نقد و بررسی
نقد ابوت و کاستلو با فرانکنشتاین ملاقات میکنند (Bud Abbott and Lou Costello Meet Frankenstein) | 1948
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم میان کمدی و وحشت «Bud Abbott and Lou Costello Meet Frankenstein» ساختهٔ Charles Barton، اثری است که از همان عنوانش وعدهٔ برخورد دو جهان ناهمگون را میدهد: کمدی دونفرهٔ Abbott و Costello و وحشتِ هیولاهای مشهور سینمایی. فیلم در سال ۱۹۴۸ ساخته شد و بهجای آنکه هیولاها را صرفاً در پسزمینهای تزئینی قرار دهد، آنها را وارد سازوکار کمدی میکند؛ با این تفاوت که هرگز نمیکوشد آنها را کاملاً به شوخی بدل سازد.
داستان با دو باربر به نامهای Chick و Wilbur پیش میرود که ناخواسته درگیر نقشهای خطرناک میشوند؛ نقشهای که Dracula، هیولای Frankenstein و گرگنما را در یک مسیر روایی گرد میآورد. جذابیت بنیادی فیلم نه در غافلگیری داستانی، بلکه در برخورد دو لحن است. جهان هیولاها با سایهها، قلعهها و تهدیدهای آشنا شکل میگیرد؛ جهان Abbott و Costello بر سوءتفاهم، شتاب کلامی و واکنشهای جسمانی استوار است.
فیلم میداند که این دو قلمرو را نمیتوان بیدردسر در هم آمیخت، اما از همین اصطکاک انرژی میگیرد. حاصل، نه یک فیلم ترسناک تمامعیار است و نه صرفاً نمایش پیدرپی شوخیها؛ بلکه کمدیای است که نیروی خود را از نزدیکشدن به امر هولناک میگیرد. روایت؛ سادگیِ مفید و محدودیتهای آن طرح داستانی عمداً ساده و مستقیم است.
« جذابیت بنیادی فیلم نه در غافلگیری داستانی، بلکه در برخورد دو لحن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Wilbur هشدارهایی دریافت میکند که خطر را پیش چشم او میآورند، اما بدگمانی و سادهباوریاش مانع میشود تهدید را بهدرستی دریابد. در سوی دیگر، Chick با خونسردی و تردیدهایش نقش نیروی مقابل را بازی میکند؛ همان شخصیتی که میتواند آشفتگیهای Wilbur را هم تشدید کند و هم به تماشاگر امکان دهد از بیرون به آنها بخندد.
این سادگی برای کمدی موقعیت سودمند است: تماشاگر زودتر از شخصیتها بخشی از خطر را درمییابد و از فاصلهٔ میان آنچه میداند و آنچه قهرمانان میفهمند، لذت میبرد. بااینحال، روایت همیشه به یک اندازه چابک نیست. برخی شوخیها بیش از ظرفیت خود ادامه مییابند و صحنهای را که میتوانست با ضربهای کوتاه مؤثر باشد، کش میدهند.
در نیمهٔ پایانی نیز تراکم شخصیتها، تعقیبوگریزها و جابهجاییهای مکرر میان خطر و خنده، انسجام ریتم را کاهش میدهد. فیلم در لحظههایی از نیروی تجمعی صحنههایش بهره میبرد، اما گاه شلوغی را با پیشروی اشتباه میگیرد. بازی و سازوکار زوج کمدی نقطهٔ قوت اصلی فیلم، تفاوت روشن میان دو بازیگر و هماهنگی دقیق آنهاست.
« بااینحال، روایت همیشه به یک اندازه چابک نیست. »
شخصیتها و اجرا
Bud Abbott در جایگاه مرد جدیتر و مهارکننده قرار میگیرد؛ با لحنی که غالباً میکوشد ماجرا را عقلانی جلوه دهد، حتی وقتی واقعیت از کنترل خارج شده است. Lou Costello، در مقابل، با بدن و چهرهاش واکنش نشان میدهد: مکثهای هراسان، نگاههای گشاده، دستپاچگی و تغییر ناگهانی حالتها، بخش بزرگی از بار خنده را بر دوش میکشند.
اداکاری Costello فقط مجموعهای از شکلکها نیست. زمانبندی اوست که آنها را به ابزار کمدی بدل میکند: گاه واکنش را اندکی عقب میاندازد تا انتظار شکل بگیرد، و گاه با جهشی ناگهانی، تمام صحنه را میشکند. همین توانایی است که سبب میشود حضور هیولاها برای شخصیت او صرفاً فرصتی برای شوخی نباشد؛ ترسِ Wilbur، هرچند اغراقشده و خندهدار، از نظر جسمانی باورپذیر به نظر میرسد.
Abbott نیز با بازی کمتحرکتر خود، برای این انفجارهای واکنشی زمینه میسازد. اگر هر دو بازیگر با شدت یکسان اغراق میکردند، تضاد اصلی از میان میرفت. هیولاها؛ حضور جدی در دل بازیگوشی حضور Bela Lugosi در نقش Dracula به فیلم وزنی ویژه میدهد. او در برابر آشوب Abbott و Costello، وقاری سرد و تهدیدآمیز نگه میدارد و همین جدیت، شوخیها را مؤثرتر میکند؛ زیرا فیلم به تماشاگر اجازه میدهد همزمان خطر را ببیند و از واکنش مضطرب قهرمانان بخندد.
« اداکاری Costello فقط مجموعهای از شکلکها نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Lon Chaney Jr. نیز نقش گرگنما را با کیفیتی غمبارتر و ملودراماتیکتر عرضه میکند، در حالی که Glenn Strange در نقش هیولای Frankenstein بیشتر از آنکه روانشناسی پیچیدهای پیدا کند، حضوری سنگین و دیداری دارد. بازیگران اصلی هیولاها همان چهرههاییاند که با نقشهای شناختهشدهٔ این شخصیتها پیوند دارند.
اما فیلم بهندرت میکوشد به ترس جدی فیلمهای مستقل این هیولاها بازگردد. این شخصیتها در درجهٔ نخست بخشی از یک نمایش کمدیاند: تماشایی، پرابهت و مناسب برای برهمزدن امنیت قهرمانان، نه شخصیتهایی که جهان درونیشان بهتفصیل کاویده شود. از این منظر، فیلم را نباید با انتظار وحشت روانشناختی یا بازسازی فضای آثار پیشین دید.
علاقهاش به هیولاها واقعی است، اما این علاقه در خدمت سرگرمی قرار میگیرد، نه تعلیقی ممتد و سهمگین. میزانسن، تصویر و فضای کلاسیک فیلم سیاهوسفید است و از شمایلهای آشنای سینمای هیولایی بهره میبرد: فضای تاریک، معماری گوتیک، سایههای کشیده و قابهایی که میتوانند هیولا را به حضوری بزرگتر از زندگی بدل کنند.
« بازیگران اصلی هیولاها همان چهرههاییاند که با نقشهای شناختهشدهٔ این شخصیتها پیوند دارند. »
قوتها و کاستیها
این زبان تصویری با کمدی تضاد دارد، اما بهجای آنکه از بین برود، در برخورد با رفتار روزمره و هراسان شخصیتها نوعی طنز بصری میسازد. هرچه محیط رسمیتر و رازآلودتر باشد، آشفتگی Wilbur بیشتر به چشم میآید. از حیث بصری، فیلم بیش از آنکه به نوآوری چشمگیر تکیه کند، به شناخت تماشاگر از قراردادهای ژانر متکی است.
قلعه و هیولا برای مخاطبی که با سینمای وحشت کلاسیک آشناست، معنایی فوری دارند؛ فیلم با همان نشانهها بازی میکند و آنها را در موقعیتهای کمیک مینشاند. موسیقی و طراحی فضا نیز به حفظ این دوگانگی کمک میکنند: خطر بهقدر کافی جدی جلوه میکند تا واکنشها بیمعنا نشوند، اما لحن کلی اجازه نمیدهد فیلم در قلمرو هراس محض باقی بماند.
ریتم و دامِ تکرار تکیهٔ فیلم بر الگوهای نمایشیِ روشن، هم امتیاز آن است و هم محدودیتش. سوءتفاهمی شکل میگیرد، Wilbur خطری را درمییابد یا از درک آن بازمیماند، و Chick واکنشی نشان میدهد که موقعیت را به شکلی تازه به حرکت درمیآورد. این چرخه در بهترین لحظات، ریتمی زنده و خوشساخت دارد؛ بهویژه زمانی که شوخی از جزئیات بازی Costello و پاسخ خونسرد Abbott زاده میشود، نه از توضیح مکرر یک وضعیت.
« هرچه محیط رسمیتر و رازآلودتر باشد، آشفتگی Wilbur بیشتر به چشم میآید. »
جمعبندی
بااینحال، برخی صحنهها بهجای افزودن بُعد تازه، همان شوخی را طولانیتر میکنند. این تکرار برای دوستداران سبک Abbott و Costello احتمالاً بخشی از لذت آشنا و مطبوع فیلم است، اما برای تماشاگر کمحوصلهتر میتواند ضرباهنگ را کند کند. ازدحام رویدادها در بخشهای پایانی نیز مجال نمیدهد همهٔ موقعیتها با مکث و دقت یکسان پرداخت شوند.
فیلم از شتاب و آشوب نیرو میگیرد، اما گاهی همان شتاب مانع وضوح و ظرافت میشود. جمعبندی «Bud Abbott and Lou Costello Meet Frankenstein» بیش از آنکه فیلمی ترسناک با چاشنی کمدی باشد، کمدیای است که از میراث سینمای وحشت کلاسیک برای ساختن موقعیتهای خود استفاده میکند. مهمترین دستاوردش هماهنگی میان جدیت هیولاها و آشفتگی قهرمانان است؛ بهخصوص بازی پرانرژی Lou Costello که بارها صحنه را با چهره و واکنشهای جسمانیاش جان میبخشد.
در سوی دیگر، کشآمدن بعضی شوخیها، شلوغی نیمهٔ پایانی و کمرنگشدن وجه هراسانگیز هیولاها، محدودیتهای روشن اثرند. با وجود این کاستیها، ترکیب نامتعارف دو کمدین با چهرههای نمادین وحشت، همچنان نیروی سرگرمکنندهٔ خود را حفظ کرده است. فیلم نه میکوشد هیولاها را دوباره به موجوداتی هولناک و دستنیافتنی بدل کند و نه کاملاً از جذابیت ترس آنها چشم میپوشد؛ میان این دو قطب حرکت میکند و همین نوسان، هویت ویژهاش را میسازد.
« بااینحال، برخی صحنهها بهجای افزودن بُعد تازه، همان شوخی را طولانیتر میکنند. »
ثبت دیدگاه