نقد و بررسی
نقد Bullet Ballet | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که نفس نمیکشد در «Bullet Ballet»، توکیو نه پسزمینهای برای یک داستان جنایی، بلکه نیرویی زنده و فرساینده است؛ شهری که آدمها را به حرکت وامیدارد، بیآنکه مقصدی روشن پیش پایشان بگذارد. شینیا تسوکاموتو با تصویر سیاهوسفید و قابهای فشرده، خیابانها و گذرگاهها را به فضایی سرد و بیقرار بدل میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی لحظههای روز نیز از این تیرگی بیرون نمیآیند؛ روشنایی بیشتر به سطحی خاکستری میماند تا نشانهای از آسودگی. فیلم از همان ابتدا حس میدهد که شخصیتها در شهری گرفتارند که راههایش به رهایی ختم نمیشود، بلکه آنان را دوباره به انزوا و خشونت بازمیگرداند. سوگ و وسواس گودا پس از مرگ دوستدخترش در وضعیتی از اندوه، ناباوری و خلأ قرار میگیرد.
« حتی لحظههای روز نیز از این تیرگی بیرون نمیآیند؛ روشنایی بیشتر به سطحی خاکستری میماند تا نشانهای از آسودگی. »
شخصیتها و اجرا
او در پی فهمیدن راز زندگی مرده نیست؛ میلش به یافتن اسلحه، شکلی افراطی از چسبیدن به علت و معلول در جهانی است که برایش بیمعنا شده است. اسلحه در ذهن او از ابزار خشونت فراتر میرود و به شیئی بدل میشود که میتواند سردرگمی را به تصمیمی قطعی تبدیل کند. همین جستوجوی وسواسگونه موتور اصلی فیلم است: نه تعقیب معمایی پرگره، بلکه حرکت مردی که آرامآرام زندگی روزمره را از دست میدهد و به سوی چیزی کشیده میشود که گمان میکند پاس



ثبت دیدگاه