نقد و بررسی
نقد برایِتون ۴ام (Brighton 4th) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان پدر و پسر، میان تفلیس و بروکلین «Brighton 4th» درامی گرجی به کارگردانی Levan Koguashvili است که سفر کاخی، کشتیگیر بازنشسته، از گرجستان به بروکلین را دستمایهٔ روایت قرار میدهد. او برای کمک به پسرش سوسو راهی محلهٔ برایتون بیچ میشود؛ جایی که پسر نه آنگونه که پدر تصور میکرد زندگی میکند و نه از گرفتاریهایش بهسادگی میتوان عبور کرد.
بدهی قمار، کارهای ناپایدار و فاصلهٔ عاطفی میان دو نسل، بهانهای برای فیلم میشوند تا بیش از آنکه صرفاً قصهٔ یک نجات مالی باشد، تصویری از مسئولیت خانوادگی، مهاجرت و فرسودگی امید بسازد. این اثر گاه در سال ۲۰۲۲ معرفی شده، هرچند نمایش جشنوارهای آن در سال ۲۰۲۱ انجام شد. قصهای کوچک با بار عاطفی بزرگ فیلم به جای آنکه بر حادثههای پرشتاب تکیه کند، پیرامون مسئلهای نسبتاً ساده شکل میگیرد: پدری میخواهد پسرش را از وضعیتی بحرانی بیرون بکشد.
اما سادگی طرح به معنای سادگی روابط نیست. کاخی با نیت روشن وارد محیطی میشود که قواعد، زبان و مناسباتش برای او ناآشناست؛ با این حال، او در پی راهحلی قهرمانانه و نمایشی نیست. بیشتر میکوشد قدمبهقدم وضع را بفهمد و در حد توانش کنار پسر بایستد. این انتخاب، فیلم را از ملودرامهای متعارفی که بحران را به رشتهای از رویاروییهای تند بدل میکنند دور میکند.
« این اثر گاه در سال ۲۰۲۲ معرفی شده، هرچند نمایش جشنوارهای آن در سال ۲۰۲۱ انجام شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ پدر و پسر در مکثها، نگاهها و کوششهای روزمره آشکار میشود؛ در آنچه گفته نمیشود، به همان اندازه که در گفتوگوها. از همینجا، قصه به پرسشی انسانیتر میرسد: وقتی کسی که دوستش داریم بارها راه نادرست را انتخاب میکند، حمایت از او تا کجا معنا دارد و چگونه میتوان میان دلسوزی و پذیرفتن واقعیت تعادل برقرار کرد؟
کاخی؛ حضور آرام و استوار مرکز ثقل فیلم، بازی Levan Tediashvili در نقش کاخی است. پیشینهٔ واقعی او بهعنوان قهرمان کشتی، به شخصیت حضوری جسمانی و باورپذیر میدهد؛ با این همه، جذابیت نقش فقط در قامت و سابقهٔ ورزشی بازیگر نیست. کاخی مردی است که استواریاش بیشتر از خویشتنداری و استمرار رفتارش میآید تا از نمایش قدرت.
او خشم و نگرانیاش را به ژستهای بزرگ بدل نمیکند و همین خودداری، احساسات شخصیت را ملموستر میسازد. بازی Tediashvili بهویژه در لحظههای کمکلام اثرگذار است. چهره و حرکاتش به ما اجازه میدهند فشار موقعیت را حس کنیم، بیآنکه فیلم ناچار باشد آن را با توضیحهای پیاپی بیان کند. همین کیفیت طبیعی، نقشآفرینی او را با فضای واقعگرایانهٔ اثر هماهنگ میکند.
« کاخی؛ حضور آرام و استوار مرکز ثقل فیلم، بازی Levan Tediashvili در نقش کاخی است. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، رابطهٔ پدر و پسر گاهی عمداً از بیان کامل احساسات میگریزد؛ این خویشتنداری به باورپذیری کمک میکند، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار گشودگی عاطفی بیشتری دارند فاصلهساز باشد. برایتون بیچ بهمثابه اجتماع بروکلین در این فیلم پسزمینهای تزیینی نیست. محلهٔ مهاجرنشین برایتون بیچ، با اتاقهای شلوغ، کارهای دشوار و شبکهای از آشنایان و همزبانان، بخشی از نیروی دراماتیک قصه را شکل میدهد.
فیلم از این محیط تصویری صیقلی و رؤیایی نمیسازد؛ زندگی در آن ترکیبی است از گرفتاری، شوخی، همیاری و بیاعتنایی. کاخی با کسانی روبهرو میشود که به او دست یاری میدهند و کسانی که ترجیح میدهند از ماجرا کنار بمانند. این برخوردها، اجتماع مهاجران را نه آرمانی و یکپارچه، بلکه متشکل از انسانهایی با نیازها و محدودیتهای گوناگون نشان میدهد.
حس تعلق در اثر از جزئیات فرهنگی و روزمره نیرو میگیرد: زبانهای متفاوت، شیوهٔ معاشرت و صمیمیتی که گاه در سختترین شرایط پدید میآید. چنین جزئیاتی به فیلم گرما میدهند و از تقلیل مهاجرت به یک مضمون انتزاعی جلوگیری میکنند. با این حال، برخی تماشاگران ممکن است آرزو کنند فیلم از محله و زندگی ساکنانش بیشتر پرده برمیداشت.
« برایتون بیچ بهمثابه اجتماع بروکلین در این فیلم پسزمینهای تزیینی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر بیشتر بر مسیر کاخی و مسئلهٔ خانوادگی او متمرکز میماند تا آنکه به پرترهای جامع از جامعهٔ گرجی بروکلین تبدیل شود. طنز تلخ در دل گرفتاری یکی از امتیازهای «Brighton 4th» آن است که دشواریهایش را یکسره در لحن اندوهبار روایت نمیکند. موقعیتهایی که کاخی با آنها مواجه میشود، گاه طنزی خشک و تلخ دارند؛ طنزی که از ناسازگاری میان نیت خیرخواهانهٔ او و آشفتگی محیط پیرامونش سر برمیآورد.
این لحظهها نه بحران را بیاهمیت میکنند و نه آن را به شوخی بدل میسازند. برعکس، نشان میدهند آدمها گاهی برای تحمل واقعیت به خندهای کوتاه پناه میبرند. تعادل میان تلخی و شیرینی، در بهترین لحظهها به فیلم لطافتی انسانی میبخشد. رابطهٔ پدرانهٔ کاخی نیز از همین جنس است: محبت او پرشور و خطابهوار نیست، بلکه در کوشش مداوم برای کمککردن دیده میشود.
البته طنز کمپیرایهٔ فیلم برای همه به یک اندازه کارگر نیست. برخی موقعیتها آرام میگذرند و شوخیها بیشتر در فضای کلی اثر حل میشوند تا آنکه ضرباهنگی مستقل و پرتحرک بسازند. ریتم و شیوهٔ روایت کمانرژیبودن و کندی ریتم، مهمترین محدودیت فیلم است. کارگردانی Levan Koguashvili به مشاهده و مکث میدان میدهد؛ صحنهها معمولاً بهجای شتابگرفتن، در حالوهوای روزمرهٔ شخصیتها میمانند.
« این لحظهها نه بحران را بیاهمیت میکنند و نه آن را به شوخی بدل میسازند. »
قوتها و کاستیها
این روش با جهان فرسوده و بیثبات فیلم تناسب دارد، اما در بخشهایی از روایت احساس میشود صحنهها بیش از اندازه در یک وضعیت مکث میکنند. تماشاگرانی که به تحول پیوستهٔ پیرنگ یا تنش فزاینده خو گرفتهاند، ممکن است در میانهٔ فیلم تمرکزشان را از دست بدهند. با این همه، این کندی صرفاً کاستی اجرایی نیست؛ تا حدی بیانگر جهانی است که راهحلهای فوری در آن بهندرت پیدا میشوند.
مسئله این است که فیلم همیشه نمیتواند میان مکث معنادار و امتداد بیثمر مرز روشنی نگه دارد. بنابراین، شیوهٔ آرامش هم به ساخت فضای واقعگرا کمک میکند و هم گاهی مانع از آن میشود که پیوند عاطفی و دراماتیک با نیروی کافی پیش برود. جمعبندی «Brighton 4th» اثری کمادعا دربارهٔ محبت پدرانه، مسئولیت و زندگی مهاجرانی است که در فاصلهای دور از خانه، برای خود شبکهای شکننده از حمایت میسازند.
نقطهٔ قوت اصلی فیلم، بازی گرم و طبیعی Levan Tediashvili و نگاه بیتظاهرش به اجتماع گرجی بروکلین است؛ همچنین آمیزش ملایم طنز با تلخی، از افتادن کامل روایت در ورطهٔ نومیدی جلوگیری میکند. در سوی دیگر، ریتم کند و تمرکز محدود بر تجربهٔ کاخی ممکن است فیلم را برای برخی تماشاگران کشدار یا کمتحرک جلوه دهد.
« مسئله این است که فیلم همیشه نمیتواند میان مکث معنادار و امتداد بیثمر مرز روشنی نگه دارد. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه بر غافلگیریهای روایی یا حادثههای بزرگ تکیه کند، به حضور یک پدر و شیوهٔ آرامِ ایستادنش در کنار پسر وابسته است. اگر تماشاگر با درامهای مشاهدهگرانه و کمشتاب همراه شود، در سادگی آن صداقتی تأثیرگذار خواهد یافت؛ و اگر انتظار روایتی پرانرژی داشته باشد، احتمالاً فاصلهٔ میان ارزشهای انسانی فیلم و کندی حرکتش را برجستهتر احساس خواهد کرد.



ثبت دیدگاه