نقد و بررسی
نقد قهرمان شمشیر شکسته (Broken Sword Hero) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قهرمانی میان ضربهها و روایتهای پراکنده «Broken Sword Hero» که با نام تایلندی «Thong Dee Fun Khao» نیز شناخته میشود، فیلمی رزمی و تاریخی است که مسیر شکلگیری تونگدی را دنبال میکند: جوانی که پس از سالها تمرین، به جنگاوری توانمند بدل میشود و مهارتهایش را برای دفاع از مردمش به کار میگیرد.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که نیروی اصلیاش در بدن و حرکت است؛ در قصهای که پیوستگی و انسجامش گاه به اندازهٔ نبردهایش استوار نیست. نتیجه اثری است که در لحظههای رزمی جان میگیرد، اما در فاصلهٔ میان آن لحظهها گاهی سررشتهٔ روایت را از دست میدهد. بدن بازیگر، نیروی اصلی فیلم حضور Buakaw Banchamek مهمترین سرمایهٔ فیلم است.
آمادگی بدنی و مهارت رزمی او صرفاً ویژگیهایی بیرون از نقش نیستند؛ خودِ نقش را شکل میدهند. تونگدی بیش از آنکه از راه گفتوگو یا تأملهای طولانی شناخته شود، با شیوهٔ حرکت، واکنش و ایستادگیاش معرفی میشود. بازیگر اصلی به صحنهها وزن جسمانی میبخشد و تماشاگر را متقاعد میکند که آنچه میبیند حاصل تمرین و تسلط است، نه فقط ترفندهای سینمایی.
« بدن بازیگر، نیروی اصلی فیلم حضور Buakaw Banchamek مهمترین سرمایهٔ فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کیفیت، فیلم را از بسیاری از آثار رزمی متکی بر جلوههای نمایشی جدا میکند. ضربهها اغلب زمینی و مستقیماند و مبارزهها حس تماس و مقاومت دارند. از این رو، هرچند قصه در پرداخت شخصیت اصلی به اندازهٔ کافی دقیق نیست، خودِ بدن او به نوعی زبان روایی بدل میشود: زبانِ تلاش، یادگیری و برتری یافتن در میدان.
مبارزههایی که واقعاً وزن دارند صحنههای درگیری از نقاط قوت آشکار اثرند. ضربات دست و پا، زانو و آرنج، بهجای آنکه صرفاً رشتهای از حرکتهای نمایشی باشند، حس مبارزهای سخت و پرزحمت را منتقل میکنند. فیلم در این بخشها به توانایی رزمی بازیگر و گروه اجرا اعتماد میکند و همین اعتماد، صحنهها را باورپذیرتر میسازد.
جذابیت اصلی نه در اغراق آکروباتیک، بلکه در نیروی حرکت و مهارتی است که آن را هدایت میکند. با این همه، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به حرکتها مجال نمیدهد. تدوین تند و برشهای پیاپی گاه پیوستگی مبارزه را میشکنند؛ تماشاگر فرصت نمییابد مسیر یک فن یا پاسخ حریف را بهتمامی دنبال کند.
« این کیفیت، فیلم را از بسیاری از آثار رزمی متکی بر جلوههای نمایشی جدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، صحنهای که میتوانست با مکث و وضوح بیشتر به نمایشگاهی از فنون بدل شود، بعضی وقتها تنها بخشی از ظرفیتش را آشکار میکند. این کاستی از ارزش مبارزهها نمیکاهد، اما نشان میدهد که فیلم در انتخاب میان هیجان لحظهای و تماشای کامل مهارتها همیشه به سود دومی تصمیم نمیگیرد. سفری آموزشی با ایستگاههای فراوان ساختار داستان بر حرکت تونگدی میان استادان و اردوگاهها استوار است؛ هر ایستگاه فرصتی برای آموختن، آزمودن و مواجهه با آدمها و شرایط تازه فراهم میکند.
این الگو از نظر بالقوه برای فیلم رزمی مناسب است، زیرا رشد جسمانی قهرمان را به شکل مرحلهبهمرحله به تصویر میکشد. تماشاگر میتواند تغییر توانایی او را در مبارزهها ببیند، نه آنکه تنها دربارهاش بشنود. اما سفر طولانی فیلم کمکم به تکرار میگراید. رفتوآمد از اردوگاهی به اردوگاه دیگر، اگر هر بار به دگرگونی چشمگیری در شخصیت یا مسیر داستان منجر نشود، از تازگی میافتد.
در بخشهایی، فیلم بیشتر به مجموعهای از برخوردها و توقفگاهها شباهت پیدا میکند تا روایتی که هر مرحلهاش ضرورت مرحلهٔ بعد را روشن سازد. همین پراکندگی ریتم را کند میکند و ممکن است تماشاگر را از انتظار برای پیشرفت قصه خسته سازد. میان کمدی، رزم و درام فیلم میکوشد در کنار اکشن، لحظههای طنز و رفاقت را نیز وارد روایت کند.
« تماشاگر میتواند تغییر توانایی او را در مبارزهها ببیند، نه آنکه تنها دربارهاش بشنود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ترکیب گاهی نتیجهای دلپذیر دارد: فضای جدی مبارزه اندکی سبک میشود و شخصیتها فرصتی برای نشان دادن وجهی انسانیتر پیدا میکنند. شوخیها و موقعیتهای کمیک میتوانند از یکنواختی نبردهای پیدرپی بکاهند و به سفر قهرمان حالوهوایی سرگرمکننده بدهند. با این حال، پیوند میان لحنهای گوناگون همیشه هموار نیست.
گذر از صحنههای طنز به درگیری یا از ماجرایی فرعی به خط اصلی، گاهی ناگهانی به نظر میرسد. فیلم در لحظههایی چنان به سرگرمی و مبارزه تکیه میکند که سویهٔ دراماتیک شخصیتها کمرنگ میشود؛ در لحظههایی دیگر، میکوشد بار تاریخی و عاطفی بیشتری بر دوش روایت بگذارد، بیآنکه پیشتر زمینهٔ لازم را فراهم کرده باشد.
حاصل، اثری است پرتحرک اما نه کاملاً یکدست. شخصیتهای کموضوح و پیرنگ شلوغ ضعف بنیادی فیلم در سازماندهی داستان و انگیزههای شخصیتهاست. شمار زیادی از آدمها وارد روایت میشوند و بر مسیر تونگدی اثر میگذارند، اما همه به اندازهٔ کافی معرفی یا پرورده نمیشوند. برخی تصمیمها و دشمنیها بیشتر به پیشبرد موقعیت بعدی کمک میکنند تا آنکه از منطق روشن شخصیتها سرچشمه بگیرند.
« با این حال، پیوند میان لحنهای گوناگون همیشه هموار نیست. »
قوتها و کاستیها
بنابراین گاهی دشوار است فهمید چرا فلان شخصیت چنین رفتاری دارد یا چه چیزی برای او در خطر است. این ابهام، فقط مسئلهای جزئی در پرداخت فرعیها نیست؛ بر اهمیت عاطفی نبردها نیز اثر میگذارد. وقتی انگیزهٔ درگیری کاملاً روشن نباشد، پیروزی یا شکست قهرمان از وزن دراماتیک کمتری برخوردار میشود.
تماشاگر ممکن است همچنان از توانایی جسمانی او لذت ببرد، اما کمتر درگیر پیامدهای انسانی و اخلاقی مبارزهها شود. فیلم از ظرفیت یک داستان رشد و دگرگونی برخوردار است، ولی روایت پراکندهاش مانع از آن میشود که این ظرفیت بهتمامی شکوفا شود. پایانبندی فشرده و ناتمام در واپسین بخش، فیلم میکوشد چند مسیر روایی را به نقطهای نزدیک به پایان برساند، اما شتاب این جمعبندی محسوس است.
برخی خطهای داستانی فرصت کافی برای بستهشدن پیدا نمیکنند و بعضی پیوندها بهجای آنکه از دل روایت بیرون بیایند، بیشتر به توضیح یا وصلهای دیرهنگام میمانند. این شتاب، حسِ پایان کامل را تضعیف میکند و پرسشهایی را باقی میگذارد که فیلم پیشتر بهدرستی برایشان زمینه نساخته است. نکته آن است که مسئله تنها کوتاه بودن پایان نیست؛ بخشهای پیشین نیز پیوند لازم را با نتیجهٔ نهایی برقرار نمیکنند.
« بنابراین گاهی دشوار است فهمید چرا فلان شخصیت چنین رفتاری دارد یا چه چیزی برای او در خطر است. »
جمعبندی
در نتیجه، فیلم پس از زمانی طولانی، بهجای آنکه احساس فرود و تکمیل ایجاد کند، ناگهان متوقفشده به نظر میرسد. این کاستی بهویژه برای روایتی که بر سفر و شکلگیری یک قهرمان تکیه دارد، محسوس است. جمعبندی «Broken Sword Hero» در مقام فیلمی رزمی، جذابیتهای روشن و ملموسی دارد: مبارزههایی طبیعی و پرنیرو، حضور چشمگیر Buakaw Banchamek و لحظههایی که ترکیب اکشن و طنز از آنها سرگرمی میسازد.
اما روایت شلوغ، شخصیتهای کمپرداخته، تکرار رفتوآمدها و پایانبندی عجولانه، مانع از آن میشوند که این اجزا در قالب اثری کاملاً منسجم کنار هم بنشینند. تماشاگرانی که بیش از هر چیز برای دیدن فنون رزمی و آمادگی جسمانی بازیگر سراغ فیلم میروند، احتمالاً از بخشهای موفق آن بهره خواهند برد.
برای کسانی که پیوستگی داستان، انگیزههای روشن و فرجامی سنجیده را در اولویت میگذارند، فیلم تجربهای نابرابر خواهد بود: پرانرژی در میدان مبارزه، اما پراکنده در مسیر روایت.
« در نتیجه، فیلم پس از زمانی طولانی، بهجای آنکه احساس فرود و تکمیل ایجاد کند، ناگهان متوقفشده به نظر میرسد. »



ثبت دیدگاه