نقد و بررسی
نقد برادرها (Bros) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رویکرد و جهان فیلم «Bros» کمدی رمانتیکی است که از همان آغاز میکوشد هم قواعد آشنای این ژانر را به کار گیرد و هم آنها را از زاویهای تازه بازبینی کند. فیلم بهجای آنکه شخصیتهایش را صرفاً نسخههایی همسان از قهرمانان عاشقانهٔ جریان اصلی قرار دهد، تجربهٔ زیستهٔ مردان همجنسگرا را به مرکز روایت میآورد: دوستیها، قرارهای آشنایی، توقعات اجتماعی، شوخیهای درونگروهی و دشواریِ صمیمیشدن.
اهمیت اثر فقط در موضوع عاشقانهاش نیست؛ در این است که اجازه میدهد شخصیتهای کوییر پیچیده، خودآگاه، گاهی خودخواه و گاهی آسیبپذیر باشند، بیآنکه پیوسته در مقام توضیحدادن یا دفاع از هویت خود قرار بگیرند. داستان در نیویورک میگذرد و حول بابی، مردی مستقل و زبانتیز، و آرون، مردی با خلقوخویی متفاوت، شکل میگیرد.
آشنایی آنها زمینهٔ رابطهای را فراهم میکند که از همان ابتدا آسان و هماهنگ نیست. فیلم بهجای وعدهٔ عشقی بیدردسر، از دو آدمی میگوید که باید میان عادتهای شخصی، مشغلهها و میل به نزدیکی راهی پیدا کنند. این بستر ساده، فرصت مناسبی برای ساختن کمدی و پرداختن به مسئلهٔ تعهد فراهم میآورد.
طنز؛ نیروی محرک و گاه مانع مهمترین دارایی «Bros» گفتوگوهای پرشتاب و شوخیهایی است که اغلب از برخورد شخصیتها با یکدیگر و با محیط اطرافشان زاده میشوند. بابی بهویژه با بیان تند و واکنشهای فوریاش، انرژی زیادی به صحنهها میبخشد؛ او در برابر موقعیتهای ناخوشایند یا متناقض به شوخی پناه میبرد و از زبانش همچون سپری برای حفظ فاصله استفاده میکند.
« داستان در نیویورک میگذرد و حول بابی، مردی مستقل و زبانتیز، و آرون، مردی با خلقوخویی متفاوت، شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ویژگی هم منشأ خنده است و هم نشانهای از شیوهٔ دفاعی او در برابر آسیبپذیری. طنز فیلم تنها بر شوخیهای عام و موقعیتهای عاشقانه تکیه ندارد. بخشی از آن متوجه کلیشههای فرهنگی، آداب معاشرت درون جامعهٔ همجنسگرایان و تصویرهایی است که سینما از عشق و مردانگی ساخته است. این خودآگاهی به اثر شخصیت میدهد، اما گاهی حجم شوخیها چنان زیاد میشود که فرصت مکث از صحنه گرفته میشود.
درست در لحظهای که میتوانست سکوتی معنادار یا احساسی پیچیده شکل بگیرد، فیلم گاه با جملهای بامزه فشار عاطفی را خنثی میکند. در نتیجه، کمدی همزمان موتور فیلم و یکی از محدودیتهای آن است. دو شخصیت و فاصلهای که باید پیموده شود بابی و آرون بر پایهٔ تضاد ساخته شدهاند، اما تفاوتشان صرفاً ابزار ایجاد کشمکش نیست.
بابی باهوش، پرحرف و مستقل است و به نظر میرسد برای حفظ آزادی خود، ترجیح میدهد تنهایی را انتخابی آگاهانه جلوه دهد. آرون آرامتر و کمادعاتر به نظر میرسد و با نوع دیگری از انتظارها و تردیدها روبهروست. فیلم این دو را از همان ابتدا به زوجی بینقص تبدیل نمیکند؛ نزدیکیشان با سوءبرداشت، مکث و ناهماهنگی پیش میرود.
این تدریج، یکی از نقاط قوت روایت است. جاذبهٔ میان آنها نه با یک اعتراف ناگهانی کامل میشود و نه در قالب تفاهمی فوری جا میافتد. هر دو باید با تفاوتهای واقعی روبهرو شوند و از تصویری که از خود و دیگری ساختهاند فاصله بگیرند. بازی بیلی آیکنر و لوک مکفارلین نیز به این تفاوتها وضوح میبخشد: یکی از طنین کلام و حضور پرتحرک بهره میبرد و دیگری با خویشتنداری و واکنشهای کمصداتر تعادل ایجاد میکند.
« این ویژگی هم منشأ خنده است و هم نشانهای از شیوهٔ دفاعی او در برابر آسیبپذیری. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، گاهی شخصیتها بیش از آنکه از رفتار و سکوتشان شناخته شوند، بهواسطهٔ گفتوگوهای توضیحی معرفی میشوند. استقلال فردی در برابر میل به همراهی در لایهٔ عاطفی، فیلم پرسشی آشنا را به شکلی متناسب با شخصیتهایش پیش میکشد: آیا میتوان رابطهای جدی خواست، بیآنکه استقلال و هویت فردی را کنار گذاشت؟
«Bros» پاسخ سادهای نمیدهد و همین تردید به روایت جان میبخشد. بابی از تنهایی خود دفاع میکند، اما این دفاع لزوماً به معنای بینیازی نیست؛ گاه استقلالی که با اطمینان عرضه میشود، راهی برای دورماندن از خطرِ دلبستن است. در سوی دیگر، رابطه نیز بهعنوان راهحل جادویی همهٔ دشواریها معرفی نمیشود.
مشغلههای روزمره در این داستان تنها مانع رسیدن دو نفر به یکدیگر نیستند؛ آنها بخشی از هویت و اولویتهای هر شخصیتاند. کار، دوستی، مسئولیتهای اجتماعی و توقعات فردی، فضای عاشقانه را احاطه میکنند و آن را از خلأهای خیالانگیز دور نگه میدارند. گاهی فیلم این لایهها را با ظرافت در مسیر رابطه میگنجاند و نشان میدهد همراهی مستلزم حذف تفاوتها نیست.
گاهی نیز کشمکشها بیش از اندازه منظم پیش میروند و موقعیتها چنان مهندسیشدهاند که آشفتگی نامرتبِ روابط واقعی کمتر احساس میشود. جامعهٔ پیرامونی و اهمیت بازنمایی جهان فیلم فقط به دو قهرمان محدود نمیماند. دوستان و چهرههای پیرامونی، به رابطه بافت اجتماعی میبخشند و نشان میدهند عشق درون شبکهای از خاطرهها، شوخیها و تجربههای جمعی شکل میگیرد.
« Bros» پاسخ سادهای نمیدهد و همین تردید به روایت جان میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از سوی دیگر، فیلم به اهمیت دیدهشدن داستانهای کوییر در قالب کمدی رمانتیک جریان اصلی آگاه است. این آگاهی در خود اثر حضور دارد، اما معمولاً به خطابهای سنگین بدل نمیشود؛ «Bros» بیش از آنکه بخواهد فقط دربارهٔ اهمیت نمایندگی حرف بزند، میکوشد تجربهای سرگرمکننده و انسانی عرضه کند.
یکی از امتیازهای این انتخاب، پرهیز نسبی از تصویر آرمانی و بیخطای شخصیتهای همجنسگراست. آنها میتوانند خودخواه، نامطمئن، مضحک یا لجوج باشند و همین نقصها به شخصیتپردازی کمک میکند. بااینحال، شوخیهای فیلم گاهی چنان متراکماند که به جای گشودن فضا برای تفاوتهای درونی شخصیتها، آنها را در قالب تیپهای سریع و بهیادماندنی نگه میدارند.
فیلم در بهترین لحظههایش هم به فرهنگ پیرامون خود میخندد و هم به شخصیتهایش حق میدهد که جدی گرفته شوند؛ در لحظههای کماثرتر، یکی از این دو وجه بر دیگری غلبه میکند. کارگردانی، ریتم و اجرای بازیگران نیکلاس استولر فیلم را با ضرباهنگی تند و متناسب با کمدیهای گفتوگومحور پیش میبرد.
این انتخاب به صحنهها تحرک میدهد و از افتادن روایت در ملال جلوگیری میکند، اما همیشه به سود لحظههای عاطفی نیست. رابطه برای آنکه باورپذیر شود، گاه به فضای خالی نیاز دارد: نگاه یا واکنشی که بهجای توضیحدادن، اجازه دهد مخاطب معنای احساس را کشف کند. «Bros» در برخی موقعیتها این فرصت را فراهم میآورد، اما در بخشهایی دیگر شتاب کمدی نمیگذارد حسها تهنشین شوند.
« از سوی دیگر، فیلم به اهمیت دیدهشدن داستانهای کوییر در قالب کمدی رمانتیک جریان اصلی آگاه است. »
قوتها و کاستیها
بازیها به حفظ تعادل میان هجو و احساس کمک میکنند. آیکنر شخصیت بابی را با نیروی کلامی و اعتمادبهنفسی نمایشی میسازد که در زیر آن، تزلزل و نیاز به تأیید نیز دیده میشود. مکفارلین در نقش آرون با حضوری آرامتر، نقطهٔ مقابل مناسبی برای اوست و از تبدیلشدن شخصیتش به صرفاً «آدمِ منطقیِ» رابطه جلوگیری میکند.
بازیگران مکمل نیز در لحظههای کوتاه به جهان فیلم رنگ میدهند؛ هرچند بعضی حضورها بیشتر برای افزودن شوخی یا تأکید بر یک موقعیت طراحی شدهاند تا گسترش مستقل شخصیتها. جمعبندی «Bros» فیلمی سرزنده و صریح است که قدرتش را از زبان تند، بازیهای هماهنگ و نگاهی آگاه به قواعد کمدی رمانتیک میگیرد.
مهمتر از همه، رابطهٔ بابی و آرون را فرایندی تدریجی و پر از تردید میبیند؛ نزدیکی در اینجا نه بیهزینه است و نه نتیجهٔ تفاهمی ازپیشآماده. فیلم از کشاکش میان استقلال و همراهی بهره میگیرد و به شخصیتهایش اجازه میدهد هم بامزه باشند و هم ناقص. بااینحال، گاه شتاب شوخیها عمق عاطفی را محدود میکند و گفتوگوها جای سکوت و زیرمتن را میگیرند.
برخی برخوردها نیز بیش از حد مرتب و طراحیشدهاند؛ گویی فیلم در لحظهای که میتواند به بینظمیِ واقعی احساس اعتماد کند، ترجیح میدهد به فرمول کمدی بازگردد. حاصل، اثری خوشتماشا و پرانرژی است که در بهترین لحظاتش صمیمیت را از دل تفاوتها بیرون میکشد، اما میتوانست به احساسات ناگفتهٔ شخصیتهایش اعتماد بیشتری داشته باشد.
« بازیها به حفظ تعادل میان هجو و احساس کمک میکنند. »



ثبت دیدگاه