نقد و بررسی
نقد بوفه سرد (Buffet Froid) | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی جنایی در سرزمینی بیمنطق «Buffet Froid» ساختهٔ برتران بلیه، در ظاهر با مصالح یک قصهٔ جنایی آغاز میشود: آلفونس ترام درگیر زنجیرهای از قتلهاست، بیآنکه بهدرستی بداند چه رخ داده یا چه نقشی در آن داشته است. اما فیلم خیلی زود از مسیر معمای جنایی فاصله میگیرد و قواعد آشنای علتومعلول را کنار میگذارد.
آنچه پیش میآید نه معمایی برای حلکردن، بلکه سفری در جهانی است که خشونت در آن حضوری روزمره دارد و واکنش آدمها به آن، بهطرزی غریب، از خود خشونت نامعقولتر است. بلیه تماشاگر را دعوت نمیکند تا سرنخها را مرتب کند و به پاسخی قطعی برسد. او فضای قصه را چون کابوسی بیداری میچیند: اتفاقها رخ میدهند، شخصیتها به آنها واکنش نشان میدهند و سپس، بیآنکه چیزی روشن شده باشد، زندگی ادامه پیدا میکند.
« اما فیلم خیلی زود از مسیر معمای جنایی فاصله میگیرد و قواعد آشنای علتومعلول را کنار میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب، هویت اصلی فیلم را میسازد. «Buffet Froid» نه یک کمدی معمولی با داستانی جنایی است و نه یک تریلر که شوخیهایی به آن افزوده باشند؛ اثری است که مرز این دو را محو میکند و از سردرگمی حاصل، نیروی طنز خود را بیرون میکشد. شهری که آدمها را از هم جدا میکند فضای بصری فیلم از همان ابتدا حس انزوا و بیپناهی را پررنگ میکند.
پاریس اینجا شهرِ زندگی پرجنبوجوش و برخوردهای انسانی نیست؛ مجموعهای از فضاهای سرد، ساختمانهای بزرگ و محیطهایی است که گویی ساکنانشان را از یکدیگر دورتر میکنند. معماری مدرن، بهجای آنکه نوید آسایش و پیشرفت بدهد، حالتی بیروح و بیمقیاس پیدا میکند. آدمها در دل این فضاها کوچک و تنها به نظر میرسند، حتی وقتی کنار هم ایستادهاند.
« شهری که آدمها را از هم جدا میکند فضای بصری فیلم از همان ابتدا حس انزوا و بیپناهی را پررنگ میکند. »
شخصیتها و اجرا
این بیگانگی فقط در دکور و قابها خلاصه نمیشود. شخصیتها نیز با نوعی فاصلهٔ عاطفی با محیط و یکدیگر برخورد میکنند. گویی احساساتشان به زبان نمیآید یا از شدت تکرار، دیگر توان اثرگذاری ندارد. فیلم از این سردی برای ساختن طنزی تلخ بهره میبرد: هرچه موقعیت هولناکتر میشود، لحن آدمها عادیتر میماند.
نتیجه، تناقضی آزاردهنده و خندهآور است که بیش از واکنشهای پرهیجان، در ذهن میماند. روایت گسسته و منطق کابوس روایت «Buffet Froid» عمداً از انسجام متعارف فاصله میگیرد. رشتهای از برخوردها و رخدادهای عجیب شکل میگیرد، اما فیلم اصراری ندارد برای هرکدام توضیحی روانشناختی یا علّی فراهم کند.
« این بیگانگی فقط در دکور و قابها خلاصه نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ممکن است تماشاگر در بخشی از فیلم از خود بپرسد که چرا شخصیتها چنین رفتار میکنند، یا اینکه یک اتفاق دقیقاً چه نسبتی با اتفاق پیشین دارد. پاسخ فیلم اغلب نه توضیح، بلکه ادامهدادن است: رخداد دیگری از راه میرسد و جهان غریب فیلم را گسترش میدهد. این گسست برای مخاطبی که از قصه انتظار مسیر روشن، انگیزههای مشخص و جمعبندی منطقی دارد، میتواند فرساینده باشد.
اما بیقاعدگی فیلم صرفاً به معنای بید
« پاسخ فیلم اغلب نه توضیح، بلکه ادامهدادن است: رخداد دیگری از راه میرسد و جهان غریب فیلم را گسترش میدهد. »



ثبت دیدگاه