بماند. برخی موقعیتها بیشتر از آنکه به توسعه داستان کمک کنند، فرصتی برای نمایش سبک نویسندگی هستند. این مسئله برای مخاطبی که با آثار Sherman-Palladino آشنا نیست، میتواند حتی آزاردهندهتر باشد؛ زیرا سریال از او میخواهد پیش از آنکه پاداش داستانی بگیرد، به لحن اثر اعتماد کند. ریتم «Bunheads» به جای آنکه داستان را هل بدهد، به شخصیتها فرصت میدهد نفس بکشند.
اجرا و شخصیتها؛ قلبی که سریال را زنده نگه میدارد
مهمترین برگ برنده سریال Sutton Foster است. اجرای او در نقش Michelle به شکل چشمگیری میان طنز، آسیبپذیری، خودآگاهی و نوعی سرسختی عاطفی حرکت میکند. Foster که سابقه برجستهای در تئاتر موزیکال دارد، فقط توانایی فیزیکی و ریتمیک لازم برای چنین نقشی را ندارد؛ مهمتر از آن، میتواند گفتوگوهای بسیار سریع و گاه غیرطبیعی Sherman-Palladino را بدون از دست دادن حس انسانی شخصیت اجرا کند. منتقدان نیز از همان ابتدا این توانایی را یکی از نقاط قوت اصلی سریال دانستند. L Los Angeles Times +1 Michelle اگر در دست بازیگری کمتجربهتر قرار میگرفت، بهراحتی میتوانست به نمونهای دیگر از شخصیتهای پرحرف و شوخطبع تبدیل شود که تنها برای تحویل دادن دیالوگهای هوشمندانه طراحی شدهاند. Foster اما پشت سرعت کلام، خستگی و نوعی اندوه پنهان قرار میدهد. او میتواند در یک صحنه بیپروا و سرزنده باشد و چند لحظه بعد، شکنندگی شخصیتی را آشکار کند که هنوز نمیداند با زندگیای که نصیبش شده چه باید بکند. در سوی دیگر، Kelly Bishop حضور بسیار متفاوتی دارد. Fanny شخصیتی مقتدر، سختگیر و گاه مرموز است که بخش قابل توجهی از کشمکشهای عاطفی سریال را شکل میدهد. انتخاب Bishop برای این نقش به دلیل سابقه همکاری او با Sherman-Palladino، مقایسههای اجتنابناپذیری با «Gilmore Girls» ایجاد میکند، اما بازیگر در اینجا تلاش میکند از سایه نقش مشهور قبلی خود فاصله بگیرد. با این حال، گاهی طراحی شخصیت Fanny بیش از اندازه به الگوی «مادر سختگیر و مسلط» نزدیک میشود و بهویژه در قسمتهای ابتدایی، ظرافتهای شخصیت او زیر لایهای از اغراق نمایشی پنهان میماند. T
The Washington Post
چهار دختر جوان نیز اهمیت زیادی دارند، زیرا سریال از طریق آنان طیفی از نگرشها به بدن، استعداد، خانواده و آینده را بررسی میکند. نکته مثبت این است که آنها صرفاً تیپهای سادهای مانند «دختر بااستعداد»، «دختر چاق»، «دختر سرکش» یا «دختر شاد» باقی نمیمانند. هرکدام با تناقضها و ناامنیهای خودشان تعریف میشوند. مسئله تصویر بدنی و فاصله میان استعداد طبیعی و میل واقعی به ادامه یک مسیر نیز در میان این شخصیتها جایگاه مهمی پیدا میکند. C
Common Sense Media
بازی Sutton Foster باعث میشود حتی تندترین و عجیبترین دیالوگها، ریشهای انسانی و عاطفی پیدا کنند.
فضا و فرم؛ شهری کوچک با ریتمی کاملاً شخصی
Paradise در «Bunheads» فقط پسزمینه داستان نیست؛ بخشی از منطق روانی سریال است. شهر کوچک ساحلی، مغازهها، خانهها، مدرسه رقص و آدمهای محلی، فضایی ایجاد میکنند که در آن شخصیتها نمیتوانند بهسادگی از گذشته یا از یکدیگر فرار کنند. اما این شهر، برخلاف نمونههای مشابه در بسیاری از کمدیدرامها، کاملاً فانتزی و بینقص نیست. عجیبوغریب بودن ساکنان آن گاهی دوستداشتنی و گاهی مصنوعی به نظر میرسد و همین دوگانگی بخشی از هویت اثر است. مقایسه Paradise با فضای «Gilmore Girls» از همان زمان پخش بسیار مطرح شد، زیرا هر دو اثر از شهر کوچک بهعنوان بستری برای برخورد شخصیتهای بسیار متفاوت استفاده میکنند. L Los Angeles Times +1 فرم تصویری سریال نیز بیش از آنکه بخواهد با میزانسنهای پرزرقوبرق، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، بر ارتباط میان آدمها تأکید دارد. دوربین اغلب به اندازهای نزدیک میشود که واکنش شخصیتها اهمیت پیدا کند و در صحنههای رقص، حرکت بدن صرفاً تزئین قاب نیست. رقص گاهی ادامه همان چیزی است که دیالوگ نمیتواند بیان کند. به همین دلیل برخی از لحظات رقص سریال، حتی زمانی که مستقیماً در خدمت پیشبرد داستان نیستند، بار عاطفی قابل توجهی دارند. این رویکرد در تحلیلهای منتشرشده درباره فصل نیز بهعنوان یکی از ویژگیهای متمایزکننده مجموعه برجسته شده است. L
Los Angeles Times
یکی از جذابترین ویژگیهای فرم «Bunheads» همین تضاد میان نظم باله و بینظمی زندگی است. باله بر کنترل، تکرار، تعادل و دقت بنا شده است؛ در حالی که شخصیتها اغلب در موقعیتهایی قرار دارند که هیچیک از این عناصر را در اختیار ندارند. آنها باید با احساسات، خانواده، شکست و آیندهای نامطمئن کنار بیایند. این تضاد، حتی زمانی که سریال بهطور مستقیم درباره آن سخن نمیگوید، در ساختار اثر جریان دارد. در عین حال، سریال گاهی بیش از اندازه به سبک مشخص نویسنده خود متکی میشود. شوخیهای فرهنگی، ارجاعهای متعدد و سرعت گفتوگو برای مخاطبی که با این زبان آشناست لذتبخش است، اما ممکن است در برخی صحنهها شخصیت را تحتالشعاع نویسنده قرار دهد. گویی گاهی آدمها برای بیان جملهای جذابتر از آنچه در زندگی واقعی احتمالاً میگویند، از منطق طبیعی خود فاصله میگیرند. در «Bunheads»، باله نماد نظمی است که شخصیتها در زندگی واقعی هرگز نمیتوانند بهطور کامل به آن دست پیدا کنند.
قوتها و ضعفها؛ مرز باریک میان جذابیت و خودشیفتگی سبکی
بزرگترین قوت سریال، هویت شخصی آن است. «Bunheads» محصول الگویی صنعتی برای ساخت یک درام نوجوانانه نیست. صدای مشخصی دارد، ریتم مشخصی دارد و از همان ابتدا روشن است که میخواهد جهانش را بر پایه رابطهها و گفتوگوها بنا کند. این استقلال سبکی باعث شده اثر با وجود شباهتهای فراوان به آثار قبلی سازنده، هویت مستقل خود را تا حد زیادی حفظ کند. ترکیب کمدی و اندوه نیز به شکلی عمل میکند که هیچکدام دیگری را کاملاً حذف نمیکند؛ سریال میتواند در یک لحظه مضحک و در لحظهای دیگر صمیمی و تلخ باشد. منتقدان نیز بارها همین تعادل میان شوخطبعی و شخصیتهای اندوهگین را از ویژگیهای برجسته آن دانستهاند. M
+1 از سوی دیگر، همین ویژگیها گاهی به ضعف تبدیل میشوند. شخصیتهای عجیب و دیالوگهای سریع وقتی زیاد به کار گرفته شوند، ممکن است احساس ساختگی بودن جهان را تشدید کنند. برخی شخصیتهای فرعی در مقاطعی بیشتر بهعنوان حامل یک شوخی یا یک ویژگی رفتاری به نظر میرسند تا انسانهایی با زندگی مستقل. حتی ساختار چندخطی سریال، که در بهترین لحظات به آن غنا میدهد، در بعضی قسمتها باعث پراکندگی تمرکز میشود. مشکل دیگر، انتظاری است که عنوان و فضای ظاهری سریال ایجاد میکنند. مخاطبی که به امید یک درام پرهیجان درباره رقابتهای باله وارد مجموعه شود، احتمالاً با ریتم و اولویتهای آن غافلگیر خواهد شد. «Bunheads» علاقهای ندارد هر تمرین را به نبردی تعیینکننده و هر اجرا را به نقطه اوج تبدیل کند. رقص در اینجا بخشی از زندگی است، نه موتور دائمی درام. این تصمیم هنری قابل دفاع است، اما طبیعتاً برای همه سلیقهها مناسب نیست. در نهایت، بزرگترین ریسک اثر همان چیزی است که آن را متمایز میکند: اعتماد زیاد به سبک. اگر با طنز و ریتم گفتوگوهای Sherman-Palladino ارتباط برقرار کنید، این جهان میتواند بسیار گرم و دوستداشتنی شود؛ اگر نکنید، فاصله گرفتن از آن بسیار آسان خواهد بود. به همین دلیل «Bunheads» اثری نیست که صرفاً به دلیل طرح داستانیاش پیشنهاد شود؛ جذابیت اصلی آن در تجربه زیستن با شخصیتها و شنیدن صدای منحصربهفرد آنهاست. نقطه قوت «Bunheads» همان نقطه ضعفی است که ممکن است بخشی از مخاطبان را از آن دور کند: سبک، بیش از داستان، مرکز ثقل اثر است.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ سریالی برای تماشای آهسته و کشف تدریجی
«Bunheads» در جایگاهی قرار میگیرد که تعریف ساده آن را دشوار میکند. برای یک درام نوجوانانه، بیش از اندازه به شخصیتهای بزرگسال و دغدغههای آنها اهمیت میدهد؛ برای یک کمدی، بیش از اندازه به تنهایی، شکست و سرخوردگی مجال میدهد؛ و برای یک درام درباره باله، علاقه چندانی به تبدیل کردن رقص به یک مسابقه دائمی برای پیروزی ندارد. همین ناهماهنگی ظاهری در نهایت به هویت اثر تبدیل میشود. سریال در فضایی میان کمدی، درام خانوادگی و داستان بلوغ حرکت میکند. M
+1 مخاطب اصلی آن را میتوان کسانی دانست که از سریالهای شخصیتمحور، دیالوگهای پرسرعت و روابط چندنسلی لذت میبرند. علاقه به «Gilmore Girls» میتواند زمینه مناسبی برای ورود به جهان «Bunheads» باشد، اما شرط لازم نیست. شباهت میان دو اثر آنقدر آشکار است که گاهی نمیتوان از مقایسه آنها گریخت، با این حال «Bunheads» بیش از آنکه نسخهای دیگر از همان فرمول باشد، تلاشی برای انتقال همان نگاه نویسنده به قلمروی متفاوت است. تفاوت اصلی در این است که اینجا مسئله «خانه» و «تعلق» از مسیر بدن، رقص و انتخابهای حرفهای شخصیتها بررسی میشود. یکی از ارزشهای قابل توجه مجموعه این است که درباره استعداد و موفقیت تصویری ساده ارائه نمیدهد. استعداد الزاماً به رضایت منتهی نمیشود و شکست نیز الزاماً پایان زندگی نیست. شخصیتها باید با این حقیقت کنار بیایند که بعضی رؤیاها ممکن است تغییر کنند، بعضی انتخابها ممکن است اشتباه از آب درآیند و بعضی آدمها مجبور شوند معنای تازهای برای موفقیت پیدا کنند. این نگاه، سریال را از کلیشه «اگر به اندازه کافی تلاش کنی، حتماً به رؤیایت میرسی» دور میکند و به تجربهای انسانیتر نزدیک میسازد. در همین نقطه است که اهمیت رابطه میان نسلها روشن میشود. بزرگسالان در این سریال همیشه جواب درست را نمیدانند و نوجوانان نیز صرفاً قربانی تصمیمهای آنها نیستند. هر دو گروه باید از دیگری چیزی یاد بگیرند. این رویکرد باعث میشود «Bunheads» در بهترین لحظاتش درباره رشد باشد، نه صرفاً رشد نوجوانان؛ درباره این باشد که انسان در هر سنی میتواند هنوز در حال تبدیل شدن به نسخهای دیگر از خودش باشد. «Bunheads» بیش از آنکه درباره رقصندگان آینده باشد، درباره آدمهایی است که هنوز نمیدانند آیندهشان چه شکلی خواهد بود.
جمعبندی؛ زیبایی اثری که فرصت میخواهد
«Bunheads» سریالی بینقص نیست و اتفاقاً ارزش آن نیز در بینقص بودنش خلاصه نمیشود. اثر گاهی در دام تکرار ویژگیهای سبکی خود میافتد، بعضی خطوط روایی میتوانند پراکنده به نظر برسند و بخشی از شخصیتهای فرعی در مقایسه با شخصیتهای مرکزی از عمق کمتری برخوردارند. ریتم نیز برای مخاطبی که به روایتهای پرشتاب عادت دارد، ممکن است در قسمتهایی بیش از حد آرام یا بیهدف به نظر برسد. اینها ایرادهایی واقعی هستند و نمیتوان صرفاً به دلیل جذابیت کلی مجموعه از کنارشان عبور کرد. با این حال، «Bunheads» از آن دسته آثاری است که کیفیتش بیشتر در انباشته شدن لحظات کوچک آشکار میشود تا در نقاط عطف بزرگ. یک نگاه، یک مکالمه، یک تمرین رقص، یک شوخی بیربط یا سکوتی کوتاه میتواند بیش از یک گره داستانی عظیم درباره شخصیتها حرف بزند. Sutton Foster در مرکز این ساختار، شخصیتی را خلق میکند که هم بامزه و هم آسیبپذیر است و همین تضاد به سریال جان میدهد. Kelly Bishop نیز در کنار او، نیرویی متفاوت و مکمل ایجاد میکند و گروه دختران جوان به اثر امکان میدهد مفهوم بلوغ را از زاویههای مختلف بررسی کند. در نهایت، «Bunheads» را باید اثری دانست که به جای تکیه بر هیجان روایی، بر صمیمیت تدریجی بنا شده است. این مجموعه قرار نیست صرفاً درباره این باشد که چه اتفاقی خواهد افتاد؛ اهمیت آن بیشتر در این است که شخصیتها چگونه با آنچه زندگی پیش رویشان میگذارد کنار میآیند. از این منظر، رقص در سریال استعارهای بسیار مناسب است: حرکتی دقیق و تمرینشده که فقط تا لحظهای زیباست که بتواند با بینظمی، خطا و احساس واقعی انسان پیوند بخورد. «Bunheads» نیز دقیقاً در همین مرز میان نظم و آشفتگی، طنز و اندوه، جوانی و بزرگسالی، و رؤیا و واقعیت معنا پیدا میکند. L
Los Angeles Times
اگر قرار باشد ارزش اصلی آن را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت «Bunheads» بیش از آنکه سریالی درباره رسیدن باشد، سریالی درباره ماندن، تغییر کردن و دوباره تعریف کردن خویشتن است. همین ویژگی است که باعث میشود با وجود برخی نوسانهای روایی و محدودیتهای سبکی، اثر پس از پایان تماشا نیز در ذهن باقی بماند؛ نه الزاماً به خاطر حادثهای بزرگ، بلکه به خاطر شخصیتهایی که برای مدتی کوتاه شبیه آدمهای واقعی به نظر میرسند و جهانی که آرامآرام از مجموعهای از گفتوگوها، حرکتها و لحظات کوچک ساخته میشود. V L S Sources



ثبت دیدگاه