نقد و بررسی
نقد برادر (Brother) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان «برادر» ساختهٔ تاکشی کیتانو، داستان مردی را دنبال میکند که پس از فروپاشی خاندان یاکوزای خود، از ژاپن به لسآنجلس میرود و در آنجا به برادر کوچکترش میپیوندد. برادرش در حاشیهٔ اقتصاد زیرزمینی شهر زندگی میکند و با گروهی کوچک درگیر دادوستد مواد مخدر است. یاماموتو، با انضباط خشک و قواعد بیچونوچرای دنیای تبهکاری، این جمع پراکنده را به نیرویی منسجم بدل میکند؛ اما آنچه در ظاهر ماجرای گسترش قلمرو و رویارویی با رقیبان است، بهتدریج تصویری از تنهایی، وفاداری و چرخهٔ فرسایندهٔ خشونت میسازد.
کیتانو، که هم کارگردانی و نگارش فیلم را بر عهده داشته و هم در نقش یاماموتو ظاهر شده است، قصه را با ایجاز پیش میبرد. او بهجای آنکه پیشینهٔ شخصیتها را با توضیحهای مفصل باز کند، اغلب به رفتارها، مکثها و تصمیمهای ناگهانیشان مجال میدهد تا معنا بسازند. این شیوه، تماشاگر را به مشاهدهگری دقیقتر تبدیل میکند: سکوتها گاه از گفتوگوها گویاترند و خشونت، بهجای آنکه صرفاً نقطهٔ اوج هر صحنه باشد، جزئی از سازوکار جهان فیلم به نظر میرسد.
یاماموتو؛ حضور خاموش و اقتدار سرد مرکز ثقل فیلم، یاماموتو است؛ مردی کمحرف که اقتدارش را نه با خطابه، بلکه با سکوت، نگاه و واکنشهای حسابشده به اطراف تحمیل میکند. بازی تاکشی کیتانو بر همین اقتصاد بیانی استوار است. او کمتر احساسات شخصیت را آشکارا شرح میدهد و بیشتر اجازه میدهد تناقضهای رفتارش دیده شوند: خشونت و خویشتنداری، بیاعتنایی ظاهری و دلبستگی، اعتماد به قواعد قدیمی و ناتوانی در انطباق با محیط تازه.
« برادرش در حاشیهٔ اقتصاد زیرزمینی شهر زندگی میکند و با گروهی کوچک درگیر دادوستد مواد مخدر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این خویشتنداری سبب میشود هر تغییر کوچک در رفتار او اهمیت پیدا کند. یاماموتو صرفاً قهرمانی مسلط بر صحنه نیست؛ او مردی است که چارچوب اخلاقیاش از جهانی دیگر آمده و در سرزمینی تازه نیز همان قواعد را به کار میبندد. از این منظر، مهاجرت او فقط جابهجایی جغرافیایی نیست؛ انتقال یک نظام ارزشی است که در محیط جدید هم میتواند به دیگران هویت و نظم بدهد و هم آنان را به ورطهٔ خطر بکشاند.
فیلم این دوگانگی را بهروشنی نشان میدهد، هرچند گاهی فرصت نمییابد لایههای روانی آن را به اندازهٔ ظرفیتش بگستراند. برادری؛ خویشاوندی و وفاداری اکتسابی عنوان فیلم به دو گونه پیوند اشاره دارد: نسبت خانوادگی میان یاماموتو و کن، و رابطهای که میان یاماموتو و اعضای گروه، بهویژه دنی، شکل میگیرد.
این تمایز از مهمترین محورهای دراماتیک اثر است. خویشاوندی خونی بهتنهایی تضمینکنندهٔ صمیمیت یا تفاهم نیست؛ در مقابل، وفاداری ممکن است میان کسانی پدید آید که از زبان، پیشینه و تجربهٔ مشترکی برخوردار نیستند. فیلم میپرسد چه چیزی یک جمع را به خانواده تبدیل میکند: خون، اطاعت، منفعت یا مسئولیتی که افراد در برابر یکدیگر میپذیرند؟
« این خویشتنداری سبب میشود هر تغییر کوچک در رفتار او اهمیت پیدا کند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ یاماموتو و دنی از همینرو جذابیت ویژهای دارد. فاصلهٔ فرهنگی و زبانی میان آنها گاه مانع ارتباط است و گاه به سرچشمهٔ لحظههایی کموبیش طنزآمیز بدل میشود. اعتماد میان این دو با گفتوگوهای توضیحی ساخته نمیشود؛ بیشتر در رفتارهای عملی و آزمونهای کوچک وفاداری شکل میگیرد. با این حال، فیلم گاهی این پیوند را سریعتر از آنچه تحول درونی شخصیتها اقتضا میکند، به مرحلهٔ صمیمیت میرساند.
نتیجه همچنان اثرگذار است، اما بعضی لحظات میتوانستند برای شکلگیری عاطفی خود فضای بیشتری داشته باشند. خشونت؛ زبان قدرت و بنبست روایت خشونت در «برادر» نیرویی تزئینی یا صرفاً هیجانساز نیست؛ زبان مشترک دنیایی است که شخصیتها در آن زندگی میکنند. هر گسترش قلمرو به واکنشی تازه میانجامد و هر پیروزی، زمینهٔ تهدید بعدی را فراهم میکند.
فیلم بهروشنی نشان میدهد که قدرت در چنین مناسباتی پایدار نیست: هر کس برای حفظ موقعیت خود به خشونت متوسل شود، عملاً منطق همان نظامی را بازتولید میکند که سرانجام او را نیز در تنگنا قرار میدهد. این چرخه، معنای تلخ زیرین فیلم را میسازد. بااینهمه، تکرار برخوردها و حذف رقیبان ممکن است برای بخشی از تماشاگران به یکنواختی بینجامد.
« رابطهٔ یاماموتو و دنی از همینرو جذابیت ویژهای دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت در بخشهایی بیش از آنکه مسیرهای تازهٔ شخصیتی یا فکری بگشاید، بر منطق تصاعدی درگیریها تکیه میکند: رقیبی تازه، رویاروییای تازه و پیامدی سنگینتر. این سادگی تا اندازهای با خشکی جهان فیلم سازگار است، اما همزمان مانع از آن میشود که همهٔ شخصیتهای پیرامونی به عمق یکسانی برسند.
فیلم بیشتر به الگوی وفاداری و خشونت علاقه دارد تا به واکاوی دقیق انگیزههای فردی تکتک افراد. میزانسن، سکوت و موسیقی از نقاط قوت اثر، فضاسازی سرد و مینیمالیستی آن است. کیتانو در بسیاری از صحنهها از توضیحهای زائد پرهیز میکند و به تصویر، سکوت و فاصلهٔ میان شخصیتها اعتماد دارد. این خویشتنداری، خشونت را پرمعناتر میسازد: حملهها از دل سکون بیرون میجهند و به همین دلیل، شوک و سنگینی بیشتری پیدا میکنند.
شهر نیز بیش از آنکه فضایی پرجنبوجوش و آشنا باشد، همچون محیطی بیگانه جلوه میکند؛ جایی که یاماموتو در آن حضور دارد، اما هرگز کاملاً به آن تعلق نمییابد. موسیقی جو هیسایشی با این لحن بصری همساز است و در کنار تدوین موجز کیتانو، ضرباهنگی میسازد که میان آرامش و تهدید نوسان دارد. فیلم از سکون برای انباشتن تنش بهره میبرد و سپس ناگهان آن را میشکند.
« فیلم بیشتر به الگوی وفاداری و خشونت علاقه دارد تا به واکاوی دقیق انگیزههای فردی تکتک افراد. »
قوتها و کاستیها
همین تضاد، امضای مهم اثر است: خشونت تنها در لحظهٔ وقوع معنا نمییابد، بلکه انتظارِ وقوع آن نیز بخشی از تجربهٔ تماشاست. در صحنههای کمکلام، تنهایی شخصیتها و خلأ عاطفی پیرامونشان بهخوبی حس میشود. برخورد فرهنگی و محدودیتهای روایت انتقال داستان یاکوزایی به لسآنجلس به فیلم امکان میدهد دو جهان جنایی را کنار هم قرار دهد؛ اما این برخورد همیشه به تصویری چندلایه از جامعهٔ آمریکا منتهی نمیشود.
گروه چندنژادیِ پیرامون کن، در آغاز زمینهای برای بررسی تفاوتهای فرهنگی و شیوههای گوناگون تعلق فراهم میکند، ولی فیلم گاه این تفاوتها را به نشانههایی ساده و قابلتشخیص تقلیل میدهد. روابط نژادی و جایگاه گروههای مختلف در شهر، پیچیدگی کافی پیدا نمیکنند و برخی شخصیتها بیشتر کارکردی در پیشبرد ماجرا دارند تا حضوری مستقل و کامل.
ناهماهنگی زبان نیز گاهی آشکار است. دیالوگهای انگلیسی در شماری از صحنهها طبیعی و روان به نظر نمیرسند و بازی برخی بازیگران در کنار بازی کنترلشدهٔ کیتانو، توازن واحدی پیدا نمیکند. این اختلاف، بهویژه در لحظاتی که فیلم میکوشد میان خشونت و طنز تلخ تعادل برقرار کند، محسوس میشود.
« در صحنههای کمکلام، تنهایی شخصیتها و خلأ عاطفی پیرامونشان بهخوبی حس میشود. »
جمعبندی
با وجود این، این کاستیها تمامیت فضای اثر را از میان نمیبرند؛ بلکه بر دشواری پروژه میافزایند: فیلمی که میخواهد قواعد یک سنت جنایی ژاپنی را در محیطی آمریکایی بیازماید، بیآنکه کاملاً در هیچیک از دو قالب حل شود. جمعبندی «برادر» فیلمی دربارهٔ پیوندهایی است که در محیطی بیرحم، هم به افراد پناه میدهند و هم آنان را به خطر میاندازند.
دستاورد اصلی آن را باید در لحن موجز، بازی کمبیان تاکشی کیتانو و تواناییاش در ساختن تنش از سکوت دانست. رابطهٔ میان یاماموتو و دنی نیز به فیلم گرمایی انسانی میبخشد که در تضاد با سردی جهان پیرامون قرار دارد. در برابر این امتیازها، روایت نسبتاً سرراست، تکرار خشونت و سادهسازی بخشی از روابط اجتماعی، دامنهٔ اثر را محدود میکند.
بااینحال، فیلم در ثبت تنهایی مردی که قواعد گذشته را به سرزمینی تازه میآورد و در نشاندادن بهایی که وفاداری در جهانی خشن دارد، تصویری ماندگار میسازد. «برادر» شاید همهٔ پرسشهایی را که مطرح میکند تا پایان بپرورد، اما با سبک بصری متمایز و نگاه تلخش به خشونت، اثری قابلتأمل در کارنامهٔ کیتانو باقی میماند.
« دستاورد اصلی آن را باید در لحن موجز، بازی کمبیان تاکشی کیتانو و تواناییاش در ساختن تنش از سکوت دانست. »



ثبت دیدگاه