نقد و بررسی
نقد بوداپست (Budapest) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت کمدی «بوداپست» ساختهٔ Xavier Gens، کمدی فرانسویِ سال ۲۰۱۸، از خیالپردازی آشنایی آغاز میکند: دو دوست قدیمی که از کارهای اداری و جایگاههای کمفروغ خود خستهاند، تصمیم میگیرند مسیرشان را عوض کنند و در بوداپست کسبوکاری برای برگزاری جشنهای مجردی به راه بیندازند.
این طرح، از همان ابتدا، امکان برخورد دو جهان را فراهم میکند: روزمرگیِ کنترلشدهٔ پاریس و وعدهٔ شبهای بیقاعده و پرهیاهوی پایتخت مجارستان. فیلم بهجای آنکه این تقابل را به طنزی ظریف و چندلایه بدل کند، بیشتر بر انرژی موقعیتها و شتاب ماجراها تکیه دارد؛ انتخابی که گاه به خنده میانجامد و گاه راه را برای اغراق و تکرار باز میگذارد.
دوستی در میدان کسبوکار محور روایی فیلم، رابطهٔ دو شخصیت اصلی، وینسنت و آرنو، است؛ دوستی دیرینهای که با شکلگیری شرکت تازهشان وارد مرحلهای متفاوت میشود. آنها ابتدا در برابر زندگی کاریِ بیروح، همپیمان به نظر میرسند، اما رونق کسبوکار، تصمیمهای مالی و فشار ادارهٔ مشتریان، دوستی را از یک پشتوانهٔ ساده به رابطهای نیازمند مراقبت تبدیل میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایدهٔ مرکزی فیلم در همین نقطه بیشترین ظرفیت را دارد: آیا شراکت کاری میتواند رفاقتی قدیمی را حفظ کند، یا آن را به رقابت و محاسبه آلوده میسازد؟ بااینحال، فیلم همیشه برای این پرسش وقت کافی نمیگذارد. گاهی بحرانهای شخصی و تجاری بیشتر همچون پلههایی برای رسیدن به موقعیت کمدی بعدی عمل میکنند تا رویدادهایی که پیامد عاطفیشان بهدرستی پرورانده شده باشد.
ازاینرو، رابطهٔ دو دوست در لحظههایی جذاب است، اما عمق دراماتیک آن به اندازهٔ ظرفیت اولیهٔ داستان گسترش نمییابد. کمدیِ افراط و موقعیت بخش عمدهٔ طنز «بوداپست» از برخورد برنامهریزیِ تجاری با خواستههای هرچه عجیبتر مشتریان زاده میشود. برگزارکنندگان میکوشند تجربهای بهیادماندنی بفروشند، اما هرچه کسبوکار موفقتر میشود، دامنهٔ تفریحات نیز به سوی شگفتی، بیاحتیاطی و بیقاعدگی میرود.
فیلم در این موقعیتها گاهی واقعاً خندهدار است؛ بهخصوص وقتی آشفتگیِ اجراها، رفتار نامتعارف مشتریان و واکنشهای سردرگم شخصیتها در یک صحنه به هم میرسند. نقطهٔ قوت این شوخیها، بیش از آنکه ظرافت کلامی یا کنایهٔ اجتماعی باشد، انرژی اجرایی آنهاست. فیلم میخواهد تماشاگر را با سرعت و جسارت سرگرم کند و در بهترین لحظات، این هدف را بهخوبی پیش میبرد.
« بااینحال، فیلم همیشه برای این پرسش وقت کافی نمیگذارد. »
شخصیتها و اجرا
اما تکیهٔ مداوم بر اغراق، کمکم اثر خنده را کاهش میدهد: وقتی هر موقعیت باید از قبلی پرهیاهوتر باشد، غافلگیری کمیاب میشود و طنز نیز بهجای تشدید، یکنواختی پیدا میکند. بازیها و شیمی میان بازیگران Manu Payet و Jonathan Cohen در نقش وینسنت و آرنو، مهمترین تکیهگاه فیلماند. بازی آنها در لحظات کمدی سرزنده است و تفاوت میان دو شخصیت، به صحنهها کشش میدهد.
یکی از جذابیتهای همراهیشان در این است که طنز تنها از اتفاقات عجیب نمیآید؛ واکنشهای متفاوت این دو به همان اتفاقات نیز بخشی از شوخی را میسازد. همین هماهنگی سبب میشود بخشهایی که از نظر داستانی چندان تازه نیستند، همچنان با تماشاییبودن اجرا پیش بروند. Monsieur Poulpe نیز در نقش جورجیو به فضای بازیگوشانهٔ فیلم کمک میکند، هرچند شخصیت او بیشتر کارکردی موقعیتی دارد تا مسیری مستقل و پرتحول.
در مجموع، بازیگران با شناخت لحن اثر پیش میروند: نه در پی واقعگرایی کاملاند و نه میکوشند کمدی را به هجو گزندهای بدل کنند. حاصل، اجرایی پرجنبوجوش است که در بعضی صحنهها از خود فیلمنامه زندهتر به نظر میرسد. بوداپست؛ پسزمینهای پرتحرک بوداپست فقط نامی در عنوان فیلم نیست؛ شهر بخشی از وعدهٔ روایی آن است.
« بازیها و شیمی میان بازیگران Manu Payet و Jonathan Cohen در نقش وینسنت و آرنو، مهمترین تکیهگاه فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شبنشینیها، خیابانها و فضای شهری، به فیلم رنگ و حرکت میبخشند و آن را از یک کمدی محدود به محیط کار و خانه جدا میکنند. انتخاب این شهر بهعنوان مقصدی برای ماجراجویی، تضادی دلپذیر با روزمرگی شخصیتها میسازد و به تماشاگر امکان میدهد در کنار دنبالکردن قصه، از تصور سفر و رهایی موقت از برنامههای معمول نیز لذت ببرد.
بااینهمه، شهر گاهی بیش از آنکه بهعنوان مکانی با هویت مستقل دیده شود، به منظرهای برای تفریحهای افراطی بدل میشود. فیلم علاقهٔ چندانی به پیچیدگیهای فرهنگی یا زندگی روزانهٔ بوداپست ندارد؛ آنچه اهمیت مییابد، حالوهوای پرنور، پرصدا و سرگرمکنندهٔ مقصد است. این نگاه با هدف کمدی سبک اثر سازگار است، اما ظرفیت مکانی را نیز محدود میکند: بوداپست بیشتر حالوهوایی میآفریند تا آنکه در معنای عمیقتری وارد روایت شود.
ریتم و فرسایش ایده در آغاز، فیلم از تازگیِ موقعیت و شورِ شروع یک ماجراجویی تازه سود میبرد. تماشاگر همراه شخصیتها وارد کسبوکاری میشود که قواعدش هنوز روشن نیست و هر سفارش میتواند دردسر یا فرصتی تازه پدید آورد. اما از نیمهٔ دوم، این موتور روایی بهتدریج فرسوده میشود. الگوی اصلی بارها تکرار میشود: تقاضایی عجیبتر، آشفتگیای بزرگتر و واکنشی پرهیاهو.
« ریتم و فرسایش ایده در آغاز، فیلم از تازگیِ موقعیت و شورِ شروع یک ماجراجویی تازه سود میبرد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه آن است که مسیر داستان پیش از پایان، تا حدی قابلحدس میشود و کشش اولیهاش را از دست میدهد. این افت، صرفاً از پیشبینیپذیری رخدادها ناشی نمیشود؛ فیلم میان کمدیِ بیپروا و پرداخت جدیترِ پیامدهای آن نیز نوسان دارد. گاهی نشانههایی از فشار بر زندگی مشترک و فرسایش دوستی دیده میشود، اما روایت زود به ریتم سبک و شوخیهای بعدی بازمیگردد.
در نتیجه، عواقب تصمیمها نه کاملاً بیاهمیت میشوند و نه آنقدر پیگیری میشوند که وزن دراماتیک پیدا کنند. لحن و محدودیتهای فیلم «بوداپست» برای تماشاگرانی ساخته شده که از کمدیهای پرتحرک، شوخیهای جسورانه و موقعیتهای نامعقول استقبال میکنند. فیلم از ابتدا قرار نیست تصویری واقعگرایانه از کسبوکار یا روابط انسانی ارائه دهد؛ جهانش بر اساس بزرگنمایی و سرعت بنا شده است.
مشکل زمانی پدید میآید که اغراق جای تنوع را میگیرد و هر بحران، بهجای آنکه شخصیتها را دگرگون کند، تنها بهانهای برای یک صحنهٔ شلوغتر میشود. در عین حال، فیلم بهکلی بیاثر نیست. چند صحنهٔ واقعاً خندهدار، بازیهای پرانرژی و فضای شهری جذابش برای تماشای بیدردسر کفایت میکنند. برخی موقعیتها حتی پس از پایان فیلم در ذهن میمانند، اما مجموعهٔ اثر بهندرت از سرگرمیِ لحظهای فراتر میرود.
« نتیجه آن است که مسیر داستان پیش از پایان، تا حدی قابلحدس میشود و کشش اولیهاش را از دست میدهد. »
جمعبندی
این همان دوگانگیای است که تجربهٔ تماشایش را تعریف میکند: گاهی از شوخیها لذت میبریم، اما کمتر احساس میکنیم که فیلم حرف تازهای دربارهٔ دوستی، کار یا فرار از روزمرگی به میان آورده است. جمعبندی «بوداپست» کمدیای پرجنبوجوش و نامتوازن است که بیش از هر چیز بر بازی دو بازیگر اصلی، شوخیهای موقعیتی و جذابیت فضای شهری تکیه میکند.
ایدهٔ دو دوست که برای گریختن از شغلهای خستهکننده کسبوکاری نامتعارف راه میاندازند، شروعی دلپذیر دارد و لحظات خندهدار فیلم نیز کم نیستند. بااینحال، اغراق مداوم، تکرار الگوی شوخیها و افت کشش داستان در نیمهٔ دوم، مانع از آن میشود که فیلم به کمدیای ماندگار یا عمیق بدل شود. برای یک شبِ سبک و تماشایی، اثر میتواند انتخابی مناسب باشد؛ بهویژه اگر انتظار کمدی ظریف یا داستانی پیچیده از آن نداشته باشیم.
«بوداپست» بیش از آنکه ما را به تأمل وادارد، میکوشد چند بار بخنداند و حالوهوایی پرتحرک بسازد؛ در این هدف، کامیابیاش واقعی است، هرچند محدود.
ثبت دیدگاه